دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی حوزه‌های علمیه چه فعالیت‌هایی دارد؟

حوزه/ مسئول دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی معاونت تهذیب و تربیت حوزه‌های علمیه با تأکید بر ضرورت تربیت جامع و اجتماعی طلاب گفت: طلبه نباید صرفاً در فضای حجره و محیط آموزشی برای ایفای نقش اجتماعی آماده شود، بلکه باید همزمان با تحصیل و تهذیب، در متن جامعه و میدان‌های واقعی کنش اجتماعی حضور یابد تا بتواند با مسائل، نیازها و مطالبات متنوع جامعه امروز مواجه شود.

خبرگزاری حوزه| تربیت طلبه، اگر تنها به انتقال دانش و حضور در محیط آموزشی محدود شود، نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های جامعه امروز باشد. طلبه‌ای که قرار است در آینده در مسجد، مدرسه، رسانه، دانشگاه، هیئت، عرصه تبلیغ یا فعالیت‌های اجتماعی نقش‌آفرینی کند، باید از سال‌های نخست طلبگی با مسائل واقعی جامعه و اقتضائات کنش اجتماعی آشنا شود.

حوزه علمیه، همزمان با آموزش علوم دینی، رسالت مهمی در تربیت اخلاقی، معرفتی و اجتماعی طلاب دارد. از این منظر، تهذیب نباید امری جدا از زندگی اجتماعی طلبه تلقی شود؛ بلکه حضور در میدان اجتماعی خود می‌تواند بخشی از فرآیند تربیت باشد. طلبه در تعامل با مردم، فعالیت‌های جهادی، هیئت، مسجد و دیگر عرصه‌های اجتماعی، با نیازها و پرسش‌هایی مواجه می‌شود که گاه در فضای صرفاً آموزشی قابل درک نیست.

از سوی دیگر، تجربه حضور اجتماعی می‌تواند ضرورت فراگیری مباحث معرفتی و اندیشه‌ای را برای طلبه ملموس‌تر کند. طلبه‌ای که با مسائل واقعی مردم مواجه شده است، بیش از گذشته نیاز به شناخت دقیق مبانی فکری، اجتماعی و فرهنگی را احساس می‌کند.

معاونت تهذیب و تربیت حوزه های علمیه برای انجام رسالت خود در راستای تربیت طلاب، برنامه های ویژه ای را در این مسیر اجرا می کند که برای آشنایی هرچه بیشتر با آن گفت‌وگویی انجام داده ایم با حجت‌الاسلام والمسلمین وحید نجفی مسئول دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی معاونت تهذیب حوزه‌های علمیه که مشروح آن را تقدیم حضورتان می کنیم:

دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی حوزه‌های علمیه چه فعالیت‌هایی دارد؟

سؤال: با توجه به اینکه جنابعالی مسئول دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی هستید، در ابتدای گفت‌وگو مایلیم بیشتر توضیح دهید که طلاب و بخصوص مخاطبان ما با فضای کاری این دبیرخانه آشنا شوند و بدانند این مجموعه در چه حوزه‌هایی فعالیت و برنامه‌ریزی دارد.

حوزه امروز شرایط متفاوتی نسبت به حدود یکصد سال پیش دارد. این تفاوت، در بیان بزرگان حوزه نیز زودتر مورد توجه قرار گرفته و امروز ابعاد آن برای ما ملموس‌تر شده است.

* تحول جامعه از یک فضای یکدست به جامعه‌ای متکثر

شاید نخستین بیانی که بخواهیم در این زمینه به آن اشاره کنیم، هرچند در نسبت دادن آن نیز مطالبی مطرح شده است، سخنی باشد که به علامه طباطبایی نسبت داده می‌شود. زمانی که ایشان تدریس فلسفه را آغاز کردند، برخی اعتراض‌ها شکل گرفت که فلسفه نباید تا این اندازه به‌صورت عمومی در حوزه تدریس شود. ایشان در پاسخ فرمودند که دوره و زمانه متحول شده است.

در دوره‌ای، ما با جامعه‌ای تقریباً یکدست و بسته مواجه بودیم که در آن، عموم مردم در نهایت از اعتقادات نسبتاً ثابتی برخوردار بودند و مسئله اصلی آنان، احکام شرعی بود. طبیعتاً در چنین فضایی، طلبه‌ها بیشتر باید آن لایه احکام را می‌آموختند و می‌توانستند آن را به جامعه منتقل کنند.

هنگامی که فضای جامعه به‌شدت متکثر و باز می‌شود و تعاملات گسترده‌ای شکل می‌گیرد، شرایط نیز تغییر می‌کند. عوامل مختلفی در این تحول نقش داشته‌اند؛ از سهولت حمل‌ونقل گرفته تا گسترش ارتباطات. حتی اگر صنعت چاپ را نیز در نظر بگیریم، مجموعه این عوامل باعث شده است که جامعه با تکثر زیادی مواجه شود و این تکثر نیز روزبه‌روز بر دامنه خود افزوده شده است.

در چنین فضای متکثری، طبیعتاً انسان با تفکرات دیگری مواجه است. علاوه بر این، در این قرن، به‌ویژه در سال‌های اخیر، ما با مکاتب فکری مختلفی مواجه هستیم که مدعی اداره جامعه و پاسخگویی به نیازهای بشر هستند.

طبیعتاً در چنین شرایطی، نوع حضور و ایفای نقش طلبه‌ها و حوزه در جامعه نیز بسیار متفاوت خواهد شد. دیگر در این شرایط نمی‌توان صرفاً با پرداختن به احکام شرعی، مسائل جامعه را حل کرد و روحانیت باید توجه و تمرکز بیشتری بر لایه‌های فکری و اعتقادی داشته باشد؛ کما اینکه در گذشته نیز این بخش را در حوزه با عنوان «فقه اکبر» می‌شناختند.

* ضرورت توجه جدی‌تر حوزه به مباحث معرفتی و اندیشه‌ای

بنابراین، ما با یک مسئله بسیار مهم مواجه هستیم و آن، بحث معرفت و امور اعتقادی و مباحث اندیشه‌ای است. این مباحث باید در حوزه به‌نحو جدی‌تری مورد تأمل و توجه قرار گیرد. اگر کمی از زمان علامه طباطبایی جلوتر بیاییم، به شاگرد ایشان، شهید مطهری، می‌رسیم؛ شخصیتی که محتوای بسیار غنی تولید کرد. این مسئله مورد توصیه امام نیز قرار گرفته و در واقع، راهبردی برای حوزه از سوی شهید مطهری مطرح شده است. بنابراین، ما با یک نیاز مواجه هستیم و باید در یک مقطع زمانی، پاسخی برای آن ارائه شود؛ هم از نظر محتوایی و هم از نظر روشی.

* تفاوت رویکرد فرهنگی و تهذیبی

در اینجا باید به دو نگاه توجه کرد، معاونت تهذیب و تربیت، سابقاً معاونت فرهنگی بوده است. عنوان معاونت فرهنگی نیز بیشتر رویکرد فوق‌برنامه‌ای داشت تا اینکه ماهیت تهذیبی و اخلاقی داشته باشد. این وضعیت تا حدودی ماندگار شده و باقی مانده است. تلاش شده که عنوان معاونت تهذیب برای آن تثبیت شود. پس ما یک نیاز داریم و برای این نیاز، جایگاهی در حوزه تعریف شده است.

* شکل‌گیری دبیرخانه امور معرفتی

در سالیان اخیر، این نیاز و اینکه چنین خلأیی وجود دارد و طلبه‌ها از این مباحث فاصله گرفته‌اند، بیشتر احساس شده است. به همین دلیل، معاونت تهذیب که ذیل یکی از ادارات خود، برنامه‌ای با عنوان «شهید مطهری» داشت، اقدام به تأسیس یک بخش جدید با عنوان «دبیرخانه امور معرفتی» کرد.

* توسعه برنامه‌های معرفتی و توجه به اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب

ضرورت وجود این جایگاه سازمانی در دوره اخیر بیشتر احساس شد و با تأسیس این دبیرخانه و همچنین با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین عالم‌زاده نوری در معاونت تهذیب، یک مقدار توسعه‌ای در برنامه معرفتی ایجاد شد. این توسعه، بیشتر در بخش محتوایی بود؛ به این معنا که در کنار توجه به آثار اندیشمند بزرگواری همچون شهید مطهری، به برخی دیگر از اندیشمندان نیز توجه شود. یکی از مواردی که بسیار مورد اهتمام قرار گرفت و ضرورت آن نیز احساس می‌شد و جایگاهش خالی بود، آثار و اندیشه‌های مقام معظم رهبری بود.

بر همین اساس، یک سیر مطالعاتی با عنوان «از توحید تا تمدن» تدوین شد. رویکرد این سیر مطالعاتی به این صورت است که از مبانی آغاز می‌کند و به مباحث تمدنی می‌رسد.

البته این سیر مطالعاتی محدود به پنج کتاب نیست، بلکه حدود ۳۲ کتاب را شامل می‌شود و بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که ممکن است در نگاه نخست تصور شود. این سیر مطالعاتی در چهار مرحله طراحی شده است؛ به‌عنوان مثال، فرد با سیر و سیره شهید مطهری آغاز می‌کند و سپس با مبانی تاریخی، مبانی قرآنی و بعد مسائل اجتماعی و فرهنگی که ایشان به آنها ورود داشته است، آشنا می‌شود و از طریق آن، با اندیشه ایشان آشنایی پیدا می‌کند تا به یک نظام فکری برسد. در کنار توجه به شهید مطهری، به علامه مصباح نیز توجه شد و این دو برنامه دیگر مورد عنایت قرار گرفتند.

* تلفیق برنامه‌های مطالعاتی و استادمحور

در کنار این برنامه‌ها که بیشتر ماهیت مطالعاتی داشتند، تلاش شده است مجموعه‌ای از برنامه‌هایی که به تعبیر استاد، «استادمحور» هستند نیز در کنار آنها قرار گیرد.

در این بخش نیز عمدتاً به دو برنامه توجه شده است. یکی از این برنامه‌ها سابقه و قدمت دارد و از سال‌ها پیش آغاز شده و در کشور استقرار پیدا کرده است که «طرح ولایت» نام دارد.

طرح ولایت از آثار بسیار ارزشمند علامه مصباح است. خود ایشان درباره این طرح تعبیرشان این بود که «این حاصل عمر من است» و مکرراً بر اهمیت این قضیه تأکید داشتند. ایشان بارها مطرح کرده بودند که در طول هفتاد یا هشتاد سال عمر خود، این طرح را از مهم‌ترین کارها و برکات زندگی‌شان می‌دانند.

اما از آنجا که طرح ولایت برای مخاطب حوزوی تولید نشده بود و تقریباً چند دهه از زمان تولید آن گذشته بود، شاید لازم بود از نظر محتوایی، کار متفاوتی روی آن انجام شود.

* تدوین «نظام جامع اندیشه اسلامی»

ما برنامه‌ای را با عنوان «نظام جامع اندیشه اسلامی» دنبال می‌کنیم. در این نظام جامع اندیشه اسلامی، هشت اندیشمند برای ما اهمیت ویژه‌ای دارند و لازم است مورد توجه قرار گیرند: حضرت امام، علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی، علامه جعفری، علامه مصباح و علامه جوادی. همچنین تا حدودی به اندیشه شهید صدر و برخی دیگر از بزرگان نیز توجه می‌شود.

به دنبال این هستیم که با توجه به این شخصیت‌های محوری، بخش‌های اصلی اندیشه و معارف مورد نیاز طلبه‌ها را تأمین کنیم و در اختیار آنان قرار دهیم.

این مباحث معمولاً در سه لایه قرار می‌گیرند: «لایه مبانی، لایه نظامات و لایه امتدادها». طلبه باید این مسیر را دنبال کند و ببیند هر اندیشه‌ای از کجا آغاز می‌شود، مبانی آن چیست، در قالب نظامات چگونه شکل می‌گیرد و در نهایت، هنگامی که قرار است در جامعه امتداد پیدا کند و به حل مسئله بپردازد، به چه شکلی خواهد بود.

* تمرکز فعلی بر تعمیق محتوا و پژوهش

البته در برنامه «نظام جامع اندیشه اسلامی» همچنان در مرحله تقویت محتوا قرار داریم. در حال حاضر، رویکرد ما بیشتر رویکرد تولید محتوا و پژوهش برای عمیق‌تر شدن مباحث است و ان‌شاءالله بتوانیم این کار را نیز در نهایت به مخاطب حوزوی عرضه کنیم.

افق ما در معاونت تهذیب را می‌توان به دو شکل تعبیر کرد. یک تعبیر این است که ما یک برنامه فوق‌برنامه برای قشر خاصی از طلبه‌ها هستیم؛ به این معنا که برخی طلبه‌ها به دلیل اینکه نخبه‌تر هستند و استعداد بیشتری دارند، می‌توانند از محتوای اصلی که نظام آموزشی در اختیار آنها قرار می‌دهد، بیشتر بیاموزند و ما نیز این برنامه‌ها را برای آنها اجرا می‌کنیم.

* امکان توسعه برنامه‌ها برای همه طلاب

البته می‌توان این موضوع را به شکل دیگری نیز تعبیر کرد. برخی برنامه‌ها در حال حاضر مراحل رشد و آزمون خود را طی می‌کنند تا پس از آنکه نسبت به آنها به اطمینان بیشتری رسیدیم، بتوانیم برنامه را به‌نحوی توسعه دهیم و تعمیم ببخشیم تا برای همه طلبه‌ها قابل استفاده باشد.

امید ما این است که «نظام جامع اندیشه اسلامی» هنگامی که به یک محتوای غنی و پخته رسید، بتواند وارد لایه معاونت آموزش شود و برای همه طلبه‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

سؤال: درباره بخش «اجتماعی» یعنی «امور معرفتی و اجتماعی»، آیا این عنوان ناظر به کارکردهای خاص و فعالیت‌های اجتماعی روحانیت است؟ برای مثال، فعالیت‌های جهادی که امام و شهید بر آن تأکید داشتند، آیا ذیل دبیرخانه شما قرار می‌گیرد یا این موضوع بحث جداگانه‌ای است؟ منظور از «اجتماعی» دقیقاً چیست؟

اجازه دهید توضیحی در این زمینه ارائه کنم. در این برنامه تربیتی که در معاونت تهذیب دنبال می‌شود، به تعبیر معاون تهذیب و تربیت حوزه های علمیه،، یک «سر و ته» وجود دارد؛ یعنی یک شروع و یک انتها دارد. به این معنا که اخلاق و معنویت باید از لایه معرفت آغاز شود. یک اندیشه وجود دارد و در ذیل آن، یک اخلاق و معنویت شکل می‌گیرد و سپس این مسیر باید به یک کنش منتهی شود و در یک نظام راهی طراحی شود. یعنی ابتدا یک معرفت وجود دارد، سپس یک رویکرد معنوی و اخلاقی شکل می‌گیرد و بعد از آن، یک کنش اجتماعی ایجاد می‌شود.

این رویکرد، خروج از آن برداشت اولیه‌ای است که در گذشته ممکن بود از معنویت وجود داشته باشد؛ برداشتی که گاهی معنویت را متبادرکننده نوعی انعزال و گوشه‌گیری می‌دانست. اما این رویکرد می‌گوید: اندیشه و معرفت داشته باش، اخلاق را شکل بده و سپس ببین کنش تو چیست؛ به متن جامعه برو، زیرا این کنش باید در جامعه تحقق پیدا کند.

* رویکرد تربیتی معاونت تهذیب به کنش اجتماعی

نکته مهم این است که معاونت تهذیب به این کنش می‌پردازد، اما رویکرد آن، رویکرد تربیتی است، نه اینکه خودِ کنش را انجام دهد. یعنی معاونت تهذیب طلبه را برای این کنش آماده می‌کند. برای مثال، اگر موضوع به یک گروه جهادی مربوط باشد، معاونت تهذیب قرار نیست خودش برود و کارکرد گروه جهادی را ایفا کند؛ بلکه می‌خواهد به طلبه بیاموزد که اگر در نقش عضو یک گروه جهادی قرار گرفت، در آن موقعیت چگونه باید رفتار کند.

* تربیت طلبه برای کنش اجتماعی؛ از گروه جهادی تا هیئت و بسیج

لایه تربیتیِ کنش اجتماعی به این معناست که ما برای گروه‌های جهادی، یک دبیرخانه گروه‌های جهادی داریم که بر کنش‌های این عرصه متمرکز است. همچنین بخشی داریم که مثلاً بسیج طلاب را راهبری می‌کند. ما نمی‌خواهیم کار آنها را بر عهده بگیریم، بلکه تمرکز ما بر لایه تربیتی این فعالیت‌هاست.

یکی دیگر از بخش‌های عمده در این زمینه، بحث هیئت است. بر اساس بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم، کنش جمعی در حال حاضر در میان طلبه‌هایی که در مدارس علمیه حضور دارند، بیشتر در قالب سه فرمت منتقل می‌شود: «هیئت، گروه جهادی و بسیج».

* تدوین الگوی هیئت مطلوب حوزوی

هرکدام از این عرصه‌ها نیز یک لایه مطلوب دارند. برای مثال، ما باید هیئتی را طراحی کنیم که دقیقاً متناسب با فضای مدرسه علمیه باشد. ما اکنون در حال انجام این کار هستیم و تا حدودی نیز پیش رفته‌ایم. برای مثال، اکنون تدوین کرده‌ایم که «هیئت مطلوب حوزوی» چگونه باید باشد. در این زمینه، به شاخص‌هایی توجه کرده‌ایم و به سؤالات مختلفی پاسخ داده‌ایم. برای نمونه، این سؤال مطرح است که اگر در داخل مدرسه علمیه هیئت برگزار می‌کنیم، آیا این هیئت فقط باید برای طلبه‌ها باشد یا اینکه فضای حوزه علمیه باز باشد و مردم محله نیز به این هیئت طلبگی دعوت شوند؟

یا مثلاً اگر در مدرسه علمیه یک هیئت طلبگی داریم، برای اینکه مشکلی پیش نیاید، آیا باید همه کارها به‌طور کامل در اختیار مدیر و مسئولان مدرسه باشد یا اینکه قرار است رشدی به طلبه منتقل شود و بنابراین، باید بخشی از کار به خود طلبه‌ها سپرده شود؟

ما بر اساس این مباحث، شاخص‌های «هیئت مطلوب» را تدوین کرده‌ایم؛ با توجه به افرادی که در این عرصه فعال بوده‌اند، تجربیاتی که داشته‌اند و همچنین برخی مباحث نظری.

سپس این مجموعه را به سیستم تربیتی منتقل می‌کنیم تا مثلاً معاونان تهذیب مدارس، معاونت تهذیب استانی، مدیران مدارس و متولیان امر تربیت بدانند که با چنین فرمتی می‌توان طلبه را برای حضور در عرصه اجتماعی مهیا کرد.

سؤال: با این توضیحاتی که ارائه کردید، دبیرخانه امور معرفتی و اجتماعی حوزه تا چه اندازه می‌تواند در آینده، با توجه به فرمایشات امام شهیدمان و بخصوص مطالب مطرح‌شده در آن بیانیه معروف «حوزه پیشرو و سرآمد»، تأثیرگذارتر باشد؟ در اینجا بیشتر می‌خواهم نگاه خود شما را بدانیم که چه راهکارهایی باید مورد توجه قرار گیرد تا همه این فعالیت‌هایی که فرمودید، در نهایت به آن تحول موردنظر در حوزه منجر شود؛ تحولی که ناظر به شرایط روز و نیازهای نوپدید جامعه باشد.

اگر بخواهیم به «بیانیه حوزه پیشرو و سرآمد» نگاه کنیم، شاید لازم باشد تا حدی از نگاه سازمانی فاصله بگیریم. نگاه سازمانی، به‌هرحال الزامات خاص خودش را دارد؛ بخش‌های مختلف با تقسیم وظایف شکل می‌گیرند و هر بخش وظیفه مشخصی را بر عهده می‌گیرد. یعنی من در معاونت تهذیب کاری انجام می‌دهم و معاونت آموزش کار دیگری انجام می‌دهد؛ در حالی که مخاطب هر دو، یک نفر یا در هر صورت، طلبه است. بنابراین، ما باید با یکدیگر هماهنگ باشیم.

* ضرورت هماهنگی آموزش، تهذیب و پژوهش

برنامه‌ای که برای تربیت طلبه تدوین می‌شود، باید با اقتضائات مختلف هماهنگ باشد؛ یعنی در آن، ملاحظات تهذیبی رعایت شده باشد، ملاحظات پژوهشی رعایت شده باشد و آموزش‌ها نیز در آن مورد توجه قرار گرفته باشند. همه اینها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. البته تحقق این هدف به یک لایه همکاری ستادی نیاز دارد تا بتوانیم به وضعیت مطلوب برسیم.

* تربیت طلبه در «میانه میدان»

همه این امور درهم‌تنیده هستند؛ کما اینکه در «بیانیه حوزه پیشرو و سرآمد» نیز آقای شهید می‌فرمایند که حتی تهذیب در میانه میدان واقع می‌شود. یعنی یک جامعیت وجود دارد و همه این امور درهم‌تنیده هستند.

طلبه قرار است تربیت شود؛ نه اینکه ابتدا در کنج حجره تربیت شود و بعد وارد عرصه فعالیت اجتماعی شود. بلکه همان زمانی که طلبه در یک گروه جهادی مشغول فعالیت است، در همانجا نیز در حال تربیت شدن است؛ یعنی در «میانه میدان» تربیت می‌شود. بنابراین، با یک نگاه جامع و با فاصله گرفتن از این نگاه بخشی و سازمانی، می‌توان تحقق «حوزه پیشرو و سرآمد» را نزدیک‌تر کرد.

* نقش امور اجتماعی در ارتباط طلبه با مردم

طبیعتاً همین بخشی که ما اکنون در امور اجتماعی داریم، کمک شایانی به آن بخش از بیانیه می‌کند که بر تعامل طلبه‌ها با مردم و ارتباط آنها با جامعه تأکید دارد. حتی در لایه‌های دیگر نیز همین مسئله وجود دارد. برای مثال، هنگامی که شما بحث نظام‌سازی را دنبال می‌کنید، این موضوع به‌شدت نیازمند لایه‌های معرفتی است. کما اینکه آقای شهید نیز در همانجا می‌فرمایند که فلسفه باید کمک کند.

ما نیز اکنون در کارهای خود، پس از اینکه به لایه مبانی توجه می‌کنیم، وارد لایه نظامات می‌شویم.

* سخن پایانی:

تلاش کرده‌ایم در کنار توسعه محتوایی، یک توسعه روشی نیز داشته باشیم. برای مثال، «طرح ولایت» معمولاً به این شکل برگزار می‌شود که در فصل تابستان، یک اردوی چهل‌روزه برگزار می‌شود و عده‌ای از طلبه‌ها می‌توانند در آن برنامه شرکت کنند. البته اقشار دیگری مانند دانشجویان نیز در این برنامه حضور پیدا می‌کنند.

ما دیدیم اگر بخواهیم فقط در تابستان و آن هم در یک منطقه خاص این کار را انجام دهیم، تنها درصد بسیار اندکی از طلبه‌ها می‌توانند با این برنامه همراه شوند. به همین دلیل، مدل‌های دیگری را نیز طراحی کردیم. برای مثال، یکی از مدل‌ها این است که طلبه‌ها در طول سال تحصیلی و در استان خودشان، ماهانه دو یا سه روز در این طرح شرکت کنند و پس از گذشت یک دوره زمانی، این طرح را به پایان برسانند. این یک مدل جدید بود که ما آن را در طول سال توزیع کردیم و به این شکل توانستیم یک‌باره دامنه مخاطبان را به میزان قابل توجهی توسعه دهیم.

* تجربه برگزاری دوره‌های مجازی و افزایش چندبرابری مخاطبان

برای دوره‌های استادمحور نیز همین مسئله وجود دارد. گاهی لازم است برای برگزاری یک دوره، اردویی تدارک دیده شود که طبیعتاً هزینه‌های زیادی دارد و در نتیجه، بخشی از مخاطبان ما اساساً نمی‌توانند در آن شرکت کنند. برای مثال، ممکن است طلبه‌ای امام جماعت مسجد باشد و به‌هرحال فعالیت بیشتری داشته باشد. طبیعتاً چنین فردی نمی‌تواند به‌راحتی در یک دوره چهل‌روزه شرکت کند؛ زیرا فرزندان و خانواده و مسئولیت‌های دیگری دارد. به همین دلیل، برای برخی برنامه‌ها و دوره‌ها، اگرچه همچنان استادمحور هستند، دوره مجازی نیز ایجاد کردیم تا مخاطبان بتوانند فایل‌های تدریس را مشاهده کنند و سپس برای تکمیل مباحث، در مراحل بعدی شرکت کنند.

ما این تجربه را سال گذشته داشتیم و یک‌باره برنامه‌هایی که پیش از آن با چند ده نفر یا چند صد نفر برگزار می‌شد، به چند هزار نفر رسید و استقبال بسیار خوبی نیز از آنها صورت گرفت. نکته جالب این بود که عموم افرادی که از این دوره‌ها استفاده کردند و نسبت به آنها علاقه نشان دادند، طلبه‌های سطوح بالاتر، درس خارج و افرادی از این دست بودند. اگر توانایی و امکانات لازم را داشته باشیم، می‌توانیم برای برنامه‌هایی مانند طرح ولایت و برنامه‌های مشابه نیز همین الگو را دنبال کنیم.

* نیاز بیشتر طلبه‌های فعال اجتماعی به آموزش‌های معرفتی

طلبه‌هایی که به مرحله ایفای کارکرد اجتماعی رسیده‌اند، برای مثال امام جماعت مسجد شده‌اند، مسئولیتی بر عهده گرفته‌اند، معلم شده‌اند یا تعامل بیشتری با مردم دارند، طبیعتاً بیشتر لمس می‌کنند که به این مباحث نیاز دارند و این دوره‌ها می‌تواند دست آنها را بسیار پر کند.

ممکن است منِ طلبه در حال حاضر هنوز تبلیغ جدی خود را آغاز نکرده باشم و در حجره مشغول گذراندن سال‌های تحصیلی باشم. در چنین شرایطی، ممکن است شناخت چندانی از جامعه و آنچه جامعه از منِ طلبه مطالبه می‌کند نداشته باشم اما طلبه‌ای که با این مطالبه‌ها مواجه شده است، طبیعتاً بیشتر نیاز به این مباحث را لمس می‌کند و در نتیجه، قدر این دوره‌ها را بیشتر می‌داند.

* تأثیر آموزش‌های معرفتی بر انگیزه ادامه تحصیل طلاب

البته بخشی از مخاطبان ما همین حالا نیز متوجه این مسئله شده‌اند و این موضوع را بروز می‌دهند. برای مثال، در دوره‌هایی که برگزار می‌کنیم، عموماً با این اعتراض مواجه می‌شویم که چرا این مطالب زودتر به ما گفته نشد و چرا این مباحث در محیط آموزشی حوزه وجود ندارد. مواردی داشته‌ایم که حتی طلبه‌ای اظهار کرده است که قصد داشته از حوزه انصراف دهد و از حوزه خارج شود، اما پس از شرکت در این برنامه، امیدوار شده است و تصمیم گرفته مسیر خود را ادامه دهد.

حتی برخی از آنها می‌گویند تلاش می‌کنند این مطالب را به دوستان دیگر خود نیز منتقل کنند تا آنها نیز بدانند که چنین مباحثی در حوزه قابل پیگیری است و می‌توان آنها را در حوزه به دست آورد.

* ضرورت توجه به نیازهای معرفتی طلبه در مسیر مواجهه با جامعه

همچنین طلبه‌های دیگری نیز هستند که تحصیل کرده‌اند و پس از آن با جامعه مواجه می‌شوند. اگر در این مرحله، دست آنها از این مباحث خالی باشد، طبیعتاً با چالش مواجه خواهند شد. ما معمولاً تأکید می‌کنیم که این انگیزه درونی است که می‌تواند طلبه را مشتاق ورود به این عرصه کند. ما تلاش می‌کنیم این مسئله را به طلبه منتقل کنیم که این مباحث تا چه اندازه می‌تواند برای او مفید باشد.

نکته جالب این است که در میان کسانی که به‌نحوی این مباحث را چشیده‌اند، جدیت بسیار زیادی ایجاد می‌شود. برای مثال، طلبه‌ای که اکنون می‌آید و آثار شهید مطهری را مطالعه می‌کند، سپس متوجه می‌شود که می‌تواند همین مطالب را همان شب در منبر خود مطرح کند و این مطالب برای جامعه کاربرد دارد، وقتی این موضوع را لمس می‌کند، دیگر این مباحث را رها نمی‌کند. چنین طلبه‌ای تلاش می‌کند هم خودش بیشتر درگیر این مباحث شود و هم آن را برای دوستان خود و در لایه‌های دیگر توسعه دهد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha