خبرگزاری حوزه | پرده پایین آمده و مسابقه به پایان رسیده است. تصاویر ثبت شده، روایتها شکل گرفته و حالا دادستانی تهران اعلام جرم کرده است؛ اما پرسش اینجاست: چرا قانون باید پس از پایان ماجرا به میدان بیاید؟ آیا قرار است نوشداروی قانون همیشه زمانی برسد که سهراب بر زمین افتاده است؟
تصویری از زن ایرانی در قابِ مسابقه
اینکه جرم چیست و مجرم کیست، حتماً نیازمند بررسی در محکمهای دیگر است؛ اما میتوان کمی از این هیاهو فاصله گرفت و به صحنهای که در جریان این ماراتن پیش چشم همگان قرار گرفت، نگاهی دیگر انداخت. دخترانی با پیراهنهای سفید و موهای دماسبی، همشکل و همقامت، همچون سربازانی که به صف فراخوانده شدهاند، با شور و هیجان و به اشاره سوت داور، قدم در مسیری از پیش ترسیمشده میگذارند؛ گویی قرار است در کنار یک مسابقه، تصویری خاص از زن ایرانی نیز به نمایش گذاشته شود.
صحنه، بیشباهت به داستانی فانتزی نیست؛ دخترکانی که در «شهر عجایب»، سرخوش و هیجانزده به دنبال ماجراجوییاند؛ غافل از اینکه پشت این صحنه، روایت دیگری نیز در حال شکل گرفتن است. در ظاهر، همهچیز ساده است؛ گروهی از دختران، یک مسابقه و شور دویدن؛ اما وقتی دوربینها روشن میشوند و این تصویر از قاب مسابقه بیرون میآید و در فضای مجازی دستبهدست میشود، دیگر فقط تصویری از یک رقابت ورزشی نیست؛ بلکه میتواند به تصویری از «زن ایرانی» بدل شود. اینجاست که باید دید چه کسانی و با چه نگاهی، این قاب را از دختران این سرزمین ساختهاند.
هویت و تقابل با سبکهای زیستِ نوظهور
دخترانی که میتوانند بدوند، ورزش کنند، شاد باشند، رقابت کنند و در جامعه حضوری فعال داشته باشند؛ مسئله مخالفت با هیچکدام از اینها نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که این شکل از روایت، یک سبک خاص از زندگی، شادی و آزادی را پیش روی زن قرار میدهد و چنین القا میکند که برای رسیدن به این تصویر و این نوع از نشاط، باید بخشی از فرهنگ، ریشهها و هویت خود را کنار گذاشت و از آن فاصله گرفت؛ غافل از آنکه هویت را نمیتوان همچون لباسی از تن بیرون آورد و به کناری نهاد.
قانون؛ پیشگیری یا تلاشی برای جمع کردن آبِ ریخته؟
در کنار این تصویر، پرسش مهمتری نیز مطرح میشود: اگر برگزاری چنین رویدادی نیازمند رعایت ضوابط و موازین مشخصی بوده است، چرا سازوکارهای نظارت و پیشگیری پیش از آغاز مسابقه به میدان نیامدند؟ چرا باید مسابقه برگزار شود، تصاویر ثبت شوند و روایتها شکل بگیرند و بعد تازه قانون وارد عمل شود؟
آب ریخته را نمیتوان دوباره در کوزه جمع کرد. نمیشود اجازه داد ماجرا تا پایان پیش برود و بعد، وقتی تصویرها ثبت و در فضای حقیقی و مجازی منتشر شدهاند، با اعلام جرم به سراغ آب ریخته رفت و انتظار داشت همهچیز به جای اول بازگردد. اگر قرار است قانون نقشی فراتر از مجازاتِ پس از وقوع داشته باشد، باید همانجایی حاضر شود که هنوز امکان تذکر، اصلاح و جلوگیری وجود دارد؛ پیش از آنکه سوت آغاز به صدا درآید، نه پس از سوت پایان. نوشدارو بعد از مرگ سهراب، فقط روایتِ دیرهنگامِ زخمی است که میشد از آن پیشگیری کرد، اما به عمد یا از سرِ غفلت، چنین نشد.
عفت نریمانی، طلبهٔ سطح سه
۱۲:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۳۱










نظر شما