جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۶
از زیبایی تا هویت؛ نسل جدید چگونه معیارهای پوشش را بازتعریف می‌کند؟

حوزه/ معیارهای زیبایی و پوشش در جامعه امروز با تغییرات فرهنگی و گسترش فضای مجازی دستخوش تحول شده‌اند. این دگرگونی، پرسش‌هایی درباره هویت نسل جدید، نقش مدگرایی و نسبت زیبایی با ارزش‌های دینی و اخلاقی مطرح می‌کند که نیازمند بررسی دقیق است.

خبرگزاری حوزه | در تمامی اعصار، زیبایی نه صرفاً یک سلیقه، بلکه پیوندی عمیق میان آدمی و جهان هستی بوده است؛ ریسمانی که انسان را به فراتر از خود متصل می‌کند. زیبایی موهبتی است که خداوند در سرشت و فطرت آدمی به ودیعه نهاده و انسان، به مقتضای حقیقت وجودی خود، همواره جویای آن است. دین مقدس اسلام نیز، به‌عنوان آیینی هدایتگر فطرت، نه‌تنها با این گرایش فطری هم‌سوست، بلکه با آموزه‌های خود آن را به کمال می‌رساند. به همین دلیل، اسلام فراتر از زیبایی‌های ظاهری، بر آراستگی باطنی نیز تأکید می‌ورزد؛ چراکه حرمت و کرامت آدمی در گرو پیوند ظاهر و باطن است.

زیبایی نه‌تنها از طریق حواس، بلکه به‌واسطه عقل نیز قابل درک است و عقل می‌تواند زیبایی‌هایی فراتر از احساسات را دریابد. بنابراین، در دیدگاه الهی، آنچه با نظم و کمال الهی هماهنگ نباشد، زیبا تلقی نمی‌شود. به بیان دیگر، چنانچه انسان بخواهد چیزی را جایگزین ارزش‌ها کند و آن را زیبا بنامد، در واقع از هویت و حقیقت زیبایی فاصله گرفته است. ازاین‌رو، هرگاه چیزی با عنوان زیبایی جایگزین ارزش‌ها شود، از غایت و هدف نهایی خود فاصله می‌گیرد.

مفهوم ارزش از جمله مفاهیمی است که در همه جوامع مورد توجه قرار گرفته و از طریق فرهنگ هر جامعه به نسل‌ها و جوامع دیگر منتقل می‌شود. ارزش‌ها معیارهایی هستند که به فرهنگ یک جامعه معنا می‌بخشند. در گذشته، زیبایی با ارزش‌ها پیوندی ناگسستنی داشت و آنچه ارزشمند شمرده می‌شد، غالباً زیبا نیز تلقی می‌شد. برای مثال، پوشش برای انسان صرفاً یک هنجار نبود، بلکه می‌توانست زن را باوقار و برخوردار از زیبایی باطنی به جامعه معرفی کند.

امروزه، با دگرگونی ارزش‌ها، معیارهای زیبایی نیز دستخوش تغییر شده‌اند؛ تا آنجا که گاه شاهدیم ضدارزش‌ها در قالب زیبایی عرضه می‌شوند. برخی جوانان، ضدارزش‌ها را با مدگرایی پیوند می‌زنند و آن‌ها را ارزش تلقی می‌کنند. یکی از عواملی که می‌تواند به شکل‌گیری این ناهنجاری کمک کند، گرایش به مدگرایی است.

مد همیشه پدیده‌ای منفی نیست؛ بلکه می‌تواند پاسخی به نیاز جوانان برای دیده‌شدن باشد و به رضایت روحی آنان کمک کند. شاید یکی از ساده‌ترین راه‌های پاسخ‌گویی به این نیاز، آراستگی ظاهر باشد. جوانان میل دارند متفاوت باشند و همین میل گاهی آنان را به پوشیدن لباس‌هایی سوق می‌دهد که در عرف جامعه زیبا تلقی نمی‌شوند. حتی ممکن است برخی از آنان خود نیز از نازیبایی این لباس‌ها آگاه باشند، اما متفاوت‌بودن را بر زیبابودن ترجیح دهند.

یکی از دلایل مهم این مسئله آن است که با فاصله‌گرفتن نوجوانان و جوانان از دوران کودکی، حس استقلال‌طلبی در آنان پررنگ‌تر می‌شود. این حس می‌تواند آنان را به جست‌وجوی الگوهایی سوق دهد که مایل‌اند خود را شبیه آن‌ها کنند. در نتیجه، ممکن است از پوشش افرادی تقلید کنند که آن‌ها را الگوی خود می‌دانند. یکی از نمونه‌های این الگوگیری، تقلید از پوشش افراد مشهور و سلبریتی‌هاست. بنابراین، اگر چنین شخصیتی به ترویج آنچه نویسنده ضدارزش می‌داند گرایش داشته باشد و آن را با مد تلفیق کند، ممکن است نوجوانان و جوانان نیز در فرایند الگوبرداری از او تأثیر بپذیرند.

از دیگر عواملی که می‌تواند نوجوانان و جوانان را به تلفیق ضدارزش‌ها با مدگرایی سوق دهد، میل به شیک‌پوشی است. در جامعه امروز، شیک‌پوشی یکی از عوامل مؤثر در روابط اجتماعی موفق تلقی می‌شود. به همین دلیل، برخی جوانان راز شیک‌پوشی را در پوشیدن لباس‌های نامتعارف می‌دانند؛ پدیده‌ای که به باور نویسنده، در پی دگرگونی معیارهای ارزشی نمود بیشتری یافته است. مقصود آن است که بسیاری از جنبه‌های زندگی ما، از پوشش و محیط پیرامون گرفته تا دیگر امور روزمره، با مفهوم زیبایی پیوند خورده‌اند.

در واقع، هنگامی که انسان درباره زیبایی سخن می‌گوید، گویی لباسی از زیبایی بر تن ارزش‌های خود می‌پوشاند؛ به بیان دیگر، آنچه را از نظر فکری و اعتقادی برای خود ارزشمند می‌داند، در قالب زیبایی عرضه می‌کند و آنچه را ضدارزش می‌شمارد، با عنوان زشتی توصیف می‌کند.

رواج لباس‌های زخم‌خورده و پاره، که بیش از یک دهه است در برخی سبک‌های پوشش دیده می‌شود، نمونه‌ای از این تفاوت در معیارهای زیبایی‌شناختی است. چنین پوششی ممکن است در نگاه سنتی فاقد زیبایی تلقی شود، اما در ذهنیت بخشی از نسل جدید، جلوه‌ای زیبا داشته باشد. از این منظر، اگر جوان امروزی لباس پاره را زیبا بداند، در واقع معیارهای زیبایی متفاوتی را پذیرفته است؛ معیارهایی که نویسنده آن‌ها را در تعارض با ارزش‌های مورد تأکید خود می‌داند.

سبک زندگی جدید بر پوشش نسل جدید تأثیر گذاشته است. همچنین گسترش فضای مجازی، به‌عنوان ابزاری نوظهور با تأثیرگذاری گسترده، به عادی‌سازی برخی از این سبک‌های پوشش سرعت بخشیده است.

بحران هویت نیز از دیگر عواملی است که می‌تواند در شکل‌گیری این پدیده نقش داشته باشد؛ چراکه زیبایی گاه به ابزاری برای تعریف خویشتن تبدیل می‌شود. جوان امروز ممکن است، فارغ از ریشه‌های سنتی خود، در مدگرایی گرفتار شود و هویت اصیل و ارزش‌های خویش را در تغییر ظاهر جست‌وجو کند؛ درحالی‌که در نگاه دینی، زیبایی معنوی حقیقتی مقدس و آسمانی است که می‌تواند در تعریف هویت انسان نقشی اساسی داشته باشد.

حاصل آنکه، به باور نویسنده، با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که در گذار از سنت به مدرنیته، با چالش‌هایی در حفظ و بازتعریف ارزش‌های خود مواجه شده است. به‌راستی، اگر زیبایی از حقیقت جدا شود، ممکن است به ظاهری تهی از معنا تبدیل گردد. کلید حل این مسئله، بازشناخت پیوند فطری انسان با زیبایی و توجه دوباره به ارزش‌های متعالی است؛ مسیری که در آن باید کوشید ارزش‌های دینی و اخلاقی با زبانی متناسب با نیازها و دغدغه‌های نسل امروز بازتعریف و تبیین شوند.

مریم جزینی طلبه سطح سه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha