به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از تهران، بسیاری از تجربههای تربیتی در مدارس، در همان مدرسه باقی میمانند؛ تجربهای که ممکن است حاصل سالها آزمون و خطا، ابتکار یک مدیر یا تلاش یک گروه تربیتی باشد، اما با تغییر مدیر یا پایان فعالیت یک مجموعه، بخش زیادی از آن نیز از دست برود. یکی از مسائلی که در مسیر فعالیت مدارس مسجدمحور مورد توجه قرار گرفته، عبور از همین تجربههای پراکنده و تبدیل آنها به دانش قابل انتقال است.
در رویکرد مدارس مسجد محور، تجربه مدرسه صرفاً یک خاطره یا روایت شفاهی نیست؛ بلکه تلاش میشود آنچه در میدان تعلیم و تربیت اتفاق افتاده، ثبت، تحلیل و در قالب کتاب، طرح عملیاتی و پژوهش در اختیار دیگران قرار گیرد.
تجربههایی که قرار نیست فراموش شوند
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور میگوید فعالیت این مدارس در ابتدا بیش از هر چیز بر تجربههای میدانی و شفاهی استوار بود، اما به تدریج مسیر تاریخنگاری، تجربهنگاری و علمنگاری این حرکت دنبال شد.
نتیجه این فرایند تاکنون انتشار قریب به ۲۰ عنوان کتاب تجربهنگاری بوده است؛ آثاری که تلاش میکنند بخشی از آنچه در مدارس و در عرصه عمل اتفاق افتاده را ثبت کنند. ۱۵ جلد دیگر نیز در دست اقدام است.
اما ثبت تجربه در کتاب، پایان این مسیر نیست. در مرحله بعد تلاش میشود از دل تجربههای مدارس، طرحهای عملیاتی استخراج شود؛ یعنی مشخص شود یک مدرسه بر چه مبانی و اصولی فعالیت کرده، چه سیاستها و اهدافی داشته و برای رسیدن به آنها چه اقداماتی انجام داده است.
تاکنون هشت نسخه از این طرحها تدوین و منتشر شده است.
از یک تجربه محلی تا الگویی برای دیگران
اهمیت این کار زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم قرار نیست هر مدرسه مسیر خود را کاملاً جدا از دیگر مدارس طی کند. برگزاری نشستهای میان مدیران و فعالان مدارس مسجدمحور نیز با همین هدف دنبال میشود.
در این نشستها، مدیران مدارس با یکدیگر دیدار میکنند، طرحها و برنامههای مختلف معرفی میشود و حاضران با ابعاد تربیتی و آموزشی آنها، نقش خانواده و شیوه اجرای برنامهها آشنا میشوند.
در واقع، تجربه یک مدرسه زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که امکان انتقال آن به دیگران وجود داشته باشد؛ البته انتقال تجربه الزاماً به معنای اجرای عین همان برنامه در مدرسهای دیگر نیست، بلکه میتواند زمینهای برای شناخت یک مسئله، پیدا کردن راهحل و طراحی برنامه متناسب با شرایط هر مدرسه باشد.
روستاهایی که تجربههایشان دیده میشود
یکی از بخشهای کمتر دیدهشده این جریان، مدارس روستایی است. مدارسی که معمولاً با محدودیتها و مسائل متفاوتی نسبت به مدارس شهری مواجهاند و به همین دلیل تجربههای موفق آنها میتواند برای نظام آموزشی اهمیت ویژهای داشته باشد.
دبیر ستاد مدارس مسجدمحور با اشاره به این موضوع، مدارس روستایی را از آسیبپذیرترین بخشهای نظام آموزشی دانسته و از وجود نمونههای موفق در این مناطق خبر داده است؛ تجربههایی که اکنون در حال استخراج و تدوین هستند.
این اقدام میتواند فرصت مناسبی برای دیده شدن راهکارهایی باشد که در شرایط متفاوت جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی به نتیجه رسیدهاند.
وقتی تجربه مدرسه وارد دانشگاه میشود
تجربهنگاری مدارس مسجدمحور تنها به ثبت روایت مدیران و مربیان محدود نشده و بخشی از این تجربیات به موضوع پژوهشهای دانشگاهی تبدیل شده است.
بر اساس اعلام دبیر ستاد، تاکنون ۱۰ رساله کارشناسی ارشد و دکتری با حمایت این مجموعه انجام شده و چندین پایاننامه دیگر نیز در حال نگارش است. چهار عنوان از این پژوهشها نیز در قالب کتاب منتشر شدهاند.
از سوی دیگر، تدوین آثاری بر اساس ساحتهای ششگانه سند تحول بنیادین نیز در دستور کار قرار گرفته است.
به این ترتیب، تجربهای که در ابتدا در یک محیط آموزشی و در مواجهه با مسائل واقعی دانشآموزان شکل گرفته، میتواند به موضوع مطالعه و پژوهش تبدیل شود و دوباره نتایج آن در اختیار میدان تعلیم و تربیت قرار گیرد.
حوزه و دانشگاه در یک میدان تربیتی
پشت این فرایند، یک نگاه معرفتی نیز وجود دارد. سند تحول بنیادین با مشارکت نخبگان حوزوی و دانشگاهی تدوین شده و بر حرکت به سوی حیات طیبه و تحقق تعلیم و تربیت اسلامی ـ قرآنی تأکید دارد.
در مدارس مسجدمحور نیز تلاش شده ظرفیت طلاب توانمند در کنار نیروهای دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد؛ ترکیبی که هدف آن پیوند میان دانش نظری و تجربه عملی در عرصه تربیت است.
در این نگاه، مدرسه صرفاً محل انتقال اطلاعات درسی نیست و تربیت دانشآموز نیز نباید به یک بُعد محدود شود. تأکید بر رشد متوازن در ساحتهای مختلف، یکی از مباحث مورد توجه در این الگوست.
رسانهای شدن تجربههای مدرسه
برای انتقال این تجربهها، مسیر رسانه نیز مورد توجه قرار گرفته است. همکاری با شبکههای مختلف سیما برای تولید و پخش مستندهایی درباره مدارس مسجدمحور، بخشی از این فعالیت است.
همچنین با راهاندازی سامانه جامع مدارس مسجدمحور و انتشار تولیدات در فضای مجازی و کانالهای مرتبط، تلاش شده این تجربیات از محدوده مدیران و فعالان مدارس فراتر رود و برای مردم و نهادهای مختلف نیز قابل دسترس باشد.
مسئله اصلی؛ چگونه تجربه را قابل انتقال کنیم؟
آنچه در این مسیر اهمیت پیدا میکند، صرفاً تعداد کتابهای منتشرشده یا پژوهشهای انجامشده نیست؛ مسئله مهمتر، چگونگی تبدیل تجربه به دانشی است که بتوان از آن استفاده کرد.
یک تجربه تربیتی زمانی میتواند برای مدرسه دیگری مفید باشد که مشخص شود این تجربه در چه شرایطی شکل گرفته، با چه مسئلهای مواجه بوده، چه راهکاری برای آن انتخاب شده و نتیجه چه بوده است.
از همین منظر، تجربهنگاری میتواند حلقه واسط میان «آنچه در مدرسه اتفاق افتاده» و «آنچه مدارس دیگر میتوانند از آن بیاموزند» باشد.
مدارس مسجدمحور اکنون تلاش میکنند بخشی از این مسیر را با ثبت تجربهها، تدوین طرحهای عملیاتی، حمایت از پژوهشهای دانشگاهی و استفاده از ظرفیت رسانه طی کنند؛ مسیری که در صورت استمرار، میتواند تجربههای پراکنده میدان تعلیم و تربیت را به مجموعهای منظمتر از دانش و تجربه قابل استفاده تبدیل کند.
انتهای پیام/










نظر شما