خبرگزاری حوزه| دبیرخانه همایش بینالمللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» دانشگاه جامع امام حسین(ع) با همکاری پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر، فرهنگستان علوم، معاونت پژوهش حوزههای علمیه، انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم و موسسه رویش اندیشه و معرفت پنجاه و پنجمین پیشنشست را در قالب کرسی علمی ـ ترویجی تخصصی با موضوع «تغییر نگرش خانواده ایرانی؛ راهکار عملیاتی حکمرانی جمعیت در ایران» با ارائه دکتر طاهره حیاتی، استاد مجتمع آموزش عالی بنتالهدی جامعةالمصطفی و نقادی دکتر امیرحسن شیعی، مدیر موسسه بینالمللی رویش اندیشه و معرفت برگزار کرد که مشروح این نشست علمی را در ادامه می خوانید:
ضرورت توجه جدی به مسئله جمعیت و فرزندآوری
حجتالاسلام محمدحسین حیاتی، معاون پژوهش مؤسسه بینالمللی رویش اندیشه و معرفت و دبیر نشست:
مرکز پژوهشی حکمرانی رویش با هدف ایجاد بستری علمی و تخصصی برای تبادل اندیشهها و آرا در زمینه الگوهای حکمرانی، سلسلهنشستها و کرسیهای علمی ـ ترویجی را پیرامون چالشهای اساسی جامعه برگزار کرده است.
در یک سال اخیر، موضوعاتی همچون حکمرانی اینترنت و فضای مجازی، حکمرانی انسجام و مشارکت اجتماعی، حکمرانی آموزش و پرورش و موضوعات دیگر در این سلسلهنشستها مورد بررسی قرار گرفته است. در همین راستا، این مرکز پژوهشی با همکاری همایش «حکمرانی جمعیت و خانواده در تمدن آینده»، کرسی علمی ـ ترویجی امروز را برگزار میکند که در خدمت بزرگواران هستیم.
همانطور که مستحضر هستید، مسئله جمعیت یکی از چالشهای اساسی کشور است که به تعبیر امام شهید، شاید جنبه سیاسی نداشته باشد، اما مسئلهای ضروری و حیاتی برای کشور به شمار میرود.
امام شهید انقلاب نیز در این زمینه میفرمایند: «مسئله فرزندآوری و مسئله نسل بسیار مهم است. این موضوعی است که بنده بارها در این چند سال اخیر روی آن تکیه و تأکید کردم، ولی متأسفانه وقتی انسان نتایج را بررسی میکند، معلوم میشود که این تأکیدها تأثیر زیادی نداشته است. این مسئله به قانون و به پیگیری جدی دستگاههای اجرایی نیاز دارد و باید بهطور جدی مسئله فرزندآوری را مهم دانست و از پیری جمعیت ترسید.»
همانطور که میدانید، با توجه به این سخنان، معظم له تقریباً از چندین سال قبل، از اوایل دهه ۹۰، با بیانهای مختلف درباره این مسئله و ضرورت آن صحبت کردهاند و اهمیت موضوع برای تقریباً همه روشن است.
به همین منظور، امروز در خدمت سرکار خانم دکتر طاهره حیاتی، استاد مجتمع آموزش عالی بنتالهدی جامعهالمصطفی و همچنین جناب آقای دکتر امیرحسن شیعی، مدیر مؤسسه بینالمللی رویش اندیشه، بهعنوان ناقد هستیم تا کرسی علمی ـ ترویجی با موضوع «تغییر نگرش خانواده ایرانی؛ راهکار عملیاتی حکمرانی جمعیت در ایران» را برگزار کنیم.

دکتر طاهره حیاتی، استاد مجتمع آموزش عالی بنتالهدی جامعهالمصطفی:
بحران جمعیت، مسئلهای فراتر از شرایط جنگی و اقتصادی
پیش از ورود به بحث، از مجموعه بزرگواران و دو مجموعهای که در این موضوع مهم و حساس فعالیت کردهاند، تشکر میکنم؛ موضوعی که شاید در شرایط کنونی جامعه ایران و حتی در شرایط کنونی جامعه بینالملل، با توجه به اینکه فضای حاکم، فضای درگیری و جنگ نظامی و در نهایت جنگ اقتصادی است، کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، مسئله بحران جمعیت و به تعبیر برخی پژوهشگران، مسئله «جنگ جمعیت» کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، اقدام خوب و ارزشمند برگزارکنندگان همایش بینالمللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلگیری جوامع آینده» که در واقع نگاهی تمدنی و آیندهنگرانه نسبت به مسئله بحران جمعیت دارد، واقعاً شایسته تقدیر و تشکر است.
همچنین از مؤسسه پژوهشی حکمرانی رویش تشکر میکنم که این فرصت را فراهم کردند تا کرسی علمی ـ ترویجی در زمینه مسئله حکمرانی جمعیت شکل بگیرد.
مقاله پشتیبان کرسی؛ تجربه اقدامپژوهی در حوزه خانواده و جمعیت
پیش از ورود به مباحث اصلی، مقدمهای را عرض میکنم. ایده و نکاتی که در این کرسی ارائه میشود، برگرفته از مقالهای است که در سال ۱۴۰۴ از سوی اینجانب منتشر شده و با عنوان «اقدامپژوهی» در موضوع نمایشگاه خانواده و جمعیت در نشریه مطالعات اجتماعی به چاپ رسیده است.
اگر بزرگواران تمایل داشته باشند، عنوان کامل مقاله را عرض میکنم: «مقاله اقدامپژوهی نمایشگاه خانواده و جمعیت بهمنظور تغییر نگرش و پاسخ به شبهات پیرامون جمعیت و فرزندآوری».
بنابراین، محتوای علمیتر این بحث را میتوان در این مقاله که بهعنوان مقاله پشتیبان مباحث امروز مطرح است، در شماره ۱۷ نشریه مطالعات اجتماعی مطالعه کرد.
بررسی تحولات جمعیتی با رویکرد اقدامپژوهی
اما مباحثی را که امروز میخواهم خدمت شما عرض کنم، ابتدا با این توضیح آغاز میکنم که رویکرد ما در جمعآوری شواهد، روش اقدامپژوهی و ناظر به خطمشی تربیتی بوده است.
پیش از رسیدن به نتیجهای که در عنوان کرسی مطرح شده است، بهعنوان یک پژوهشگر و اقدامپژوه، به سراغ تحلیل شرایط اجتماعی و تحولات جمعیتی در چند دهه اخیر رفتیم.
همانطور که دبیر محترم نیز اشاره فرمودند، در دهه ۹۰ تأکیدات جدی و بسیار متنوعی از سوی مقام معظم رهبری درباره مسئله جمعیت، افزایش فرزندآوری و تدبیر در رابطه با بحران جمعیت مطرح شد.
در همان دهه، نوشتهها و پژوهشهای فراوانی انجام شد و حتی برنامههای آموزشی متعددی برای خانوادهها، مبلغان، تبیینگران و کنشگران اجتماعی توسط افراد بزرگواری که در مسئله جمعیت دغدغهمند بودند، شکل گرفت و آنان وارد عرصه علم و کنش شدند.
