اشاره؛
امروز خانوادهها در فضایی زندگی میکنند که مرزهای فرهنگی در هم شکسته و کودکان و نوجوانان بیمحابا در معرض هجمهٔ آلودگیها و محرکهای فضای مجازی قرار دارند. در چنین شرایطی، «تربیت جنسی» دیگر یک موضوع گزینشی نیست، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای صیانت از سلامت نسل آینده است؛ چرا که غفلت در این عرصه تاوان سنگینی دارد و دشمن با تمام توان برای انحراف غرایز جوانان وقت گذاشته است.در همین راستا، حجتالاسلام محسن عباسیولدی در سلسله جلساتی پیرامون این موضوع حیاتی، نکات بسیار عمیق و راهگشایی را بیان کردهاند که با احترام و به نیت بهرهمندی دغدغهمندانِ عرصهٔ تربیت، تقدیم مخاطبان گرامی میگردد.
هرچند بهاختصار به موضوع «محبت» اشاره شد، اما بار دیگر تاکید میکنم برای دستیابی به تربیت اصیل، پایدار و مبنایی نه تربیتی سطحی و موقت، باید به این اصل توجهی ویژه داشت. آن دسته از مربیان و والدینی که بهدنبال پایهریزی یک تربیت بنیادین با شالودهای مستحکم هستند، باید بدانند که محبت یکی از ارکان و عوامل اصلی و اثرگذار در تربیت جنسی است.
باید از رویکردهای مقطعی و نگاههای سطحی به مقوله تربیت فاصله بگیریم. تربیت جنسی، بخشی کلیدی و تفکیکناپذیر از فرآیند جامع تربیت است و بیتردید با راهکارهای صوری و شتابزده سامان نمییابد؛ بلکه نیازمند برنامهریزی دقیق، اندیشه عمیق و نقشهراهی روشن است. در این مسیر، کاملترین و اصیلترین نقشهراه، همان الگویی است که از سوی پروردگار متعال و اهلبیت عصمت و طهارت(ع) ترسیم شده است.

*محبت؛ کلیدواژه طلایی پیامبر(ص) برای هدایت و تربیت
پیامبر اکرم(ص) با تکیه بر اصل «الحب اساسی»، محبت را شالوده و روش بنیادین تربیت و هدایت قرار دادند. در سیره نبوی، شاهدیم که چگونه همین مدارا و مهرورزی، انسانها را از وادی انحرافات اعتقادی و اخلاقی به مسیر صلاح بازگردانده است.
بنابراین، پیش از ورود به بحث «کرامت»، تأکید میکنم که موضوع محبت باید با جدیت بیشتری در نظام تربیتی خانواده پیگیری شود. برای مطالعه تفصیلی راهکارهای عملی و بهرهگیری از آموزههای کاربردی در این زمینه، جلد دوم مجموعه «من دیگر ما» به تبیین و واکاوی تخصصی همین موضوع اختصاص یافته است.
*نقش «کرامت» در مهندسی تربیت دینی؛ صیانت از روحیه فرزندان با منش کریمانه
در ادامه مباحث مربوط به راههای افزایش ایمان فطری کودکان، پس از بررسی اصل «محبت»، گام دوم یعنی توجه به اصل بنیادین «کرامت» مطرح میشود. در نظاممندسازی و ساختار تربیت، نمیتوان از بنایی محکم سخن گفت اما برای تربیت کریمانه فرزندان برنامهریزی نکرد.
کرامت، آن روحیه و منشی است که اگر انسان از آن برخوردار شود، تن به صفات و رفتارهای زشت نمیدهد و همواره به سمت خوبیها حرکت میکند. در تبیین این مفهوم، امیرالمومنین امام علی(ع) میفرمایند:
«الْکَرَمُ حُسْنُ سَجِیَّةٍ وَاجْتِنَابُ دَنِیَّةٍ»
کرم داشتن، برخورداری از خُلق و منش نیکو و دوری کردن از امور پست و ناشایست است.
*دو ساحت بنیادین «کرامت» در نظام تربیتی
کرامت در امر تربیت، واجد دو رویکرد موازی و ضروری است:
۱. تکریم در رفتار (سیره مربی):
والدین باید در تعاملات روزمره با فرزندان، اصل کرامت را مبنا قرار دهند. هر رفتاری که با شأن انسانیِ فرزند در تعارض باشد، باید حذف گردد؛ به عنوان مثال، پرهیز از رفتارهای تحقیرآمیز نظیر تنبیه بدنی، لازمهی یک برخورد کریمانه است.
۲. تعالیبخشی به روح (هدف تربیتی):
هدف نهایی، رساندن فرزند به جایگاهی از رشد است که نفسِ او نسبت به امور پست، کراهت ذاتی پیدا کند و به سمت کارهای نیک سوق یابد.
*پیوند کرامت با مهار غریزه در تربیت جنسی
در تحلیل دقیقتر، «کرامت» به معنای ایجاد یک «مراقبه درونی» است. از آنجا که تربیت جنسی اساساً مدیریت یک غریزهی درونی و لذتمحور است، نظارت بیرونی یا صرفِ آگاهیبخشی برای مهار آن کفایت نمیکند.
تربیت کریمانه به معنای ارتقای روح فرزند تا مرتبهای است که برای «انسانیت» خود ارزش قائل شود. در این سطح از تعالی، فرد حتی در خلوت نیز به دلیل احترام به جایگاه انسانی خویش، تن به رفتارهای نادرست نمیدهد؛ چرا که نفسِ او بهگونهای پرورش یافته که از آلودگی به زشتیها گریزان است و پیش از هر ناظری، خود را از درون نصیحت میکند.
*«واعظ درونی»؛ دژ محکم مراقبه و کرامت نفس
در تبیین نقش مراقبه درونی در تربیت، استناد به کلام نورانی امیرالمومنین علیهالسلام بسیار راهگشا است که فرمودند:
«مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ»؛
کسی که از درون نفس خویش واعظ و نصیحتگری داشته باشد، از سوی خداوند نگهبانی خواهد داشت.
این روایت، اوج خودکنترلی را به تصویر میکشد؛ انسانی که وجدان بیدار و واعظ درونش، به محض گرایش به سمت امور پست، هشدار میدهد که این رفتار با مقام بندگی و شأن انسانی او در تعارض است. چنین فردی، حتی در غیاب نظارتهای بیرونی، از حصار امن الهی برخوردار است.
*بیاعتنایی به کرامت نفس؛ ریشه اصلی ناهنجاریهای اخلاقی
یکی از ریشههای اصلی بروز ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه، نقص در فرآیند تربیت کودکان بهگونهای است که بیاموزند برای «انسانیت» خود ارزش و احترام قائل باشند. وقتی فرزندان از داشتن این کرامت نفس محروم ببرند، حرمت و جایگاه خود را به فراموشی میسپارند و دیگر برایشان مهم نیست چه آسیبی به ساحت انسانیشان وارد میشود.

*کرامت نفس؛ گمشده نظام محاسباتی در تربیت نسل جدید
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در کلامی نورانی میفرمایند: «مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ»
کسی که در درون خویش، واعظی داشته باشد که او را پند دهد، خداوند نیز از او محافظت خواهد کرد. این حقیقت، دقیقاً همان نقطهای است که بسیاری از برنامههای تربیتی از آن غافل ماندهاند؛ وجود یک ناظر درونی که بدون نیاز به مراقبتهای بیرونی، انسان را از لغزش بازدارد.
یکی از ریشههای اصلی ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه امروز، تربیت نشدنِ کودکان بر پایه «کرامت نفس» است. وقتی فرزندان ما نیاموختهاند که برای انسانیت و جایگاه رفیعِ خلقتِ خود احترام قائل شوند، طبیعتاً در مواجهه با وسوسهها به سادگی تسلیم میشوند. حضرت امیر (علیهالسلام) در حکمت ۴۴۹ نهجالبلاغه، کلیدِ مهارِ غرایز را به زیبایی تبیین فرمودهاند:
«مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهَوَاتُهُ»
کسی که نفسش در نزد او کرامت و ارزشمندی داشته باشد، شهوات در نگاهش خوار و حقیر میشوند.
(حکمت ۴۴۹ نهجالبلاغه)
نکته اساسی اینجاست که تا انسان به این جایگاه معرفتی نرسد، مدیریتِ خواستههای نفسانی عملاً غیرممکن است. کسی که حاضر است برای لذتهای زودگذر و امیال نفسانی، کرامتِ الهی و انسانیتِ خویش را ذبح کند، هیچگاه به ثبات اخلاقی نخواهد رسید.
در «تربیت کریمانه»، یکی از مهمترین اتفاقاتی که رخ میدهد، «تغییر نظام محاسباتی» فرد است. نظام محاسباتی، موتور محرک رفتارهای انسان در بزنگاههای تصمیمگیری است. تصور کنید نوجوانی در محیطی قرار میگیرد که او را به سمت انحراف اخلاقی سوق میدهد. او در مقام تصمیمگیری، دست به محاسبه میزند:
از یک سو، محاسبه میکند که اگر پیشنهادِ جمع را رد کند، دچار طردشدگی، تمسخر و انزوای اجتماعی خواهد شد و شاید دایره رفقایش محدود شود. از سوی دیگر، اگر تسلیم شود، نه تنها در جمع پذیرفته میشود، بلکه ممکن است در آن گروه جایگاه ویژهای پیدا کند و به اصطلاح، «تحویل گرفته شود».
تا زمانی که نظام محاسباتی کودک و نوجوان، مبتنی بر ارزشگذاریِ مادی و مقبولیتِ بیرونی باشد، بدیهی است که در چنین دو راهیهایی، اخلاق و کرامت، قربانیِ «پذیرشِ جمعی» خواهد شد. تربیتِ اصیل، هنرش این است که این نظام محاسباتی را تغییر دهد؛ به گونهای که هزینه کردنِ کرامتِ نفس، برای فرد «گرانترین» اتفاق ممکن باشد، نه یک انتخابِ ساده برای ورود به جمعهای زودگذر.
*تغییر نظام محاسباتی؛ گام طلایی در تربیت کریمانه
در نظام محاسباتیِ مادی، کودک با خود میگوید: «چرا نباید بپذیرم؟ هم جذاب است، هم لذت دارد، هم رفاقت و تأیید جمع حفظ میشود.» در این ترازوی مادی، او بازنده قطعیِ میدانِ اخلاق است.
اما در سوی مقابل، کودکی را تصور کنید که با «تربیت کریمانه» پرورش یافته و برای شخصیت انسانی و طهارت روح خود حرمت قائل است. او وقتی در چنین بزنگاهی قرار میگیرد، معادله را طور دیگری سبکسنگین میکند: «اگر بپذیرم، تأیید و تحسین ظاهری جمع را خریدهام، اما از انسانیت فاصله گرفته و روحم را به پلشتی آلودهام. اگر هم نپذیرم، شاید نگاههای تحسینبرانگیز آنها را از دست بدهم، اما اصالت، پاکی و طهارت درونم حفظ میشود.»
هرچقدر قدر و قیمتِ این روحِ پاک در نظام محاسباتی فرزندان ما بالاتر تعریف شده باشد، در این دو راهیها برندهتر خواهند بود و احتمال خطایشان به حداقل میرسد. اینجاست که معنای ژرفِ کلام امیرالمؤمنین (ع) تجلی میکند.
پرسش اساسی اینجاست: آیا ما فرزندانمان را اینگونه تربیت میکنیم؟ اصلاً آیا الگوریتم و متدِ چنین تربیتی را بلدیم؟
بیایید از فضای ظاهر به خلوتِ نوجوانان در بستر فضای مجازی نگاهی بیندازیم. وقتی نوجوانی در خلوت خود در حال گردش در فضای مجازی است و ناگهان با محتوا و تصاویر مبتذل مواجه میشود، چه چیزی او را بازمیدارد؟ متأسفانه خطای بزرگِ برخی از نظامهای آموزشی و تربیتی این است که میانِ اینگونه مواجهههای مجازی و «تربیت جنسی»، دیواری بلند کشیدهاند و این دو را دو جزیرهی کاملاً مستقل میپندارند؛ در حالی که این حوزهها تاروپودی به همتنیده دارند و ریشهی بسیاری از آسیبها، ناشی از همین نگاهِ جزیرهای و غفلت از پیوندِ میانِ کرامتِ نفس و مدیریتِ مواجهههای دیجیتال است.
*از نظارت مکانیکی تا صیانت درونی؛ نقش تربیت کریمانه در مدیریت فضای مجازی
کیست که نداند امروز فضای مجازی به یکی از اصلیترین بسترها و محرکهای انحرافات اخلاقی و جنسی تبدیل شده است؟ دغدغه هر والد دلسوزی این است که فرزندش در این اقیانوس بیانتها، مرزها را بشناسد و به بیراهه نرود. اما واقعیت این است که والدین نمیتوانند در تکتک لحظات زیست دیجیتال، سایهبهسایه همراه نوجوان باشند و نقشی پلیسی ایفا کنند؛ دوران نظارتهای بیرونی و مکانیکی به سر آمده است.
با روشهای سنتی، نگاههای سطحی و رویکردهای جزیرهای نمیتوان مصونیت ایجاد کرد. بنای تربیت نیازمند فونداسیون و اسکلتی مستحکم است؛ اسکلتی که بنیان آن بر «تربیت کریمانه» استوار میشود. نوجوانی را در نظر بگیرید که در خلوت خود با صفحهای آلوده و محتوایی مبتذل مواجه میشود؛ والدینی بالای سر او نیستند و مجالی هم برای مچگیری وجود ندارد. در این لحظه، چرا او باید از این تصویر چشم بپوشد؟
اگر روح این نوجوان متعالی نشده باشد و احساس اصالت و حرمت انسانی در او شکل نگرفته باشد، تماشای محتوای مستهجن برایش تفاوتی بنیادین با تماشای یک مستند یا فیلم سینمایی نخواهد داشت؛ همهچیز صرفاً در مقیاس «لذت» سنجیده میشود.
ریشه بسیاری از تعارضات نسلی در همین نقطه نهفته است:
* والدین رفتاری، پوششی یا نوعی از رابطه را قبیح و آسیبزا میدانند، اما فرزند آن را کاملاً طبیعی یا حتی مطلوب قلمداد میکند.
* نوجوان مخالفت خانواده را نه یک دلسوزی آگاهانه، بلکه حاصل تحجر، عقبماندگی از زمانه و بیاطلاعی میپندارد.
علت این شکاف، تفاوت در «نظام محاسباتی» است. والدین از دریچه پیامدها و ارزشها نگاه میکنند، در حالی که نوجوان صرفاً جاذبه و هیجان آنی را وزنکشی میکند.
هنر «تربیت کریمانه» این است که یک مؤلفه تعیینکننده به نام «ارزش والای انسانیت و طهارت روح» را وارد دستگاه محاسباتی فرزندان میکند. وقتی نوجوان برای خویشتن خود شأن و قیمت قائل شد، نظارت درونی در او بیدار میشود و دیگر حاضر نخواهد شد گوهر گرانبهای روح و شخصیتش را به پای لذتهای ارزان و گذرا حراج کند.
*نقش کلیدی کرامت در مهار چشم؛ پیوند اخلاق و تربیت جنسی
فطرتهایی که در بستر «تربیت کریمانه» بالنده میشوند، دستگاه محاسباتی متفاوتی دارند. در بحث تربیت جنسی، یکی از برجستهترین و آغازینترین گذرگاههای لغزش، «نگاه» است. چنانکه در حدیث شریف نبوی تصریح شده است:
«إِیَّاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ فَإِنَّهُ یَبْذُرُ الْهَوَی وَ یُوَلِّدُ الْغَفْلَةَ»
(یا در بیانی دیگر:
«إیّاکم والنَّظرَةَ فإنّها تَزرَعُ فی القَلبِ الشَّهوَةَ»)؛
از نگاههای هرز بپرهیزید، چراکه بذر شهوت را در دل میکارد.
برای مهار این سرچشمه و اجرای نقشه مراقبت از نگاه، پاسخ را باید در حدیث نورانی امام صادق (علیهالسلام) جستوجو کرد که سهگانه کرامت را معرفی میفرمایند:
«ثَلَاثٌ تَدُلُّ عَلَی کَرَمِ الْمَرْءِ: حُسْنُ الْخُلُقِ، وَ کَظْمُ الْغَیْظِ، وَ غَضُّ الطَّرْفِ»؛
سه چیز نشاندهنده کرامت و اصالت انسان است: حسن خلق، فرونشاندن خشم، و چشمپوشی از محرمات (غضّ بصر).
این هندسه روایی یک اصل کلیدی را روشن میکند: فرد کریم بداخلاق نیست، عنان هیجانش را به دست خشم نمیسپارد و چشمش را پاس میدارد.
وقتی پذیرفتیم «غضّ بصر» میوه درخت کرامت است، صورتمسئله تربیت جنسی تغییر میکند؛ سؤال دیگر این نیست که «چگونه با اجبار و کنترل مانع نگاه نادرست شویم؟»، بلکه پرسش اساسی این است:
«چگونه بذر کرامت را در جان کودک بنشانیم؟»
اگر فرآیند تربیت، احساس کرامت، شأن و اصالت انسانی را در فرزند احیا کند، صیانت از نگاه و عفت چشم به عنوان ثمره طبیعی این کرامت متولد خواهد شد.

*«حیا»؛ شناسنامه کرامت و تبلور آن در پوشش، نگاه و رفتار
مصداق دوم، مفهوم راهبردی «حیا» است. در منظومه روایات، حیا جزو برجستهترین فضایل و از اخلاق کریمان بهشمار آمده است. حیا یک صفت عام و ساختاری است که اگرچه تمام آن در «نگاه» خلاصه نمیشود، اما عیانترین نشانههایش را در چشم، روابط اجتماعی و نوع پوشش نشان میدهد.
وقتی معارف دینی حیا را ثمره و مقتضای کرامت معرفی میکنند، باز همان پرسش بنیادین پیش چشم والدین و مربیان قرار میگیرد:
«چگونه فرزندی کریم تربیت کنیم تا ریشههای این کرامت، خود را در قالب حیا و عفت نشان دهد؟»
اگر نگاهمان به تربیت، جزیرهای نباشد، درمییابیم که پاسخ به این پرسش، شاهکلید تمام ساحتهای تربیتی از جمله تربیت جنسی است. در ادامه، باید دید پدر و مادر برای نهادینهسازی تربیت کریمانه چه بایدها و نبایدهایی را باید مراعات کنند؛ اموری که در ظاهر شاید نام و نشانی از «تربیت جنسی» نداشته باشند، اما پیوند بنیادین و نامرئی آنها سرنوشتِ عفت و سلامت اخلاقی فرزندان را رقم میزند.
*تمثیل «کاسه شیر» و راز مراقبت درونی؛ کدام رفتارها کرامت میسازند؟
در ادامه این بحث، پرسش عملیاتی این است که در تعامل روزمره، کلام و شیوه برخورد ما با فرزندان، کدام رفتارها سازنده «کرامت» هستند و کدامیک آن را خرد میکنند؟و کریمانه نیست؟
برای روشن شدن این واقعیت، تمثیلی دقیق و ماندگار از مرحوم آیتالله حائری شیرازی (ره) وجود دارد که جوهره شکلگیری شخصیت و مراقبت درونی را نشان میدهد:
کودکی را مجسم کنید که کاسهای پر از شیرِ لبالب را با دست به سوی خانه میبرد. او با تمام وجود احتیاط میکند؛ هنگام عبور از کنار دیگران مراقب است تنهای به او نخورد، وقتی به جوی آبی میرسد با گامهای آهسته و شمرده قدم برمیدارد تا قطرهای شیر هدر نرود. او هم مواظب رفتار و حرکت خویش است و هم مراقب نحوه مواجهه دیگران با خود.
اما ناگهان رهگذری از راه میرسد، تنهای محکم به کودک میزند، کاسه واژگون میشود و همه شیر روی زمین میریزد. از این لحظه به بعد، رفتار کودک کاملاً تغییر میکند: شروع میکند به دویدن، کاسه خالی را به هوا پرتاب میکند و میگیرد، بیمحابا از روی موانع میپرد و اگر کسی هم به او تنه بزند دیگر اهمیتی نمیدهد.
چه اتفاقی افتاد؟ همان کودک بود و همان مسیر. پاسخ روشن است: تا پیش از آن، درون کاسه «چیزی باارزش و قابلاحترام» وجود داشت که کودک نسبت به حفظ آن احساس تعهد میکرد؛ بنابراین هم حسابِ رفتار خود را داشت و هم اجازه نمیداد کسی به آن دارایی لطمه بزند. اما وقتی کاسه خالی شد، دیگر انگیزهای برای محافظت و مراقبت باقی نماند.
در تربیت فرزندان نیز حقیقت ماجرا همین است؛ انسانی که ظرف وجودش از حس کرامت، ارزش و اصالت لبریز باشد، در رفت و آمدهای زندگی، در مواجهه با وسوسهها و در روابط خود به شدت مراقبت به خرج میدهد تا این سرمایه درونی نریزد و لکهدار نشود. اما اگر این گوهر ارزشمند را در جان او نابود کنیم، با ظرفی خالی روبهرو خواهیم شد که دیگر ترسی از آلودگی، لغزش و آسیب ندارد.
*ظرف شخصیت؛ خودکنترلیِ درونی یا بیمبالاتی در خلوت
وقتی آن سرمایه ارزشمند از کاسه ریخت، دیگر چیزی باقی نماند که ارزش محافظت داشته باشد؛ به تبع آن، مدیریتِ رفتار نیز به کلی از دست رفت. مرحوم آیتالله حائری شیرازی بر این نکته تأکید داشتند که وقتی ظرف وجود فرزندان ما از «شخصیت و احساس کرامت» لبریز باشد، آنها بهصورت خودکار و درونی بر رفتار و گفتار خویش نظارت میکنند؛ نظارتی که حتی در خلوتترین لحظاتشان نیز جریان دارد.
اما اگر با رفتارهای نادرست، این ظرف را از احساس عزت و شخصیت تهی کردیم، دیگر چیزی در درون کودک باقی نمیماند که برایش قیمتی داشته باشد؛ در نتیجه، هیچ انگیزه و مهاری برای مدیریت رفتار، گفتار و خلوت خود نخواهد داشت. حقیقت «تربیت کریمانه» دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند.
بزرگترین هشدار به والدین و مربیان این است: مبادا ما همان رهگذری باشیم که با سرزنش، تحقیر و رفتارهای نسنجیده، به جان فرزندمان تنه میزنیم و ظرف وجودش را از گوهر کرامت خالی میکنیم.
پیش از پرداختن به راهکارها و رفتارهای عینی، بار دیگر بر این نکته بنیادین تأکید میکنم: وقتی از مصادیق تربیت کریمانه سخن میگوییم، نقطه پرگار و هدف غایی بحث ما «تربیت جنسی» است. سلامت جنسی نوجوان، پیش از هر تدبیر یا دستورالعمل ظاهری، بر پایه همین حرمت نفس و صیانت درونی بنا میشود؛ اگر این ریشه سیراب شود، شاخسار عفت و پاکدامنی شکوفا خواهد شد.
*پیوند رفتارهای روزمره با کرامت نفس؛ از نحوهی صدازدن تا سنتِ سلام کردن
همانگونه که بیان شد، وقتی کرامت نفس در درون کودک تقویت شود، به تعبیر امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، شهوات و خواستههای نفسانی در نگاه او خوار و حقیر میشوند و مبارزه با آنها آسان میگردد. شاید در نگاه اول تعجب کنید اگر بگوییم نحوه صدا زدن فرزند یا کیفیت سلام کردن به او، ارتباطی مستقیم با «تربیت جنسی» دارد؛ اما حقیقت این است که این امورِ ظاهراً معمولی، آجر به آجرِ بنای شخصیتیِ او را شکل میدهند.
۱. شیوهی صدا زدن فرزند:
صدا زدن، امری است که روزانه بارها در تعاملات خانوادگی تکرار میشود. ما با واژهها، لحن و ادبیاتی که در خطاب قرار دادنِ فرزند به کار میگیریم، یا او را اکرام میکنیم و به او شخصیت میدهیم، و یا شخصیتاش را زیر پای خود له میکنیم. لحن تحقیرآمیز، ظرف کرامتِ او را خالی میکند.
۲. فرهنگ سلام کردن و پیشقدم شدن:
موضوع دیگر، کیفیت احوالپرسی است. گاهی والدین به خاطر توقعِ احترامِ یکطرفه، پیشقدمِ سلام نمیشوند و با این نگاه که «او کوچک است و باید به من سلام کند»، توقعِ جایگاه دارند. حتی گاهی با کنایه میگویند: «سلام نکردی که نکردی، یعنی تو احترامی نداری که من پیشقدم شوم!»
این رفتار، دقیقا در نقطهی مقابلِ سنتِ پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) قرار دارد که فرمودند: «من در سلام کردن به کودکان پیشقدم میشوم تا این روش پس از من به عنوان یک سنت جاری بماند.»
هر یک از این رفتارهای ریز و درشت در خانه، عیار کرامتِ فرزند ما را بالا میبرد یا آن را ذبح میکند؛ و از همین روست که میگویم تکتکِ این رفتارها، خشتِ اولِ صیانتِ اخلاقی و جنسیِ او در آینده است.
۳. کیفیت درخواست کردن و دستور دادن:
اینکه پدر و مادر به فرزندان دستور بدهند فلان کار را انجام بدهد، چیزی را بیاورد یا کاری را پیگیری کند، به خودیِ خود امر ناپسندی نیست؛ بلکه طبیعت و اقتضای زیست خانوادگی است و روحیه اطاعتپذیری و مسئولیتشناسی نیز باید در فرزندان شکل بگیرد. اما مسئله اساسی در «لحن و قالب درخواست» نهفته است. شیوه گفتار و ادبیات والدین در مقام امر و نهی، میتواند به فرزند حس کرامت و بزرگواری ببخشد، یا بالعکس، حرمت و شخصیت او را پایمال کند.
۴. شیوه پاسخ به خواستههای فرزند:
کودکان و نوجوانان نیز طبیعتاً مطالبات و خواستههایی از والدین دارند. قرار نیست خانواده به تمام این خواستهها پاسخ مثبت بدهد، اما کیفیت موافقت یا مخالفت با درخواستهای فرزند نقشی بنیادین در عزت نفس او دارد. رد کردن مؤدبانه و محترمانه همراه با تبیین منطقی، کرامت او را پاس میدارد؛ در حالی که پاسخهای تحقیرآمیز و تند، پایههای شخصیت او را سست میکند.
*حلقه مفقوده در بحرانهای رفتاری و جنسی:
بسیاری از اوقات والدین با اضطراب و سردرگمی مراجعه میکنند که: «فرزندمان به فلان انحراف رفتاری یا جنسی مبتلا شده؛ کجای کار ایراد داشت و اکنون چه باید بکنیم؟» وقتی روند ارتباطات خانوادگی بازخوانی میشود، مشخص میگردد که این نوجوان در طول شبانهروز چگونه صدا زده شده، چگونه با او سخن گفتهاند و چه بار کلامیای را تجربه کرده است.
در برخی محیطهای خانوادگی، با کوچکترین خطا یا کندی، عناوینی همچون «نفهم» یا «دستوپاچلفتی» به کار میرود؛ عناوینی که شاید در ظاهر ساده پنداشته شوند، اما در باطن، دقیقاً همان پتکهایی هستند که بر ظرف شخصیت کودک فرود میآیند و آن را از کرامت خالی میکنند.
پدری که امروز نگران انحراف جنسی فرزند خویش است، باید در شیوه بازخورد دادن به خطاهای او بازنگری کند. ملامت و سرزنش مداوم، تیشهای است که نه تنها ظرف کرامت نفس را در هم میشکند، بلکه جان فرزند را از عقده و کینه انباشته میسازد؛ و نوجوانی که سرمایه درونیاش تخریب شده باشد، در برابر وسوسهها بیدفاعترین فرد خواهد بود.
شاید برخی بپرسند: «گیرم این رفتارها اشتباه باشد، اما چه ارتباطی با تربیت جنسی دارد؟» پاسخ روشن است: باید در منظومه معرفتی دین تنفس کرد و در محضر قرآن و آموزههای اهلبیت (علیهمالسلام) زانو زد تا این پیوند عمیق آشکار شود. پیشوایان معصوم به ما آموختهاند که هرگاه روح انسان به زیور «کرامت» آراسته شود، مقاومت و مصونیت او در برابر شهوات و کششهای نفسانی فزونی مییابد.

این احساس کرامت از کجا شکل میگیرد؟ بخش عمده آن محصول رفتارهای روزمره والدین است؛ همانطور که فروریختن پایههای آن نیز نتیجه برخوردهای ناسنجیده پدر و مادر است. وقتی نسبت به کارهای فرزند بیاعتنایی میشود، کارهای نیک او به چشم نمیآید و هنگام سخن گفتن، گوش شنوایی برایش وجود ندارد، در حقیقت این پیام به او مخابره میشود: «تو ارزشی نداری و شایسته احترام نیستی.»
یکی دیگر از این مصادیق، نادیده گرفتن حریم خصوصی است؛ ورود بیاجازه به اتاق فرزند یا تفتیش کیف و وسایل شخصی او، حس مالکیت و حرمت را از بین میبرد. اگر فرزند اعتراض کند و پاسخ بشنود که «تو حریم شخصی نداری»، تمام احساس تشخص و شأن درونیاش فرو میریزد. شاید این پرسش پیش بیاید که بالاخره پدر و مادر حقوق و وظایف نظارتی دارند؛ بله، اما اعمال این نظارت هرگز به معنای پایمال کردن حرمت نیست، بلکه ورود به حریم شخصی فرزند نیز آداب دارد و حتی والدین موظفند با کسب اجازه و حفظ شأن او رفتار کنند تا بذر کرامت در جانش بخشکد.
حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که در شرایطی بسیار خاص و اضطراری، والد ضرورتهایی برای مداخله ببیند که البته لازم است بدانید تجسس در حریم خصوصی، بهویژه درباره فرزندانِ پس از سن تکلیف، میتواند از منظر شرعی نیز دارای اشکال باشد و در این موارد حتماً باید از مرجع تقلید کسب تکلیف کرد، نحوه برخورد شما تعیینکننده است. نباید در هیچ شرایطی این احساس به فرزند منتقل شود که او فاقد حرمت و شخصیت است.
یکی از جدیترین مصادیق نادیده گرفتن کرامت انسانی، حذف فرزند از دایره «مشورت» است. وقتی والدین در اموری که مستقیماً به زندگی و آینده فرزند مربوط میشود، مانند تعیین رشته تحصیلی، هیچ حقی برای او قائل نیستند و اجازه نمیدهند او در سرنوشت خود نقش داشته باشد، در واقع پیامی صریح به او مخابره میکنند: «تو در این خانه صاحبنظر نیستی و کرامت و جایگاهی نداری.»
ممکن است باز هم این پرسش مطرح شود که «این موضوعات چه ربطی به تربیت جنسی دارد؟» تکرار این سؤال نشان میدهد که هنوز عمق این پیوند درک نشده است. کرامت نفس، اصلیترین «نظام محاسباتی» درونی کودک است. هر اندازه به شخصیت فرزندتان احترام بگذارید و ظرف وجودی او را با کرامت پُر کنید، «نگهبان درونی» او در برابر لغزشها و رفتارهای نادرست قویتر میشود. نوجوانی که خود را ارزشمند و کریم میبیند، در مواجهه با شهوات و انحرافات، به سادگی تن به ذلت نمیدهد؛ چرا که آن «ظرف وجودی» را که با عزت نفس لبریز شده است، با آلودگیها و لغزشهای نفسانی هدر نمیدهد.
یکی دیگر از رفتارهای مخرب در خانه، آفت «مقایسه کردن» است؛ وقتی معدل شانزده فرزندمان را با نمره نوزده یا بیست پسرعمویش مقایسه میکنیم و موفقیت دیگری را چون پُتکی بر سر او میکوبیم، در حقیقت در حال خُرد کردن شخصیت و تخریب عزت نفس او هستیم. این تحقیرها بهطور مستقیم و خودکار، قدرت خویشتنداری فرزند را در برابر وسوسهها و رفتارهای نادرست تضعیف میکند.
بنابراین، اگر در محفلی یا دورهای از «تربیت جنسی» سخن به میان آمد اما هیچ اشارهای به «کرامت نفس» و مبانی «تربیت کریمانه» نشد، بیتردید آن آموزش ناقص و ابتر است؛ چرا که شالوده خویشتنداری جنسی بر پایه کرامت درونی انسان بنا میشود.
البته آنچه بیان شد، تنها گشودن دریچهای به این اقیانوس معرفتی بود. مجموعه ارزشمند «منِ دیگرِ ما» از جلد هشتم تا سیزدهم یعنی در قالب شش جلد مستقل بهطور جامع به مقوله تربیت کریمانه پرداخته است.
توصیه جدی من به والدین این است که دستکم مطالعه جلدهای هشتم و نهم را از دست ندهند. تبیین کامل مباحث بنیادینی که امروز به گوشهای از آنها اشاره شد، از جمله مفاهیم جلدهای دوم، هشتم و نهم، نیازمند دستکم پانزده تا بیست جلسه آموزشی منسجم است تا بتوان تمام ابعاد و ظرایف آن را در زندگی عملی پیاده کرد.
اما با توجه به دسترسی آسان به این آثار مکتوب، به همین مقدار بسنده میکنم و بحث این بخش را با یک یادآوری محوری به پایان میرسانم؛ از درگاه الهی نیز مسألت دارم که توفیق عمل به این معارف را به همه ما عنایت فرماید. سخن بنیادین ما خطاب به پدران و مادران دغدغهمند این است: اگر خواهان آن هستید که فرزندتان به یک نیروی «خویشتنداریِ درونی» دست یابد تا در رویارویی با محیط ناسالم و امواج بیرونی چه در آشکار و چه در خلوت فردی تابآوری نشان دهد و در برابر انحرافات بلغزد، هرگز نباید از دو بال اساسی «محبت سرشار و بیدریغ» و «تکریم شخصیت و تربیت کریمانه» غافل شوید.
*استحکام بنای تربیت در پناه توحید و کرامت
محیط خانه همان کارگاهی است که در آن، سازه شخصیتی و ایمانی کودک پیریزی میشود. میتوان این بنا را چنان استوار و مقاوم بالا برد که سهمگینترین طوفانها، زلزلهها و سیلابهای اخلاقیِ جهانِ بیرون نتواند کمترین تزلزلی در آن پدید آورد؛ و در مقابل، میتوان با سهلانگاری و رفتار ناصحیح، بنیان آن را چنان سست گذاشت که با وزش نسیمی از وسوسهها، سراپای وجودش فرو بریزد.
امید است خداوند متعال ما را از والدینی قرار دهد که جان فرزندان خویش را از سرچشمه محبت سیراب میکنند، شأن انسانی آنان را گرامی میدارند و به بار نشستن تربیت کریمانه را رقم میزنند. در جلسه آینده، مبحث بنیادین تربیت جنسی را با همین رویکرد پی خواهیم گرفت؛ با این محوریت که چگونه باید بذر «توحید» را در دل نسل نو نشاند و رابطهشان را با پروردگار مستحکم ساخت؛ نسخهای الهی و سرشار از حکمت که خودِ شارع حکیم، اثربخشی و ثمرات نجاتبخش آن را در برابر هرگونه لغزش تضمین کرده است.










نظر شما