شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۸
فقه پویا؛ تداوم اصیل سنت در مواجهه با مسائل نوظهور

حوزه/ فقه پویا، برخلاف برداشت‌های تقابلی رایج، نه در برابر سنت دینی، بلکه در امتداد آن تعریف می‌شود؛ رویکردی که با تکیه بر آیات قرآن، روایات اهل‌بیت و نقش عرف، ضرورت پاسخ‌گویی فقه به مسائل نوظهور را برجسته می‌کند.

خبرگزاری حوزه | در سال‌های اخیر، در فضای گفتمان دینی، تقابلی وهم‌آلود میان «فقه سنتی» به معنای فهم مکتوب و متوقف در دوران گذشته و «فقه پویا» به معنای فهم متناسب با تغییرات زمان شکل گرفته است. این مقاله با هدف از میان برداشتن این تقابل، استدلال می‌کند که فقه پویا جریانی متخاصم با سنت نیست، بلکه در امتداد اصیل سنت پویا قرار دارد. با استفاده از استدلال‌های قرآنی و روایی، اثبات می‌شود که حقیقت دین ثابت است، اما فهم بشر از حقیقت، به دلیل تغییر مکان و ابزار، همواره نیازمند بازنگری است.

۱. تبیین مفاهیم و جلوگیری از کژتابی‌های اصطلاحی

پیش از هرگونه استدلال، باید از کژتابی‌های اصطلاحی جلوگیری کرد.

فقه سنتی (در معنای صحیح):

به معنای پایبندی به اصول و قواعدی است که از سوی اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) تثبیت شده است.

فقه پویا (در معنای اصیل):

به معنای توانایی استنباط احکام جدید از همان قواعد اصیل، برای پاسخ‌گویی به مسائل نوظهور، مانند مهندسی ژنتیک، تجارت الکترونیکی و هوش مصنوعی است.

فقه پویا در مقابل فقه سنتی قرار ندارد، بلکه روح حیات‌بخشی است که اجازه نمی‌دهد فقه به مجموعه‌ای از قواعد مرده و بی‌ارتباط با واقعیت تبدیل شود.

۲. استدلال‌های قرآنی؛ حقیقت ثابت در برابر فهم متغیر

قرآن کریم منبع ثبات است، اما روش بهره‌مندی از کتاب وحی، روشی پویا و مبتنی بر تعامل با واقعیت است.

الف) اصل تغییر احکام در پاسخ به نیازهای بشر

قرآن در مواجهه با سنت‌های جاهلی، قواعدی را تغییر داد. این امر نشان می‌دهد که قاعده بر اساس مصلحت و واقعیت تعیین می‌شود. خداوند متعال در سوره بقره می‌فرماید:

«مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (۱).

ترجمه: هر حکمی را نسخ یا متروک کنیم، بهتر از آن یا مانند آن را می‌آوریم. مگر نمی‌دانی که خداوند بر هر کاری تواناست؟

استدلال:

اگر خداوند در قرآن کریم، نسخ یا تغییر حکم را بر اساس مصلحت جدید جامعه انجام داده است، پس فقیه نیز نباید در برابر تغییر مصلحت‌های مشروع در دوران خود دچار ایستایی شود. فقه پویا در واقع همان جست‌وجوی مصلحت الهی در زمانه خویش است.

ب) دعوت به تفکر و پرهیز از تقلید کورکورانه

قرآن کریم بارها انسان را از تقلید کورکورانه از پدران و گذشتگان برحذر داشته است. از جمله آیات مهم در این زمینه، آیه ۲۲ سوره زخرف است:

«إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَیٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَیٰ آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ».

ترجمه: گفتند: ما پدران خود را بر آیینی یافته‌ایم و ما نیز در پی آثار ایشان هدایت شده‌ایم.

در سوره صافات نیز درباره نتیجه تقلید کورکورانه می‌خوانیم:

«إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّینَ ۝ فَهُمْ عَلَیٰ آثَارِهِمْ یُهْرَعُونَ ۝ وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ» (۲).

ترجمه: آنان پدران خود را گمراه یافتند؛ بااین‌حال، در پی آنان می‌شتافتند و پیش از ایشان نیز بسیاری از گذشتگان گمراه شده بودند.

استدلال:

اگر «فقه سنتی» به معنای تقلید بدون تأمل از فقهای گذشته باشد ــ که چنین نیست ــ با صریح قرآن در تضاد خواهد بود.

«فقه پویا» به‌نوعی تدبر در فقه است؛ یعنی استفاده از عقل برای کشف مراد واقعی خداوند در شرایط جدید.

۳. استدلال‌های روایی؛ استناد به قول و فعل ائمه (علیهم‌السلام)

روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) نشان می‌دهند که دین و پیشوایان معصوم، مجموعه‌ای ساکن نیستند. از جمله روایاتی که به پویایی فقه و فقها و نیز به عنصر زمان اشاره دارند، توقیع شریف حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) است. امام زمان (روحی لتراب مقدمه الفداء) می‌فرمایند:

«أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَیٰ رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ» (۳).

استدلال:

این توقیع شریف از جامع‌ترین احادیث در زمینه فقه پویاست؛ زیرا حضرت بقیةالله الاعظم (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) در این کلام نورانی، هم به ضرورت رجوع به علمای هر عصر و هم به حجیت فقیه اشاره دارند.

اگر فقه مجموعه‌ای از قواعد ثابت و غیرقابل‌تغییر بود، نیازی به رجوع به فقها در هر زمان وجود نداشت و می‌توانستیم با یک دانش واحد و یک فتوا، تمام اعصار را مدیریت کنیم. اما وجود فقهای متمایز در هر عصر نشان می‌دهد که ابزارهای استنباط و موضوعات مورد بحث تغییر می‌کنند. بنابراین، فقه پویا در واقع اجرای همین فرمان امام معصوم است.

ج) اصل تغییر حکم با تغییر عرف

در روایات متعدد تأکید شده است که بسیاری از احکام بر اساس عرف و مصلحت زمانه صادر شده‌اند. حکم شرعی در واقع به معنای خطاب شارع مقدس و متعلق به افعال مکلفان است و می‌تواند به اقتضا یا تخییر مربوط باشد.

حکم شرعی بر اساس عرف و مصلحت‌های زمانه قابل تغییر است و حکم به عرف وابستگی دارد. عرف به معنای شیوه و روشی است که مردم آن را پذیرفته‌اند و بر اساس آن رفتار می‌کنند؛ خواه در گفتار و خواه در کردار (۴). از عرف، به عادت نیز تعبیر کرده‌اند.

تعارض میان عرف و شرع چگونه حل می‌شود؟

تعارض عرف و شرع به معنای تنافی میان معنای عرفی و معنای شرعی است. این تعارض به دو صورت رخ می‌دهد:

۱. گاهی موضوع از عرف گرفته می‌شود.

در این صورت، عرف بر شرع مقدم است. برای مثال، شخصی سوگند یاد می‌کند که گوشت نخورد، اما سپس گوشت ماهی می‌خورد. در اینجا، چون واژه «گوشت» در عرف از گوشت ماهی انصراف دارد، این شخص از نظر عرف مرتکب تخلف نشده است؛ ولی چون خداوند در قرآن، گوشت ماهی را از مصادیق گوشت برشمرده است، از نظر شرعی حنث قسم کرده است. به این ترتیب، تعارض میان عرف و شرع مطرح می‌شود؛ زیرا عرف به حنث قسم حکم نمی‌کند، اما شرع چنین حکمی دارد.

۲. گاهی موضوع از شرع گرفته می‌شود.

در این صورت، شرع بر عرف مقدم است. برای مثال، شخصی سوگند می‌خورد که نماز نخواند، اما نماز میت می‌خواند. در اینجا، نماز موضوعی شرعی است و در شرع، واژه نماز، نماز میت را نیز دربرمی‌گیرد. بنابراین، در صورت انعقاد چنین سوگندی، شخص حنث قسم کرده است؛ اما در عرف، نماز به فعلی گفته می‌شود که دارای رکوع و سجود باشد. ازاین‌رو، نماز میت در عرف نماز شمرده نمی‌شود. در نتیجه، در این مورد شرع به حنث قسم حکم می‌کند، اما عرف چنین حکمی ندارد (۵، ۶ و ۷).

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا امام معصوم، حکم را بر اساس عرف زمان خود صادر می‌کردند. این حقیقت بدان معناست که حکم به عرف وابسته است و هنگامی که عرف تغییر می‌کند، اگر فقیه بر اساس عرف قدیم حکم کند، در واقع به‌جای اجرای حکم الهی، عرف بی‌جان گذشته را اجرا می‌کند؛ عرفی که صرفاً در روزگاران قدیم کاربرد داشته و در عصر کنونی و آینده ناکارآمد است.

فقه پویا با بازسازی ارتباط میان حکم و عرف، حقیقت را زنده نگه می‌دارد.

۴. فقه پویا با ابزارهایی که در اختیار دارد، چه می‌کند؟

در فقه پویا، موضوعی که در آیات و احادیث مطرح شده و موضوع حکم‌الله قرار گرفته است، لزوماً به همان مصداق اختصاص ندارد؛ بلکه می‌تواند نمونه‌ای از موضوعی گسترده‌تر باشد.

ازاین‌رو، فقه پویا به فقیه اجازه می‌دهد که صرفاً بر همان موضوعی که در آیه یا روایت آمده است تکیه نکند و تصور نکند که حکم، منحصراً به همان موضوع اختصاص دارد و موارد دیگر را دربرنمی‌گیرد.

برای مثال، در موضوع احتکار، در احادیث معصومین (علیهم‌السلام) آمده است که گندم، مویز، جو و خرما از مواردی هستند که احتکار آن‌ها ممنوع است؛ درحالی‌که این موارد، مصادیقی از موضوعی بزرگ‌تر به شمار می‌روند و ممنوعیت احتکار به همین چهار مورد محدود نیست، بلکه همه موارد را دربرمی‌گیرد.

در فقه پویا، ضمن پایبندی به دین و حرکت در چارچوب فقه، شارع مقدس این اجازه را به ما می‌دهد که ابتدا چالش‌ها را شناسایی کنیم و سپس بر اساس آیات، روایات و مبانی اصول فقه، به ریشه‌یابی و درمان مسائل بپردازیم.

قطعاً بدون تشخیص صحیح چالش‌ها و ریشه‌یابی آن‌ها، پاسخ‌گویی به استفتائات نوپدید و حرکت به‌سوی حل مسائل امکان‌پذیر نیست. تنها در این صورت است که فقه پویا، در چارچوب اصول ثابت دینی، به ابزار اصلی پاسخ‌گویی به مسائل یادشده تبدیل خواهد شد.

۵. نتیجه‌گیری

در بیانی کوتاه و کلی، این پژوهش با بررسی شماری از استدلال‌های قرآنی و روایی به این نتایج رسیده است:

۱. فقه پویا جریانی ضدسنت نیست، بلکه رکن بقای سنت است.

۲. تقابل میان فقه سنتی و فقه پویا، تقابلی کاذب است که از خلط میان ثبات اصل و تغییر فهم ناشی می‌شود.

۳. تنها راه جلوگیری از انزواطلبی فقه و بی‌اعتباری دین در جهان مدرن، پیوند همیشگی میان اصالت سنت و اجتهاد پویاست.

فقه باید مانند درختی باشد که ریشه در سنت و ثبات دارد و شاخه‌هایش در آسمان زمانه گسترده شده‌اند؛ شاخه‌هایی که نماد پویایی فقه و فتوا هستند.

ریشه‌ای که شاخه ندارد، خشک می‌شود و شاخه‌ای که ریشه ندارد، بی‌معناست و از پا درمی‌آید. ازاین‌رو، پیوند سنت و تجدد، به‌ویژه در فقه، باید همواره محفوظ بماند.

امین بهرامی

منابع

۱. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۰۶.

۲. قرآن کریم، سوره صافات، آیات ۶۹ تا ۷۱.

۳. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج ۲، ص ۴۸۴.

۴. الأصول العامة، ج ۱، ص ۴۱۹.

۵. خلیل‌رضا منصوری، نظریة العرف ودورها فی عملیة الاستنباط، ص ۷۳.

۶. همان.

۷. عزیز برزنجی و عبداللطیف عبدالله، التعارض والترجیح بین الأدلة الشرعیة، ج ۲، ص ۸۳.

۸. صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۸۹.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha