به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین جواد سلیمانی، در دویستوبیستوپنجمین شب از اجتماع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزههای علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره) قم، با بررسی روند تاریخی گسترش تشیع از عصر امیرالمؤمنین(ع) تا دوران غیبت صغری و مقایسه آن با روند شکلگیری و گسترش انقلاب اسلامی، سه رویکرد آرمانگرایی صرف، واقعگرایی صرف و آرمانگرایی واقعبینانه را در مواجهه با نظام سلطه تشریح کرد.
وی با اشاره به تجربه تاریخی اهلبیت(ع) و رهبران انقلاب اسلامی، خاطرنشان کرد که حرکت انقلابی برای دستیابی به اهداف بلند خود، باید ضمن پایبندی به آرمانها، واقعیتهای میدان، موانع پیش رو و شرایط زمانی و مکانی را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا آرمانگرایی بدون شناخت واقعیتها میتواند به شکست زودهنگام بینجامد و واقعگراییِ جداشده از آرمانها نیز زمینه استحاله و فاصله گرفتن از اهداف اصلی را فراهم میکند.
گسترش تشیع از کوفه تا مناطق گستردهای از جهان اسلام
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به روند گسترش تشیع در تاریخ اسلام اظهار کرد: زمانی که شیعه بهعنوان جریانی قدرتمند و آشکار در تاریخ حکومت امیرالمؤمنین(ع) ظهور کرد، مرکز اصلی آن کوفه بود و مجموعه معارف شیعه عمدتاً در نامهها، خطبهها و کلمات قصار امیرالمؤمنین(ع) خلاصه میشد.
وی افزود: از دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) تا عصر امام حسن مجتبی(ع) و سپس در دورههای بعد، جریان تشیع بهتدریج گسترش یافت؛ بهگونهای که در آستانه عصر غیبت صغری و در زمان امام حسن عسکری(ع)، مناطق شیعهنشین دیگر به کوفه محدود نبود و بخشهای گستردهای از عراق، مناطق قابلتوجهی از ایران از جمله قم، آبه، کاشان و خراسان و همچنین بخشهایی از مصر و یمن، گرایشهای شیعی پیدا کرده بودند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به رشد علمی و معرفتی تشیع در این دوره گفت: در عصر امام حسن عسکری(ع)، حدود چهارصد رساله در حوزههای اعتقادی، فقهی و اخلاقی در مجموعه میراث مکتوب شیعه وجود داشت که از معارف اهلبیت(ع) سرچشمه میگرفت.
وی با طرح این پرسش که چگونه تشیع با وجود برخورداری محدود از فرصت حکومتداری، توانست چنین رشد کمی و کیفیای را تجربه کند، اظهار کرد: این گسترش به اندازهای بود که نظام حاکم آن دوران، از هیچ جریان فکری و سیاسی دیگری بهاندازه جریان شیعه احساس نگرانی نمیکرد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی ادامه داد: از زمان امام موسی کاظم(ع)، فشار حکومت بر امامان افزایش یافت و آنان را از آزادی عمل محروم کردند. در دوران امام حسن عسکری(ع) نیز محدودیتها بهاندازهای بود که ارتباط امام با شیعیان بهشدت تحت کنترل قرار داشت و حتی در برخی موقعیتها، امام برای حفظ جان شیعیان از آنان میخواست آشکارا به ایشان نزدیک نشوند و سلام نکنند.
وی با بیان اینکه این فشارها نشاندهنده قدرت و نفوذ روزافزون جریان اهلبیت(ع) بود، تأکید کرد: کوتاهشدن دوره امامت امامان پس از امام کاظم(ع) و تشدید محدودیتها، ریشه در نگرانی نظام سلطه از قدرت اجتماعی و سیاسی اهلبیت(ع) داشت.
انقلاب اسلامی؛ از خاستگاه قم تا گسترش فرهنگ مقاومت در جهان
این استاد حوزه و دانشگاه با مقایسه روند گسترش تشیع با تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان کرد: انقلاب اسلامی نیز در آغاز از قم شکل گرفت و امام خمینی(ره) پس از تبعید به ترکیه و سپس عراق، مسیر مبارزه را ادامه دادند. یکی از مبانی فکری این انقلاب، مباحث ولایت فقیه بود که در درسهای خارج امام خمینی(ره) مطرح و بعدها در قالب کتاب «ولایت فقیه» منتشر شد.
وی افزود: انقلاب اسلامی از قم فراتر رفت و سراسر ایران را دربر گرفت؛ سپس فرهنگ و گفتمان آن در بخشهایی از منطقه و جهان گسترش یافت. امروز در عراق، لبنان و یمن، جریانهای مقاومت از قدرت و نفوذ برخوردارند و در کشورهای دیگری همچون پاکستان، ترکیه و مصر نیز گرایشهایی به این گفتمان وجود دارد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به گسترش فرهنگ مقاومت در خارج از جهان اسلام اظهار کرد: فرهنگ مقاومت دیگر به منطقه محدود نمانده و در بخشهایی از اروپا و آمریکا نیز طرفدارانی پیدا کرده است. حضور گسترده مردم در حمایت از مردم غزه در شهرهای اروپایی و برافراشتهشدن تصاویر رهبران انقلاب اسلامی در برخی تجمعات، نشانههایی از فراتررفتن این گفتمان از مرزهای جغرافیایی ایران و منطقه است.
وی با اشاره به واکنشهایی که پس از شهادت رهبر انقلاب در برخی جوامع، از جمله میان گروههایی از مردم هند، مشاهده شد، گفت: این تحولات نشان میدهد که فرهنگ مقاومت توانسته است فراتر از مرزبندیهای مذهبی نیز مخاطب پیدا کند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به گسترش آثار مکتوب در حوزه انقلاب اسلامی و مقاومت خاطرنشان کرد: در کنار کتاب ولایت فقیه امام خمینی(ره)، امروز صدها عنوان کتاب و هزاران جلد اثر و پایاننامه درباره انقلاب اسلامی، جبهه مقاومت و نظام سیاسی اسلام نوشته شده است؛ این موضوع نشاندهنده رشد کمی و کیفی گفتمان انقلاب اسلامی است.
وی ادامه داد: زمانی برخی نظریهپردازان غربی، لیبرالدموکراسی را برترین الگوی سیاسی برای اداره جوامع بشری معرفی میکردند، اما امروز انقلاب اسلامی و گفتمان مقاومت بهعنوان رقیبی برای الگوی سیاسی غرب مطرح شدهاند و برخی تحلیلگران غربی، مجموعه جریانهای همسو با این گفتمان را در چارچوب قدرت منطقهای ایران بررسی میکنند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در ادامه این پرسش را مطرح کرد که راز رشد تاریخی تشیع و گسترش انقلاب اسلامی چیست و چه اصولی در سیره اهلبیت(ع) و رهبری انقلاب رعایت شده که به ماندگاری و تقویت این جریانها انجامیده است.
سه الگوی مبارزه با نظام سلطه؛ آرمانگرایی، واقعگرایی و تلفیق این دو
وی با تقسیمبندی مبارزان و جریانهای سیاسی در تاریخ اسلام به سه گروه، نخستین گروه را آرمانگرایان صرف دانست و توضیح داد: این افراد هدفهای بزرگی داشتند، اما به موانع و واقعیتهای میدان مبارزه توجه کافی نمیکردند و در نتیجه، پیش از فراهمشدن مقدمات لازم، وارد رویارویی میشدند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی برای تبیین این موضوع به ماجرای عبدالله محض، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، اشاره کرد و گفت: در جریان قیام علیه حکومت اموی و شکلگیری حرکت سیاهجامگان علیه بنیامیه، افرادی از جمله ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی، نامهای برای امام صادق(ع) فرستادند و پیشنهاد کردند پس از پیروزی، حکومت را به ایشان واگذار کنند. آنان همچنین از عبدالله محض و فرزندش محمد بن عبدالله، معروف به نفس زکیه، برای رهبری حرکت حمایت میکردند.
وی افزود: امام صادق(ع) نامه را سوزاندند؛ زیرا هرچند آرمان تشکیل حکومتی مبتنی بر حق و سپردن مرجعیت دینی و سیاسی به اهلبیت(ع) را دنبال میکردند، شرایط لازم برای تحقق آن را فراهم نمیدیدند. ایشان به این واقعیت توجه داشتند که نیروهای حاضر در میدان، تحت فرماندهی و تربیت مستقیم امام قرار نداشتند و معلوم نبود پس از پیروزی، از ایشان اطاعت کنند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: امام صادق(ع) در گفتوگو با عبدالله محض، میان قیام سیاسی بدون ادعای امامت و ادعای دستیابی به حکومت حق تفاوت قائل شدند و از سرانجام حرکت مورد نظر او سخن گفتند. با وجود این هشدارها، محمد نفس زکیه و سپس برادرش ابراهیم قیام کردند و در نهایت، هر دو به دست نیروهای حکومت عباسی کشته شدند.
وی تأکید کرد: مسئله این جریان، نداشتن آرمان نبود؛ بلکه بیتوجهی به مقدمات، ظرفیت نیروها و موانع موجود بود. آرمانگرایی هنگامی که از شناخت واقعیتهای میدان جدا شود، ممکن است نیروهای انقلابی را پیش از رسیدن به هدف، از صحنه خارج کند.
واقعگراییِ جدا از آرمانها و خطر استحاله در برابر قدرت
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی دومین گروه را واقعگرایان صرف معرفی کرد و گفت: این گروه ممکن است در ابتدا با آرمانهای انقلابی همراه باشد، اما هنگامی که با موانع و دشواریهای مبارزه روبهرو میشود و دستیابی به هدف را دشوار میبیند، بهتدریج از آرمانهای خود فاصله میگیرد و به سازش با قدرت مسلط روی میآورد.
وی برای توضیح این رویکرد به عبدالله بن جعفر اشاره کرد و افزود: عبدالله بن جعفر از چهرههای شناختهشده دوران امیرالمؤمنین(ع) بود، اما پس از شهادت آن حضرت، بهتدریج به معاویه نزدیک شد و مراودات گستردهای با دستگاه حکومت او پیدا کرد؛ تا جایی که معاویه برای فرزند خود از دختر عبدالله بن جعفر خواستگاری کرد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: امام حسین(ع) در برابر این رویکرد به عبدالله بن جعفر هشدار دادند که نباید ماهیت دشمن را نادیده بگیرد. هرچند عبدالله بن جعفر در نهایت با آن ازدواج موافقت نکرد، اما در ادامه مسیر، هنگامی که امام حسین(ع) عازم کربلا شدند، برای بازگرداندن ایشان تلاش کرد و اماننامهای از سوی حکومت به همراه آورد.
وی افزود: امام حسین(ع) ضمن توجه به خیرخواهی عبدالله بن جعفر، امان الهی را برتر دانستند و مسیر خود را ادامه دادند؛ زیرا مسئله را صرفاً در حفظ جان افراد یا پرهیز از درگیری نمیدیدند، بلکه خطر انحراف دین و تثبیت حاکمیتی را در نظر داشتند که به اصول اسلامی پایبند نبود.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به واکنش عبدالله بن جعفر پس از شهادت فرزندانش در کربلا گفت: او با وجود علاقه و ارادت به امام حسین(ع)، در ارزیابی سیاسی خود به این نتیجه رسیده بود که ایستادگی در برابر قدرت مسلط نتیجهای ندارد؛ در حالی که منطق قیام امام حسین(ع) بر ضرورت دفاع از دین و جلوگیری از تسلط جریانی استوار بود که اساس اسلام را تهدید میکرد.
وی خاطرنشان کرد: در طول تاریخ، برخی جریانها پس از مواجهه با دشواریها، آرمانهای خود را زیر فشار واقعیتهای موجود کنار گذاشتند و بهتدریج در جریان مسلط حل شدند. این همان خطری است که میتوان از آن با عنوان استحاله یاد کرد.
ضرورت شناخت تفاوت میان گروههای مختلف در مسائل اجتماعی
این استاد حوزه و دانشگاه با تعمیم این بحث به مسائل اجتماعی امروز، تأکید کرد: آرمانگرایی به معنای نادیدهگرفتن تفاوت شرایط و افراد نیست؛ بلکه باید با شناخت دقیق صحنه و اتخاذ تدبیر مناسب همراه باشد.
وی با اشاره به موضوع حجاب گفت: ممکن است برخی افراد با این نگاه مواجه باشند که هرکس در رعایت حجاب کوتاهی کرد، باید با شدیدترین برخورد روبهرو شود؛ اما در میدان عمل، همه افراد در یک وضعیت قرار ندارند. گروهی از افراد ممکن است تحت تأثیر فضای فرهنگی و اجتماعی دچار خطا شده باشند، گروهی ممکن است از سر لجاجت و اعتراض به فشارهای اقتصادی و اجتماعی چنین رفتاری داشته باشند و گروهی نیز بهصورت سازمانیافته و با دریافت پول، مأمور اجرای برنامههای دشمن باشند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: برخورد با این گروهها نمیتواند یکسان باشد. در برابر افرادی که بهصورت سازمانیافته و با هدف ضربهزدن فعالیت میکنند، برخورد قاطع ضرورت دارد؛ اما در مواجهه با کسانی که تحت تأثیر شرایط فرهنگی، خانوادگی یا اجتماعی قرار گرفتهاند، باید ترکیبی از هدایت، اقناع، مهربانی و برخورد متناسب به کار گرفته شود.
وی با اشاره به سخنان رهبر شهید انقلاب درباره مسئله حجاب اظهار کرد: حجاب هم حرمت شرعی دارد و هم حرمت سیاسی؛ ازاینرو، هنگامی که دشمن برای تأثیرگذاری بر این عرصه برنامهریزی میکند، مقابله با آن نیز باید حسابشده و مبتنی بر شناخت دقیق شرایط باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تجربه تشکیل گروه گوهر در شهرداری تهران برای بررسی موضوع عفاف و حجاب، گفت: در بررسیهای انجامشده، عوامل مختلفی برای این مسئله شناسایی شد؛ از جمله فعالیت افراد اجیرشده، تأثیر محیط خانوادگی و بروز واکنشهای اعتراضی در پی مشکلات و فشارهای اقتصادی. در برخی موارد نیز رسیدگی به مشکلات و ایجاد زمینه ارتباط و گفتوگو توانسته است به تغییر رفتار منجر شود.
وی تصریح کرد: برخورد شتابزده و یکسان با همه افراد، بدون شناخت انگیزهها و شرایط آنان، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و کسانی را که امکان هدایت و بازگشت دارند، از جریان دینی و اجتماعی دور کند.
انتقاد از نگاه سازشکارانه به آمریکا و نظام سلطه
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی سومین رویکرد را آرمانگرایی واقعبینانه دانست و گفت: این رویکرد نه به معنای ورود شتابزده به هر میدان مبارزه است و نه به معنای عقبنشینی از آرمانها در برابر نخستین مانع؛ بلکه مستلزم شناخت شرایط، تشخیص زمان مناسب اقدام و حفظ هدف نهایی است.
وی با انتقاد از دیدگاهی که آمریکا را قدرت مسلط جهان و کنارآمدن با آن را اجتنابناپذیر میداند، اظهار کرد: برخی جریانهای سیاسی هنگامی که با دشواریهای اقتصادی، فشارهای اجتماعی یا هزینههای تقابل با قدرتهای خارجی روبهرو میشوند، بهجای بررسی راههای عبور از مشکلات، بر ضرورت سازش با آمریکا تأکید میکنند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) افزود: در این چارچوب، گاهی مسئله دفاع در برابر تجاوز به موضوعی با عنوان جنگطلبی در برابر صلحطلبی تبدیل میشود و چنین القا میکنند که رهبر شهید انقلاب، رهبری کنونی و مردمی که از مقاومت دفاع میکنند، خواهان جنگ هستند؛ درحالیکه باید میان آغاز جنگ و دفاع در برابر حمله تفاوت گذاشت.
وی ادامه داد: طرح دوگانه دفاع و تسلیم در برابر دوگانهسازی جنگ و صلح، واقعیت میدان را تغییر میدهد. هنگامی که کشوری مورد حمله قرار میگیرد، دفاع از خود را نمیتوان بهسادگی جنگطلبی نامید و با این عنوان، جامعه را از آرمانهایش دور کرد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با انتقاد از تعبیر برخی افراد درباره تبدیل کشورهای غربی از «تهدید» به «فرصت» گفت: در این نگاه، بر ظرفیتهای اقتصادی و ظاهری کشورهای غربی تأکید میشود، اما ماهیت قدرت و اهداف سیاسی آنها نادیده گرفته میشود. همانگونه که امام خمینی(ره) از رابطه با آمریکا با تعبیر رابطه گرگ و میش یاد میکردند، نباید ظاهر فریبنده روابط را جایگزین شناخت ماهیت طرف مقابل کرد.
وی افزود: از منظر امام خمینی(ره)، کفر و نفاق نیز میتوانند تهدیدهایی جدی برای جامعه اسلامی باشند و غفلت از این تهدیدها، زمینه نفوذ و تضعیف جامعه را فراهم میکند. در سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز بر ضرورت شناخت ماهیت جریانهایی که در پوشش ظواهر اسلامی در برابر حقیقت دین قرار میگیرند، تأکید شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مواجهه امیرالمؤمنین(ع) با معاویه گفت: در منطق امام علی(ع)، مسئله تنها آبادانی شهرها، افزایش درآمد یا دستیابی به غنایم نبود؛ زیرا در کنار این دستاوردها، خطر تسلط جریانهای معارض با حقیقت اسلام نیز وجود داشت. ازاینرو، آن حضرت میان مصلحتهای مقطعی و ضرورت ایستادگی در برابر تهدیدهای بنیادین تفاوت قائل میشدند.
سیره حضرت زهرا(س)؛ پذیرش برخی موانع و ایستادگی در برابر انحراف
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در ادامه، سیره حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) را نمونهای از آرمانگرایی واقعبینانه دانست و گفت: حضرت زهرا(س) مرجعیت دینی و سیاسی را حق امیرالمؤمنین(ع) میدانستند، اما برای تحقق این هدف، میان موانعی که باید در برابر آنها صبر کرد و موانعی که نباید در برابرشان سکوت کرد، تفاوت قائل بودند.
وی افزود: یکی از واقعیتهای آن دوره، احتمال وقوع جنگ داخلی در مدینه و فراهمشدن زمینه تسلط دوباره جریانهای معارض با اسلام بود. ازاینرو، اقدام شتابزده نظامی میتوانست پیامدهایی داشته باشد که اصل جامعه اسلامی را با خطر مواجه کند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: با وجود این، حضرت زهرا(س) در برابر انحراف از مسیر حق سکوت نکردند؛ بلکه با روشنگری، بیان حقانیت امیرالمؤمنین(ع) و تبیین مسئله مشروعیت خلافت، پیام خود را به تاریخ رساندند و در این مسیر تا پای جان ایستادند.
وی با اشاره به رفتار امیرالمؤمنین(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: آن حضرت در شرایطی که بخش مهمی از جامعه با خلیفه وقت بیعت کرده بود، از اقدام شتابزدهای که میتوانست به نابودی جامعه اسلامی بینجامد، خودداری کردند؛ اما این به معنای چشمپوشی از حق نبود و ایشان با بیان استدلالهای خود، حقانیت موضعشان را تبیین کردند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: هنگامی که شرایط برای اقدام فراهم شد و مردم برای همراهی با امیرالمؤمنین(ع) به میدان آمدند، آن حضرت نیز از پذیرش مسئولیت و مقابله با انحرافات خودداری نکردند. در دوران حکومت ایشان، سه جنگ جمل، صفین و نهروان رخ داد که هرکدام در بستر شرایط و اختلافات سیاسی و اجتماعی آن زمان شکل گرفت.
وی با اشاره به پیشنهادهایی برای کنارآمدن با برخی مخالفان سیاسی گفت: امیرالمؤمنین(ع) در برابر پیشنهادهایی که بر واگذاری موقعیتها یا امتیازدهی به برخی افراد برای آرامکردن فضای سیاسی تأکید داشت، هشدار میدادند که چنین تصمیمهایی میتواند به سوءاستفاده از بیتالمال و تضییع حقوق مردم منجر شود.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در برابر معاویه نیز امیرالمؤمنین(ع) از شتاب در آغاز جنگ پرهیز کردند و ابتدا تلاش کردند با گفتوگو و تبیین مواضع، ماهیت اختلاف را روشن سازند؛ اما هنگامی که روشن شد طرف مقابل برای رویارویی نظامی آماده میشود، آن حضرت نیز برای دفاع از جامعه اسلامی وارد میدان شدند.
وی تأکید کرد: منطق اهلبیت(ع) این بود که برخی واقعیتها، مانند نامناسببودن شرایط برای آغاز یک جنگ، باید در محاسبات پذیرفته شوند؛ اما در برابر جریانهایی که اساس اسلام و حکومت اسلامی را تهدید میکنند، نمیتوان به بهانه واقعگرایی از مقاومت دست کشید.
تجربه انقلاب اسلامی؛ حرکت مرحلهای برای تحقق آرمانها
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با مقایسه سیره اهلبیت(ع) با روند مبارزات امام خمینی(ره) اظهار کرد: انقلاب اسلامی نیز با همین منطق پیش رفت. امام خمینی(ره) از همان آغاز مبارزه، همه اهداف نهایی انقلاب را بهصورت یکباره در دستور کار قرار ندادند، بلکه با شناخت موانع و شرایط سیاسی، اجتماعی و بینالمللی، مراحل مبارزه را طراحی کردند.
وی افزود: در مقاطع آغازین نهضت، مخالفت امام خمینی(ره) با کاپیتولاسیون، سیاستهای موسوم به انقلاب سفید و برخی اقدامات حکومت پهلوی، زمینهای برای آگاهیبخشی به جامعه فراهم کرد. با گسترش آگاهی عمومی و ورود گروههای بیشتری از مردم به میدان مبارزه، مسیر انقلاب نیز وارد مراحل تازهای شد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به نقش چهرههای انقلابی در آگاهیبخشی اجتماعی گفت: در این مسیر، شخصیتهایی همچون شهید مطهری و شهید مفتح و نیز رهبر شهید انقلاب، با حضور در عرصههای فکری و اجتماعی، به گسترش آگاهی و آمادگی جامعه کمک کردند؛ تا جایی که شعار برکناری شاه و تشکیل حکومت اسلامی به مطالبهای عمومی تبدیل شد.
وی با اشاره به خاطرهای درباره گفتوگوی امام خمینی(ره) با عسگراولادی پیش از تبعید ایشان به ترکیه، بیان کرد: در آن خاطره، امام خمینی(ره) مسیر انقلاب را فراتر از تغییر یک قانون یا اصلاح محدود در حکومت معرفی کرده و برای آن سه مرحله برشمرده بودند: تأسیس حکومت اسلامی در ایران، تأسیس حکومت اسلامی در کشورهای اسلامی و آشناکردن جهان با اسلام.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی خاطرنشان کرد: این هدف بلند، به معنای نادیدهگرفتن شرایط و اقدام شتابزده نبود؛ بلکه امام خمینی(ره) اهداف خود را در یک مسیر تدریجی دنبال کردند و با فراهمکردن مقدمات فکری و اجتماعی، حرکت را به سمت تحقق آرمانها پیش بردند.
وی تأکید کرد: آرمانگرایی واقعبینانه به این معناست که هدف نهایی روشن باشد، اما مسیر رسیدن به آن با توجه به ظرفیت جامعه، موانع سیاسی و شرایط بینالمللی طراحی شود. در چنین رویکردی، ممکن است تحقق برخی اهداف زمان ببرد، اما تأخیر در دستیابی به هدف به معنای کنارگذاشتن آن نیست.
جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ نمونهای از محاسبه مرحلهای در میدان مقاومت
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تحولات اخیر و جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی، تأکید کرد که در تحلیل اقدامات جمهوری اسلامی ایران باید میان آرمانهای راهبردی و زمانبندی تحقق آنها تفاوت قائل شد.
وی با اشاره به موضوع بستن تنگه هرمز گفت: ممکن بود سالها پیش افرادی پیشنهاد کنند که ایران تنگه هرمز را ببندد، اما رهبر شهید انقلاب با چنین اقدامی در آن مقطع موافقت نمیکردند؛ زیرا این اقدام میتوانست زمینه شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران را فراهم کند و بهانهای برای فشار گستردهتر قدرتهای خارجی در اختیار آنها قرار دهد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: اگر ایران در شرایطی که هنوز زمینههای لازم فراهم نشده بود، چنین اقدامی انجام میداد، ممکن بود کشورهای مختلف به بهانه آسیبدیدن اقتصاد جهانی در برابر ایران صفآرایی کنند و پیمانهای نظامی و قدرتهای بینالمللی نیز در این رویارویی مشارکت کنند.
وی ادامه داد: در منطق آرمانگرایی واقعبینانه، باید شرایط را شناخت و زمان مناسب اقدام را تشخیص داد. در جنگ دوازدهروزه نیز پاسخ ایران در مراحل مختلف، متناسب با شرایط و روند تقابل شکل گرفت و امروز نیز مسئله تنگه هرمز در بستر تحولات جنگ و پیامدهای آن قابل ارزیابی است.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: هنگامی که کشوری بدون دلیل موجه مورد حمله قرار میگیرد، رهبران آن هدف قرار میگیرند و فرماندهان ارشد نظامی آن به شهادت میرسند، دفاع از خود در چارچوب شرایط جدید معنا پیدا میکند. در چنین وضعیتی، افکار عمومی جهان نیز ممکن است میان آغازگر حمله و طرفی که در حال دفاع از خود است، تفاوت قائل شود.
وی تأکید کرد: تشخیص زمان و چگونگی اقدام، بخشی از تدبیر راهبردی است؛ همانگونه که خودداری از اقدام در یک مقطع میتواند مانع شکلگیری اجماع علیه کشور شود، اقدام در مقطع مناسب نیز میتواند امکان دفاع مؤثرتر را فراهم کند.
گسترش جبهه مقاومت؛ از تشکیل حکومت اسلامی در ایران تا تأثیرگذاری جهانی
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به مراحل سهگانهای که برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی مطرح کرد، گفت: مرحله نخست، تأسیس حکومت اسلامی در ایران بود که محقق شد؛ مرحله دوم، گسترش این الگو و شکلگیری جریانهای همسو در کشورهای اسلامی است که نشانههای آن را میتوان در تحولات منطقه مشاهده کرد؛ مرحله سوم نیز گسترش آشنایی جهان با اسلام و فرهنگ مقاومت است.
وی با اشاره به وضعیت حزبالله لبنان، جریان مقاومت در عراق و تحولات یمن اظهار کرد: حزبالله لبنان به قدرتی قابلتوجه در معادلات سیاسی و نظامی این کشور تبدیل شده است؛ در عراق نیز جریان مقاومت حضور مؤثری دارد و در یمن، نیروهایی با گرایشهای اسلامی و نزدیک به گفتمان مقاومت شکل گرفتهاند که در برابر آمریکا ایستادگی میکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: این تحولات را باید در چارچوب همان رویکرد تدریجی و واقعبینانه بررسی کرد؛ رویکردی که ضمن حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی، برای تحقق آنها در شرایط متغیر منطقهای و بینالمللی برنامهریزی میکند.
وی با اشاره به تظاهرات گسترده در حمایت از غزه در لندن و برخی دیگر از شهرهای غربی گفت: حضور شمار زیادی از مردم در حمایت از مردم غزه و مخالفت با اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که فرهنگ مقاومت توانسته است در میان بخشهایی از جوامع غربی نیز نفوذ پیدا کند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی همچنین به نصب تصاویر رهبران انقلاب اسلامی در برخی تجمعات و فضاهای عمومی خارج از ایران اشاره کرد و افزود: این تحولات از گسترش دامنه مخاطبان گفتمان مقاومت حکایت دارد؛ گفتمانی که محدود به شیعیان یا حتی مسلمانان نیست و میتواند با ملتهایی که در برابر سلطه و بیعدالتی ایستادگی میکنند، ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به رقابت الگوهای سیاسی در جهان اظهار کرد: همانگونه که در دورهای دو الگوی کمونیسم و لیبرالدموکراسی در سطح بینالمللی مطرح بودند و هرکدام در کشورهای مختلف طرفدارانی داشتند، امروز نیز جمهوری اسلامی ایران و گفتمان مقاومت در حال معرفی الگویی متفاوت از مناسبات سیاسی و بینالمللی هستند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: این گفتمان صرفاً به پیروان مذهب شیعه اختصاص ندارد؛ بلکه اهلسنت و دیگر ملتهایی که خواهان استقلال و مقاومت در برابر نظام سلطه هستند نیز میتوانند با آن همراه شوند. تحقق الگوی مطلوب حکومت اسلامی در عصر ظهور، بحثی مستقل است، اما در شرایط کنونی نیز میتوان برای استقلال سیاسی و ایستادگی در برابر سلطه، الگوهایی ارائه کرد.
وی با اشاره به دیدگاه امام خمینی(ره) درباره استقلال جمهوری اسلامی تصریح کرد: هنگامی که به امام پیشنهاد شد ایران بهجای شعار «نه شرقی، نه غربی» با یکی از دو قدرت بزرگ جهان ائتلاف کند، ایشان بر استقلال تأکید کردند و آیندهای را برای جمهوری اسلامی ترسیم کردند که در آن، ایران به قدرتی مستقل و تأثیرگذار در جهان تبدیل شود.
چرا آرمانگرایی واقعبینانه به ماندگاری انقلاب اسلامی انجامید؟
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در جمعبندی این بخش از سخنان خود گفت: در تاریخ مبارزه با استکبار، سه رویکرد قابل شناسایی است؛ آرمانگرایی صرف، واقعگرایی صرف و آرمانگرایی واقعبینانه. رویکرد نخست به دلیل بیتوجهی به موانع، در معرض شکست زودهنگام قرار میگیرد و رویکرد دوم نیز بهتدریج از آرمانهای اولیه فاصله میگیرد و در جریان مسلط استحاله میشود.
وی افزود: در مقابل، آرمانگرایی واقعبینانه، ضمن حفظ اهداف اصلی، شرایط و موانع را نیز در نظر میگیرد و به همین دلیل میتواند به ماندگاری و رشد یک جریان منجر شود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به دوره تاریخی اهلبیت(ع) اظهار کرد: از سال یازدهم هجری تا سال ۲۶۰ هجری، اهلبیت(ع) و پیروان آنان در طول حدود ۲۵۰ سال برای حفظ و گسترش معارف شیعه تلاش کردند. در این مسیر، تشیع از یک جریان محدود به جریانی گسترده و قدرتمند تبدیل شد که نقش مهمی در حفظ اسلام ناب در تاریخ داشت.
وی ادامه داد: انقلاب اسلامی نیز از سال ۱۳۴۲ تاکنون مسیری طولانی را پشت سر گذاشته و با وجود موانع و فشارهای فراوان، گسترش یافته است. این روند نشان میدهد که حرکت مبتنی بر آرمانگرایی واقعبینانه میتواند در طول زمان، زمینه تحقق اهداف بزرگ را فراهم کند.
تشبیه شرایط کنونی به دوران غیبت صغری؛ ضرورت تبیین دقیق مقصود
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به تشبیه شرایط کنونی به دوران غیبت صغری، تأکید کرد که این تعبیر نباید به معنای تشبیه رهبر شهید انقلاب یا رهبری کنونی به امام زمان(عج) تلقی شود.
وی توضیح داد: مقصود از این تشبیه، شباهت برخی شرایط تاریخی و سیاسی است؛ زیرا در دوران امامان معصوم(ع)، فشار نظام سلطه بهاندازهای افزایش یافت که ارتباط مستقیم امام با جامعه و شیعیان با محدودیتهای جدی مواجه شد و در نهایت، دوران غیبت صغری آغاز شد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) افزود: در آن دوره، نظام حاکم به این نتیجه رسیده بود که نمیتواند نفوذ اهلبیت(ع) را تحمل کند و باید آنان را از صحنه خارج سازد. در دوران کنونی نیز دشمنان انقلاب اسلامی به این جمعبندی رسیدهاند که برای تضعیف این نظام، باید رهبری آن را هدف قرار دهند.
وی با اشاره به شهادت رهبر شهید انقلاب و حمله به رهبری کنونی در جریان تحولات اخیر اظهار کرد: دشمن تصور میکرد با حذف رهبر انقلاب میتواند مسیر جمهوری اسلامی را متوقف کند، اما استمرار رهبری و ادامه حرکت نظام نشان داد که این محاسبه الزاماً به نتیجه مورد نظر آنان منتهی نمیشود.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به مسئولیت مردم در شرایط کنونی گفت: حفظ انقلاب در چنین وضعیتی، به مجاهدت رهبری و همراهی آگاهانه مردم نیاز دارد. جامعه باید با بصیرت بیشتر، حساسیت بالاتر و محاسبه دقیقتر در صحنه حضور داشته باشد و تحولات را با شناخت صحیح از اهداف دشمن دنبال کند.
ضرورت تقویت نقش مجلس خبرگان و شناسایی نیروهای مورد اعتماد
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، با اشاره به شرایط ویژه رهبری در وضعیت کنونی اظهار کرد: در شرایطی که تهدیدهای امنیتی افزایش یافته و ارتباطات مستقیم با رهبری با محدودیتهایی روبرو است، مسئولیت نهادهای قانونی و نیروهای مورد اعتماد برای حفظ انسجام و تداوم مسیر انقلاب اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی افزود: در چنین شرایطی، مجلس خبرگان رهبری میتواند نقش فعالتری در پیگیری مسائل کلان و کمک به پیشبرد امور ایفا کند. این نقش بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که امکان برقراری ارتباطات گسترده و مستمر با رهبری، مشابه شرایط عادی، ممکن است محدود باشد.
سلیمانی با اشاره به ضرورت شناخت چهرههای قابل اعتماد در عرصههای سیاسی، نظامی و اجرایی گفت: در طول انقلاب، افرادی حضور داشتهاند که در عمل نشان دادهاند منویات رهبران انقلاب را دنبال میکنند و در مسیر تعیینشده حرکت میکنند. شناخت این افراد و توجه به عملکرد و سابقه آنان در شرایط کنونی اهمیت دارد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) افزود: در شرایط حساس، نمیتوان صرفاً بر اساس جایگاه رسمی یا اظهارات افراد درباره آنان قضاوت کرد؛ بلکه باید دید در بزنگاههای مهم چگونه عمل کردهاند و آیا رفتار و تصمیمهای آنان با مسیر اعلامشده از سوی رهبری همخوانی داشته است یا خیر.
ضرورت تبیین صحیح مواضع رهبری و جلوگیری از برداشتهای نادرست
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در بخش دیگری سخنان خود، بر اهمیت تبیین دقیق پیامها و مواضع رهبری تأکید کرد و گفت: در شرایطی که امکان ارتباط مستقیم و مستمر با رهبری محدودتر است، باید سازکاری برای فهم صحیح سخنان، پیامها و رهنمودهای ایشان وجود داشته باشد تا برداشتهای متفاوت و گاه متعارض، جامعه را دچار سردرگمی نکند.
وی افزود: گاهی ممکن است سخنان رهبری در رسانهها یا محافل مختلف به شیوههای متفاوت تفسیر شود و حتی برداشتهایی از آنها ارائه شود که با مقصود اصلی گوینده همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، ضروری است تبیین این مواضع از سوی افراد مورد اعتماد و آشنا با منظومه فکری رهبری انجام گیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ضرورت تشکیل جلسات کارشناسی برای بررسی و تبیین سخنان رهبری اظهار کرد: میتوان با استفاده از ظرفیت شخصیتهای مورد اعتماد در قم و تهران، برداشتهای مختلف از پیامها و سخنان رهبری را بررسی کرد و با هماهنگیهای لازم، تفسیر دقیقتر را در اختیار جامعه قرار داد.
وی تصریح کرد: هدف از این سازکار، جلوگیری از تحریف یا برداشتهای نادرست و کمک به حفظ انسجام در مسیر حرکت انقلاب است؛ زیرا در شرایط حساس، اختلاف در تفسیر مواضع کلان میتواند زمینه سوءاستفاده دشمن و ایجاد شکاف در جامعه را فراهم کند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی تأکید کرد: در شرایط کنونی، نخست باید اصول و مبانی حرکت انقلاب بهدرستی شناخته شود و سپس بر اساس همان اصول حرکت کرد. همچنین لازم است افراد مورد اعتماد شناسایی شوند تا در مواردی که سخنان و پیامهای رهبری نیازمند تبیین است، از طریق آنان به برداشت صحیح دست یافت.
وی خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی در شرایط کنونی به انسجام، بصیرت، شناخت دقیق آرمانها و واقعیتها و حضور مسئولانه مردم نیاز دارد و رهبری یکی از ستونهای اصلی این حرکت است؛ ازاینرو، حفظ انسجام در جامعه و همراهی آگاهانه با مسیر انقلاب، اهمیتی اساسی دارد.
انتهای پیام/










نظر شما