چرا با وجود تأکیدات فراوان، به نتیجه مطلوب نرسیدهایم؟
اما هنگامی که به سراغ چرایی عدم تأثیرگذاری این اقدامات میرویم، میبینیم که خود مقام معظم رهبری نیز با وجود همه آن تأکیدات، میفرمایند که هنوز به نتیجهای که میخواستیم، نرسیدهایم.
همین اکنون نیز همه تحلیلگران اذعان دارند که هنوز به نتیجه مطلوب دست پیدا نکردهایم. ممکن است روند موجود، روند نزولی و افول نباشد، اما یا با یک خط ممتد عدم رشد مواجه هستیم یا در نهایت، رشدهای بسیار کمدامنه و غیرچشمگیری در زمینه تدبیر تحولات جمعیتی و کاهش جمعیت مشاهده میشود.
اما وقتی به سراغ لایههایی میرویم که آنها را مورد تحلیل قرار دادهایم، میتوانم به برخی از این لایهها اشاره کنم.
نهادینه شدن نگرش «فرزند کمتر، زندگی بهتر»
یکی از این موارد، نهادینه و فرهنگی شدن شعارهایی همچون «فرزند کمتر، زندگی بهتر» است؛ یعنی این تصور شکل گرفته که کم شدن تعداد فرزندان، نتیجه و دستاوردی همچون داشتن یک زندگی مطلوبتر و بهتر به همراه دارد.
در کنار این مسئله، نگرش منفی جامعه نسبت به خانوادههای پرجمعیت نیز شکل گرفته است.
همین الآن شاید برخی از خود ما نیز وقتی در خیابان خانمی را میبینیم که سه یا چهار فرزند، آن هم با فاصلههای سنی کم و به اصطلاح عوام «قد و نیمقد»، همراه خود دارد، با نگاهی تحقیرآمیز یا نهایتاً دلسوزانه به او نگاه کنیم و با خود بگوییم: «عجب دردسری برای خودش درست کرده است.»
بنابراین، این نگرش منفی جامعه که در دهههای گذشته شکل گرفته و تداوم پیدا کرده است، یکی از عوامل مؤثر در عدم اقدام به فرزندآوری بوده است.
شبهه فقدان امنیت روانی و جسمی مادران در فرزندآوری
مسئله بعدی، شبهه فقدان امنیت روانی و جسمی برای مادران در فرزندآوریهای متعدد است. این مسئله از سوی پزشکان، روانپزشکان و بهطور کلی از سوی جامعه علوم پزشکی، بهصورت تشدیدشده به خانوادهها منتقل میشد.
ما مادرانی داریم که در زایمانهای سوم، چهارم و حتی بالاتر، گاهی از سوی پرستاران و پزشکان مورد نهی قرار میگیرند و حتی سرکوفت میشنوند. همین مسئله موجب میشود این تصور در جامعه شکل بگیرد که امنیت روانی و جسمی مادر با افزایش تعداد فرزندان به خطر میافتد و مادری که چندین فرزند دارد، دچار آسیبهای شدید روحی و جسمی خواهد شد.
فردگرایی و ترس از مسئولیت والدگری
عامل دیگر و یکی دیگر از بحرانهای فکری تأثیرگذار بر مسئله جمعیت، بحث فردگرایی و ترس از مسئولیت والدگری است.
ما زوجین جوان زیادی داریم که در سالهای اولیه زندگی خود بهراحتی حاضر به فرزندآوری نیستند. مسئله این نیست که آنها میل به داشتن فرزند ندارند، بلکه از این موضوع میترسند که آیا از عهده مسئولیت فرزند برمیآیند یا خیر؛ چه از نظر رویکرد تربیتی و چه گاهی از جنبههای دیگر.
این مسئله به لایههای تفکر وارداتی غربی بازمیگردد که بر پایه فردگرایی و لذتگرایی شکل گرفته است.
بازتعریف افراطی مفهوم رفاه اجتماعی و خانوادگی
مسئله دیگری که بر بحث جمعیت تأثیرگذار است، بازتعریف افراطی رفاه اجتماعی و رفاه خانوادگی است.
این مسئله نیز به همان شعارهایی مانند «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بازمیگردد؛ یعنی این تصور ایجاد شده است که اگر خواهر و برادر نداشته باشید، رفاه بیشتری دارید و اگر تعداد فرزندان کمتری داشته باشید، رفاه خانوادگی شما بیشتر خواهد بود.
این بازتعریفی است که اتفاق افتاده و مبنای آن، مبانی دینی و اسلامی نیست.
پارادوکس «کیفیت بهتر، کمیت کمتر» در فرزندآوری
مسئله بعدی، پارادوکس «کیفیت بهتر، کمیت کمتر» است. همان پارادوکسی که در شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» دیده میشود، در اینجا به شکل دیگری خود را نشان داده است؛ بهخصوص پس از زمانی که ضرورت افزایش جمعیت مطرح شد.
این نگرش به این شکل مطرح میشود که اگر ما یک فرزند داشته باشیم، میتوانیم یک انسان وارسته تربیت کنیم و یک نخبه تحویل جامعه دهیم، در حالی که اگر ۱۰ فرزند داشته باشیم، ممکن است نتوانیم چنین کیفیتی را در تربیت آنها ایجاد کنیم.
اینها همان کلمات و کلیدواژههایی هستند که ما در نمایشگاه جمعیت و خانواده با آنها مواجه بودیم؛ اینکه آیا قرار است من ۱۰ فرزند داشته باشم که «نخاله» جامعه شوند یا یک فرزند داشته باشم که انسان مؤثری باشد؟ اینکه آیا یک سردار تربیت کنم یا ۱۰ سربار؟
این پارادوکسی است که حتی در خانوادههای مذهبی نیز بسیار مشاهده میکنیم. این پرسش مطرح میشود که چرا باید ۱۰ فرزند داشته باشم؟ بهتر نیست یک فرزند داشته باشم و تمام تمرکز، انرژی و توان خود را برای تربیت مناسب همان یک فرزند صرف کنم و او را به فردی اثرگذار و سرداری برای جامعه اسلامی تبدیل کنم؟
فوبیای اقتصادی و ترس از تأمین معیشت فرزندان
نهایتاً، علت اینکه این عامل را بهعنوان آخرین عامل در نظر گرفتم، شاید این باشد که اثر آن نسبت به آثار موارد دیگر کمتر بوده است.
یکی از عوامل و زمینههایی که تاکنون مطرح شد، مسئله «فوبیای اقتصادی» است. از واژه فوبیا استفاده میکنم، زیرا واقعاً با یک ترس کاذب مواجه هستیم؛ این تصور که اگر من فرزندان زیادی داشته باشم، در شرایط اقتصادی موجود چه کاری باید انجام دهم و چگونه میتوانم از عهده شرایط اقتصادی برآیم؟
این نگرش نیز در تقابل با اندیشههای بنیادین اسلامی درباره رزاقیت خداوند قرار دارد؛ اینکه رزق فرزند بر عهده خداوند است.
این تفکرات و این کلمات را در ادبیات متدینین در دهههای قبل بهراحتی میشنیدیم، اما اکنون مسئله تا حدود زیادی معکوس شده است. امروز ممکن است فرد بپرسد: «چه کسی قرار است نان این فرزند را بدهد؟ اگر من فرزندی بیاورم و نتوانم نیازهای او را تأمین کنم، فردا در برابر او مسئول خواهم بود.»
هفت عامل مؤثر بر کاهش جمعیت و عدم اقدام به فرزندآوری
وقتی تمامی این عوامل و زمینههای تحولی را که بر کاهش جمعیت در جامعه و عدم اقدام افراد به فرزندآوری تأثیر گذاشته است، در کنار یکدیگر قرار میدهیم، باید مسائل بهداشتی را نیز در نظر بگیریم؛ از جمله درصد بالای ناباروری، موارد متعدد ناباروری و سایر مسائل مرتبط.
البته من نمیخواهم به مباحث پس از اقدام بپردازم، زیرا اساساً این موضوع، صورت مسئله مورد بررسی من نبوده است. صورت مسئله من، عوامل و زمینههای شناختی، بینشی و گرایشی در مسئله جمعیت بوده است؛ اینکه چرا خانوادهها اقدام به فرزندآوری نمیکنند و در ذهن آنها چه چیزی وجود دارد که مانع این اقدام میشود.
من هفت عامل را خدمت شما عرض کردم. این عوامل و زمینههایی که در کاهش جمعیت در جامعه ایران طی دهههای اخیر اثرگذار بودهاند، از دهههای ۷۰ و ۸۰ چنان نهادینه شده بودند که در دهه ۹۰، هرچقدر تلاش مستقیم شخص اول جامعه اسلامی، رهبر عزیزمان، که جان خود را پای این مسئله گذاشتند، و همچنین تلاشهای مکرر ایشان و سایر نهادها و دستگاههای حاکمیتی افزایش یافت، نتوانست آن تأثیر بسیار چشمگیر و کاملاً متحولکننده را ایجاد کند.
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت؛ تغییر در رویکرد حکمرانی
این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه در آبانماه سال ۱۴۰۰، قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت ابلاغ شد.
نمیدانم بزرگوارانی که در این جلسه حضور دارند و یا هر بزرگوار دیگری که در مباحث جمعیت فعالیت کرده است، آیا قانون جوانی جمعیت را با دقت مطالعه کردهاند یا خیر.
در بحث قانون جوانی جمعیت، چند نکته وجود دارد. یکی از این نکات، نوع حکمرانی است که در این قانون پررنگ شده است. البته نمیخواهم بگویم انواع دیگر حکمرانی در این قانون مورد توجه قرار نگرفته، اما نوع حکمرانی که اصطلاحاً من آن را «حکمرانی با مشوق» یا «حکمرانی مشوقمحور مادی» مینامم، در این قانون بسیار پررنگ است.
اصطلاح «حکمرانی مشوقمحور مادی» را خودم برای این رویکرد به کار میبرم؛ زیرا مشوقهای مادی در آن جایگاه بسیار پررنگی دارند.
جالب است که بررسی کنیم در قانون جوانی جمعیت، چه دستگاههایی مکلف به اجرای این قانون شدهاند. از نهادهای علمی مانند دانشگاه و حوزه گرفته تا نهادهای فرهنگی و دستگاههای دولتی، بسیاری از نهادها در این قانون مکلف شدهاند و برای آنها شرح وظایف مشخصی در نظر گرفته شده است.
البته در اینجا نمیخواهم وارد جزئیات این موارد شوم و صرفاً میخواستم به این نکته اشاره کنم که نوع حکمرانی در قانون جوانی جمعیت و قوانین مشابهی که در همان برهه، یعنی در دهه ۹۰ و اوایل دهه ۱۴۰۰ و در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، طراحی شدهاند، قابل توجه است.
کمرنگ شدن حکمرانی مشوقمحور مادی
این موارد، همه بر اساس قوانین و رویکردهای مشوقمحور مادی طراحی شدهاند؛ البته همین نوع حکمرانی مشوقمحور مادی نیز در یکی دو سال اخیر بسیار کمرنگ شده و متأسفانه جایگزین مشخصی نیز برای آن در نظر گرفته نشده است.
اما بر اساس اقدامپژوهیای که انجام شد و مبتنی بر نمایشگاههایی بود که طی چند دوره و در سطوح مختلف، عمدتاً در مراکز مذهبی مانند امامزادهها و همچنین نهادهایی که محل رفتوآمد عموم مردم هستند، برگزار شد، تلاش کردیم رویکرد دیگری را در زمینه تغییر نگرش نسبت به جمعیت تجربه کنیم.
تجربه نمایشگاههای خانواده و جمعیت؛ از گفتوگو با بزرگسالان تا آموزش کودکان
این نمایشگاهها، فعالیتها در دو بخش بزرگسال و کودک انجام میشد. در بخش بزرگسالان، از ابزارهای چندرسانهای، بهویژه با تأکید بر فرمایشات مقام معظم رهبری، استفاده میشد و افراد ضمن مواجهه با محتوا، با کارشناسان گفتوگو میکردند.
در بخش کودکان نیز از روش داستانی و ابزارهای هنری برای پرداختن به مفهوم داشتن خواهر و برادر استفاده میشد. هدف این بود که در کودکان، انگیزه و مطالبهای برای داشتن خواهر یا برادر ایجاد شود و اهمیت داشتن خواهر و برادر و خانواده پرجمعیت برای آنان تبیین شود.
وقتی در قالب اقدامپژوهی، این نمایشگاهها برپا شد و افراد در آنها حضور پیدا کردند، نکته جالب این بود که بر اساس آماری که از طریق روشهای مختلف رصد و ارزیابی به دست آمد و جزئیات آن در مقاله نیز بهطور مفصل توضیح داده شده است، پس از برگزاری نمایشگاه با سه تفاوت عمده مواجه شدیم.
افزایش دغدغهمندی و رفع بیتفاوتی نسبت به بحران جمعیت
نخست، افزایش سطح دغدغهمندی و رفع بیتفاوتی جوانان بود. بسیاری از افرادی که در ابتدا وارد نمایشگاه میشدند، وقتی با عبارت «بحران جمعیت» مواجه میشدند، این تعبیر برایشان حتی تا حدودی تمسخرآمیز بود. آنها میگفتند: بحران یعنی چه؟ ما اکنون با بحرانهای دیگری مواجه هستیم.
البته در آن زمان هنوز مسئله جنگ به شکل کنونی مطرح نبود و شرایط اقتصادی نیز به این شکل نبود، هرچند لایههایی از مشکلات اقتصادی وجود داشت. این نمایشگاهها مربوط به سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بود.
پس از برگزاری نمایشگاه، سطح دغدغهمندی افراد تغییر کرد. آنها به این باور رسیدند که بله، ما در حوزه جمعیت با بحران مواجه هستیم و در واقع در میانه جنگ جمعیتی قرار داریم.
پاسخ به شبهات ذهنی درباره فرزندآوری
دومین تغییر، پاسخ گرفتن افراد به شبهات ذهنی خود بود؛ بهخصوص در موضوعاتی مانند بازتعریف افراطی رفاه و فوبیای اقتصادی و سایر مباحثی که بر امور مادی استوار بود.
افراد در این فرایند با پاسخهایی برای برخی از پرسشها و شبهاتی که در ذهنشان درباره فرزندآوری شکل گرفته بود، مواجه شدند.
آمادگی برای تغییر رفتار و نقشآفرینی اجتماعی
سومین تفاوت، ایجاد آمادگی برای تغییر در رفتارهای خود و دیگران بود. تغییر رفتار در خود افراد، به شکلهای مختلفی مشاهده شد. برای نمونه، کودکان پس از حضور در نمایشگاه، کاملاً مطالبهگر میشدند. کودکی که پیش از آن از تکفرزند بودن خود احساس رضایت میکرد، پس از خروج از نمایشگاه دیگر از این وضعیت خوشحال نبود و دوست داشت خواهر یا برادر کوچکتری داشته باشد.
در میان والدین نیز افرادی بودند که تمایل پیدا کرده بودند برای فرزندآوری اقدام کنند. عدهای دیگر، بهویژه افرادی که دیگر در سنین بارداری نبودند و همچنین افرادی که در سنین کهنسالی قرار داشتند، علاقهمند شدند که خود به تبیینگر و مشوق دیگران تبدیل شوند.
بنابراین، در نگرش و انگیزههای این افراد تغییر ایجاد شده بود.
ضرورت عبور از تغییر بینش به تغییر نگرش
در همین جا لازم میدانم به نکتهای درباره رویکرد تربیتی اشاره کنم. اگر دقت کرده باشید، در ابتدای بحث نیز عرض کردم که ما در این موضوع، به دنبال ارائه یک رویکرد تربیتی هستیم.
در رویکردهای تربیتی، اگر فقط بینش افراد را تغییر دهیم و شناخت آنها را دستکاری کنیم ـ همان اتفاقی که در بسیاری از نمایشگاهها و اقدامات تبیینی رخ میدهد ـ در نهایت فقط شناخت ایجاد کردهایم.
به افراد میگوییم جنگ جمعیتی وجود دارد، بحران جمعیت وجود دارد، باید فرزندآوری کرد، تعداد فرزندان این است، آمار و ارقام این است و به این ترتیب، تصور میکنیم کار تمام شده است.
اما پس از این مرحله، در مباحث تربیتی با مرحله تغییر نگرش مواجه هستیم. آن چیزی که در حکمرانی به آن نیاز داریم و کمتر مورد توجه قرار گرفته، تغییر نگرش است، نه صرفاً تغییر بینش.
در اینجا تأکید میکنم که بینش بهتنهایی، انسان را به اقدام وادار نمیکند. اما اگر در کنار بینش، گرایش ایجاد شود، انگیزه ایجاد شود، شوق ایجاد شود یا حتی از سوی دیگر، نفرت نسبت به یک نگرش نادرست ایجاد شود، زمینه اقدام فراهم خواهد شد.
برای نمونه، باید از شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در افراد فاصله ایجاد شود و حتی نسبت به این نگرش، احساس نارضایتی شکل بگیرد.
تغییر نگرش نسبت به تکفرزندی
در دهههای گذشته افرادی داشتیم که وقتی به آنها گفته میشد «مامانت برایت خواهر یا برادر بیاورد»، پاسخ میدادند که خودم تنها باشم و رقیب نمیخواهم.
این نمونهها نشان میدهد که چگونه یک نگرش خاص میتواند در ذهن کودک و خانواده شکل بگیرد و بر رفتار آینده آنان اثر بگذارد.
بنابراین، تأکید میکنم حکمرانیای که باید در بحث جمعیت اتفاق بیفتد، حکمرانی ناظر به تغییر نگرش خانواده ایرانی است؛ تغییری که باید از طریق پاسخ به شبهاتی صورت گیرد که طی دو یا سه دهه در فکر و فرهنگ جامعه ریشه دواندهاند.
بنده در ابتدای صحبتها هفت مورد از این عوامل و زمینهها را عرض کردم.
پنج راهکار عملیاتی برای حکمرانی جمعیت
در جمعبندی بحث، با توجه به اینکه زمان من نیز رو به پایان است، اگر قرار باشد در حوزه حکمرانی جمعیت ورود کنیم و یک راهکار عملیاتی ارائه دهیم که نتیجه آن یک تحول چشمگیر باشد و انشاءالله رضایت امام خامنهای شهید و امام خامنهای عزیزمان را نیز در پی داشته باشد و جامعه ایران بتواند در این جنگ چندساحتی به پیروزی برسد و در جنگ جمعیت نیز همانند جنگ نظامی، میدان را با موفقیت پشت سر بگذارد، چند نکته را باید مورد توجه قرار دهیم.
۱. بازخوانی مفاهیم کلیدی مرتبط با جمعیت
نخست، بازخوانی مفاهیم کلیدی مرتبط با جمعیت است. مفاهیمی مانند «والدگری»، «مادری»، «خانواده» و «رفاه»، چهار کلیدواژهای هستند که با مسئله جمعیت گره خوردهاند.
اگر این مفاهیم بازخوانی شوند و به تعبیر اصطلاحات امروزی، به «تنظیمات کارخانه» بازگردند؛ یعنی به مبانی دینی خودمان بازگردند، و بتوانیم آنچه طی دو یا سه دهه در ذهن و فرهنگ عمومی جامعه شکل گرفته است، از اذهان و فرهنگ عمومی حذف کنیم، میتوان اتفاقات خوبی را رقم زد.
۲. حرکت به سمت حکمرانی شناختی ـ گرایشی
دوم، حرکت از حکمرانی صرفاً مشوقمحور مادی به سمت حکمرانی شناختی ـ گرایشی است. یعنی در کنار سیاستهای مشوقمحور، باید به شناخت، گرایش، انگیزه و نگرش افراد نیز توجه جدی شود و حکمرانی جمعیت صرفاً بر مشوقهای مادی استوار نباشد.
۳. استفاده از روش اقدامپژوهی در برنامههای جمعیتی
سوم، استفاده از روشهای اقدامپژوهانه در اجرای برنامههای عملیاتی است. از دهه ۹۰ تاکنون، اقدامات بسیار زیادی در حوزه جمعیت انجام شده است؛ از جمله قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت.
اکنون باید بازگردیم و این اقدامات را مورد اقدامپژوهی قرار دهیم و بررسی کنیم که آیا هر یک از این اقدامات به هدفی که در ابتدا برای آنها در نظر گرفته شده بود، رسیدهاند یا خیر.
۴. استفاده از ابزارهای حسی و دیداری در حکمرانی جمعیت
چهارم، استفاده از ابزارهای حسی و دیداری در حکمرانی جمعیت است. این ابزارهای حسی و دیداری باید هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی مورد استفاده قرار گیرند. در سطح شهر باید مباحث مرتبط با حکمرانی جمعیت بهصورت فراوان و هدفمند دیده شود.
از این طریق میتوان ذهن افراد را تحت تأثیر قرار داد.
بیمارستانها، کلینیکها و مطبها، بهخصوص مطب پزشکانی که با مباحث بارداری و فرزندآوری و مراجعات بانوان مرتبط هستند و حتی در سطح عمومیتر، باید بهگونهای از ظرفیتهای بصری، حسی و دیداری استفاده کنند که در ذهن افراد تغییر ایجاد شود.
البته بار دیگر تأکید میکنم که این اقدامات باید بر پایه باورهای دینی انجام شود. باید مراقب باشیم که در این مسیر نیز دچار خطا نشویم و به همان مبانی و «تنظیمات اصلی» خودمان بازگردیم.
۵. هدفگیری همزمان نسلها در سیاستگذاری جمعیتی
پنجمین راهکاری که عرض میکنم، هدفگیری همزمان نسلهاست. متأسفانه در بحث قانون حمایت از خانواده و جمعیت و موارد مشابه، عمدتاً نسلی که در حال حاضر والد هستند، مورد خطاب قرار گرفتهاند؛ در حالی که کودکان امروز، والدهای فردا هستند.
کودکان امروز در مهدکودکها، مدارس ابتدایی و تمام مدارس آموزش و پرورش باید از نظر ذهنی با مفهوم خانواده پرجمعیت درگیر شوند و نسبت به آن نگرش پیدا کنند.
همچنین دانشآموزان در دوره دبیرستان، بهویژه دوره متوسطه دوم، و سپس در دانشگاه باید نسبت به مسئله فرزندآوری، ضرورت مسئولیتپذیری در قبال والدگری و مسائل مرتبط با آن، درگیری ذهنی پیدا کنند.
بنابراین، در حکمرانی جمعیت از طریق تغییر نگرش خانواده ایرانی، هدفگیری همزمان نسلها نیز یک ضرورت است.

دکتر امیرحسن شیعی، مدیر مؤسسه بینالمللی رویش اندیشه و معرفت و ناقد کرسی علمی ـ ترویجی:
حکمرانی جمعیت هنوز به نتایج مورد انتظار نرسیده است
از سرکار خانم دکتر حیاتی تشکر میکنم. هم از نکاتی که در این نشست از ایشان شنیدم استفاده کردم و هم فرم کرسی و مقاله ایشان را مطالعه کردم و از این مطالب بهره بردم و آموختم.
همچنین از دانشکده حکمرانی جمعیت دانشگاه امام حسین و دبیرخانه همایش بینالمللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» تشکر میکنم که به یکی از موضوعات بسیار مهم آینده جمهوری اسلامی ایران، یعنی مسئله جمعیت، پرداختهاند.
مسئله جمعیت، موضوعی است که سالها و سالها، قریب به ۲۰ سال، بهعنوان دغدغه کشور مطرح بوده است و به نظر میرسد دستاندرکاران طراحی قوانین در لایه حکومت و برنامهها در لایه حکمرانی، تاکنون به نتایجی که مدنظرشان بوده، دست پیدا نکردهاند.
سه محور در نقد و بررسی مقاله و کرسی
نکاتی را که در نظر گرفتهام، در سه دسته تقسیم کردهام. در دسته نخست، به نقاط قوت مقاله، فرم و ارائه سرکار خانم دکتر حیاتی خواهم پرداخت. هدف از این کار صرفاً تعریف و تمجید نیست، بلکه میخواهم توجه شنوندگان را به این مباحث جلب کنم؛ زیرا این نکات، موارد مهمی هستند.
در بخش دوم، به نکاتی خواهم پرداخت که تقویت آنها، چه در مقاله آینده خانم دکتر یا ارائههای آینده ایشان و چه در پژوهشکده حکمرانی، میتواند با تکمیل این موارد به مسیر سیاستگذاری متناسب با این موضوع کمک کند.
در بخش سوم نیز ممکن است بخشی از کاستیهای طرح را مطرح کنم.
حکمرانی شناختی و معنایی؛ یکی از نقاط قوت رویکرد ارائهشده
در بخش نخست، یکی از نکات مهم، ابتکار بسیار خوب خانم دکتر است که به نظر من، جدا از حکمرانی جمعیت، در سایر لایههای حکمرانی نیز به آن نیاز داریم.
ایشان اصطلاحی را مطرح کردند با عنوان «حکمرانی شناختی و معنایی».
به نظر میرسد در جنس سیاستگذاری حوزه جمعیت، حکمرانی شناختی و معنایی یکی از نقاط کوری است که تاکنون شاید توجه کافی به آن نشده باشد.
البته این مفهوم به نظرم در سایر حوزهها نیز قابل استفاده است. از آنجا که اساساً موضوع پژوهشکده رویش اندیشه، حکمرانی است، به نظر میرسد در بسیاری از مواردی که درباره حکمرانی کار میکنیم، باید به بخش حکمرانی شناختی و معنایی نیز بپردازیم.
این مسئله، موضوع درست و مهمی است و خانم دکتر نیز در این بخش از عبارتهای مناسبی استفاده کردند که جای تشکر دارد.
توجه نظاممند به پیشینه دانشی و خلأهای پژوهشی
نکته دوم اینکه در مقاله و طرح، البته خانم دکتر در ارائه خود بهدلیل رعایت وقت از آن صرفنظر کردند، بحث تفکیک نظاممند پیشینه دانشی و شناسایی دقیق خلأهای پژوهشهای مداخلهای مرتبط با موضوع مطرح شده بود.
در مقاله و متن مکتوب کرسی، سه سطح از مطالعات ارائه شده بود.
یک بخش، مطالعات جمعیتشناختی و هشدارمحور بود؛ بخش دیگر، مطالعات جامعهشناختی و توصیفی و بخش سوم نیز مربوط به قوانین و سیاستها بود. اگر اشتباه نکنم، همین سه بخش بود؛ شاید هم چهار بخش بوده باشد که اکنون در ذهنم نیست.
اصل پرداختن به این موضوعات و اشاره به اینکه وضعیت مسئله در این لایهها چگونه است، نکته مهمی است. البته در بخش دیگری به این موضوع بازخواهم گشت که چگونه میتوان این قسمت را تکمیل کرد.
اما اصل پرداختن نظاممند به پیشینه دانشی موضوع، به نظر من برای یک کرسی علمی ـ ترویجی و همچنین یک مقاله، کار دقیق و درستی است و میتواند از نقاط قوت این اثر به شمار رود.
اقدامپژوهی؛ عبور از نظریهخوانی به آزمون در میدان
مطلب بعدی این است که این مقاله و ارائه، صرفاً منتج از نظریهخوانی درباره حکمرانی جمعیت نیست، بلکه مبتنی بر یک آزمون تجربی در میدان، یعنی میدان عینی، و با استفاده از روش اقدامپژوهی است.
این مسئله خود یک روششناسی است که به ما یاد میدهد در نگاه به عرصههای حکمرانی، حتماً باید این نوع نگاه را نیز اضافه کنیم و به سمت آزمونهای تجربی برای دستیابی به نتایج بهتر حرکت کنیم.
درگیرسازی میاننسلی؛ از غرفه کودک تا برنامههای بزرگسالان
نکته دیگری که به جنس این اقدامپژوهی و آزمونهای تجربی کمک میکند، تلفیق مخاطبان و درگیرسازی میاننسلی است.
همزمانی غرفههای کودک که در مقاله نیز به آن اشاره شده بود، با برنامههای متنوعی که برای بزرگسالان در آن مجموعه طراحی شده بود و حرکت همزمان به سمت تغییر نگرش در هر دو طیف نسلی، یکی از نقاط قوتی بود که به نظر میرسد این کار را پختهتر کرده و به آن کیفیت مناسبی بخشیده است.
اعتبارسنجی نخبگانی سناریوهای پیش از اجرا
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم، موضوع اعتبارسنجی نخبگانی سناریوهای طراحیشده، پیش از ورود آنها به مرحله آزمون است. ظاهراً این کار نیز انجام شده و در مقاله، در صفحه ۱۱، نسبت به آن تأکید شده بود.
به نظر من، این مسئله یکی از نقاط قوت یک کار علمی است که پیش از ارائه هر سناریو و قرار دادن آن در معرض آزمایش، یک اعتبارسنجی نخبگانی درباره آن انجام شود.
پنج نکته مهم برای پژوهشهای حکمرانی
در بخش حکمرانی، هر پنج موردی که عرض کردم، نکاتی بود که برای خودم اهمیت بیشتری داشت و تأکید من بر این بود که در کارهایی که در حوزه حکمرانی انجام میدهیم، حتماً با توجه به این پنج گام و پیشنهاد، انشاءالله حرکت کنیم.
تقویت پشتوانه نظری؛ از «زیستجهان» تا نظریههای روز حکمرانی
اما چند نکته به ذهنم رسید که میتواند به قوام بیشتر این کار، چه برای همین ارائه یا مقاله مشابه برای خانم دکتر و چه برای متولیانی که بخواهند در حوزه حکمرانی جمعیت این مسیر را ادامه دهند، کمک کند و اگر مبنای مطالعات آینده قرار گیرد، موجب شود این فعالیتها بهتر ارائه شوند.
نکته نخست اینکه به نظر میرسد میتوان چارچوبهای نظری مدون در حوزههای سیاستگذاری، حکمرانی، روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی را در این کار تقویت کرد. عباراتی مانند «زیستجهان»، «برساختار گفتمانی» و «نظام معنایی» در این کار مطرح شده است، اما خلأ توجه به دیدگاه نظریهپردازان فعلی این حوزهها احساس میشود؛ چه نظریهپردازان مطرح ملی و چه نظریهپردازان بینالمللی. بررسی اینکه نظریهپردازان مطرح این دانشها چه نگاهی به این موضوع داشتهاند، میتواند کار را تکمیل کند.
اقدامپژوهی بدون پایش طولی؛ حلقه مفقوده سنجش ماندگاری تغییر نگرش
نکته دوم به روششناسی کار مربوط میشود. همانطور که در بخش اول عرض کردم، استفاده از روش اقدامپژوهی در این کار، اقدام مغتنمی است؛ اما اگر بخواهیم این کار را تکمیل کنیم، به یک سازوکار پایدار برای سنجش نگرش و یک ابزار پایش طولی نیاز داریم.
طبیعی است که با یک نمایشگاه دهروزه و نتایجی که از آن به دست آمده است، نمیتوان به یک نتیجهگیری بلندمدت برای عرصه حکمرانی دست یافت. بنابراین پیشنهاد میکنم ابزار پایش طولی این کار توسط متولیان امر فراهم شود تا بتوان در طول زمان، میزان ماندگاری تغییر نگرش ایجادشده را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد.
از ایده تا ابزار حکمرانی؛ ضرورت تعیین متولیان و تقسیم کار ملی
نکته دیگری که میتواند این کار را تقویت کند، با توجه به اینکه در بخش پایانی به حوزه پیشنهادهای سیاستی نیز پرداخته شده، تبدیل ایده به ابزار حکمرانی است. این مسئله نیازمند «نگاشت نهادی» و «تقسیم کار ملی» است.
در کار به نهادهایی مانند مساجد و آموزش و پرورش اشاره شده است، اما باید مشخص شود چه نوع کاری باید به چه نهادی نسبت داده شود. شاید برای چنین مقالهای یا یک سند سیاستی، مناسب باشد که دستکم متولیان اصلی کار مشخص شوند و تقسیم کار ملی نیز در سطح کلان برای آنها ذکر شود تا بتوان در این عرصهها هم انگیزه ایجاد کرد و هم هدایتگری داشت.
اعتبارسنجی ابزارها؛ گامی برای تکمیل اقدامپژوهی
نکته چهارم این است که نمیدانم این موضوع در فرایند کار مورد توجه قرار گرفته است یا خیر، اما مناسب است فرمهای پرسشنامه و سایر فرمهایی که در نمایشگاه مورد استفاده قرار گرفتهاند، از نظر روانسنجی و اعتبارسنجی بررسی شوند.
اصل سناریو و ایده، ظاهراً به سمع و نظر نخبگان رسیده است، اما اگر روانسنجی و اعتبارسنجی فرمها پیش از طراحی و استفاده از آنها رعایت نشده باشد، به نظر میرسد برای کارهای بعدی بسیار مناسب است که این اتفاق رقم بخورد تا کار از این جهت نیز کامل شود.
یک نمایشگاه در قم؛ آیا میتوان نتایج را به کل جامعه ایران تعمیم داد؟
اما چند نکته را نیز بهعنوان دغدغه خودم مطرح میکنم و نه لزوماً به معنای نقد. از آنجا که قرار است پیشنهادهایی ارائه کنیم و نکاتی را مطرح کنیم که موجب تقویت کار شود، عرض میکنم که ما یک نمایشگاه دهروزه را در شهر قم برگزار کردهایم و مبانی نظری خودمان را بر اساس یک اقدامپژوهی کوتاهمدت و در یک محیط مشخص بنا کردهایم.
این محیط، اولاً بخشی از جامعه ایرانی و ثانیاً بخش خاصی از جامعه ایرانی بوده است؛ چراکه قم یک شهر مذهبی است. بهطور طبیعی، شرکتکنندگان در این نمایشگاه، با وجود اینکه ممکن است بگوییم مخاطبان با گونههای مختلف در آن حضور پیدا کردهاند، نمیتوانند نشاندهنده جامعه آماری مناسب بهعنوان نمونهای از کل جامعه ایران باشند.
بنابراین، تعمیم این کار و نتایج آن به کلان حکمرانی، به نظرم مقداری شتابزده است. اینکه بتوانیم به واسطه یک اقدامپژوهی به مدلهای حکمرانی برسیم، به نظرم مقداری همراه با شتاب است.
دو منبع احتمالی سوگیری؛ پاسخگو و پژوهشگر
در کنار این مسئله، دو دغدغه دیگر نیز در کار وجود دارد که احتمال سوگیری در بهدستآوردن نتایج را مطرح میکند.
نخست، سوگیری از سمت مخاطبان و پاسخگویان است. زمانی که مبلغان ما در عرصه حضور دارند و بهعنوان مبلغ امر جمعیت فعالیت میکنند و ما به سراغ آنها میرویم، دستکم درباره بزرگسالان، احتمال «سوگیری مطلوبیت اجتماعی» و همراهی پاسخگو با پرسشگر وجود دارد.
فضا به گونهای است که این سوگیری تقریباً محتمل به نظر میرسد و باید راهکارهایی برای جلوگیری از آن در طرح پیشبینی شود.
دومین دغدغه، احتمال سوگیری از سمت پژوهشگر است. با توجه به اینکه خود طرح، ایده و نظریهای که من با آن موافق هستم، یعنی «حکمرانی شناختی و معنایی در عرصه جمعیت»، توسط این مقاله و خانم دکتر مطرح شده است، باید توجه داشت که اگر طراح این نظریه با مدیر اجرایی یا مدیر برنامهریزی فرایند نمایشگاه و همچنین مدیریت نظارت و ارزیابی و نتیجهگیری و دریافت بازخوردها، یک فرد یا یک مجموعه بوده باشد، احتمال وقوع سوگیری از سمت پژوهشگر نیز در فرایند وجود دارد.
این مسئله نیز بر اساس روششناسی میتواند راهکارهایی برای پیشگیری داشته باشد و باید برای جلوگیری از چنین سوگیریای تدابیری پیشبینی شود.
البته ممکن است درباره هر دو مورد، یعنی سوگیری پاسخگویان و سوگیری پژوهشگر، پاسخهایی وجود داشته باشد و اقداماتی نیز انجام شده باشد که من از آنها مطلع نیستم.
مسئله جمعیت؛ فراتر از تقلیل آن به توطئه یا اقتصاد
نکته دیگری که در مقاله و شاید در صحبتهای فعلی نیز مطرح شد، مسئله جمعیت در کشور است. اکنون یک نگاه غالب وجود دارد که بر اساس آن، ممکن است توطئهای از سوی بیگانگان درباره کاهش جمعیت رخ داده باشد.
من نمیخواهم اصل این مسئله را که ممکن است جامعه ما مورد هجمه فرهنگی قرار گرفته باشد، رد کنم؛ اما به نظرم اگر بخواهیم علتالعلل مسئله جمعیت را به توطئه بیگانگان نسبت دهیم، دچار نوعی تقلیلگرایی ساختاری شدهایم.
باید همه عوامل دست به دست هم بدهند و مسئله را مورد بررسی قرار دهند. همچنین باید مراقب تقلیلگراییهای دیگر نیز باشیم. همانطور که موافقم صرفاً اقتصادی دیدن مسئله جمعیت، یک نوع تقلیلگرایی است، اما نباید برای فرار از یک تقلیلگرایی، در دام تقلیلگرایی دیگری در تحلیلهای خود بیفتیم.
آمارهای بزرگ و مسئله باورپذیری روششناختی
در بخش آماری نیز نکته آخرم را عرض میکنم. گاهی با آمارهایی مواجه میشویم که باورپذیری آنها برای مخاطب، از حیث روششناختی، مقداری دشوار است.
برای مثال، در بخشی از مقاله آمده بود که با این کاری که انجام شده، یک تغییر نگرش ۷۰ درصدی از اقتصاد بهعنوان عامل عدم گرایش به فرزندآوری به سمت سایر عوامل رخ داده است؛ یعنی در مخاطبانی که در نمایشگاه حضور داشتند، توانستهایم ۷۰ درصد تغییر نگرش ایجاد کنیم.
شاید بتوان این موضوع را در همان جامعه آماری نمایشگاه اثبات کرد، اما مسئله این است که آن جامعه احتمالاً نمونه درستی برای تعمیم به جامعه بزرگتر نبوده است.
از سوی دیگر، تغییر نگرش ۷۰ درصدی در یک اقدام عملی، به نظر میآید کار بسیار دشوار و صعبی باشد. بنابراین، درباره چنین نتایجی لازم است هم جامعه آماری و هم شیوه سنجش تغییر نگرش با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد تا نتیجهگیری حاصل از آن، از پشتوانه روششناختی کافی برخوردار باشد.
ضرورت پیوند مباحث علمی با فرایند تصمیمگیری و حکمرانی
امیدوارم اینگونه مباحث بتواند به مجموعههای تصمیمگیر و حکمران کشور کمک کند. در میان مشارکتکنندگان این جلسه امروز، شورای تخصصی حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز حضور دارد و امیدواریم در برخی کمیسیونهای این شورا بتوان چنین مباحثی را با جدیت و پررنگتر دنبال کرد و زمینه اصلاح برخی مطالب و رویکردها در شورای عالی انقلاب فرهنگی را فراهم آورد.
امید می رود مباحث علمی بتواند کمک کند این مسیرها برای تصمیمگیران، شفافتر و گویاتر خودنمایی کند و در نهایت به تصمیمگیری صحیح و دقیقتر منجر شود.
جا دارد از آقای دکتر حائری که برای هماهنگی و برگزاری این کرسی میان دانشگاه امام حسین(ع) و سایر مجموعهها زحمت کشیدند، قدردانی کنم. از ایشان و سایر برگزارکنندگان این مجموعه نیز تشکر میکنم.

پاسخ به نقدهای علمی و پیشنهادهای مطرحشده
دکتر حیاتی، استاد مجتمع آموزش عالی بنتالهدی جامعهالمصطفی:
جناب آقای دکتر شیعی ابعاد مختلف کار را بررسی کرده بودند، هم طرحنامه و هم مقالهای را که پشتیبان این کرسی بود با دقت مطالعه کرده بودند و نکاتی را که امروز در جلسه مطرح کردند، مورد توجه قرار دادند.
از ایشان تشکر میکنم؛ چراکه برخی از نکاتی که مطرح کردند، در تکمیل پژوهشی که انجام شده است، بسیار ارزشمند بود، بهخصوص در بحث پیشینهشناسی.
دو نمایشگاه در دو جامعه متفاوت؛ تلاش برای افزایش تنوع جامعه مخاطب
در خصوص جامعه آماری فقط یک نکته را عرض میکنم و آن اینکه این اقدامپژوهی پس از برگزاری موفق دو دوره نمایشگاه در دو شهر مختلف انجام شده است.
نمایشگاه اول، همین طرح نمایشگاه با همین مجموعه و تیم ارائهکننده، یکبار در شهر شیراز و در یک پارک برگزار شد که تقریباً در بخش پایینشهر قرار داشت و از مناطق عمومیتر شهر محسوب میشد؛ مناطقی که از نظر اجتماعی، شامل بخشهایی از مناطق کارگری نیز میشدند و معمولاً با بحرانهای اقتصادی بیشتری در زندگی مواجه هستند.
نمایشگاه دوم نیز در یک امامزاده برگزار شد که اگر اشتباه نکنم، امامزاده جعفر بود و در فاصله حدود ۳۰ تا ۴۰ کیلومتری جاده اراک به سمت قم قرار دارد. مخاطبان این نمایشگاه نیز عمدتاً مسافرانی بودند که از سمت خوزستان و جنوب کشور به سمت قم و مناطق بالاتر در حرکت بودند و معمولاً در مسیر بازگشت از مناطق جنوبی ایران قرار داشتند.
بنابراین تلاش بر این بود که این کار در دو مکان مختلف و با گروههای مختلف، نه صرفاً دو گروه، اجرا شود؛ گروههایی که از نظر سطح توانگری، وضعیت زندگی، سطح سواد و سایر ویژگیها با یکدیگر تفاوت داشتند.
جامعه مذهبی؛ محدودیتی که در طراحی و تحلیل پژوهش مورد توجه بود
البته ممکن است این اتفاق افتاده باشد که همچنان بخشی از جامعه مذهبی در میان مخاطبان حضور پررنگ داشته باشد؛ چراکه نمایشگاه اول در ایام فاطمیه برگزار شده بود و نمایشگاه دوم نیز در یک مکان مذهبی برگزار شد. بنابراین، طبیعی است که در هر دو نمایشگاه، بخشی از اقشار جامعه حضور داشته باشند که پشتوانههای دینی داشتند.
با این حال، تلاش ما این بود که این تنوع مخاطبان را در نظر بگیریم و جامعهای با ویژگیهای متفاوت را مورد مطالعه قرار دهیم.
فوبیای اقتصادی؛ مسئلهای فراتر از سطح توانگری خانوادهها
نکتهای که شاید چالش اصلی ما بود و تلاش کردیم در دام تقلیلگرایی نیفتیم، این بود که مسئله اقتصاد را چگونه تحلیل کنیم.
افرادی که غالباً در این نمایشگاهها حضور داشتند، لزوماً افراد بسیار توانگر و برخوردار از وضعیت مالی بالا نبودند و نماینده اقشار مختلف جامعه بودند، اما مسئله اقتصاد در میان آنها بسیار پررنگ بود. یکی از پرسشهای اولیهای که مطرح میشد، این بود که «چگونه بچه بیاوریم با این شرایط اقتصادی؟»
با این حال، بر اساس تحلیلهایی که انجام شد و فرمهایی که مورد استفاده قرار گرفت، به هر حال با تیم پژوهشی به این جمعبندی رسیده بودیم که یک تغییر ۷۰ درصدی اتفاق افتاده است.
تحلیل چندلایه نتایج؛ از پرسشنامه تا روایتهای مکتوب مخاطبان
نکته جالب این است که بسیاری از تحلیلگران ما خودشان همان مشاهدهکنندگان و مصاحبهگران ما بودند و بسیاری از این اتفاقات را از نزدیک مشاهده میکردند.
حجم بسیار زیادی از دستنوشتهها نیز در اختیار داشتیم که در واقع بیانگر احساسات افرادی بود که از این مجموعه بازدید کرده بودند. والدینی که از نمایشگاه بازدید میکردند، در جریان حضور خود نوشتهها و دلنوشتههایی به جا میگذاشتند و همین دستنوشتهها نیز در تحلیل نتایج بسیار تأثیرگذار بود.
بنابراین، اینگونه نبود که صرفاً بر اساس معیار پرسشنامه به این نتایج رسیده باشیم، بلکه تلاش ما این بود که از مجموعهای از دادهها و مشاهدات برای تحلیل نتایج استفاده کنیم.
حکمرانی شناختی و معنایی؛ تغییر معنا و انگیزه پیش از تغییر رفتار
باز هم عرض میکنم که ما به این جمعبندی رسیدیم که مسئله اصلی در حوزه «حکمرانی شناختی و معنایی» این است که افراد در بحث معنای زندگی و انگیزهها دچار مشکل شدهاند.
بخشی از این مسئله به همان «فوبیای اقتصادی» و همچنین بازتعریف افراطی مسئله رفاه برمیگردد؛ بازتعریفی که با آنچه در تفکرات دینی و مذهبی خود داریم، متفاوت است.
اگر بینش و نگرش جامعه تغییر کند، میدانیم که در مباحث علوم تربیتی، تغییر بینش و نگرش افراد میتواند زمینهای برای تغییر رفتار آنها باشد. من بهعنوان دانشجوی دکتری علوم تربیتی این موضوع را عرض میکنم که وقتی بینش و نگرش افراد تغییر کند، این مسئله میتواند شروعی برای تغییر رفتار آنها نیز باشد.
البته ما در این پژوهش درباره تغییر رفتار اصلاً صحبتی نکردهایم و قطعاً در این بخش به حکمرانیهای مختلفی نیاز است.
حکمرانی جمعیت؛ مسئلهای چندساحتی و نیازمند مجموعهای از راهکارها
حکمرانی جمعیت را نمیتوان به یک ابزار یا یک عامل محدود کرد، نکتهای که آقای دکتر مطرح کردند، نکته دقیقی است و قطعاً حکمرانی جمعیت، مانند تمامی مسائل بحرانی، یک حکمرانی چندساحتی را میطلبد.
بخشی از این حکمرانی چندساحتی، همان مشوقهای مادی است که باید اتفاق بیفتد؛ اما نباید در بزنگاهی که آقای دکتر فرمودند، یعنی تقلیلگرایی، گرفتار شویم. این نگاه و تحلیلهای تقلیلگرایانه نباید نه در ما و نه در نگاههای دیگر اتفاق بیفتد.
اگر این حکمرانی چندساحتی رقم بخورد، فکر میکنم دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه امام حسین(ع)، مؤسسهای مانند مؤسسه رویش و سایر مجموعههایی که در حوزه حکمرانی فعالیت میکنند، میتوانند نقش مهمی ایفا کنند.
اگر این مجموعهها مسئله جمعیت را مسئله خودشان بدانند، فکر میکنم حکمرانی چندساحتی در این عرصه اتفاق خواهد افتاد.
نکات دیگری نیز مطرح شد که مجدداً از آقای دکتر تشکر میکنم؛ چراکه نکات بسیار خوبی بود و همه آنها را یادداشت کردم تا بتواند شروعی برای پژوهشهای آتی باشد.
آیا حکمرانی شناختی و معنایی در خانوادههای غیرمذهبی نیز اثرگذار است؟
یکی از پرسشهای مطرحشده درباره تأثیر «فوبیای اقتصادی» و در مقابل آن، جذابیت باور به خداوند و باورهای دینی بر خانوادههای غیرمذهبی است. نمیتوانم در این زمینه ادعا کنم؛ چراکه واقعیت این است که جامعه مخاطب ما بسیار متنوع بوده است.
با این حال، شاید در بخش بسیار خاصی از جامعه، یعنی گروههای بسیار مرفه، اساساً مدل مطالعاتی متفاوت باشد و در برخی موارد حتی مدل حکمرانی متفاوتی نیاز باشد.
به هر حال، این گروهها بخش کوچکی از جامعه هستند و بخش عمده جامعه ایران، در مناسبتهای مذهبی و مراکز مذهبی رفتوآمد دارند و ما نیز در این دو نمایشگاه با همین طیفهای مختلف از مخاطبان مواجه بودیم.
جمعبندی مباحث؛ پنج محور اساسی در حکمرانی جمعیت
حجت الاسلام حیاتی، دبیر نشست: در جمعبندی صحبتها میتوان اینگونه بیان کرد که بحث «تغییر نگرش خانواده ایرانی؛ راهکار عملیاتی حکمرانی جمعیت در ایران» بر پایه پنج مفهوم و محور اصلی بنا شد.
نخستین مسئله، نیاز به بازتعریف مبانی و مفاهیم اصلی است.
دومین مسئله، حکمرانی شناختی ـ گرایشی به جای حکمرانی مشوقمحور است. البته تأکید شد که حکمرانی جمعیت نباید صرفاً مشوقمحور باشد، بلکه باید یک حکمرانی چندساحتی در این حوزه شکل بگیرد.
سومین مسئله، استفاده از روشهای اقدامپژوهانه است که جناب آقای دکتر شیعی نیز تأکید زیادی بر این موضوع داشتند.
چهارمین مسئله، استفاده از ابزارهای حسی و دیداری در حکمرانی جمعیت و پنجمین مسئله، هدفگیری همزمان نسلها است.
تمامی این موارد، انشاءالله باید بر پایه آموزههای دینی شکل بگیرد تا بتوانیم حکمرانی مناسبی در حوزه جمعیت و خانواده داشته باشیم و از این چالش و بحران نیز، مانند سایر چالشها، با موفقیت عبور کنیم.
انتهای پیام










نظر شما