سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۸
تفسیر زیارت عاشورا (قسمت سوم): تبیین «مقام محمود»، «لعن عمومی بر برخی خاندانهای معاند» و «سجدۀ حمد» در پایان زیارت با رویکرد سبک زندگی مومنانه

حوزه/ در زیارت عاشورا، مقام محمود، لعن خاندان‌های مرتبط با واقعه کربلا و سجده حمد، سه موضوع محوری‌ هستند که در سه مبحث، مقام محمود و امکان دستیابی پیروان اهل‌بیت(ع) به مراتب آن، چرایی لعن خاندان‌های یادشده در زیارت عاشورا و معنای سجده حمد را بر پایه آیات، روایات و دیدگاه نویسنده در سبک زندگی اسلامی توضیح داده می‌شود.

خبرگزاری حوزه | اشاره: تاکنون دو بخش از تفسیر زیارت عاشورا به همین قلم در سایت حوزه منتشر شده است که هر کدام برخی از ابعاد این زیارت را از منظر سبک زندگی اسلامی تبیین کرده اند. در نوشتار فرارو، سه مضمون راهبردی در این زیارت، با محوریت دلالتهای آنها در سبک زندگی اسلامی به شرح زیر دنبال می شود:

۱. مقام محمود که در قرآن، عطای الهی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) معرفی شده و در زیارت عاشورا منزلت اهل بیت (علیهم السلام) دانسته شده و درخواست رسیدن به آن شده، چیست؟
۲. چرا در این زیارت، آل ابی سفیان و بنی امیه و آل مروان و آل زیاد (خاندان این چهار نفر) لعن شدند؛ با اینکه تنها برخی از آنان در کربلا نقش مستقیم حضوری داشتند؟ (دیگران که نبودند چه گناهی کردند که لعن می شوند؟)
۳. مقصود از سجدۀ حمد در پایان زیارت عاشورا، حمد الهی بر چیست؟ آیا شکر بر توفیق قرائت زیارت عاشورا (که برخی مادحان این معنا را ترویج می کنند) است؟


پاسخ هر پرسش در قالب یک مبحث به شرح زیر ارائه می شود:

مبحث اول: تفسیر مقام محمودِ مخصوصِ اهل بیت و درخواست زائر برای رسیدن به آن

مطالب این مبحث در چهار محور به شرح زیر است:

محور اول: مقام محمود در قرآن کریم

مقام محمود از کمالات نبوی در قرآن کریم است و خداوند متعال به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) وعده فرموده است:

وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَّکَ عَسی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحْمُوداً

ترجمه: پاسی از شب را به تهجّد بپرداز که این نافله‌ای افزون برای توست؛ باشد که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برانگیزاند.
محمود از حمد به معنای زیبایی و ستودگی است و جایگاه محمود، مرتبه‌ای است که همگان آن را زیبا و پسندیده می‌شمارند. چه کسی آن را زیبا می‌داند؟ همۀ انسان‌ها و خدای متعال. چه جایگاهی می‌تواند از منظر همۀ انسان‌ها مورد ستایش و زیبایی باشد؟ این جایگاه، فرازین‌ترین مرتبه انسانیت است؛ منزلی که در آن انسان، خلیفه پروردگار شده و واجد اعلی مراتب بندگی می شود.

محور دوم: مقام محمود در زیارت عاشورا

در زیارت عاشورا از پیشگاه پروردگار مسئلت داریم که ما را به مقام محمودی که شما (اهل‌بیت علیهم‌السلام) در نزد حق تعالی دارا هستید، نائل گرداند: «وَأَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ». این درخواست، گواه آن است که مقام محمود، عطیه‌ای الهی به بندگانی است که با اتصاف به اعمال صالح و حیات طاهره، در تمامی شئون زندگی، پیرو راستین پیامبر و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بوده‌اند.
حرف «لام» در واژه «لَکُمْ» دلالت بر اختصاص و انحصار دارد؛ بدین معنا که آن مقامِ محمودِ ویژه، شایسته و سزاوار ساحت شماست. اگرچه مراتب و انواعی از مقام محمود را برخی از انبیای عظام و بزرگان امت‌های پیشین نیز حائز بوده‌اند، لکن مقام محمودی که مختص خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) است، در این زیارت از خداوند درخواست می‌شود. وصول به این مقامِ منیع در زیارت عاشورا، از حریم توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) میسر می‌گردد.
مقام محمود که کلید رمزآلود زیارت عاشورا ست و تب و تاب زائر در لعن و سلام و بیزاری جستن از کانونهای شر و ارتباط گرفتن با معادن نور و فضیلت، برای رسیدن به این منزلت است که حیات طیبه است. مقصود از مقام محمود چیست؟
در خود زیارت این منزلت یعنی مقام محمودی که اهل بیت (علیهم السلام) دارند توضیح داده شده است:

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذَا مِمَّنْ‏ تَنَالُهُ مِنْکَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةً وَ مَغْفِرَة؛ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ‏ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

ترجمه: پروردگارا مرا در این جایگاه (که این زیارت را با التزام به معنا و عمل به آن می خوانم) از کسانی قرار ده که صلوات و رحمت و آمرزشی (بزرگ و گسترده) شامل او شود. پروردگارا زندگی مرا چون زندگی محمد و آل و مرگم را چون مرگ آنان قرار ده.
آن صلوات و آمرزش و رحمت، در واقع آماده کردن انسان برای دریافت همان حیات و ممات محمدی (علیهم السلام) است و این زندگی، همان حیات باطنی و بازشدن چشم و گوش درون به مشاهدۀ جمال و جلال الهی است که در قرآن، حیات طیبه نام دارد و در مبحث بعد تحلیل خواهد شد.

محور سوم: مقام محمود و حیات طیبه از منظر قرآن و روایات

خدای متعال در قرآن دستور داده از پیامبر اطاعت کنید تا شما را به این زندگی تشرف بخشد:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ (الأنفال : ۲۴)

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‏خواند که شما را حیات می‏بخشد!

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً (نحل : ۹۷)

ترجمه: هر کس کار شایسته‏ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‏داریم.
در دعای قنوت نماز عید فطر نیز به بیانی دیگر درخواست این حیات طیبه شده و درخواست رسیدن به همه خیرات و خوبی های اهل بیت و حفظ از هر شری که ایشان محفوظ از آن شر بودند شده است:

اللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ مَزِیداً أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُدْخِلَنِی‏ فِی‏ کُلِ‏ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.

ترجمه: خدایا، ای شایسته کبریا و عظمت و ای شایسته جود و جبروت و ای شایسته عفو و رحمت و ای شایسته تقوا و آمرزش! به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد (درود خدا بر او و خاندانش) ذخیره و فزونی، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا در هر خیری که محمد و خاندان محمد را در آن وارد کردی وارد کن و از هر شری که محمد و خاندان محمد را از آن بیرون آوردی بیرون آور؛ درودهای تو بر او و بر آنان باد.
محور چهارم: امکان وصول غیرمعصومان به مقام محمود از منظر قرآن و روایات

همانطور که از قرآن نقل شد، حضرت ابراهیم دربارۀ اصحاب خود فرموده است: فَمَنْ تَبِعَنی‏ فَإِنَّهُ مِنِّی؛ یعنی پیروان خود که از او تبعیت کامل کنند را از خود (نه فقط همراه خود؛ بلکه «ازخود» یعنی هم رتبه با وی) معرفی کرده است. نیز در حدیثی هم¬مضمون با این آیه وارد است که: مَنِ‏ اتَّقَی‏ مِنْکُمْ‏ وَ أَصْلَحَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ؛ یعنی هر کس از شما متقی و صالح باشد (تقوا و صلاح کامل منظور است)، از ما خواهد بود. به فرموده برخی بزرگان در ذیل تفسیر فراز دعای قنوت نماز عید فطر که قبلاً این فراز بیان شد، اگر بشر ظرفیت دریافت این کمالات را نداشت، این درخواست¬ها چه معنایی داشت؟! ایشان نوشتند: انبیا و اوصیا (علیهم السلام) محجوب از فطرت نیستند و متخلق به اخلاق الهی شده و مأمور شده‌اند که امت خود را که به سبب توجه به عالم طبیعت از فطرت خود محجوب‌اند، به تخلق به اخلاق الهی دعوت کنند. کسانی که از ایشان متابعت حقیقی کنند، می¬توانند به عنایت الهی از حجاب‌ها خارج شده و اخلاق الهی در آنان آشکار شود و به‌قدر ظرفیت و اقتضای طینت¬شان از کمالات توحیدی آنان بهره برند و به‌قدر ظرفیت خود به شکل حال یا مقام، وارث کمالات آنان جز نبوت و وصایت باشند؛ با این تفاوت که آنان از آغاز خلقت خود عصمت که همان توجه تام به فطرت توحیدی و یاد حق است را دارا هستند و پیروان آنان باید با تلاش در طول زمان و در بقیه عمر خود به این کمال برسند.

برای نمونه نیز در روایات متعدد وارد شده که فلانی اصحاب از اهل بیت شدند مثلاً درباره سلمان حدیث است. در همین راستا پیامبر فرمودند: سَلْمَانُ‏ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ ؛ یعنی سلمان از ما اهل بیت است؛ و حدیث است: سَلْمَانُ‏ فِی‏ الْعَاشِرَةِ؛ یعنی سلمان درجه دهم ایمان را دارا بود. و در حدیث دیگر فرمودند: سَلْمَانُ بَحْرٌ لَا یُنْزَفُ وَ کَنْزٌ لَا یَنْفَدُ سَلْمَانُ‏ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ سَلْسَلٌ یَمْنَحُ الْحِکْمَةَ وَ یُؤْتِی الْبُرْهَانَ؛ یعنی سلمان از ما اهل بیت و دریای بی پایان گنج تمام نشدنی است که حکمت و برهان می بخشد.
نیز رهبر شهید نیز درباره امام خمینی فرمودند: امام بزرگوار ما (قدّس الله‌ نفسه و رضوان الله‌ تعالی علیه) با زبان پیغمبران حرف میزد و از قلب پیغمبران الهام میگرفت و با چشم پیغمبران حقایق را میدید. همچنین ایشان دربارۀ آن ابرمرد انسانیت و مقام محمود او فرمودند: او با مناجات و تهجد و تضرع مخلصانه، در سلک: «عسی ان یبعثک ربّک مقاما محمودا» درآمد. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی‌وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست.

مبحث دوم: دلیل لعنت بر خاندان امیه و مروان با اینکه همه در کربلا نبودند

در زیارت عاشورا بر چهار خاندان یعنی ال زیاد و ال مروان و آل ابی سفیان و آل امیه لعنت فرستاده شده است:

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ ابْدَأْ بِهِ‏ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِیَ ثُمَّ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِساً وَ الْعَنْ‏ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِی سُفْیَانَ وَ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة.

ترجمه: خدایا، تو خود نخستین ستمگر را از جانب من به لعن مخصوص گردان و از او آغاز کن، نخست او، سپس دومی، سپس سومی و چهارمی. خدایا، یزید را پنجمین لعن کن و عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانه و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابوسفیان و خاندان زیاد و خاندان مروان را تا روز قیامت لعن کن.

إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِی أُمَیَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً

ترجمه: من در صلحم با هر که با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما در جنگ است، تا روز قیامت. و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را، و خدا لعنت کند بنی‌امیه را همگی، و خدا لعنت کند ابن مرجانه را، و خدا لعنت کند عمر بن سعد را، و خدا لعنت کند شمر را.

لعن این خاندانها ریشه قرآنی و روایی دارد همانطور که قرآن از آنها با عنوان درخت ملعون نام برده که فرزندان این خاندان نیز به شاخه های آن تشبیه شدند:

وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کَبیراً

ترجمه: ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود همچنین شجره ملعونه [درخت نفرین شده‏] را که در قرآن ذکر کرده‏ایم.
در ذیل این آیه حدیث است مقصود از این درخت ملعون، بنی امیه است. در روایات دیگر نیز وارد است که مروانیان از زبان پیامبر خدا لعنت شده و ملعون هستند
اما روشن است مقصود همۀ آنها نیست بلکه تبهکاران آنهاست که غالب هم چنین بودند؛ همانطور که امام علیه السلام در مواجهه با فردی که اموی بود و از نسب خود میگریست فرمود تو اموی اما از ما اهل بیت هستی چون تابع نا هستی و

قرآن فرموده: فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی‏؛ یعنی: هرکس از من تبعیت کند از من است.

مقصود از خاندان، یعنی فرهنگی و روحی و ذهنی است یعنی آنان که از این افراد و مرام آنها پیروی کردند چه از فرزندان نسبی آنان باشند چه نباشند؛ همانطور که قرآن از زبان برخی انبیا فرموده:

فَمَنْ تَبِعَنی‏ فَإِنَّهُ مِنِّی

ترجمه: هر کس از من پیروی کند از من است.

و از زبان برخی دیگر فرمود:

رَبِّ اغْفِرْ لی‏ وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمینَ إِلاَّ تَباراً

ترجمه: پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز و ظالمان را جز هلاکت میفزا!
که در ذیل آن روایت است هرکس در ولایت وارد شود، وارد خانه پیامبر می شود

و نیزدرباره کنعان فرزند نوح فرمود:

یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ.

ترجمه: ای نوح! کنعان از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [فرد ناشایسته‏ای است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‏دهم تا از جاهلان نباشی!!
پیامبر اکرم فرمودند:‏ کل‏ تقی‏ و نقی‏ آلی ‏
ترجمه: هر مسلمان پاک و باتقوا از خاندان من است.

در خود زیارت عاشورا هم پاسخی در راستای آیات و روایات یادشده داده شده و روشن شده که مقصود از این خاندان کسانی هستند که از آن سران درگیری با امام تبعیت کردند و از اشیاع و اتباع یعنی پیروان آنان هستند یا به رفتار آنان رضایت دادند؛ همانطور که در زیارت عاشورا می خوانیم:

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ ... وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُمْ بَرِئْتُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِیَائِهِم‏

نیز در فرازی دیگر از زیارت عاشورا می خوانیم آل زیاد و آل مروان از شهادت امام خوشحال شدند: هَذَا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ ضَاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِیمَ)
و در زیارت دیگر ایشان می خوانیم:

فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ.
ترجمه: لعنت خداوند بر آن گروهی که تو را کشتند و به تو ظلم کردند و لعنت خدا بر گروهی که آن قتل و ظلم را شنیدند و به آن رضایت دادند.
آری تبعیت و رضایت و شادی از اعمال هر فرد و دسته، انسان را به همان فرد و افراد ملحق می کند و در واقع آنان امام و پیشوای انسان خواهند شد و اصولا قرآن کریم، فرموده است پیشوایان دو دسته هستند: یا پیشوای حق و یا گمراهی:

وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ

ترجمه: و آنان [فرعونیان‏] را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت می‏کنند

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا

ترجمه: و از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می‏کردند.
به همین دلیل در قیامت هم هر فرد با پیشوایش فراخوان می شود:

یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ

ترجمه: (به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‏خوانیم.
امام علی هم فرموده رضایت از عمل فردی، موجب مشارکت انسان در باطن آن عمل و نتایج آن می شود:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا فَقَالَ سُبْحَانَهُ فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِینَ.

ترجمه: ای مردم، جز این نیست که خشنودی و خشم است که مردم را بر محوری جمع می‏کند. غیر این نبود که ناقه ثمود را یک نفر پی کرد، امّا عذاب خداوند همه را گرفت چون همگان به آن برنامه رضایت دادند، خداوند سبحان فرمود: «همه آن را پی کردند، پس همه پشیمان شدند».

مبحث سوم: تفسیر سجدۀ حمد در پایان زیارت عاشورا

سجده شکر در پایان زیارت عاشورا به معنای شکرگزاری خداوند بر توفیق قرائت زیارت عاشورا نیست؛ آن سجده شکر پایان نماز است که این معنا را دارد. اینکه برخی مداحان این سجده شکر را که در پایان زیارت عاشورا به‌جا آورده می‌شود، به معنای سجده شکر تلقی می‌کنند، اشتباه است. فلسفه این سجده در ذکری که در همان سجده گفته می‌شود بیان شده است؛ در این سجده، به خدای متعال چنین خطاب می‌شود:

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ‏ عَلَی مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی عَظِیمِ رَزِیَّتِی.‏

یعنی خداوندا، این مصیبت بزرگی که در این زیارت عاشورا روایت شد و بر اهل بیت (ع) و بر من به‌عنوان پیرو و شیعه آن‌ها وارد شد، بر من نیز وارد شده است و من به مصیبت آن‌ها مبتلا شده‌ام؛ از این رو تو را شکر می‌کنم و حمد به‌جا می‌آورم. حمد به معنای زیبایی است؛ یعنی این مصیبت‌ها که در واقع به رضایت و نظر تو اتفاق افتاد، اگر خدا نمی‌خواست، اتفاق نمی‌افتاد. تو کار بدی نکرده‌ای، بلکه کار زیبایی انجام داده‌ای و جز خیر و خوبی کاری از تو سر نزده است. این رویکرد مؤمنانه به مصیبت‌هاست که انسان همواره در مصیبت‌ها فعل خدا را زیبا ببیند. همان‌گونه که شاعر گفته است: «در بلا هم می‌چشم لذات او»، به همین حقیقت اشاره دارد. و ابعاد زیباشناختی داشته است؛ یکی رساندن آن بزرگواران به مقام شهادت که بالاترین مقام انسانی است، و دوم این همه برکاتی که نصیب شیعیان می‌شود؛ غم و اندوهی که دارند، اشکی که می‌ریزند و زیارتی که به‌جا می‌آورند، همه خیر و رأفت و رحمت برای این شیعیان به حساب می‌آید. در این سجده، انسان خدا را این‌گونه شکر می‌کند و حمد و زیبایی را برای خداوند قائل می‌شود.

این رضایت به تقدیر الهی و زیبا دانستن آن، مقام والای ایمان و یقین است که در روایت است راس و سر عبادت و بندگی، صبر و رضا است ؛ و حدیث است خداوند هر تقدیری برای مومن آورد برای او خیر و خوبی قرار می دهد گرچه تکه پاره شود یا مالک شرق و غرب شود ؛ و مومن باید صبر و رضایت در مصائب نشان دهد تا به مقام صدیقین برسد. امام حسین خود مصداق بارز این صبر و رضایت و زیبابینی بودند که در عاشورا در اوج مصیبت¬ها و لحظات شهادت به یاران خود امید داده و فرمودند:

ای فرزندان بزرگواران، صبر کنید که مرگ، پلی است که شما را از سختی و ناراحتی، به بهشت‏های وسیع و نعمت‏های همیشگی عبور می‏دهد. کدام یک از شما ناراحت است که از زندان به قصر منتقل گردد؟ و آن [مرگ‏] برای دشمنان شما، مانند کسی است که از قصر به زندان و عذاب منتقل شود. همانا پدرم به نقل از رسول اللَّه- صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم- به من فرمود: دنیا زندانِ مؤمن و بهشتِ کافر است، و مرگ پل آن‏ها [مؤمنین‏] به بهشت‏هایشان، و پل این‏ها [کافران‏] به جهنّم‏شان است. دروغ نمی‏گویم، و به من نیز دروغ گفته نشده است.

و با این دیدگاه بوده که حضرت زینب (سلام الله علیها) نیز فرمودند: مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً: من جز زیبایی ندیدم

مرحوم سید بن طاووس نیز در مقدمه لهوف این حقیقت را بیان کرده است که این حادثه جز زیبایی نبوده و فرموده است:

خداوند دوستانش را از دلبستگی به دنیا آزاد ساخت، و ارواح پاک آنها را در فضای ملکوت شادیهای معنوی به پرواز درآورد ... آنان بر اثر گرویدن به جهان ابدیّت، دارای شوق و شوری وصف ناپذیر به ذات بی‏همتا، و در عین حال خوفی مخصوص از عظمت کبریایی خداوند هستند، ... شایستگی آنان از این رو بود که در دل آنها جز خدا نمی‏گنجید، و هیچ چیز نمی‏توانست آنها را از سرای وصال و عشق به خدا جدا سازد، آنان که از هر گونه اموری که جداکننده بین خود و خدا است بریدند، و در پرتو انس با کمال حق غرق در لذّت هستند، و به زیورهای شکوه و جلال حقّ آراسته می‏باشند. آنان که وقتی دنیا را مانع راه کمال دیدند، و ماندگاری در دنیا را موجب محرومیّت از فیوضات الهی یافتند، بی‏درنگ جامه دنیا را از تن خارج نموده و حلقه در وصال حق را کوبیدند، و در این راستا سر از پا نشناخته، سخاوتمندانه و قهرمانانه و با شور و شوق سپر شمشیرها و نیزه‏ها شدند، چون خداوند آنها را چنین یافت، آن گونه مقام ارجمند را به آنان ارزانی داشت. جانبازان کربلا در راستای وصال به حق به این مقام ارجمند رسیده بودند از این رو برای جان دادن و ایثار از همدیگر پیشی می‏گرفتند، و جانهایشان را در معرض خطر نیزه‏ها و شمشیرها قرار داده، و با لذّت‏ و سرور به استقبال مرگ می‏شتافتند، ... گویی دشمنانی که زیان آنها را می‏خواستند، به نفع آنها اقدام کردند، و قاتلان شمشیر بدستشان، موجب زندگی ابدی آنها شدند. اگر پیروی از دستورهای قرآن و سنّت نبود که به خاطر مصیبت جانگداز فقدان نشانه‏های هدایت، و به وجود آمدن پایه ‏های گمراهی، سزاوار است لباس مصیبت پوشید و شعار مصیبت‏زدگی سرداد، و آه و افسوس به خاطر از دست رفتن عزیزان کربلا نمود، لازم بود به خاطر این نعمت عظیمی که نصیب این رادمردان الهی شده، لباس خوشحالی بپوشیم و مبارکباد بگوییم، ولی نظر به اینکه سوگواری برای مصیبت این عزیزان، موجب رضای حاکم روز معاد، و وصول به اهداف بندگان شایسته الهی است، ما لباس سوگ پوشیدیم و با اشک ریختن مأنوس شدیم.

نتیجه گیری

پاسخ سه پرسش تحقیق به شرح زیر است:

پاسخ پرسش اول:

مقام محمود، جایگاهی ستوده و زیبا نزد همه انسان‌ها و خداوند است که در قرآن به پیامبر وعده داده شده. در زیارت عاشورا، زائر از خدا می‌خواهد به این مقامِ مخصوص اهل بیت برسد (حرف «لام» در «لَکُمْ» نشانه اختصاص است). این مقام همان «حیات طیبه» است؛ یعنی باز شدن چشم و گوش درون به جمال الهی که همان زندگی و مرگ چون محمد و آل محمد است. قرآن و روایات نشان می‌دهند پیروان حقیقی هم می‌توانند به‌قدر ظرفیت خود به این مقام برسند؛ مانند سلمان که پیامبر فرمود «از ما اهل بیت است.

پاسخ پرسش دوم:

لعن چهار خاندان (آل زیاد، آل مروان، آل ابی‌سفیان، آل امیه) در این زیارت، ریشه قرآنی و روایی دارد (شجره ملعونه در قرآن، بنی‌امیه است و در روایات هم این خاندان لعنت شده اند)؛ اما طبق خود روایات، مقصود همۀ آنها نیست، بلکه شامل نسب فرهنگی و روحی یعنی همکاران کمک کننده به آنان و پیروان مرام آنان (به همین دلیل است در قیامت نیز هر فرد با پیشوایش فراخوانده می‌شود) و افراد راضی به کارهای آنان است؛ زیرا رضایت از عمل، انسان را در نتایج آن شریک می‌کند و افرادی که به اعمال سران تبهکار حاضر در عاشورا رضایت داشتند و از کارشان خوشحال شدند نیز از همان خاندان محسوب شده و به آنان ملحق خواهند شد.

پاسخ پرسش سوم:

این سجده به معنای شکر بر توفیق قرائت زیارت نیست (برداشت برخی مداحان اشتباه است). بلکه حمد بر مصیبت یعنی زیبابینی این حوادثِ به ظاهر تلخ است؛ زیرا زائر می‌گوید این مصیبت که بر من هم وارد شده، چون به رضایت و خواست و حکمت الهی اتفاق افتاده، آن را زیبا می‌بینم و به آن رضایت قلبی هم دارم. خود امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) نیز که در ژرفای این آزمایش بزرگ مصیبت سنگین بودند، این حادثه را جز زیبایی ندیدند.

مصطفی همدانی (استاد حوزه و دانشگاه)

منابع

۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه
۳. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ۲جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، ۱۳۶۲ش.
۴. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ۲جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۸ق.
۵. ابن طاووس، علی بن موسی، غم نامه کربلا / ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱جلد، نشر مطهر - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۷ش.
۶. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ۱جلد، دار المرتضویة - نجف اشرف، چاپ: اول، ۱۳۵۶ش.
۷. سعادت پرور، علی، جلوه نور، ۱جلد، احیاء کتاب - تهران، چاپ: پنجم، ۱۳۸۸ ش.
۸. سعادت پرور، علی، سر الاسراء، ۴جلد، احیاء التراث - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۵ ش.
۹. سعادت پرور، علی، فروغ شهادت، ۱جلد، احیاء کتاب - تهران، چاپ: سوم، ۱۳۸۸ ش.
۱۰. سعادت پرور، علی، نور هدایت، ۶جلد، احیاء کتاب - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۶ ش.
۱۱. طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ۱۰جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۱۲. طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ۱جلد، مؤسسة فقه الشیعة - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۱ ق.
۱۳. فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، ۲۶جلد، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه السلام - اصفهان، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق.
۱۴. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
۱۵. مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، ۱جلد، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ ق.
۱۶. مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، ۱جلد، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ ق.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha