سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶
روایت ۱۲۰ روز حضور یک طلبه در کنار رزمندگان

حوزه/ شیخ سجاد کشاورز، طلبه مشهدی که بیش از ۱۲۰ روز است در خط مقدم جبهه و میدان دفاع حضور دارد، با همراهی رزمندگان، پشتیبانی معنوی از آنان و ثبت روایت‌های دفاع مقدس، جلوه‌ای از پیوند تبلیغ دینی با حضور در خط مقدم را به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، جنگ و شهادت، روایت انسان‌هایی است که در روزهای دشوار، از آسایش و آرامش خود می‌گذرند تا در کنار مردم و مدافعان میهن بایستند؛ روایت مردان و زنانی که هر یک به اندازه توان خود، سهمی در میدان دفاع، خدمت و زنده نگه داشتن یاد شهیدان بر عهده می‌گیرند.

در میان این روایت‌ها، داستان طلبه‌ای مشهدی نیز شنیدنی است که مسیر فعالیت تبلیغی خود را از روایت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب آغاز کرد و به‌تدریج، راهش به مقرها و سنگرهای رزمندگان در جزایر جنوبی کشور رسید؛ طلبه‌ای که حضور در کنار مدافعان وطن، روایتگری حماسه شهدا، رساندن هدایای مردمی و تقویت روحیه معنوی رزمندگان را بخشی از مسئولیت خود می‌داند.

خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد در همین راستا با شیخ سجاد کشاورز، طلبه مشهدی که بیش از ۱۲۰ روز است در مسیر تبلیغی، زرمی و همراهی با رزمندگان حضور دارد، به گفت‌وگو نشسته است؛ طلبه‌ای که به واسطه لهجه مشهدی خود در میان رزمندگان تنگه هرمز به «چریک مشدی» شهرت یافته و با خودروی شخصی‌اش، که به «خوش‌رکاب جبهه» معروف شده، میان مردم و رزمندگان پیوندی از جنس ایثار، همدلی و خدمت برقرار کرده است.

از آوارهای میناب تا روایتگری زیر پرچم‌های خونین

شیخ سجاد کشاورز در ابتدای این گفت‌وگو بیان داشت: برای حضور در جمع مردم میناب و شرکت در عملیات تفحصی که همچنان در مدرسه شجره طیبه جریان داشت، به این شهر رفتم. در میان آوارهای مدرسه، به‌صورت اتفاقی دو پرچم پیدا کردم؛ پرچمی سبز با نوشته «امام حسین(علیه‌السلام)» و پرچمی سرخ با نوشته «انقلاب اسلامی».

وی افزود: این پرچم‌ها بر اثر موج انفجار و اصابت ترکش‌های موشک، زیر آوار مانده و پاره‌پاره شده بودند و آثار خون پاک کودکان میناب نیز بر آن‌ها دیده می‌شد. همین پرچم‌ها به نمادی برای ادامه مسیر روایتگری تبدیل شدند؛ پرچم سبز برای روایتگری و پرچم سرخ برای خونخواهی.

این طلبه مشهدی ادامه داد: دوازدهم فروردین به تهران رفتم تا چند روزی در مرکز کشور به سخنرانی و روایتگری بپردازم؛ اما این چند روز، ۵۰ روز به طول انجامید. همان شب نخست، پرچم‌ها را برای نخستین بار در میدان انقلاب به نمایش گذاشتم و روایتگری درباره شهدای میناب با واکنش مردم روبه‌رو شد. همین استقبال موجب شد مدتی در تهران بمانم و هر شب در چهار تا پنج تجمع مردمی حضور پیدا کنم.

حجت‌الاسلام کشاورز اظهار داشت: پس از تهران، مسیر خود را در شهرها و استان‌های دیگر ادامه دادم؛ از کرج و شهرهای اطراف آن گرفته تا شهرهایی در استان‌های قم، اصفهان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و بار دیگر هرمزگان.

وی عنوان کرد: در این شهرها در تجمعات مردمی حضور می‌یافتم تا از شهدای میناب روایت کنم و درباره اقتدار نیروهای مسلح سخن بگویم. در این میان، تماس‌های مادران و خانواده‌های شهدای میناب و ابراز قدردانی آنان از این حرکت و زنده نگه داشتن یاد فرزندانشان، انگیزه‌ای برای ادامه این مسیر بود.

از روایتگری در قشم تا حضور در سنگرهای خط مقدم

شیخ سجاد کشاورز با اشاره به آغاز ماه محرم و حضور در جزیره قشم بیان داشت: پس از حضور در شهرهای استان هرمزگان، ماه محرم آغاز شد و نخستین شب این ماه را برای روایتگری در اجتماع مردم جزیره قشم حضور داشتم؛ جزیره‌ای که در جنگ تحمیلی سوم، خط مقدم نبرد در تنگه هرمز با دشمن آمریکایی بود و امکان ارتباط نزدیک‌تر با رزمندگان و شنیدن روایت‌های آنان را فراهم می‌کرد.

وی افزود: به درخواست رزمندگان، در طول ماه محرم در یگان‌های نظامی و مقرهای آنان در خطوط مقدم جزایر قشم، لارک، هنگام و هرمز حضور یافتم؛ برای رزمندگان سخنرانی کردم و پای صحبت‌ها و روایت‌های آنان نشستم. در همین ایام بود که به دلیل لهجه مشهدی‌ام، در میان رزمندگان تنگه هرمز به «چریک مشدی» شهرت پیدا کردم.

این طلبه مشهدی با اشاره به خوابی که در همان روزها دیده بود، اظهار داشت: در آن ایام، بار دیگردر طول این جنگ امام شهید انقلاب را در خواب دیدم. ایشان به جزیره قشم آمدند و از مقرهای رزمندگان بازدید کردند. سپس خطاب به من فرمودند: «بسیار خوب است؛ همین مسیر را ادامه بده».

کشاورز ادامه داد: این سخن را تأییدی بر حضورم در کنار رزمندگان و ادامه فعالیت تبلیغی ـ رزمی در خط مقدم تلقی کردم. امام شهید در ادامه بر نقش همسرم در این مسیر تأکید کردند و فرمودند که او نیز در حال انجام جهادی است که دیده نمی‌شود و باید از او قدردانی کنم.

وی افزود: همان نیمه‌شب، پس از بیدار شدن از خواب، با همسرم تماس گرفتم و خواب امام شهید را برای او تعریف کردم. همسرم از شنیدن این روایت بسیار متأثر و در عین حال خوشحال شد که او نیز در این جهاد مقدس سهیم است.

وی تأکید کرد: اگر لباس روحانیت را در کنار لباس رزم پوشیده‌ام، این ترکیب، لباس نوکری امام زمان(عج) در کنار لباس خدمت به وطن، اسلام و مسلمانان است. امیدوارم مایه دلگرمی رهبر عزیزمان باشم و بگویم: آقاجان، ما در کنار شما هستیم و جان خودم و خانواده‌ام را فدای شما، این انقلاب و این نظام مقدس خواهم کرد.

«خوش‌رکاب جبهه»؛ پرایدی در خدمت رزمندگان

شیخ سجاد کشاورز با اشاره به بازگشت خود به تهران در ایام وداع و تشییع پیکر امام شهید انقلاب اظهار داشت: برای شرکت در این مراسم و ادامه روایتگری درباره شهدای میناب، از خط مقدم قشم به تهران رفتم تا زیر پرچم‌های خونین مدرسه شجره طیبه، یاد شهدای میناب را زنده نگه دارم و پرچم خونخواهی امام شهید را برافرازم. این برنامه مورد توجه رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفت و در مشهد نیز اجرا شد.

وی افزود: پس از مراسم تشییع، بار دیگر عازم جنوب شدم تا در کنار رزمندگان حضور پیدا کنم. در مشهد نیز پیگیری‌های خوبی انجام شد تا با دست پر به خط مقدم بازگردم. مبالغی از سوی مردم جمع‌آوری و به بسته‌های آجیل و تنقلات برای رزمندگان تبدیل شد. تعدادی کتاب ادعیه متبرک حرم مطهر رضوی نیز به همت یک روحانی جهادی تهیه شد تا برای مناجات و تأمین رزق معنوی سنگرها به دست رزمندگان برسد.

این طلبه مشهدی ادامه داد: خودروی شخصی‌ام را تا سقف از آجیل، تنقلات، کتاب‌های ادعیه و دیگر هدایای مردمی پر کردم و راهی قشم شدم تا مرحله دوم حضورم در خط مقدم تنگه هرمز را در کنار رزمندگان آغاز کنم.

وی بیان داشت: خودروی من نیز در این مسیر به بخشی از روایت حضورم در جبهه تبدیل شده است؛ پرایدی که هدایای مردم را به مقرهای رزمندگان می‌رساند و به همین دلیل، در میان همراهان این حرکت به «خوش‌رکاب جبهه» شهرت یافته است.

از نقاشی کودکان تا ثبت روایت‌های رزمندگان

شیخ سجاد کشاورز درباره فعالیت‌های فرهنگی انجام‌شده برای تقویت روحیه رزمندگان بیان داشت: در این مدت، پویش‌هایی برای مشارکت کودکان و نوجوانان سراسر کشور در این دفاع مقدس راه‌اندازی شد. پویش نقاشی و دل‌نوشته از جمله این برنامه‌ها بود که با اعلام فراخوان در سراسر کشور، اتفاق‌های زیبایی را رقم زد.

وی ادامه داد: دختران و پسران دانش‌آموز نقاشی می‌کشند و نوجوانان دل‌نوشته‌های خود را می‌نویسند و برای رزمندگان می‌فرستند. این آثار به نشانی دفتر امام جمعه جزیره قشم ارسال می‌شود تا به دست من برسد. نقاشی‌ها و دل‌نوشته‌ها را تحویل می‌گیرم و در خط مقدم به رزمندگان می‌رسانم تا حال‌وهوای دیگری در فضای سنگرها ایجاد شود.

این طلبه مشهدی افزود: گاهی رزمندگان نیز در پاسخ به نقاشی‌ها و دل‌نوشته‌های کودکان و نوجوانان، پیام‌هایی می‌نویسند و آن‌ها را به نشانی فرستندگان ارسال می‌کنند؛ ارتباطی دوسویه که زمینه ابراز محبت و همدلی میان نسل نوجوان و مدافعان وطن را فراهم کرده است.

حجت‌الاسلام کشاورز با اشاره به دیگر فعالیت‌های فرهنگی در مناطق خط مقدم اظهار داشت: این فعالیت‌ها به نقاشی‌های کودکان محدود نمانده است. نقاشی و طراحی تصویر رهبر انقلاب، شعارها و کلیشه‌های انقلابی بر دیوار مدارس شهرها و روستاهای خط مقدم تنگه هرمز نیز آغاز شده است تا دانش‌آموزانی که اول مهر به مدرسه بازمی‌گردند، یاد و خاطره امام شهیدشان و رشادت‌های پدرانشان برای آنان تداعی شود.

گردان دونفره؛ از پشتیبانی معنوی تا مستندسازی دفاع مقدس

شیخ سجاد کشاورز درباره دامنه فعالیت‌های خود در خط مقدم بیان داشت: با خودروی شخصی‌ام، گردان دونفره‌ای شکل داده‌ایم که فعالیت‌های آن در سراسر خط مقدم نبرد در تنگه هرمز و جزایر ایرانی امتداد دارد؛ از پشتیبانی معنوی و اهدای کتاب‌های ادعیه گرفته تا رساندن بسته‌های آجیل و تنقلات و هدایای مردمی به رزمندگان.

وی افزود: به اندازه توان خود، نیازهای رزمندگان را شناسایی و برای تأمین آن‌ها اقدام می‌کنم. نیازهای آنان، از مواد غذایی گرفته تا امکانات و تجهیزات شخصی یا رفاهی را در فضای مجازی اطلاع‌رسانی می‌کنم تا با همیاری مردم تهیه شود و به دست رزمندگان برسد.

این طلبه مشهدی مستندسازی دفاع مقدس در تنگه هرمز را نیز از دیگر فعالیت‌های خود برشمرد و گفت: حضور رزمندگان، فعالیت‌ها و خاطرات آنان را ثبت و ضبط می‌کنم تا این روایت‌ها در آینده قابل استفاده باشد.

راه‌اندازی نخستین بازدید دانش‌آموزان خارج از استان هرمزگان از مناطق جنگی و قتلگاه شهدای جزایر

شیخ سجاد کشاورز بیان داشت: با هدف انتقال رشادت‌های رزمندگان جزایر و روایتگری درباره شهدای تنگه هرمز، پیگیری‌هایی را برای برگزاری بازدیدهایی مشابه اردوهای راهیان نور مناطق جنگی دوران دفاع مقدس آغاز کردیم. در همین راستا، با همکاری و هماهنگی دفتر امام جمعه، سازمان تبلیغات اسلامی و سپاه ناحیه قشم، بازدیدهایی از مناطق جنگی جزیره قشم راه‌اندازی نمودیم تا در جریان این بازدیدها، خاطرات شهدا و رشادت‌های رزمندگان را روایتگری کنیم. این برنامه می‌تواند مقدمه‌ای برای راه‌اندازی اردوهای راهیان نور جزایر در آینده‌ای نزدیک باشد.

حجت‌الاسلام کشاورز با اشاره به حضور خود در کنار رزمندگان اظهار داشت: حضور با لباس رزم و لباس روحانیت در خط مقدم، از مقر به مقر و از سنگر به سنگر، تجربه‌ای الهام‌بخش است. رزمندگان وقتی می‌بینند طلبه‌ای عمامه‌به‌سر، با لباس رزم و در هوای گرم و شرجی جنوب، شانه‌به‌شانه آنان حضور دارد، اسلحه به دست می‌گیرد، امور را پیگیری می‌کند، هدایای مردمی را می‌رساند، با آنان به گفت‌وگو می‌نشیند و با فعالیت‌های فرهنگی، دعا و مناجات، وعظ و سخنرانی در تقویت معنویت و نشاط فضای جبهه نقش‌آفرینی می‌کند، واکنش‌های بسیار مثبتی نشان می‌دهند.

لباس روحانیت در کنار لباس رزم، ترکیب لباس نوکری و خدمت است

شیخ سجاد کشاورز در پایان، با اشاره به انگیزه خود از این حضور بیان داشت: اعتقادم بر این است که اگر از زندگی‌ام، وقتم، کارم و خانواده‌ام هزینه کرده‌ام و از همه این‌ها گذشته‌ام، امیدوارم بتوانم این پیام را به امام زمانمان(عج) برسانم که پای کار شما هستم. اگر لباس روحانیت را در کنار لباس رزم پوشیده‌ام، این ترکیبی از لباس نوکری شما و لباس خدمت به وطن، اسلام و مسلمین است. امیدوارم مایه دلگرمی رهبر عزیزمان باشم و بگویم: آقاجان، ما در کنار شما هستیم و جان خودم و خانواده‌ام را فدای شما، این انقلاب و این نظام مقدس خواهم کرد و هیچ‌گاه پشت شما را خالی نخواهم کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha