به گزارش گروه ترجمۀ خبرگزاری حوزه، نشست علمی «جایگاه توحید در منظومه فکری رهبر شهید» با حضور علما و طلاب، در جامعه المصطفیٰ العالمیه شهر کراچی پاکستان برگزار شد.

در این نشست، دکتر جواد حیدر هاشمی، استاد دانشگاه کراچی، با تأکید بر اهمیت بهرهگیری از آثار، اندیشهها و دیدگاههای رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره توحید، اظهار داشت: بررسی آثار و اندیشههای ایشان در زمینه اعتقاد به توحید، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا پیام محوری آموزههای ایشان در این زمینه آن است که توحید صرفاً یک اعتقاد نظری نیست، بلکه اساس و بنیاد زندگی فردی و اجتماعی انسان را تشکیل میدهد.
وی در ادامه، ابعاد مختلف جایگاه توحید در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی را تبیین کرد که مهمترین محورهای آن به شرح زیر است:
۱. توحید؛ محور دعوت همه پیامبران الهی
یکی از محورهای اساسی اندیشه توحیدی، جایگاه محوری آن در دعوت پیامبران الهی است. با بررسی سیره و رسالت پیامبران، از حضرت آدم علیهالسلام تا خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله، روشن میشود که دعوت همه آنان بر محور یگانگی خداوند متعال و بندگی او استوار بوده است. و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز دعوت خود را با ابلاغ پیام توحید آغاز کرد و مردم را به پرستش خدای یگانه فراخواند. ایشان در مسیر تحقق این رسالت الهی، دشواریها، آزارها و موانع فراوانی را تحمل کرد، اما از دعوت مردم به سوی توحید دست نکشید.
این حقیقت نشان میدهد که توحید صرفاً یکی از آموزههای اعتقادی دین نیست، بلکه بنیادیترین اصل دین و محور اصلی دعوت و تلاش پیامبران الهی به شمار میرود. هدف اساسی این دعوت، رهایی انسان از بندگی غیر خدا و هدایت او به سوی بندگی حقیقی خداوند متعال بوده است.
۲. ایمان به خدا و ضرورت استقامت در مسیر آن
از دیگر محورهای مهم این بحث، پیوند میان ایمان به خداوند و پایداری در مسیر آن است. در حدیثی مشهور، هنگامی که از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره سخنی جامع در زمینه دین درخواست راهنمایی شد، ایشان فرمودند: «قُلْ آمَنْتُ بِاللّٰهِ ثُمَّ اسْتَقِمْ»«بگو به خدا ایمان آوردم، سپس بر این ایمان استقامت ورز.» این فرمایش کوتاه، اما عمیق، دو اصل اساسی را در بر دارد: نخست، ایمان آوردن به خداوند متعال و دوم، پایبندی و استقامت بر این ایمان.
اگرچه ایمان به خداوند از اهمیت بنیادینی برخوردار است، حفظ و پاسداری از آن در فراز و نشیبهای زندگی نیز آزمونی بزرگ برای انسان به شمار میرود. انسان در مسیر زندگی با دشواریها، خواستههای نفسانی، منافع شخصی و فشارهای اجتماعی گوناگونی روبهرو میشود. در چنین شرایطی، پایبندی به اعتقادات و اصول دینی و حرکت در مسیر حق، جلوهای از استقامت حقیقی است.
قرآن کریم نیز در سوره فصلت، آیه ۳۰، به این حقیقت اشاره میکند و میفرماید کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند است و سپس بر این اعتقاد استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود میآیند و به آنان بشارت میدهند که بیم و اندوهی نداشته باشند.
بر این اساس، ایمان حقیقی تنها به اقرار زبانی محدود نمیشود، بلکه باید در رفتار، کردار و شیوه زندگی انسان نیز نمود پیدا کند. پایبندی عملی به ارزشهای الهی و پایداری بر اصول دینی، از مهمترین نشانههای ایمان و توحید در زندگی فردی و اجتماعی است.
۳. توحید؛ فراتر از اقرار زبانی و مبنای زندگی عملی
توحید تنها به معنای اعتقاد زبانی به یگانگی خداوند متعال و نفی هرگونه شریک برای او نیست، بلکه آثار و پیامدهای این اعتقاد باید در رفتار، کردار و تصمیمهای انسان نیز آشکار شود.
اگر انسان به زبان به وحدانیت خداوند اقرار کند، اما در زندگی عملی خود احکام الهی را نادیده بگیرد، لازم است ایمان و عملکرد خویش را با دقت و جدیت مورد بازنگری قرار دهد؛ زیرا توحید حقیقی باید در تمام ابعاد زندگی انسان تجلی پیدا کند.
اعتقاد به توحید، نگرش، رفتار و تصمیمهای انسان را تحت تأثیر قرار میدهد و او را به اطاعت از خداوند، برقراری عدالت، حمایت از حق و رعایت حقوق دیگران رهنمون میسازد.
از این منظر، آثار توحید نباید تنها به زندگی شخصی افراد محدود بماند، بلکه باید در ساختارهای اجتماعی نیز نمایان شود. در جامعهای که بر مبنای توحید شکل میگیرد، عدالت، رعایت حقوق انسانها و پیروی از هدایت الهی باید از جایگاهی اساسی برخوردار باشد. بنابراین، توحید حقیقی هم زندگی فردی انسان را متحول میکند و هم زمینه اصلاح و تعالی جامعه را فراهم میسازد.
۴. پیروی از خواستههای نفسانی؛ در تعارض با بندگی حقیقی خداوند
یکی دیگر از محورهای مهم در تبیین مفهوم توحید، ضرورت پرهیز از پیروی بیقیدوشرط از خواستههای نفسانی است. قرآن کریم در سوره جاثیه، آیه ۲۳، میفرماید:
«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ» «آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را معبود خویش قرار داده است؟»
این آیه انسان را از اسارت در برابر تمایلات نفسانی برحذر میدارد و بر ضرورت قرار دادن هدایت الهی در جایگاه معیار اصلی زندگی تأکید میکند. هنگامی که انسان خواستههای شخصی خود را بر فرمان خداوند ترجیح دهد، بهتدریج از حقیقت بندگی فاصله میگیرد.
اگر تمایلات نفسانی و منافع شخصی چنان بر تصمیمهای انسان غلبه کنند که او را به نادیده گرفتن دستورات الهی وادار سازند، زمینه انحطاط اخلاقی و دینی او فراهم خواهد شد.
ازاینرو، اقتضای توحید آن است که انسان خواستهها، منافع و تصمیمهای خود را با هدایت الهی هماهنگ سازد و در تمام عرصههای زندگی، رضایت خداوند متعال را بر تمایلات شخصی خویش مقدم بدارد.
۵. مفهوم حقیقی عبادت و ضرورت پایبندی به احکام الهی
از دیگر موضوعات مهم در تبیین حقیقت توحید، شناخت مفهوم واقعی عبادت و بندگی است. قرآن کریم در سوره توبه، آیه ۳۱، به کسانی اشاره میکند که عالمان دینی و راهبان خود را به جای خداوند، صاحب اختیار و مرجع مطلق اطاعت قرار داده بودند.
بر اساس روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، هنگامی که یکی از پیروان اهل کتاب درباره مفهوم این آیه پرسید، پیامبر توضیح دادند که پیروی آنان از عالمان و راهبان به این صورت بود که هرگاه آنان چیزی را حلال یا حرام اعلام میکردند، بیچونوچرا از آن پیروی میکردند.
این بیان نشان میدهد که مفهوم بندگی تنها به انجام اعمال ظاهری عبادی یا بر زبان آوردن الفاظ خاص محدود نمیشود، بلکه مسئله اطاعت و پذیرش فرمان نیز در حقیقت عبادت جایگاهی اساسی دارد. ازاینرو، هنگامی که انسان در برابر احکام الهی، اطاعت بیقیدوشرط از دیگران را جایگزین هدایت خداوند کند، با یکی از مهمترین مسائل اعتقادی و توحیدی روبهرو خواهد شد.
البته این موضوع به معنای نفی مراجعه به عالمان دینی و بهرهگیری از دانش و راهنمایی آنان نیست، بلکه بر ضرورت پایبندی به هدایت الهی و پرهیز از اطاعت مطلق و مستقل از هر مرجعی در برابر فرمان خداوند تأکید دارد.
بنابراین، بندگی حقیقی اقتضا میکند که انسان در باورها، رفتارها و تصمیمهای خود، هدایت الهی را معیار اصلی قرار دهد و اطاعت از خداوند متعال را در تمام ابعاد زندگی خویش مبنا قرار دهد.
۶. توحید، مسیری برای تحول فرد و جامعه
دکتر جواد حیدری هاشمی در پایان گفت: باید توجه داشت که مسیر فراگیری معارف دینی، تنها راه کسب دانش و افزایش اطلاعات نیست، بلکه مسیری برای اصلاح باورها، تعالی اخلاق و تحول در رفتار و عملکرد انسان نیز به شمار میرود.
هدف حقیقی آموزشهای دینی آن است که انسان افزون بر شناخت معارف الهی، بتواند آنها را در زندگی خود به کار گیرد و از رهگذر عمل به این آموزهها، زمینه اصلاح خویش و جامعه را فراهم سازد.
بر این اساس، نباید اعتقاد به توحید را به مباحث نظری، مطالعات کتابخانهای و سخنرانیها محدود کرد، بلکه لازم است آثار این اعتقاد در زندگی فردی و اجتماعی، تصمیمگیریها، اخلاق و روابط انسان با دیگران آشکار شود.
توحید زمانی در زندگی انسان به حقیقتی اثرگذار تبدیل میشود که بندگی خداوند، اطاعت از فرامین الهی و جلب رضایت او، مبنای رفتار و تصمیمهای انسان در عرصههای گوناگون زندگی قرار گیرد. چنین نگرشی میتواند زمینهساز رشد معنوی فرد، تقویت ارزشهای اخلاقی و اصلاح جامعه بر پایه عدالت و هدایت الهی باشد.













نظر شما