حجتالاسلام و المسلمین محمد دهقان، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به مشارکت دهها میلیونی مردم مسلمان ایران در پویش «جان فدا» اظهار داشت: حضور در مسیر جهاد و آمادگی برای شهادت، نیازمند پالایش قلبی از تعلقات دنیوی است.
وی در این راستا به بررسی آیات ۱۱ تا ۱۷ سوره مبارکه فتح پرداخت و تصریح کرد: این آیات پرده از رفتار افرادی برمیدارد که از یاری رسول خدا (ص) در سفر حدیبیه سر باز زدند.
کارشناس دینی با اشاره به جامعهشناسی متخلفان در زمان پیامبر (ص) خاطرنشان کرد: افرادی که از قبایل اطراف مدینه بودند، با بهانههایی چون سرگرمی به اموال و خانواده، از همراهی با پیامبر (ص) اجتناب کردند. این افراد در ظاهر، از پیامبر (ص) طلب مغفرت کردند، اما حقیقت امر این بود که زبانشان چیزی میگفت و در قلبشان چیزی دیگر میگذشت.
سوءظن؛ ریشه اصلی تخلف از مسیر حق
حجتالاسلام و المسلمین دهقان در تحلیل روانشناختی این آیات افزود: علت واقعی عدم حضور این افراد، نه دغدغههای خانوادگی، بلکه «سوءظن» و ترس از شکست بود. آنها گمان میکردند پیامبر (ص) و مؤمنان هرگز از سفر باز نخواهند گشت. زمانی که ایمان سست شود، دنیا و ترس از دست دادن داشتهها، بر اراده انسان غلبه کرده و او را به جایگاه «مُخَلَّفین» (بازماندگان) میکشاند.
مبلّغ شهرستان آمل اظهار داشت: خداوند به پیامبر خدا (ص) خبر داد که این افراد پس از پیروزی و دستیابی به غنایم، دوباره درخواست پیوستن به سپاه حق را خواهند کرد. اما پاسخ الهی صریح است؛ عذرهایی که ریشه در نفاق و دنیاپرستی داشته باشد، پذیرفته نیست. معیار اصلی، اطاعت صادقانه است و برای کسانی که با ایمان کامل فرمان خدا و رسول را اجرا کنند، اجر و پاداش و برای توجیه کنندگان، عذابی دردناک در انتظار است.
حجتالاسلام و المسلمین دهقان در تحلیل عمیقتر درخواست استغفار متخلفان تصریح کرد: طلب آمرزش این افراد از پیامبر (ص) نشان میدهد که در باطن، تخلّف از جهاد را یک «گناه» میدانستند. آنها نمیخواستند دلبستگی به مال و خانواده را به عنوان یک «عذر موجه» ارائه دهند، بلکه در واقع اعتراف کردند که علاقه به دنیا، آنها را به ارتکاب این گناه سوق داده است؛ بنابراین، ادعای آنها در مورد دغدغههای خانوادگی، نه دلیلی برای حلّیت تخلف، بلکه توجیهی برای گناه بوده است.
کارشناس دینی با تحلیل عبارت «یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم»، تفاوت میان عذر واقعی و بهانههای نفاقآمیز را تبیین کرد. وی تصریح کرد: متخلفان از جهاد، نه دغدغهی مال داشتند و نه واقعاً خواهان استغفار بودند؛ بلکه تمام این سخنان تنها روپوشی بود تا از شر عتاب و توبیخ مردم در امان بمانند. به عبارت دیگر، زبان آنها در خدمت پوشاندن حقیقتِ ترس و دنیاپرستیشان بود.
توحید در برابر اسبابگرایی؛ نفع و ضرر تنها به اراده خداست
وی در بررسی پاسخ الهی به بهانههای متخلفان اظهار داشت: قرآن کریم با طرح این پرسش که «چه کسی میتواند نفع یا ضرری از جانب خدا برای شما دفع یا جلب کند؟»، به یکی از بنیادیترین آموزههای توحیدی اشاره دارد. دلبستگی به اسباب ظاهری (مانند اداره امور خانواده) برای دفع ضرر، زمانی مشروع است که با تکالیف دینی معارض نباشد. اما در مقام دفاع از دین و وطن، باید از اسباب چشمپوشی کرد؛ زیرا هرگونه نفع یا ضرری تنها تابع مشیت الهی است و ترک وظیفه دینی به بهانهی مدیریت امور زندگی، هرگز باعث دفع خطر یا جلب خیر نمیشود.
جنگ روانی شیطان و پیامد سوءظن به یاری الهی
حجت الاسلام و المسلمین محمد دهقان با اشاره به علت واقعی تخلفات، «سوءظن» و «تزیین شیطان» را ریشه این رفتارها دانست و خاطرنشان کرد: علت اصلی عدم حضور متخلفان، نه اشتغال به دنیا، بلکه این پندار بود که رسول خدا (ص) و مؤمنان هرگز از میدان نبرد باز نخواهند گشت. شیطان این ترس را در دل آنها زیبا جلوه داد تا با ترویج این باور که «خداوند دینش را غلبه نمیدهد»، آنها را از حضور در جبهه بازدارد.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به تعبیر «قوماً بُوراً»، هشدار داد: کسانی که دچار سوءظن به یاری الهی شوند و به جای توکل، به ترسهای دنیوی میدان دهند، در واقع در مسیر هلاکت و فساد قرار گرفتهاند. ایمان واقعی یعنی باور به اینکه پیروزی نهایی متعلق به حق است، حتی اگر اسباب ظاهری در ابتدا دشوار به نظر برسند.
پیوند ناگسستنی ایمان به خدا و اطاعت از رسول
کارشناس دینی با اشاره به آیه ۱۳ سوره فتح ابراز داشت: در قرآن کریم، ایمان به خدا و رسول در کنار یکدیگر ذکر شدهاند تا روشن شود که هرگونه نافرمانی از پیامبر (ص)، در حقیقت کفر به خداوند است. لحن تهدیدآمیز آیات در مورد فراهم شدن «سعیر» (آتش مشتعل) برای کافران، نشان میدهد که کفر و تخلف آگاهانه، پیامدهایی سخت در آخرت دارد و این عذاب، نتیجه مستقیم انتخاب خود انسان است.
وی در تحلیل آیه ۱۴ سوره فتح تصریح کرد: در حالی که خداوند مالک مطلق آسمانها و زمین است و قدرت عذاب دارد، اما ذکر نامهای «غفور» و «رحیم» در کنار مالکیت مطلق او، نشاندهنده این حقیقت است که رحمت الهی بر غضبش پیشی دارد. این تعادل در قرآن برای این است که بندگان حتی در سختترین شرایط، امید خود را به استغفار و رحمت پروردگار از دست ندهند و به سوی توبه ترغیب شوند.
عدالت در پاداش؛ غنائم متعلق به استواران است
حجت الاسلام و المسلمین محمد دهقان به موضوع «پاداشهای مادی و معنوی» پس از پیروزی پرداخت. وی با اشاره به فتح خیبر خاطرنشان کرد: متخلفانی که در سختیها (مانند سفر حدیبیه) حضور نداشتند، پس از پیروزی و دستیابی مؤمنان به غنائم، با چهرهای جدید و درخواستهای مصلحتی خواستار پیوستن به سپاه حق شدند.
وی یادآور گردید: پاسخ الهی به این افراد قاطع بود؛ غنائم و افتخارات پیروزی تنها متعلق به کسانی است که در روزهای سخت، استوار ماندند و فرمان خدا و رسول را اطاعت کردند. تلاش متخلفان برای تغییر حکم الهی و بهرهمندی از نتایجی که در مسیرش تلاش نکردهاند، هرگز پذیرفته نمیشود و عدالت الهی ایجاب میکند که پاداشها، متناسب با میزان ایثار و استقامت باشد.
سستی منطق منافقان؛ وقتی حسادت را به جای ایمان مینشاندند
مبلّغ شهرستان آمل با بررسی واکنش متخلفان به عدم پذیرش عذرشان، به تحلیل عبارت «بل کانوا لا یفقهون الا قلیلاً» پرداخت. وی تصریح کرد: منافقان پس از آنکه درخواستشان برای بهرهمندی از غنائم رد شد، به جای بازنگری در رفتار خود، به پیامبر (ص) تهمت «حسادت» زدند. این ادعا نشاندهنده ضعف شدید در قدرت تشخیص و سستی در عقلانیت آنهاست؛ چرا که کسی که به معصومیت رسول خدا (ص) و فرمانبرداری ایشان از وحی ایمان داشته باشد، هرگز چنین سخنی را بر زبان نمیآورد. از این رو، «نفهمیدن» در اینجا به معنای ضعف در درک حقیقت و سادگی بیش از حد در برابر وسوسههاست، نه لزوماً کمبود دانش.
کارشناس دینی در ادامه تبیین آیات، با اشاره به موضوع «قوم اولی بأس شدید» اظهار داشت: خداوند متخلفان را به چالش کشید و خبر داد که به زودی به نبردهایی با اقوام قدرتمند (مانند هوازن، ثقیف یا روم) دعوت خواهند شد. در این مرحله، تنها دو راه پیش روی آنهاست؛ یا اطاعت کنند و به پاداشی نیکو دست یابند و یا مانند گذشته روی گردانند و با عذابی دردناک مواجه شوند. وی تأکید کرد: این آیات نشان میدهد که مسیر حق، همواره با آزمونهای سختتر ادامه مییابد تا سره از ناسره جدا شود.
رویکرد انسانی قرآن در تکالیف جهاد
حجت الاسلام و المسلمین محمد دهقان با اشاره به جنبههای عدالت و رحمت الهی در تعیین تکالیف، به بررسی آیه ۱۷ سوره فتح پرداخت و افزود: قرآن کریم با صراحت اعلام میکند که برای نابینایان، لنگان و بیماران «حَرَج» (گناه یا سختی) نیست. این بخش از آیات نشاندهنده نگاه واقعبینانه و انسانی اسلام است که تکالیف را متناسب با تواناییهای جسمی افراد تعیین میکند.
وی گفت: تفاوت بنیادین میان «معلولین» و «متخلفان»، در جایگاه آنهاست؛ در حالی که خداوند معلولان را از تکلیف سخت رها کرده، اما متخلفانی را که با وجود توانایی، به بهانههای دنیوی از جهاد گریختند، با هشدار شدید مواجه ساخته است. معیار نهایی در نزد خدا، اطاعت در حد توان است و پاداش بهشت برای کسانی است که با تمام وجود فرمان خدا و رسول را اجرا کنند.
تفکیک میان «رفع تکلیف» و «رفع حرج»
حجتالاسلام و المسلمین محمد دهقان در نکتهای دقیق تفسیری اشاره کرد: قرآن کریم در مورد معلولین، صرفاً حکم جهاد را حذف نکرده است، بلکه بیان میدارد که آنها «لازمه» و فشار سختِ این تکلیف (حرج) را ندارند. این تفاوت ظریف نشان میدهد که روحِ تکلیف و دغدغهی دفاع از حق باید در قلب هر مؤمنی باشد، حتی اگر محدودیتهای جسمی مانع از اجرای عملی آن شود.
پایانبندی: حقیقت انتخاب میان بهشت و عذاب
مبلّغ شهرستان آمل در نهایت با استناد به پایانبندی آیات، تأکید کرد: مسیر زندگی هر انسان در نهایت به یک انتخاب ساده اما سرنوشتساز ختم میشود؛ یا اطاعت صادقانه از خدا و رسول که نتیجه آن ورود به بهشتی است که نهرها از زیر آن جاری است، و یا روی گرداندن از حقیقت که پیامد آن چیزی جز عذابی دردناک و الیم نیست. پویش «جان فدا»، در حقیقت، تجلّی همین اطاعت صادقانه در عصر حاضر است تا مؤمنان بار دیگر ثابت کنند که تعلقات دنیوی هرگز بر ارادهی آنها برای یاری دین خدا غلبه نمیکند.










نظر شما