خبرگزاری حوزه | حدیث جانبزرگی، کارگردان مستند «کوه راستین» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه عنوان این مستند از پیوند میان شخصیت اصلی فیلم و فضای جغرافیایی محل روایت شکل گرفته است، تصریح کرد: راستین، پسربچهای حدود ششساله است که یکی از شخصیتهای محوری فیلم به شمار میرود و در روستایی کوهستانی در اطراف خرمآباد زندگی میکند. در برابر محل زندگی او کوهی قرار دارد که در بخشی از فیلم درباره آن صحبت میکند و میگوید این کوه متعلق به من است. همین ارتباط کودک با کوه برای من جذاب بود و نام فیلم نیز از همین فضا شکل گرفت. از سوی دیگر، پشت این کوهها یک منطقه نظامی قرار دارد و به همین دلیل کوه در فیلم فقط یک عنصر طبیعی نیست، بلکه میتواند معنای نمادین نیز پیدا کند. برای من کوه نماد ایستادگی و مقاومت است و از این منظر، عنوان «کوه راستین» هم به شخصیت اصلی، هم به جغرافیای فیلم و هم به مفهوم استقامت اشاره دارد.
وی ادامه داد: در این مستند با شش کودک همراه میشویم و تلاش کردم به جای آنکه کودکان صرفاً به عنوان بخشی از یک روایت کلی درباره جنگ دیده شوند، جهان ذهنی آنها را در مواجهه با جنگ، صلح، زندگی و وطن دنبال کنم. کودک در بسیاری از آثار مرتبط با جنگ حضور دارد، اما کمتر اثری را میبینیم که نگاه خود کودک به این پدیده را به موضوع اصلی تبدیل کند. برای من مهم بود مخاطب فرصت داشته باشد با کودکان همراه شود، حرفهای آنها را بشنود و از خلال رفتار و نگاهشان با برداشت متفاوتی از جنگ مواجه شود.
جانبزرگی با اشاره به اینکه ایده ساخت «کوه راستین» به تجربه شخصی او در جریان جنگ ۱۲ روزه بازمیگردد، گفت: در زمان وقوع جنگ ۱۲ روزه در تهران حضور داشتم و اتفاقات آن دوران را از نزدیک دنبال میکردم. نسل من تجربه جنگ ایران و عراق را بیشتر از دوران کودکی به یاد دارد و مواجهه دوباره با شرایط جنگی، پرسشهایی را برایم ایجاد کرد. به این فکر میکردم تجربهای که از جنگ در کودکی داشتهام چرا پس از سالها همچنان در ذهن باقی مانده است و کودکانی که امروز چنین شرایطی را تجربه کردهاند، در سالهای آینده چه تصویری از این واقعه با خود خواهند داشت.
وی افزود: در روزهای جنگ با دوربین در میدان نبودم و بیشتر شرایط را به عنوان یک ناظر دنبال میکردم، اما پس از پایان جنگ، مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی درباره ایدههایی با محوریت کودکان با من ارتباط گرفت. از آنجا که پیش از این نیز در چند مستند با کودکان کار کرده بودم و به جهان ذهنی آنها علاقه داشتم، این موضوع را دنبال کردم. تجربه کار با کودکان در روستاهای مختلف، از جمله سیستان و بلوچستان و گیلان، نیز باعث شده بود این فضا برایم آشنا باشد. در نهایت، روستایی در نزدیکی یک شهر موشکی و منطقهای نظامی در استان لرستان برای تولید فیلم انتخاب شد.
جهان متفاوت کودکان در مواجهه با جنگ
این کارگردان با تأکید بر تفاوت نگاه کودکان و بزرگسالان به جنگ اظهار کرد: کودکان بسیاری از پدیدهها را با زبان ساده و بیپیرایه خودشان درک میکنند و هنوز پیچیدگیهایی که در ذهن بزرگسالان شکل گرفته، بر نگاه آنها غلبه نکرده است. برای نمونه، بعضی از کودکانی که با آنها گفتوگو کردم، جنگ را به دعوای دو نفر تشبیه میکردند و میپرسیدند چرا آدمهایی که با هم اختلاف دارند، نمیتوانند بعد از دعوا آشتی کنند. این جمله در ظاهر ساده است، اما پرسش مهمی درباره چرایی جنگ در خود دارد.
وی ادامه داد: در جریان تحقیق و تصویربرداری، نمونههای دیگری از این نوع نگاه را نیز دیدم. یکی از کودکان نور هواپیماهای جنگنده یا پهپادها را در آسمان مانند نور یک لامپ توصیف میکرد. برخی کودکان نیز پوکههای مربوط به پهپادها را که در طبیعت پیدا کرده بودند، به وسایل بازی تبدیل میکردند. این رفتارها نشان میدهد کودک حتی در مواجهه با پدیدهای خشن مانند جنگ، اتفاقات پیرامون خود را بر اساس تجربه و جهان خودش معنا میکند. البته این سادگی به معنای بیخبری از جنگ نیست؛ آنها متوجه هستند که اتفاق مهم و ناخوشایندی رخ داده است، اما تلاش میکنند آن را با زبان خودشان بفهمند.
جانبزرگی با بیان اینکه تقریباً همه کودکانی که در جریان تولید فیلم با آنها مواجه شده است، نگاه مثبتی به صلح داشتهاند، گفت: نکتهای که برای من اهمیت داشت این بود که کودکان بدون ورود به بحثهای پیچیده سیاسی و مناسبات قدرت، به صورت مستقیم از صلح و سازش صحبت میکردند. آنها میگفتند انسانها باید با هم زندگی کنند و اختلافات نباید به جنگ منجر شود. این نگاه برای من بسیار قابل تأمل بود؛ زیرا کودک در مواجهه با یک واقعیت پیچیده، پاسخ سادهای ارائه میدهد و آن پاسخ، صلح است.
وی افزود: به نظرم سینمای مستند میتواند بیشتر به این بخش از جهان کودکان توجه کند. کودکانی که جنگ را تجربه کردهاند، میتوانند روایت متفاوتی از این پدیده ارائه دهند؛ روایتی که الزاماً بر تصویر سلاح، خشونت و درگیری متمرکز نیست و میتواند درباره صلح، زندگی و آینده باشد. معتقدم نباید اجازه دهیم مفهوم جنگ از همان کودکی به بخشی طبیعی از زندگی تبدیل شود و در مقابل، باید مفهوم صلح و همزیستی را برای کودکان جدیتر مطرح کنیم.
روایت فشرده از یک جهان گسترده
کارگردان «کوه راستین» درباره دشواری ساخت فیلم در مدتزمان محدود بیان کرد: جهان ذهنی کودک بسیار گسترده است و نمیتوان تمام ابعاد آن را در یک فیلم ۱۵ دقیقهای نمایش داد. هرکدام از کودکانی که با آنها کار کردم، تجربه، خاطره و نگاه خاص خود را داشتند و هر یک از این تجربهها میتوانست موضوع یک روایت مستقل باشد. بنابراین مشکل اصلی من در زمان تولید، ارتباط گرفتن با کودکان نبود، بلکه این بود که چگونه حجم گستردهای از مشاهدهها و گفتوگوها را انتخاب و فشرده کنم تا در مدتزمان کوتاه فیلم، مضمون اصلی از بین نرود.
وی تصریح کرد: اگر زمان بیشتری برای فیلم در اختیار داشتم، قطعاً علاقهمند بودم ارتباط گستردهتری با کودکان داشته باشم و بخش بیشتری از جهان آنها را به تصویر بکشم. با این حال، در تدوین تلاش کردم میان حجم زیاد اطلاعات و زمان محدود فیلم تعادل برقرار کنم و به جای آنکه اثری صرفاً گزارشی درباره جنگ ارائه دهم، تجربه کودکان را در مرکز روایت قرار دهم. برای من مهم بود مخاطب از طریق رفتار، سکوت، حرفها و نگاه این کودکان با تأثیر جنگ بر زندگی آنها مواجه شود و همه چیز به شکل مستقیم برای او توضیح داده نشود.
جانبزرگی درباره زمان تولید فیلم نیز گفت: برایم اهمیت داشت که فاصله زیادی میان پایان جنگ ۱۲ روزه و ثبت واکنش کودکان وجود نداشته باشد؛ زیرا با گذشت زمان، واکنشهای اولیه ممکن است تغییر کند یا بخشی از جزئیات تجربه از ذهن افراد فاصله بگیرد. تلاش کردم در کوتاهترین زمان ممکن وارد مرحله پیشتولید و تولید شوم تا هم واکنشهای مستقیم کودکان و هم نشانههای تأثیر عمیقتر این تجربه بر ذهن آنها ثبت شود.
وی ادامه داد: آنچه در فیلم دیده میشود، ترکیبی از واکنشهای اولیه و نشانههایی است که میتواند از تأثیر ماندگار جنگ بر ذهن کودکان حکایت داشته باشد. با این حال، تلاش نکردم برداشت مشخصی را به مخاطب تحمیل کنم. ترجیح دادم مخاطب رفتار و حرفهای کودکان را ببیند و خودش درباره میزان و نوع تأثیر این تجربه قضاوت کند. به نظرم همین امکان برداشت و تأمل، میتواند بخشی از ظرفیت سینمای مستند باشد.
این کارگردان در پایان تأکید کرد: «کوه راستین» تلاشی کوتاه برای نزدیک شدن به دنیای کودکان در مواجهه با جنگ است؛ جهانی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما پرسشها و حرفهای عمیقی برای بزرگسالان دارد. اگر فرصت ساخت نسخهای طولانیتر فراهم شود، علاقه دارم بخش بیشتری از نگاه کودکان به صلح، زندگی و وطن را روایت کنم، زیرا معتقدم این صدا کمتر شنیده شده و میتواند نگاه متفاوتی به مفهوم جنگ و پیامدهای آن ارائه دهد.
انتهای پیام










نظر شما