دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۸
غنا در قرآن و روایات اهل‌بیت؛ بررسی مبانی حرمت

حوزه/ بحث غنا با بررسی معنای لغوی و فقهی آن آغاز می‌شود و سپس آیاتی از سوره‌های حج، مؤمنون، فرقان، قصص و لقمان و روایات تفسیری مرتبط با غنا و موسیقی را بررسی می‌کند. آیاتی از قرآن کریم وجود دارد که در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام بر غنا تطبیق شده‌اند و مبنای استدلال به حرمت آن قرار گرفته‌اند.

خبرگزاری حوزه | مقدمه: در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»[۱]

همانا گوش، چشم و دل انسان، هر یک مورد سؤال قرار می‌گیرد.

یکی از اعضایی که طبق قرآن کریم درباره آن سؤال می‌شود، گوش است؛ ازاین‌رو، شناخت مباحث مربوط به آن و گناهانی که به این عضو ارتباط دارند، اهمیت دارد.

یکی از مباحث مرتبط با گناهان گوش، مسئله موسیقی و غناست. در قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، همواره به این موضوع پرداخته شده است. در ادامه، معنای غنا، آیات و روایات مربوط به حرمت آن و برخی مباحث مرتبط با این موضوع بیان می‌شود.

معنای غنا در لغت و منابع فقهی

واژه «غنا» در لغت معانی مختلفی دارد. مرحوم محقق نراقی ۱۵ معنا برای آن گردآوری کرده است. در مستند الشیعة آمده است:

«أن کلمات العلماء من اللغویین و الأدباء و الفقهاء مختلفة فی تفسیر الغناء. ففسره بعضهم بالصوت المطرب. و آخر بالصوت المشتمل علی الترجیع. و ثالث بالصوت المشتمل علی الترجیع و الاطراب معا. و رابع بالترجیع. و خامس بالتطریب. و سادس بالترجیع مع التطریب. و سابع برفع الصوت مع الترجیع. و ثامن بمد الصوت. و تاسع بمده مع أحد الوصفین أو کلیهما. و عاشر بتحسین الصوت. و حادی عشر بمد الصوت و موالاته. و ثانی عشر (و هو الغزالی) بالصوت الموزون المفهم المحرک للقلب ... إلا أن بعض أهل اللغة فسره بما یقال له بالفارسیة، سرود، أیضا. و حکی عن الصحاح أنه قال: الغناء هو ما یسمیه العجم ب‍ : (دو بیتی). و قال بعض الفقهاء: إنه یجب الرجوع فی تعیین معناه إلی العرف»[۲]

در تفسیر معنای غنا، میان عالمان لغت، ادیبان و فقها اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی از معانی مطرح‌شده عبارت‌اند از:

۱. صدای طرب‌آور؛
۲. صدایی که مشتمل بر ترجیع باشد؛
۳. صدایی که هم مشتمل بر ترجیع و هم طرب‌آور باشد؛
۴. ترجیع، یعنی بازگرداندن و تکرار صدا در گلو؛
۵. تطریب؛
۶. ترجیع همراه با تطریب؛
۷. بلند کردن صدا همراه با ترجیع؛
۸. کشیدن صدا؛
۹. کشیدن صدا همراه با یکی از دو ویژگی ترجیع یا تطریب، یا هر دوی آن‌ها؛
۱۰. زیبا کردن صدا؛
۱۱. کشیدن صدا و پیوسته ادا کردن آن؛
۱۲. صدای موزون و معناداری که قلب را تحت تأثیر قرار دهد؛
۱۳. صوتی که در زبان فارسی «سرود» نامیده می‌شود؛
۱۴. صوتی که عجم آن را «دوبیتی» می‌نامد؛
۱۵. غنا، لفظی است که برای تعیین معنای آن باید به عرف مراجعه کرد.

فقها نیز معانی مختلفی برای غنا بیان کرده‌اند. از جمله، شهید ثانی در مسالک الافهام آورده است:

«الغناء- بالمد- مدّ الصوت المشتمل علی الترجیع المطرب، فلا یحرم بدون الوصفین- أعنی الترجیع مع الإطراب- و إن وجد أحدهما»[۳]

غنا، کشیدن صدایی است که مشتمل بر ترجیع طرب‌آور باشد. بنابراین، صدایی که فاقد این دو ویژگی، یعنی ترجیع و طرب‌آوری، باشد، حرام نیست؛ هرچند یکی از این دو ویژگی را داشته باشد.

فاضل مقداد نیز در التنقیح الرائع لمختصر الشرائع آورده است:

«المراد بالغناء ما سمی فی العرف غناء»[۴]

مراد از غنا، چیزی است که در عرف غنا نامیده می‌شود.

مرحوم امام خمینی(ره) در تعریف غنا می‌نویسد:

«فالاولی‌ تعریف‌ الغناء بانه‌ صوت‌ الانسان‌ الذی‌ له‌ رقه‌ و حسن‌ ذاتی‌ و لو فی‌ الجمله‌ و له‌ شانیه‌ ایجاد الطرب‌ بتناسبه‌ لمتعارف‌ الناس‌»[۵]

غنا، صدای انسانی است که از لطافت و زیبایی ذاتی برخوردار باشد، هرچند به‌صورت نسبی، و به دلیل تناسب خود، شأنیت ایجاد طرب در میان عموم مردم را داشته باشد.

با توجه به معانی لغوی و اصطلاحی غنا و نیز آیاتی که درباره «لهو الحدیث» و «قول الزور» آمده‌اند و در ادامه بررسی خواهند شد، می‌توان سه صورت را در ارتباط با محتوای غنا و لحن آن مطرح کرد:

۱. صوتی که مشتمل بر محتوای باطل و لحنی گمراه‌کننده باشد؛
۲. صوتی که مشتمل بر محتوای حق و لحنی گمراه‌کننده باشد؛
۳. صوتی که مشتمل بر محتوای باطل و لحنی ممدوح باشد.[۶]

غنا در قرآن کریم

اگرچه در قرآن کریم غنا به‌عنوان موضوعی مستقل برای بیان حکم شرعی مطرح نشده است، عناوینی در این کتاب آسمانی آمده‌اند که بر اساس روایات تفسیری، بر غنا تطبیق شده‌اند. در ادامه، آیات مربوط به این موضوع بررسی می‌شوند.

آیه اول: اجتناب از قول زور

در سوره حج آمده است:

«فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»[۷]

از پلیدی بت‌ها دوری کنید و از گفتار باطل، مانند دروغ، شهادت ناحق، سخنان لهو و غنا، بپرهیزید.

در تفسیر این آیه، روایات متعددی وجود دارد که در آن‌ها «قول زور» بر غنا تطبیق شده است. در کتاب شریف الکافی آمده است:

«عن زید الشحام قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام، عن قول الله عز و جل‏ فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور فقال الرجس من الأوثان الشطرنج‏ و قول‏ الزور الغناء»[۸]

زید شحام می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام درباره این سخن خداوند متعال، «از پلیدی بت‌ها دوری کنید و از گفتار باطل بپرهیزید»، سؤال کردم. حضرت فرمودند: مراد از «الرجس من الأوثان»، شطرنج و مراد از «قول الزور»، غناست.

در روایت دیگری آمده است:

«عن سماعة بن مهران‏ عن أبی بصیر قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام عن قول الله عز و جل- فاجتنبوا الرجس من الأوثان‏ و اجتنبوا قول الزور، قال الغناء»[۹]

ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام درباره تفسیر این سخن خداوند متعال، «از پلیدی بت‌ها دوری کنید و از گفتار باطل بپرهیزید»، سؤال کردم. حضرت فرمودند: مراد، غناست.

در روایت دیگری نیز آمده است:

«عن ابی عبدالله (علیه السّلام) فی قول الله تعالی: «و اجتنبوا قولَ الزُّور» قال: قول الزُّورِ الغِناء»[۱۰]

امام صادق علیه‌السلام درباره سخن خداوند متعال، «از گفتار باطل بپرهیزید»، فرمودند: مراد از گفتار باطل، غناست.

در این آیه، با توجه به صیغه امر در عبارت «وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» که ظهور در حرمت دارد و نیز تطبیق «قول زور» بر غنا در روایات، بر حرمت غنا استدلال شده است.

آیه دوم: روی‌گردانی از لغو

در سوره مؤمنون، هنگام بیان صفات مؤمنان آمده است:

«وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»[۱۱]

مؤمنان کسانی هستند که از امور بیهوده و بی‌فایده در گفتار و کردار روی‌گردان‌اند.

در تفسیر قمی آمده است:

«و الذین هم عن اللغو معرضون‏، یعنی عن الغناء و الملاهی»[۱۲]

عبارت «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» به این معناست که مؤمنان از غنا و سرگرمی‌های لهوآمیز دوری می‌کنند.

در شرح الکافی نیز آمده است:

«(و الذین هم عن اللغو معرضون) اللغو الفحش و ما لا خیر فیه من الکلام و یکفی فی الاستشهاد کون بعض أفراده حراما و الاعراض عنه واجب مثل الغناء و الدف و الصنج و و الطبل و الطنبور و الاکاذیب و غیرها»[۱۳]

مراد از لغو، فحش و سخنی است که خیری در آن نباشد. برای استدلال به این آیه، همین مقدار کافی است که برخی مصادیق لغو حرام‌اند و دوری از آن‌ها واجب است؛ مانند غنا، دف، سنج، طبل، طنبور، دروغ‌ها و موارد دیگر.

در البرهان فی تفسیر القرآن نیز آمده است:

«الذین هم‏ عن‏ اللغو معرضون‏ یعنی عن الغناء و الملاهی»[۱۴]

مراد از عبارت «الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»، دوری از غنا و سرگرمی‌های لهوآمیز است.

بر اساس این تفاسیر، مؤمنان از لغو دوری می‌کنند و غنا یکی از مصادیقی است که در برخی روایات تفسیری برای لغو بیان شده است.

آیه سوم: دوری از مجالس غنا و لغو

در سوره فرقان آمده است:

«وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا»[۱۵]

بندگان خدای رحمان کسانی هستند که به‌ناحق شهادت نمی‌دهند و هرگاه از کنار لغو بگذرند، بزرگوارانه از آن عبور می‌کنند.

این آیه در سیاق آیاتی قرار دارد که صفات بندگان خدای رحمان را بیان می‌کنند و از جمله، دوری آنان از لغو را برمی‌شمارند.

در کتاب عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، درباره معنای غنا و ارتباط آن با لغو، آمده است:

«حدثنا الحاکم أبو علی الحسین بن أحمد البیهقی قال حدثنا محمد بن یحیی الصولی قال حدثنا عون بن محمد الکندی‏ قال حدثنی أبو الحسین محمد بن أبی عباد و کان مشتهرا بالسماع و بشرب النبیذ قال: سألت الرضا علیه السلام عن السماع قال لأهل الحجاز رأی فیه و هو فی‏ حیز الباطل‏ و اللهو أ ما سمعت الله تعالی یقول‏ و إذا مروا باللغو مروا کراما»[۱۶]

عون بن محمد از محمد بن ابی‌عباد، که به آوازه‌خوانی و نوشیدن نبیذ شهرت داشت، نقل می‌کند که از امام رضا علیه‌السلام درباره سماع پرسیدم. حضرت فرمودند: اهل حجاز درباره آن نظری دارند، اما این عمل در شمار امور باطل و لهو قرار می‌گیرد. آیا نشنیده‌ای که خداوند متعال می‌فرماید: «و هرگاه از کنار لغو بگذرند، بزرگوارانه عبور می‌کنند»؟

در روایت دیگری آمده است:

«عن حماد عن أبی أیوب الخزاز قال: نزلنا المدینة فأتینا أبا عبد الله علیه السلام، فقال لنا أین نزلتم فقلنا علی فلان‏ صاحب‏ القیان‏ فقال کونوا کراما فو الله ما علمنا ما أراد به و ظننا أنه یقول تفضلوا علیه فعدنا إلیه فقلنا إنا لا ندری ما أردت بقولک کونوا کراما فقال أ ما سمعتم قول الله عز و جل فی کتابه- و إذا مروا باللغو مروا کراما»[۱۷]

ابوایوب می‌گوید: وارد مدینه شدیم و به محضر امام صادق علیه‌السلام رسیدیم. حضرت فرمودند: کجا منزل کرده‌اید؟ گفتیم: نزد فلانی که صاحب کنیزان آوازه‌خوان است. حضرت فرمودند: کریمانه رفتار کنید. به خدا سوگند، متوجه نشدیم که منظور حضرت چیست و گمان کردیم که می‌فرمایند به او لطف و احترام کنیم. ازاین‌رو، دوباره نزد حضرت رفتیم و عرض کردیم: مقصود شما از عبارت «کریمانه رفتار کنید» را نفهمیدیم. حضرت فرمودند: آیا سخن خداوند متعال در کتابش را نشنیده‌اید که می‌فرماید: «و هرگاه از کنار لغو بگذرند، بزرگوارانه عبور می‌کنند»؟

در تفسیر قمی نیز آمده است:

«و الذین لا یشهدون الزور، قال الغناء و مجالس اللغو»[۱۸]

در تفسیر عبارت «وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» آمده است که مراد، غنا و مجالس لغو است.

در کتاب روضه المتقین آمده است:

«و فی الصحیح، عن محمد بن مسلم عن أبی الصباح الکنانی، عن أبی عبد الله علیه السلام قال فی قوله عز و جل‏ لا یشهدون الزور الغناء»[۱۹]

در روایتی صحیح، از محمد بن مسلم و ابوصباح کنانی نقل شده است که امام صادق علیه‌السلام درباره سخن خداوند متعال، «لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ»، فرمودند: مراد، غناست.

در ادامه همین کتاب آمده است:

«فی الحسن کالصحیح عنهما عن أبی عبد الله علیه السلام عن قول الله عز و جل‏ و الذین لا یشهدون الزور قال: هو الغناء و الزور الباطل- و اختلف المفسرون فیه أیضا فقال بعضهم الغناء و بعضهم کل مجلس باطل»[۲۰]

در روایتی حسن که در حکم صحیح است، از امام صادق علیه‌السلام درباره آیه «وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» سؤال شد. حضرت فرمودند: مراد، غناست و «زور» به معنای باطل است. مفسران نیز درباره این آیه اختلاف‌نظر دارند؛ برخی مراد را غنا و برخی دیگر، هر مجلس باطلی دانسته‌اند.

در کتاب شریف الکافی نیز آمده است:

«أبو علی الأشعری عن محمد بن عبد الجبار عن صفوان عن أبی أیوب الخزاز عن محمد بن مسلم عن أبی الصباح عن أبی عبد الله علیه السلام قال: فی قوله عز و جل- و الذین‏ لا یشهدون‏ الزور: قال الغناء»[۲۱]

امام صادق علیه‌السلام درباره آیه «وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» فرمودند: مراد، غناست.

در کتاب مرآة العقول، درباره این روایت آمده است:

«الحدیث السادس‏: صحیح»[۲۲]

حدیث ششم صحیح است.

در کتاب دعائم الإسلام نیز آمده است:

«و عنه (جعفر بن محمد) علیه السلام،‏ أنه سئل عن قول الله ـ عز و جل- و الذین‏ لا یشهدون‏ الزور و إذا مروا باللغو مروا کراما قال من ذلک الغناء و الشطرنج»[۲۳]

از امام جعفر بن محمد، امام صادق علیه‌السلام، درباره معنای این سخن خداوند متعال، «وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا»، سؤال شد. حضرت فرمودند: غنا و شطرنج از مصادیق آن هستند.

در البرهان فی تفسیر القرآن نیز آمده است:

«و الذین‏ لا یشهدون‏ الزور، قال: الغناء، و مجالس أهل اللهو»[۲۴]

در تفسیر عبارت «وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» آمده است که مراد، غنا و مجالس اهل لهو است.

آیه چهارم: روی‌گردانی از سخن بیهوده

در سوره قصص آمده است:

«وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ»[۲۵]

و چون سخن بیهوده و باطل بشنوند، از آن روی می‌گردانند.

در تفسیر قمی آمده است:

«و إذا سمعوا اللغو أعرضوا عنه‏، قال اللغو الکذب و اللهو و الغناء»[۲۶]

در تفسیر عبارت «وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» آمده است که مراد از لغو، دروغ، لهو و غناست.

آیه پنجم: لهو الحدیث

در سوره لقمان آمده است:

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ...»[۲۷]

برخی از مردم، سخنان بیهوده و باطل را برمی‌گزینند تا بدون آگاهی، دیگران را از راه خدا گمراه کنند...

در این آیه، از «لهو الحدیث» سخن به میان آمده است. درباره اینکه مراد از این تعبیر چیست، در کتاب شریف الکافی آمده است:

«عن محمد بن مسلم عن أبی جعفر علیه السلام قال سمعته یقول‏ الغناء مما وعد الله‏ عز و جل علیه النار و تلا هذه الآیة- و من الناس‏ من یشتری لهو الحدیث‏ ...»[۲۸]

محمد بن مسلم از امام باقر علیه‌السلام نقل می‌کند که از آن حضرت شنیدم فرمودند: غنا از جمله اموری است که خداوند متعال درباره آن وعده آتش داده است. سپس این آیه را تلاوت کردند: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ...»

در روایت دیگری آمده است:

«ابن أبی عمیر عن مهران بن محمد عن أبی عبد الله علیه السلام قال سمعته یقول‏ الغناء مما قال‏ الله- و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله‏»[۲۹]

مهران بن محمد از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که از آن حضرت شنیدم فرمودند: غنا از جمله اموری است که خداوند متعال درباره آن فرموده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ».

