خبرگزاری حوزه | امروز، حوزههای علمیه شیعه یکی از بیبدیلترین گنجینههای فقهی، رجالی و تاریخی خود را از دست داد. ارتحال آیتاللهالعظمی سید موسی شبیری زنجانی در سن ۹۹ سالگی، تنها افول یک مرجع تقلید نیست؛ بلکه فروافتادنِ ستونِ خیمه تاریخ شفاهی و پایانِ عصرِ فقیهانِ مکتبِ «تتبعِ جامع و اصالتِ سند» است. او که خود در دل نسل اول شاگردان مؤسس حوزه علمیه قم بالیده بود، بیش از هفت دهه، نمادِ فقاهتِ خاموش، دقتِ نفسگیرِ علمی و پدریِ فراجناحی در کانون تحولات ایران بود.
۱. خاستگاه علمی و تکوین شخصیت
سید موسی شبیری زنجانی در دهم اسفند ۱۳۰۶ در قم زاده شد. او در خانوادهای چشم به جهان گشود که علم و حافظه در آن موروثی بود. پدرش، آیتالله سید احمد شبیری زنجانی، از فقیهان برجسته و یارِ غارِ بنیانگذار جمهوری اسلامی و سید محمد محقق داماد بود. این تبارشناسی از آن جهت حائز اهمیت است که سید موسی از همان اوان جوانی، در شبکهای از نخبگانِ علمی و مبارز حوزه تنفس کرد. هممباحثه بودن با استوانههایی چون امام موسی صدر و آیتالله دکتر بهشتی، نشان از افق وسیع فکری او در همان سالهای جوانی دارد. او عصارهی مکاتب فقهی قم و نجف بود؛ فقیهی که زانوی تلمذ در برابر بزرگانی چون آیات عظام بروجردی، محقق داماد (به مدت ۲۱ سال)، خویی و حکیم بر زمین زد و روششناسی هر یک را در مکتبِ اجتهادیِ خود ممزوج ساخت.
حضور مستمر سید موسی در نشستهای مشترک و صمیمانه پدرش با امام خمینی، موجب شناخت دقیق و بیواسطه وی از زوایای شخصیتی بنیانگذار انقلاب شد. ایشان با درکی عمیق از حوادث خرداد ۴۲، شجاعت امام را پدیدهای نادر در قرون اخیر و همتراز با صلابت مرحوم مدرس ارزیابی میکرد و بر این باور بود که همین صلابت روحی و تفاوت بنیادین در هندسه فکری انسانهای شجاع، بذر اندیشه انقلاب را در وجود امام پروراند؛ اندیشهای که در دیگران یافت نمیشد.
۲. معمارِ دقتهای نفسگیر و مبانیِ خاص
تمایز بنیادین آیتالله شبیری در سپهر فقاهت معاصر، روششناسیِ سختگیرانه و منحصربهفرد ایشان در استنباط احکام بود. برخلاف مشهور اصولیون متأخر، ایشان با پذیرش رویکرد «انسداد باب علم»، بهندرت به «خبر واحدِ ثقه» بسنده میکرد؛ مبنای سنگینی که فقیه را ناگزیر به تجمیع قرائن و تتبعی حیرتانگیز در میان روایات میسازد. از سوی دیگر، وسواس علمی ایشان در مراجعه مستقیم به نسخههای خطی کهن و مقابله شخصی اسناد (بهجای اعتمادِ صرف به نسخههای چاپی) و همچنین نگاه خاص ایشان به حجیّت اجماع (صرفاً از باب کشفِ تقریر معصوم)، مکتبی از دقتِ کمنظیر را پایهگذاری کرد. همین دقتهای اعجابآور سبب شد تا مرجعیت اعلای نجف، حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی، سالها احتیاطات فقهی خویش را به ایشان ارجاع دهند که این امر، خود گواه جایگاه بلامنازع وی در طراز اول فقاهت شیعه است.
۳. دایرةالمعارفِ زنده؛ پیوند فقاهت و تاریخ شفاهی
در سنت حوزوی، کمتر فقیهی یافت میشود که هم در فقه استدلالی در قله باشد و هم در تاریخ، تراجم و علم رجال. آیتالله شبیری دارای حافظهای شگفتانگیز بود که توانایی پیوند دادن جزئیات پراکنده تاریخی و رجالی را به وی میبخشید. تحقیق گرانسنگ ایشان بر کتاب «رجال نجاشی»، مرجعِ بیبدیلِ پژوهشگران است. اما شاهکارِ ماندگار ایشان در حوزه تاریخ شفاهی، کتاب عظیم «جرعهای از دریا» است. این اثر که در میان مراجع تقلید پدیدهای بینظیر محسوب میشود، حافظهی یک قرن از حیات علمی، سیاسی و اجتماعی علمای شیعه را از گزند فراموشی مصون داشت. ایشان حتی در تحلیلهای تاریخی خود وسواس علمی داشت.
۴. کنشگریِ فراجناحی
آیتالله شبیری زنجانی در عرصه سیاست و اجتماع، نماد اعتدال، وزانت و پدریِ فراجناحی بود. او از پذیرش زودهنگام و پرهیاهوی مرجعیت طفره رفت (تا سالها رساله نداد و دفترش وبسایت نداشت) و برخلاف رویه مرسوم، هرگز نظام شهریهدهی عمومی برای طلاب برقرار نکرد. کنشگری سیاسی ایشان، نه از جنس بیانیههای تندِ علنی، بلکه از جنس رایزنیهای مؤثرِ پنهان و شفاعتِ پدرانه بود.
میراثِ ماندگار؛ پایانی بر یک قرن اصالت و فقاهت
امروز، حوزههای علمیه با اندوهی سترگ و چشمانی اشکبار، با یکی از درخشانترین ستارگانِ آسمانِ علم و اصالت وداع میکنند. آیتاللهالعظمی سید موسی شبیری زنجانی، که اینک در جوار رحمت بیکران الهی آرام گرفته است، تنها یک فقیه نبود؛ او نفسِ گرمِ حوزههای سَلَف و تپشِ قلبِ تاریخِ ما بود که در کالبدِ زمان میتپید. فقدانِ جانکاهِ این پیرِ پارسا و پدرِ مهربان، ثلمهای جبرانناپذیر بر پیکرهی حوزههای علمیه است که تا سالیانِ دراز، مرهمی بر داغِ آن یافت نخواهد شد. امروز، جای خالیِ آن نگاهِ نافذ و آن قامتِ خمیده از بارِ امانتِ علم، بیش از هر زمانِ دیگری در کوچههای قم احساس میشود. همانگونه که خودِ ایشان همواره با دغدغهای عمیق میفرمودند: «آنچه باعث پیشرفت در همه امور است، اخلاص است… رفتار طلبه باید معرف دین باشد»، پایانِ ۹۹ سال حیاتِ پربرکتِ او، تجلیِ اشکآلود و تمامعیارِ همین اخلاص بود.
رحمة الله علیه رحمةً واسعة و حشره الله مع اجداده الطاهرین.
ایرج حجازی










نظر شما