به گزارش خبرگزاری حوزه، مرجئه بر برتری ایمان و نیت قلبی تأکید داشتند و گناه را عاملی برای خروج از دین نمیدانستند، دیدگاهی که مسیر تعامل آنان با حکومت و دیگر گروهها را شکل میداد.
ایمان بدون عمل؛ عقاید مرجئه در یک نگاه
فرقه مرجئه یکی از جریانهای فکری مهم صدر اسلام بود که در پایان نیمه اول قرن اول هجری شکل گرفت. نام «مرجئه» از واژه «مرجئ» به معنای «تأخیر انداختن» گرفته شده است و اشاره به اصلی دارد که این گروه بر آن تأکید میکردند: واگذاری داوری نهایی درباره مؤمنان گناهکار به خداوند. مرجئه پس از خوارج به
وجود آمدند و برخلاف آنها که هر مسلمان مرتکب گناه کبیره را از دین خارج میدانستند، معتقد بودند که ایمان حقیقی با گفتار زبانی حاصل میشود و عمل، هرچند مهم، در تعیین ایمان مقدم نیست.
بر این اساس، کسی که گناه کبیره مرتکب شود، اگر ایمان داشته باشد، از دین خارج نمیشود و سرنوشت او تنها در دست خداست.
مرجئه باور داشتند که حتی اگر حاکمان مرتکب گناهان بزرگ شوند، مشروعیت حکومتشان از بین نمیرود و واجبالاطاعه هستند، مشروط بر این که به مسلمانان آسیب نرسانند.
به همین دلیل، این فرقه برای حکومتهای بنیامیه که از ارتکاب گناهان علنی و نهان ابایی نداشتند، پناهگاه فکری و سیاسی مناسبی بود و نقشی در تثبیت قدرت آنان ایفا کرد.
در حوزه سیاسی و دینی، مرجئه بر ضرورت اطاعت از امام یا حاکم تأکید داشتند، اما عصمت او را از خطا لازم نمیدانستند. آنان همچنین معتقد بودند که امام باید از قریش باشد، اما هر کسی که احکام خدا را به درستی اجرا کند، شایسته امامت است.
مرجئه به طور کلی عمل و طاعت ظاهری را ارزشمند میدانستند اما ایمان را بالاتر و مقدم بر عمل قرار میدادند.
تفاوت اصلی مرجئه با خوارج در همین نقطه است. خوارج معتقد بودند که مسلمان با ارتکاب گناه کبیره از دین خارج میشود و باید از جامعه اسلامی طرد شود، اما مرجئه میگفتند ایمان حقیقی به گفتار و باور قلبی وابسته است و گناه، ایمان را از بین نمیبرد.
این دیدگاه باعث شد که مرجئه سیاست سکوت و سازش با حکومت وقت را ترجیح دهند و با حفظ وحدت اجتماعی، از مشروعیت حاکمان ظالم دفاع کنند.
در طول تاریخ، مرجئه تحت تأثیر حمایتهایی از سوی حکومتهای اموی و برخی علمای اهل سنت، به ویژه ابوحنیفه و شاگردان او، رشد یافتند و در مناطق مختلف اسلامی مانند خراسان و بلخ گسترش یافتند.
آنان با تأکید بر اطاعت از حاکم و اهمیت وحدت، به ویژه در دورههایی که هرج و مرج و جنگ تهدیدی برای امنیت عمومی بود، نقش سیاسی و اجتماعی مهمی ایفا کردند.
با این حال، پس از سقوط حکومت اموی، اهمیت و نفوذ مرجئه به مرور کاهش یافت و دیگر به عنوان یک جریان مستقل برجسته ظاهر نشد.
امروزه مرجئه به صورت یک فرقه فعال وجود ندارد، اما عقاید و تفکرات آنان در مباحث کلامی و فقهی، به ویژه در دیدگاههایی که عمل را مقدم بر ایمان نمیدانند و بر بخشایش الهی تأکید دارند، تأثیرگذار باقی مانده است.










نظر شما