خبرگزاری حوزه | حضور خورشیدآسای امام رضا (ع) در طوس و طلوع ماهتابگونه حضرت معصومه (س) در قم، خاک ایران را تا ابد معطر به عطر نبوی و ولایی ساخت. این هجرتهای تمدنساز، جغرافیای این سرزمین را دگرگون کرد و ایران را به پناهگاهی امن و کانون بالندگی تشیع و معارف اهلبیت (ع) بدل نمود.
مشهدالرضا تجلیگاه رأفت و کرامت شد تا هر دلشکستهای در هوای حریم شمسالشموس، آرامش و پناه را به تماشا بنشیند. و قم با قدوم کریمه اهلبیت (س)، به سرچشمه علم، اجتهاد و بصیرتی جاودانه تبدیل گشت که عالَم اسلام را از زلال معرفت سیراب میکند.
پیوند عاطفی و قدسی این خواهر و برادر در امتداد جادههای این دیار، زیباترین تابلوی پیوند محبت، هجرت و ولایتمداری را رقم زد. ایران، به برکت این دو نگین درخشان، از فرش تا عرش امتداد یافت و آغوش مهرش میعادگاه همیشگی عاشقان خاندان عصمت و طهارت شد. امروز نیز این دو حرم مطهر، دو قطبنمای هدایت در طوفانهای روزگارند که دلهای مشتاق را به ساحل امن ایمان میرسانند.
گویی نسیم بهشتیِ خراسان و قم، پیوسته غبار خستگی و ناامیدی را از جان این مرز و بوم میزداید و روح بیداری را زنده نگه میدارد. تا این ستارههای فروزان در آسمان ایران میدرخشند، این خاک تا ابد کعبهی دلسوختگان و پناهگاه امن عاشقان اهلبیت (ع) خواهد ماند.
۱ دو گنج از یک خاندان: خاستگاه پیوند
در تاریخ تشیع، کمتر پیوندی به ژرفای پیوند میان حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) و برادرش امام علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) است؛ پیوندی که از یک خانه در مدینه آغاز شد، با هجرت و فراق گره خورد و سرانجام با دو حرم بزرگ در دو گوشه ایران ــ قم و مشهد ــ ماندگار شد. حضرت معصومه (س) در سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود؛ دختر امام موسی بن جعفر (ع) و نجمه خاتون، همان مادر گرامی امام رضا (ع). این مشترکِ مادری، نخستین رشته پیوند آن دو است: امام و خواهرش از یک گهواره برخاستند و از یک مادر، میراث علمی و معنوی خاندان وحی را نوشیدند. آن بانو پس از پدر بزرگوارش از سال ۱۷۹ قمری زیر سرپرستی و کفالت برادرش قرار گرفت و تا سال ۲۰۰ قمری، یعنی بیستویک سال تمام، در سایه محبت و تعلیم او به قلههای علم، عبادت و اخلاق رسید. سفر ایشان به ایران نه سفری خانوادگی و معمولی، بلکه حرکتی آگاهانه برای دیدار برادر و پشتیبانی از امامت او بود؛ سفری که در ساوه به خون و زهر آلوده شد و در قم به صعود و جاودانگی رسید.
۲ بیستویک سال مکتب مدینه: همسفر با امام هفتم و هشتم
خانه امام کاظم (ع) در مدینه، مدرسهای بود که خواهر و برادر در آن یک مکتب را پیمودند. حضرت معصومه (س) از همان خردسالی در محضر پدر و سپس برادرش نشست و به گواهی تاریخ، پس از امام رضا (ع) از دیگر فرزندان امام کاظم فاضلتر و برخوردار از مقامی شامختر بود. روایات او از پدر و برادر، او را در شمار محدثان خاندان اهلبیت (ع) نشاند و اهل سلوک، روایاتی را که به واسطه این بانو از ائمه نقل شده، با احترام و اعتماد تمام پذیرفتهاند. سالهای پیوند عمیق آن دو، سالهای سختی نیز بود. بیش از ده بهار از عمر حضرت معصومه نگذشته بود که پدر، امام کاظم (ع)، در زندان هارون الرشید به شهادت رسید. در این غم بزرگ، تنها پشتوانه دل آن بانو برادرش بود؛ اما دیری نپایید که مأمون، امام رضا را ناخواسته از کانون خانواده جدا کرد و به خراسان برد. حضرت معصومه یک سال تمام دوری برادر را بر تابید و شکیبایی ورزید. سختی این فراق، عمق پیوند را آشکار میکند: چه دلیلی جز پیوندی از جنس امامت و ولایت، این همنشینی بیستویکساله را به نیرویی میبدلد که خواهر را به پیمودن صدها فرسنگ راه برای یافتن برادر برمیانگیزد؟
۳. هجرت برای دیدار برادر: از نامه خراسان تا ساوه و قم
در سال ۲۰۱ قمری مأمون، امام رضا (ع) را ولیعهد خود اعلام کرد و امام در نامهای به بستگان خود در مدینه و بهویژه به حضرت معصومه (س)، آنان را به خراسان دعوت کرد. آن بانو به محض خواندن نامه برادر، برای دیدار او رهسپار ایران شد؛ در رأس قافلهای از علویان و برادران امام که به روایتی بیستویک نفر بود و برخی پژوهشگران شمار همراهان را تا نزدیک چهارصد نفر نوشتهاند. کاروان به ساوه رسید و در آنجا با مأموران حکومتی درگیر شد؛ شماری از برادرزادگان و همراهان امام به شهادت رسیدند و به برخی نقلها، غذای آن بانو در همین واقعه زهرآلود گشت و بیمار شد. پرسش تاریخساز آن بانو همینجا بود: «از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟» خادم گفت ده فرسخ؛ فرمود مرا به قم ببرید. خبر ورود او به آل سعد، شیعیان عرب مقیم قم، رسید؛ آنان با شتاب به استقبال شتافتند و موسی بن خزرج اشعری زمام شتر آن حضرت را گرفت و او را به قم آورد. استقبال کمنظیر مردم قم از خواهر امام رضا، در حافظه تاریخی شیعه، با استقبال باشکوه مردم نیشابور از خود امام همنشین شد؛ گویی شهر و برادر، در دو سر یک راه، یک احترام و یک ارادت را تجربه میکردند. حضرت معصومه روز ۲۳ ربیعالاول وارد قم شد و هفده روز در منزل موسی بن خزرج، در سکوتی عارفانه و در حال بیماری، به عبادت و راز و نیاز با پروردگار پرداخت؛ همان مکان که امروز به «بیتالنور» مشهور است. سرانجام در روز دهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ قمری، این بانوی جوان ــ در حدود بیستوهشت سالگی ــ در غربت، اما در میان عاشقان، دیده از جهان فروبست و مردم قم پیکر مطهرش را در محلی که امروز حرم باشکوه اوست، به خاک سپردند
۴. «مَن زار المعصومة بقم کمن زارنی»: لقب و روایات پیوند
ژرفترین گواه پیوند این دو، لقبی است که امام رضا (ع) بر خواهرش نهاد. به روایت مشهور، پس از ارتحال حضرت معصومه، امام رضا (ع) فرمود: «مَنْ زارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی؛ هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.» از همین تعبیر، آن بانو به «معصومه» ملقب شد؛ لقبی که از زبان معصوم بر خواهر معصوم نشسته است و از عمق اتحاد معنوی آن دو سخن میگوید. این تنها روایت نیست. سعد بن سعد اشعری از امام رضا (ع) درباره فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) پرسید و امام فرمود: «مَن زارَها فَلَهُ الْجَنَّة؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت از آن اوست.» امام جواد (ع)، برادرزاده حضرت، نیز فرمود: «هر کس قبر عمهام را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.» و در روایتی دیگر از امام رضا نقل شده که هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری یا خواهرم را در قم زیارت کند تا ثواب زیارت مرا دریابد. پیشتر از اینها، امام صادق (ع) سالها پیش از ولادت آن بانو فرموده بود: «قم، کوفه کوچک است؛ بهشت هشت در دارد که سه در آن به قم گشوده میشود. در آنجا زنی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی در میگذرد و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت میشوند.» این احادیث نشان میدهند که زیارت خواهر، در نگاه امام معصوم، ادامه و امتداد زیارت برادر است؛ دو حرم، یک مقصد و یک پیوند.
۵. پیوندی که ادامه یافت: قم و مشهد، دو شعبه از یک چشمه
پیوند حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) با ارتحال آن بانو پایان نیافت؛ گویی تازه آغاز شد. حضرت معصومه تنها زنی است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، زیارتنامهای مأثور و از جانب امام معصوم برای او روایت شده است؛ زیارتنامهای که به روایتها خود امام رضا (ع) با آن مقامات خواهرش را بیان فرمود و در آن، زائران را به شفاعت او توصیه میکند: «یا فاطِمَةُ اشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ فَاِنَّ لَکِ عِندَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ.» مدفن دختر موسی بن جعفر (ع) در قم، سرآغاز تحولی بزرگ در تاریخ این شهر بود؛ چنانکه قم به یکی از پایگاههای اصلی تشیع و بزرگترین مراکز علمی و حوزوی جهان اسلام بدل گشت و امام صادق (ع) پیشتر فرموده بود: «قم، حرم من و حرم فرزندانم پس از من است» و نیز «قم، عُشُّ آلِ محمد؛ آشیانه و کانون خانواده پیامبر است.» بدینسان دو شهر، دو بال تشیع در ایران شدند: مشهد، آرامگاه برادر و قم، آرامگاه خواهر؛ و ارادت ایرانیان به هر دو، همواره در یک جریان واحد روان بوده است. زائر مشهدی که به قم میرود و زائر قمی که به مشهد مشرف میشود، در حقیقت همان پیوندی را زنده میکند که بیستویک سال در مدینه جریان داشت. در سالروز رحلت کریمه اهلبیت (س)، این پیوند درسی نغز دارد: عشقی که در خانهای ساده آغاز شد و در هجرت و فراق عمیقتر گشت، سرانجام دو حرم و یک تمدن ساخت. آن بانو با رفتن خود، برادر را در خراسان تنها نگذاشت؛ بلکه در قم، سنگری برای امامت او بنیان نهاد که قرنهاست زائر و عالم و عاشق میپروراند. سلام بر خواهری که زیارتش، زیارت برادر است.
۶. برکات مشترک دو برادر و خواهر برای ایران: از فقاهت تا هویت ملی
پیوند حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) و امام رضا (علیهالسلام) با ارتحال آن بانو پایان نیافت؛ گویی تازه آغاز شد، آن هم نه تنها برای خاندان امامت، بلکه برای سرزمینی که هر دو، هر یک در گوشهای، به خانه دوم بدل کردند. بر پایه گزارش ویکیفقه، دفن پیکر مطهر دختر موسی بن جعفر (ع) در قم سرآغاز تحولی بزرگ در تاریخ این منطقه بود و به برکت همین حضور، قم به یکی از پایگاههای اصلی تشیع و بزرگترین مراکز علمی و حوزوی جهان اسلام بدل گشت خبرگزاری مهر نیز قم را به برکت آن بانو «قلب نهضت علمی تشیع» مینامد
این برکت، نه سکوتِ آرامگاه، که جریانی زنده بود. مدفن آن بانو هسته اولیه هویت شیعی قم شد؛ شیعیان عربِ اشعری که به استقبالش شتافته بودند، در سایه کرامت او انسجام و پشتوانه یافتند و به گزارش پایگاه حوزه، حضور حضرت معصومه (س) هویت شیعی این شهر را تقویت کرد و آن را به یکی از پایگاههای مهم شیعه در جهان تبدیل نمود. از دل همین جمعِ مؤمن، نخستین حلقههای آموزش روایت و فقاهت در قم پدید آمد؛ حوزهای که امروز هزار و اند سال پس از آن سفر، همچنان گرم است و تربیتکردهگانش فقاهت، رجال، فلسفه و تفسیر را به همه سرزمینهای شیعه صادر میکنند.
امام صادق (علیهالسلام) بیش از نیم قرن پیش از تولد آن بانو فرموده بود: «قم، حرمِ من و حرم فرزندانم پس از من است» و نیز «قم، عُشُّ آلِ محمد؛ آشیانه و کانون خانواده پیامبر است.» بدینسان دو شهر، دو بال تشیع در ایران شدند: مشهد، آرامگاه برادر و قم، آرامگاه خواهر. زائری که میان این دو حرم رفتوآمد میکند، در حقیقت سفرنامه آن دو بزرگوار را از نو میپیماید؛ سفری که از مدینه آغاز شد و با یک پیام جاودانه به ایران رسید: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است»
برکات این دو گنج برای ایران را میتوان در چند سطر خلاصه کرد؛ هرچند که هر سطر، خود بخشی از تاریخ این سرزمین است:
- مرکزیت فقاهت و مرجعیت: حرم مطهر آن بانو به برکت تشیع، قم را به کانون مرجعیت و تدوین فقه شیعه بدل کرد؛ کانونی که بزرگترین علما و مراجع قرنهای اخیر از آن برخاستهاند
- حوزه علمیه و انقلاب فرهنگی: به بیان سخنوران و پژوهشگران، حوزه علمیه قم به برکت حضور حضرت معصومه (س) تأسیس شد و همین مسئله، قم را به خاستگاه نهضت اسلامی و انقلاب ۱۳۵۷ بدل کرد؛ جریانی که امام خمینی (ره)، شاگرد همین حوزه، توانست تحولی جهانی آغاز کند
- وحدت و انسجام شیعیان: ورود آن بانو به قم، به گواهی تاریخ، پراکندگی شیعیان آن دیار را به انسجام و همدلی بدل ساخت و این انسجام، پایه هویت شیعی ایران در طول قرنها شد
- زیارت و پیوند روزمره مردم با اهلبیت (ع): دو حرم قم و مشهد، اکنون قلب تپنده زیارت ایرانیان است؛ زیارتی که مَدارش همان روایات است: بهشت، پاداشِ زائرِ آن بانوست و به گفته مؤلفان، او پس از حضرت فاطمه زهرا (س) تنها زنی است که زیارتنامهای مأثور از ائمه (ع) برایش روایت شده است
بدینسان، آنچه از این دو عزیز برای ایران مانده، بیش از دو بنای تاریخی است: یک سرچشمه زنده از علم، معنویت و هویت که هم برادرش در خراسان خواست آن را جاری کند و هم خواهرش در قم آن را به بار نشاند. قم و مشهد، دو شعبه از یک چشمهاند؛ چشمهای که از خانه وحی در مدینه سرچشمه گرفت و بر خاک ایران روان شد و هنوز، پس از هزار و دویست سال، تشنگان علم و معرفت را سیراب میکند.
امیر علی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ وسیره مرکز پاسخ گویی به شبهات حوزه های علمیه










نظر شما