خبرگزاری حوزه | والدین، نخستین مربیان فرزندان خویشاند که با تقوا و اخلاق حسنه میتوانند بذر ایمان را در زمین فطرت فرزندان خود بکارند و سعادت ابدی را نصیب آنان گردانند. کسانی که بدون هیچ ادعایی درس زیستن را در مکتب عشق تدریس میکنند و هر لحظه الفبای انسانیت و مهربانی را نه با کلمات بلکه با وجود خویش به فرزندان خود میآموزند. در کنار محبت و مهربانی که والدین به فرزندان خود تزریق میکنند مهمترین وظیفه آنها تربیت است. تربیت یک فرایند ساده نیست بلکه والدین با نوع تربیت خود در هر ثانیه در حال نوشتن کتاب شخصیت فرزندان خویشاند.
با وجود اینکه در سالهای ابتدایی، فرزندان از والدین خود تبعیت میکنند و والدین تمام تلاش خود را به کار میبرند تا فرزندانشان از سفره تربیت بیبهره نباشند، اما گاهی شرایطی بوجود میآید که تربیت از مرز اختیار والدین خارج میشود.
در میان هیاهوی زندگی مدرن و تهاجم فضای مجازی، فرزندان تحتتاثیر این فضا قرار میگیرند تا جایی که حتی دچار مقاومتهای رفتاری میشوند در این صورت والدین ناگزیر به «موعظه» پناه میبرند؛ اما باید به یاد داشت؛ موعظهای سودمند است که بازدارنده و سازنده باشد، نه آنکه موجب قهر و جدل گردد.
در عصر حاضر سبک زندگی دیجیتال منجر به تاثیرگذاری بر ارزشهای اجتماعی شده و همین مسئله باعث میشود تا والدین با چالشهای تربیتی متعددی روبرو شوند: از یک طرف ضرورت هدایت فرزند به سوی کمال (مطابق فرمان الهی در سوره تحریم) و از سوی دیگر بیاثری روشهای پند و اندرز.
اکثر ما تصور میکنیم پنددادن یعنی تکرار مداوم اشتباهات، حال آنکه قرآن کریم و کلام پیامبر (ص) «حکمت و موعظه حسنه» را چیز دیگری معنا کردهاند.
حکمت و موعظه حسنه چنانچه با مولفهها و ویژگیهایی که قرآن کریم به آن اشاره کرده همراه شود، میتواند همچون آبی سرد، آتش لجاجت فرزندان را خاموش کند.
یکی از پرسشهایی که ذهن والدین را درگیر کرده این است که با وجود استفاده از ابزار موعظه چرا نصیحتها نتیجه بخش نبوده و اثر معکوس داشته است؟ حقیقت این است که مشکل از موعظه کردن نیست بلکه از شیوهی اجرای آن است که به نحو درست مورد توجه قرار نمیگیرد.
موعظهی قرآنی فراتر از یک انتقال سادهی اطلاعاتی، یک فرایند چند بعدی است. والدین برای رشد و شکوفایی فرزندان خویش (منطبق با آموزههای دینی) باید از کلیگوییهای خشک فاصله گرفته و به امور فطری و یادآوری نعمتها متوسل شوند تا فرزندان از این طریق با تفکر در هستی به خودشناسی برسند.
علاوه بر این موعظه حسنه نیازمند مهارت و ظرافت بیان خاصی است، بدین معنا که در این روش باید از تذکر مستقیم و خستهکننده به سمت موعظه غیرمستقیم و حکیمانه (بهرهگیری از داستان و تمثیل) حرکت کرد.
یکی از آسیبهایی که در امر موعظه وجود دارد این است که گاهی والدین در هنگام پنددادن، عزتنفس و کرامت انسانی فرزند خود را زیر سوال میبرند، در حالی که موعظه باید جلال قلب ایجاد کند نه حقارتنفس.
در سیره معصومین (ع) الگوهای متعددی برای فهم مفهوم موعظه وجود دارد؛ لقمان حکیم را می توان نمونهی بارزی دانست که به درستی از موعظهی حسنه برای تربیت فرزند خود بهره برده است و همچنین وجود مقدس امیرالمومنین (ع) که با وصایای خویش حکمت، محبت و مسیر توحید و اخلاق را نه با سرزنش و فریاد بلکه با مهر و عطوفت برای فرزندان خود ترسیم کردند.
آنچه که حائز اهمیت است این است که مربی پیش از آنکه سخن بگوید، باید خود به حکمت رسیده باشد؛ لذا موعظه زمانی شایسته و احسن است که مبتنی بر عمل صالح و اعتقاد سالم باشد. اگر اندرز با رعایت اقتضائات روحی و زمانی فرزند همراه گردد، نه یک ابزار فشار بلکه یک سرمایه عظیم برای ساختن شخصیت و سعادت انسان خواهد شد.
فراموش نکنیم که فرزندان امانتهای الهیاند و هدف از تربیت شفای سینههاست نه تسلط و آزار دادن قلب و روح.
سیده معصومه باقری، طلبه سطح سه










نظر شما