در روایت دیگری آمده است:

«عن مهران بن محمد عن الحسن بن هارون قال سمعت أبا عبد الله ع یقول‏ الغناء مجلس‏ لا ینظر الله إلی أهله و هو مما قال الله عز و جل- و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله‏»[۳۰]

حسن بن هارون از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که از آن حضرت شنیدم فرمودند: مجلس غنا مجلسی است که خداوند به اهل آن نظر رحمت نمی‌کند و این از مصادیق سخن خداوند متعال است که می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ».

در بحار الأنوار، به نقل از فقه الرضا علیه‌السلام، آمده است:

«کسب المغنیة حرام‏ و اعلم أن الغناء مما قد وعد الله علیه النار فی قوله‏ و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا أولئک لهم عذاب مهین»[۳۱]

درآمد زن آوازه‌خوان حرام است. بدان که غنا از جمله اموری است که خداوند درباره آن وعده آتش داده است؛ چنان‌که می‌فرماید: «برخی از مردم سخنان بیهوده و باطل را برمی‌گزینند تا بدون آگاهی، دیگران را از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ آنان عذابی خوارکننده خواهند داشت».

جمع‌بندی

نکته پایانی در این بحث آن است که هیچ‌یک از آیاتی که برای حرمت غنا به آن‌ها استناد شده است، واژه «غنا» را در خود ندارد و به‌صراحت درباره غنا سخن نمی‌گوید؛ بلکه این آیات شامل عناوین عامی هستند که بر اساس روایات تفسیری، بر برخی گونه‌های غنا تطبیق شده‌اند.

بر این اساس، هرگاه غنا حاوی سخن باطل، بیهوده یا گمراه‌کننده باشد، یا خود آن به‌عنوان عملی باطل و مصداق «قول زور»، سخن بیهوده، لهو یا لغو شناخته شود، حکم حرمت بر آن مترتب خواهد بود.

بااین‌حال، از ظاهر و منطوق این آیات، بدون بهره‌گیری از روایات، نمی‌توان حرمت مطلق آوازها را نتیجه گرفت. بنابراین، مهم‌ترین مستند برای استناد به این آیات در بحث غنا، روایاتی است که در تفسیر آن‌ها وارد شده‌اند. ازاین‌رو، در ادامه باید بررسی کرد که روایات درباره غنا چه بیانی دارند.

در بخش بعدی، روایات مربوط به غنا و موسیقی بررسی خواهد شد.

منابع و ارجاعات

[۱] سوره اسراء، آیه ۳۶.

[۲] مستند الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۵.

[۳] مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج ۳، ص ۱۲۶.

[۴] التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، ج ۲، ص ۱۱.

[۵] امام خمینی(ره)، مکاسب محرمه، ص ۲۰۲.

[۶] حسینی رودباری، غنا و موسیقی، ص ۳۲.

[۷] سوره حج، آیه ۳۰.

[۸] الکافی، ج ۶، ص ۴۳۵.

[۹] الکافی، ج ۶، ص ۴۳.

[۱۰] وسائل الشیعة، ج ۱۷، ص ۳۰۵.

[۱۱] سوره مؤمنون، آیه ۳.

[۱۲] بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۲۴۰.

[۱۳] شرح الکافی؛ الأصول و الروضة، اثر مولی صالح مازندرانی، ج ۸، ص ۱۰۵.

[۱۴] البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۴.

[۱۵] سوره فرقان، آیه ۷۲.

[۱۶] عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج ۲، ص ۱۲۸.

[۱۷] الکافی، ج ۶، ص ۴۳۲.

[۱۸] بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۲۴۰.

[۱۹] روضة المتقین، ج ۱۰، ص ۱۵۸.

[۲۰] روضة المتقین، ج ۱۰، ص ۱۵۸.

[۲۱] الکافی، ج ۱، ص ۴۳۱.

[۲۲] مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج ۲۲، ص ۳۰۱.

[۲۳] دعائم الإسلام، ج ۲، ص ۲۰۸.

[۲۴] البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۱۵۴.

[۲۵] سوره قصص، آیه ۵۵.

[۲۶] بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۲۴۰.

[۲۷] سوره لقمان، آیه ۶.

[۲۸] الکافی، ج ۶، ص ۴۳۱.

[۲۹] الکافی، ج ۶، ص ۴۳۱.

[۳۰] الکافی، ج ۶، ص ۴۳۳.

[۳۱] بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۲۴۶.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha