شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۴
ملت ایران به برکت رهبری، مقاومت را به فرهنگ عمومی تبدیل کرد

حوزه/ استاد حوزه و دانشگاه، با تأکید بر نقش محوری رهبری در نهادینه‌سازی فرهنگ مقاومت در جامعه ایران گفت: تمدن تاریخی، مکتب اسلام ناب و رهبری سه ریشه اصلی مقاومت ملت ایران هستند و هدایت و روشنگری رهبر انقلاب موجب شده است مقاومت از یک رویکرد سیاسی به فرهنگی عمومی در میان مردم تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی در اجتماع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره) قم، با اشاره به واکنش‌های جهانی نسبت به مقاومت ملت ایران اظهار کرد: امروز همه دنیا در تحلیل رفتار مقاومتی ملت ایران شگفت‌زده شده است.

وی با اشاره به سخنان اخیر رئیس‌جمهور روسیه در نشست با اهالی رسانه از نقاط مختلف جهان افزود: آقای پوتین در این نشست تصریح کرد که جهان از شجاعت، مقاومت و ایستادگی ملت ایران شگفت‌زده شده است.

مقاومت ملت ایران؛ اعجازی که تحلیلگران جهان را متحیر کرد

استاد حوزه با بیان اینکه تحلیلگران مختلف از نقاط گوناگون جهان نیز به مقاومت ملت ایران اشاره کرده‌اند، ادامه داد: کسی باور نمی‌کرد در کشوری که این‌چنین مورد ظلم، تهاجم نظامی، تهاجم اقتصادی و فرهنگی و شدیدترین تحریم‌ها و تهدیدها قرار گرفته و پس از به شهادت رسیدن اصلی‌ترین رهبران، فرماندهان و سرمایه‌های ملی، فکری و نظامی خود، تازه ملت آن به خط شود و به صحنه بیاید.

وی این حضور را یک اعجاز بشری دانست که بسیاری از اندیشمندان در تحلیل آن مانده‌اند و گفت: تحلیلگران مختلف هر کدام از دریچه نگاه خود، مقاومت بی‌نظیر، مبارزه خستگی‌ناپذیر و نبرد جانانه عموم مردم ایران را بررسی کرده و نتایجی به دست آورده‌اند؛ اما در اینجا چند ریشه مقاومت و چند پیامد این مقاومت ملی مورد توجه قرار می‌گیرد.

برهم زدن نظم استعماری؛ محور سیاست انقلاب اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی با اشاره به نخستین ریشه مقاومت ملت ایران گفت: با جرئت می‌توان ادعا کرد تنها کشوری، حاکمیتی و انقلابی که از روز نخست بنا نهاده شدن، محور اساسی سیاست‌گذاری‌های خود در عرصه بین‌المللی را برهم زدن نظم باطل و استعماری و استکباری قرار داد، جمهوری اسلامی ایران بود.

وی افزود: این نظم در دوران پس از جنگ‌های جهانی اول و دوم و توسط قدرت‌هایی شکل گرفت که بیش از ۸۰ میلیون انسان بی‌گناه را در این جنگ‌ها به کام مرگ فرستادند. انقلاب اسلامی از روز نخست رسالت خود را برهم زدن این نظم ظالمانه، استعمارگر و چپاول‌گر تعریف کرد و منطق سیاسی خود را بر این اساس قرار داد.

استاد حوزه خاطرنشان کرد: با وجود همه هزینه‌هایی که مستکبران عالم علیه این حرکت ایجاد کردند؛ از هزینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی گرفته تا شدیدترین ترورهای رسانه‌ای، مردم، نظام و رهبری مستحکم ایستادند و از شعار و جهت خود دست برنداشتند.

وی تصریح کرد: امروز بشریت صدای شکسته شدن استعمار و فرو ریختن استخوان‌های پوشالی و پوسیده امپریالیسم جهانی را شنیده است و صدای خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید عزیز ما در جهان طنین‌انداز شده است.

تمدن کهن ایرانی؛ نخستین ریشه مقاومت ملی

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی در ادامه با اشاره به عوامل شکل‌دهنده مقاومت ملت ایران گفت: این مقاومت و حضور شگفتی‌ساز ملت ایران در عرصه مبارزه، علت‌ها و ریشه‌هایی دارد.

وی افزود: دانشمندان حوزه علوم سیاسی و کارشناسانی که از نظر اندیشه‌ای نیز نسبتی با ما ندارند، یکی از مهم‌ترین علل مقاومت مردم ایران را در اصالت تمدنی، سابقه تاریخی و هویت این ملت می‌دانند و آن را با کشورهایی مقایسه می‌کنند که از چنین سابقه‌ای برخوردار نیستند.

استاد حوزه ادامه داد: تمدن کهن، اصیل، نامیرا و مستمر می‌تواند یک ملت را مقاوم کند؛ زیرا هویت تاریخی به مردم می‌بخشد. فردی که در ایران متولد می‌شود، خود را در یک گستره تاریخی مشاهده می‌کند، برای خود مأموریت تاریخی تعریف می‌کند و از گذشتگان خود در مبارزه، شجاعت و ایثار درس می‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: این یکی از عناصر مبارزه ملی ایرانیان است. برخی کشورها از این عنصر بهره‌مند نیستند؛ زیرا نوپا هستند و سابقه تاریخی چندانی ندارند. بنابراین یکی از ریشه‌های تأثیرگذار در مقاومت ملی ملت ایران، اصالت این ملت، تمدن تاریخی و عظیم آن و مجموعه درس‌هایی است که از تاریخ خود گرفته است.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی در عین حال گفت: این علت، با وجود اهمیت و تأثیرگذاری، علت تام و صددرصدی مقاومت نیست. برای نمونه، کشورهایی مانند مصر نیز از تمدن کهن برخوردارند، اما این تمدن در مقاطع مختلف تاریخی نتوانسته است به مقاومت ملی آنان منجر شود.

اسلام مبارز؛ دومین ریشه مقاومت ایرانیان

وی دومین عنصر مقاومت ملت ایران را مکتب اسلام دانست و اظهار کرد: تحلیلگران اسلامی و سیاسی کشورهای منطقه نیز به عنصر اسلام مبارز توجه کرده‌اند؛ اسلامی که در تعبیر امام خمینی(ره) از آن با عنوان «اسلام ناب» یاد می‌شود.

استاد حوزه افزود: مکتبی که انسان را به مبارزه دعوت می‌کند و آیاتی همچون «أشدّاء علی الکفار رحماء بینهم»، «وأعدّوا لهم ما استطعتم من قوة» و «وجاهد الکفار والمنافقین» را مطرح می‌کند، انسانی مبارز، هویت‌دار و سرنوشت‌ساز در تمدن بشری تعریف می‌کند و به او اصالت الهی و توحیدی می‌بخشد.

وی ادامه داد: «فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر الناس علیها» نیز بر همین حقیقت دلالت دارد؛ مکتبی که انسان را به عنوان شخصیتی توحیدی، مبارز و متعالی تعریف می‌کند و زندگی با عزت، شرافت و مقاومت را برای مؤمن به عنوان یک ارزش اساسی قرار می‌دهد و مرگ با شرافت را بر زندگی مادی و حیوانی ترجیح می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی تصریح کرد: چنین مکتبی انسان‌های مبارز، مقاوم و خستگی‌ناپذیر تربیت می‌کند؛ اما این دلیل نیز به تنهایی کافی نیست، زیرا در بسیاری از کشورهای منطقه، قرآن با قرائت‌های زیبا تلاوت و با بهترین کیفیت چاپ می‌شود و آیات نورانی قرآن کریم، از جمله سوره برائت، قرائت می‌شود، اما روح مبارزه و انسان مبارز از آنجا بیرون نمی‌آید.

امامت و رهبری؛ سومین ریشه مقاومت ملی

وی سومین ریشه مقاومت ملت ایران را «رهبری» عنوان کرد و گفت: در حوزه علوم اجتماعی از این مفهوم با عنوان Leadership و در منطق شیعه از آن با عنوان «امام» یاد می‌کنیم.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر این ریشه سوم، یعنی رهبری، در مقاومت ایرانیان وجود نداشت، بهره‌مندی از تمدن و مکتب به تنهایی نمی‌توانست چنین مبارزانی را در این تراز ملی و در این گستره و مقاومت بی‌نظیر تربیت کند؛ چراکه در برهه‌هایی از تاریخ از همین تمدن و همین مکتب بهره‌مند بودیم، اما مقاومت ملی در این سطح از خود نشان ندادیم.

وی با تأکید بر نقش امامت و ولایت فقیه در بازتولید مقاومت گفت: امروز برای همه روشن شده است که مفهوم امامت، ولایت فقیه و رهبری جامعه در بازتولید مقاومت، تأثیر بسیار مهمی داشته است.

اگر رهبری مقاومت نبود، تئوری سازش بر کشور حاکم می‌شد

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی با اشاره به نقش رهبر انقلاب در هدایت کشور اظهار کرد: اگر فقیه مبارز و رهبری که مبارزه با استکبار را افتخار زندگی خود قرار داده بود در رأس جامعه اسلامی نبود، برخی جریان‌های فکری و رسانه‌ای می‌توانستند با تئوری‌پردازی‌های خود ملت را نسبت به ضرورت دفاع و تقویت توان بازدارندگی دچار تردید کنند.

وی افزود: در همین کشور، افرادی می‌گفتند مردم گرسنه‌اند و شما هزینه‌های کشور را صرف ساخت و تولید موشک می‌کنید. به رهبر انقلاب نیز در رسانه‌ها، روزنامه‌ها و شبکه‌های مختلف اتهام زده شد که دچار توهم توطئه است و برای خود دشمن طراحی می‌کند.

استاد حوزه ادامه داد: اگر مقاومت و ایستادگی رهبر انقلاب نبود و اگر ایشان فشارها، تهمت‌ها و هجمه‌ها را تحمل نمی‌کرد، جریان‌هایی می‌توانستند کشور را به سمتی ببرند که ملت ایران با میل و اراده خود به کشوری وابسته تبدیل شود و منابع آن در اختیار قدرت‌های خارجی قرار گیرد.

وی با اشاره به وضعیت برخی کشورهای منطقه گفت: امروز نمونه‌هایی از این وضعیت را در کشورهای مختلف مشاهده می‌کنیم؛ هم هزینه‌های سنگین از آنها دریافت می‌شود، هم تحقیر می‌شوند و هم منابع و منافع ملت‌های اسلامی در خدمت قدرت‌های خارجی قرار می‌گیرد.

جنگ اخیر، واقعیت تهدید را آشکار کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی با طرح این پرسش که آیا دشمن ایران واقعی بود یا خیر، گفت: دشمن واقعی بود و اتفاقات جنگ نشان داد که تهدیدها واقعی بوده است.

وی افزود: دشمنی که به کشور حمله می‌کند و از نابودی ملت ایران سخن می‌گوید، میان مسلمان، مسیحی و یهودی و همچنین عرب، فارس، ترک و دیگر اقوام تفاوتی قائل نمی‌شود.

استاد حوزه تصریح کرد: امروز باید به این پرسش پاسخ داد که آیا تشخیص درباره دشمن و ضرورت تقویت توان دفاعی درست بود یا ناشی از توهم توطئه؛ واقعیت میدان نشان داد که تهدید، واقعی بوده است.

سعید لیلاز: در تحلیل واقعیت میدان اشتباه کردم

وی با اشاره به مواضع سعید لیلاز، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، گفت: سعید لیلاز که نقدهای جدی به حاکمیت داشته است، در دوران جنگ در رسانه‌های مختلف اعلام کرد که در تحلیل خود اشتباه کرده و تشخیصش نسبت به واقعیت میدان نادرست بوده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی افزود: باید این اقرارها مطرح شود تا عظمت تشخیص رهبر انقلاب در شناخت دشمن، جهت‌دهی هزینه‌ها به سمت تقویت توان دفاعی و برجسته کردن ارزش‌های اسلامی، قرآنی، ملی و توحیدی برای مردم روشن شود.

وی اظهار کرد: ملت ایران ملت مقاومی است، اما اگر رهبری در سخنرانی‌های خود از مقاومت سخن نمی‌گفت، نظریه مقاومت را نهادینه نمی‌کرد و ارزش مقاومت را برای مردم تبیین نمی‌کرد، ممکن بود جامعه به سمت ذلت حرکت کند و حتی به آن افتخار کند.

رهبری، ظرفیت‌های ملی را برای مقابله با تهدید فعال کرد

استاد حوزه با اشاره به تفاوت مسیر جمهوری اسلامی با برخی کشورهای منطقه گفت: اگر کشوری رهبری نداشته باشد که مردم را نسبت به واقعیت‌های جهان آگاه کند، آیات قرآن را برای آنان تبیین کند و دشمن واقعی اسلام و بشریت را بشناساند، نتیجه آن وابستگی و قرار گرفتن ظرفیت‌های ملی در خدمت قدرت‌های بیگانه خواهد بود.

وی افزود: عنصر رهبری در اینجا خود را نشان می‌دهد. سومین ریشه‌ای که ملت ایران را مقاوم کرد و مقاومت ملی را نهادینه ساخت، عنصر رهبری بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی خاطرنشان کرد: اگر مشاهده می‌شود دشمن شدیدترین هجمه‌ها را متوجه شخص اول نظام کرده است، یکی از دلایل آن این است که رهبری روشنگر و بیدارکننده است، ظرفیت‌های ملی را به میدان می‌آورد و دست دشمن را برای مردم آشکار می‌کند.

نخستین پیامد مقاومت؛ تثبیت نظریه شکست‌ناپذیری ملت ایران

وی در ادامه با اشاره به پیامدهای مقاومت ملی ملت ایران گفت: نخستین پیامد و نتیجه مقاومت ملی ایرانیان این است که نظریه شکست‌ناپذیری ملت ایران در نگاه جهانیان تثبیت شده است.

استاد حوزه با اشاره به تحلیل‌هایی که پیش از جنگ اخیر درباره وضعیت داخلی ایران مطرح شده بود، افزود: در ماه‌های گذشته و پس از حوادثی که در کشور رخ داد، برخی کارشناسان تحلیل کردند که عقبه مردمی جمهوری اسلامی ایران از دست رفته و استحکام انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در بدترین شرایط ممکن قرار دارد.

وی ادامه داد: حتی برخی تحلیلگران و نظریه‌پردازان سیاسی اسرائیل، این مقطع را بهترین زمان برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کردند و بر اساس محاسبات خود تصور کردند که کشور در شدیدترین حالت ضعف سیاسی قرار دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب پیش از شهادت گفت: رهبر انقلاب در سخنرانی خود تأکید کرد که ملت ایران به فضل الهی علیه ظلم و استکبار جهانی پیروز خواهد شد.

وی اظهار کرد: شاید برخی افراد سیاسی و حتی بعضی افراد درون سیستم در آن مقطع به این سخن توجه لازم را نکردند، اما نتیجه مقاومت مردم این شد که امروز پوتین می‌گوید جهان از مقاومت، مبارزه و شجاعت ملت ایران شگفت‌زده شده است.

ملت ایران و مفهوم شکست‌ناپذیری در محاسبات توحیدی

استاد حوزه افزود: نخستین دستاورد مقاومت ملی این است که شکست‌ناپذیری ملت ایران در عرصه جهانی تثبیت شده است.

وی با اشاره به پیام اخیر رهبر انقلاب ادامه داد: برخی تحلیلگران ایران را چهارمین ابرقدرت یا چهارمین قدرت بین‌المللی معرفی می‌کنند، اما در محاسبات الهی و توحیدی، ایران تنها ابرقدرت بین‌المللی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی این نگاه را مبتنی بر مفهوم مقاومت و شهادت دانست و گفت: امام خمینی(ره) فرمود «ملتی که شهادت دارد، شکست ندارد». در محاسبات توحیدی، ملتی که عاشق خداست، عاشق مبارزه با اسرائیل است و در مسیر توحید حاضر به جانفشانی است، از بین‌رفتنی و شکست‌دادنی نخواهد بود.

وی افزود: این نخستین دستاوردی است که مقاومت ملت ایران در عرصه جهانی تثبیت کرده است.

پیامد دوم مقاومت؛ تضعیف هیمنه آمریکا

استاد حوزه، دومین دستاورد مقاومت ملی ایرانیان را تضعیف هیمنه آمریکا عنوان کرد و گفت: برجسته‌ترین تحلیلگران علوم سیاسی بیان کرده‌اند که آمریکای امروز از نظر هیمنه، هژمونی نظامی، اقتدار سیاسی و حتی اقتصادی با آمریکا پیش از جنگ قابل مقایسه نیست.

وی افزود: تصویری که آمریکا از خود در جهان ارائه کرده بود، مبنی بر اینکه قدرت برتر جهان است، هر اقدامی را می‌تواند محقق کند و قوی‌ترین ارتش جهان را در اختیار دارد، در جریان جنگ با ایران با چالش جدی مواجه شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی با اشاره به دیدگاه‌های جان مرشایمر، تحلیلگر آمریکایی، گفت: مرشایمر در تحلیل‌های خود در شبکه‌های مختلف به این موضوع اشاره کرده که آمریکا در این جنگ بخشی از هژمونی خود را از دست داده است.

وی ادامه داد: همچنین در تحلیل‌های اخیر او، احتمال تضعیف شدید هژمونی آمریکا در پی عملکرد رئیس‌جمهور فعلی این کشور مطرح شده است.

استاد حوزه تصریح کرد: پیامد دوم مقاومت ملی این است که هژمونی آمریکا، تصور سلطه مطلق این کشور، ادعای برخورداری از برترین ارتش و همچنین نگاه تک‌قطبی به نظام سیاسی جهان با چالش مواجه شده است.

یمن؛ جلوه‌ای از پیامدهای مقاومت

وی سومین پیامد مقاومت ملی ملت ایران را در تحولات یمن مورد توجه قرار داد و گفت: امروز ملت یمن می‌تواند به عنوان یکی از دستاوردهای مقاومت ملت ایران مورد توجه قرار گیرد؛ «إن تنصروا الله ینصرکم».

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی افزود: نصرت الهی در همه میدان‌ها وجود دارد، اما یکی از جلوه‌های ظهور و بروز آن در مقاومت، پیروزی‌هایی است که ملت یمن در هفته‌های اخیر به دست آورده است.

وی ادامه داد: اگر ملت ایران صحنه را خالی می‌کرد، آیا یمن به مبارزه خود ادامه می‌داد؟ اگر ایران صحنه را خالی می‌کرد، آیا حزب‌الله به مبارزه ادامه می‌داد؟ آیا گروه‌های مقاومت در عراق به مبارزه ادامه می‌دادند؟

مقاومت ملت ایران و تغییر فضای جهانی علیه رژیم صهیونیستی

استاد حوزه در ادامه با اشاره به تحولات عرصه بین‌المللی اظهار کرد: اگر مقاومت ملت ایران نبود، آیا در صحنه بین‌المللی چنین تغییراتی رخ می‌داد؟

وی با اشاره به حضور نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل افزود: زمانی که بنیامین نتانیاهو برای سخنرانی در سازمان ملل حضور یافت، بخش قابل توجهی از حاضران سالن را ترک کردند و اعتراض‌هایی نیز نسبت به سخنان او شکل گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی این تحولات را از پیامدهای مقاومت دانست و گفت: یکی از پیامدهای مقاومت ملت ایران، تغییر تصویر و آشکار شدن چهره سردمداران کفر و رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان است.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha