چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۳
روایت‌هایی از مقاومت و شهادت شریف قنوتی در خرمشهر

حوزه / همزمان با هفته دفاع مقدس، حجت‌الاسلام والمسلمین سعید دسمی، استاد حوزه علمیه و کارشناس تربیتی، با اشاره به مجاهدت‌های شهید شیخ شریف قنوتی در دوران دفاع مقدس، روایت‌هایی از مقاومت این روحانی شهید در خرمشهر، شکنجه‌های او در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و نحوه شهادتش در روزهای مقاومت خرمشهر را بازگو کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس اظهار داشت: خدا رحمت کند شهید شریف قنوتی را. ایشان در خرمشهر به شهادت رسید و تقریباً یک ماه در مبارزه سخت و مقاومت خرمشهر حضور داشت.

وی افزود: بر اساس نقلی که همراهان شهید دارند، ایشان در دوره یک‌ماهه یا ۴۵ روزه مقاومت خرمشهر، لباس روحانیت خود را از تن خارج نکرده بود. در آن دود، خاک، باروت و شرایط بسیار سخت جنگی، عمامه سفید ایشان بر اثر دود و باروت و خاک سیاه شده بود.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: همراهان شهید به ایشان گفته بودند: «شیخ، شرایط خیلی سخت است؛ یک‌دفعه ممکن است اسیر شویم.» پیشنهاد کرده بودند که لباس بسیجی بر تن کند، اما شهید شریف قنوتی پاسخ داده بود: «نه، با همین لباس می‌مانم؛ این لباس به رزمنده‌ها روحیه می‌دهد. من با همین هویت و با همین تابلو می‌ایستم تا این بچه‌ها روحیه بگیرند، مقاومت کنند و بمانند.»

شکنجه ساواک و ناخن‌هایی که کشیده شد

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی با اشاره به خاطرات فرزند شهید شریف قنوتی گفت: ما آقازاده ایشان را در جلسه‌ای دعوت کرده بودیم و ایشان چند خاطره از دوران مبارزه پدرشان در زمان طاغوت نقل کردند.

وی افزود: شهید شریف قنوتی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی دستگیر و به ساواک منتقل شده بود. پس از آزادی، تمام ناخن‌های انگشتان دست ایشان را کشیده بودند و انگشتانش به شدت ورم کرده بود.

وی ادامه داد: خانواده برای اینکه درد و آثار این شکنجه در سر انگشتان ایشان تا حدودی التیام پیدا کند، روی انگشتانش حنا گذاشته بودند. به همین دلیل، سر انگشتان شهید قرمز شده بود.

ماجرای حنای سر انگشتان شهید

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی خاطرنشان کرد: در مقطعی، شهید شریف قنوتی به دیدار یکی از عمه‌های خود در تهران رفته بود. برخی از همسایه‌های آنجا که دست‌های او را دیدند و از علت حنا گذاشتن بر سر انگشتانش خبر نداشتند، تصور دیگری کردند.

وی گفت: آن روزها اوایل انقلاب بود و هنوز فضای جامعه بسیار ملتهب بود. برخی همسایه‌ها با دیدن دست‌های حنایی شهید تعابیری به کار برده بودند و گفته بودند: «بچه‌های مردم را می‌برند و می‌کشند و بعد حنابندان هم می‌کنند.»

وی افزود: عمه شهید نیز از این سخنان بسیار ناراحت شده بود و حتی از علت حنا گذاشتن روی انگشتان شهید اطلاع نداشت. سرانجام در فرصتی از ایشان پرسید که چرا حنا گذاشته است و ماجرا چیست.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: شهید مجبور شد توضیح دهد و گفت: «هر وقت ناخن‌هایتان را کشیدند، حنا بگذارید؛ اثر دارد، مفید است و مقداری درد را التیام می‌دهد.» این خاطره‌ای از دوران مبارزات پیش از انقلاب شهید شریف قنوتی است.

مقاومت تا آخرین لحظه در خرمشهر

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی در ادامه به روایت راننده شهید از آخرین لحظات زندگی او در خرمشهر اشاره کرد و گفت: راننده شهید نقل می‌کند که در خرمشهر وارد محله‌ای شدند که به اشتباه تصور می‌کردند در اختیار نیروهای خودی است، اما آن منطقه در دست نیروهای عراقی بود.

وی افزود: نیروهای عراقی به سمت آنها تیراندازی کردند و سرنشینان خودرو مجبور شدند از ماشین پیاده شوند. راننده شهید زخمی شد و در کنار خیابان افتاد.

وی ادامه داد: به گفته راننده، نیروهای عراقی به او کاری نداشتند، بلکه همه اطراف شهید شریف قنوتی حلقه زدند و شروع کردند به اهانت و ضرب و شتم ایشان.

«امروز شرایط، شرایط کربلاست»

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی گفت: در چنین شرایطی، یک روحانی و طلبه مسن که سال‌ها مبارزه کرده و خستگی مبارزات دوران انقلاب را بر دوش داشت، در میان نیروهای دشمن نشست و برای آنها شروع به صحبت کرد.

وی افزود: شهید شریف قنوتی در همان شرایط به آنها گفت: «ای مردم، امروز شرایط، شرایط کربلاست. حضرت امام مثل حسین(علیه‌السلام) و صدام مثل یزید است. مواظب باشید در جبهه یزید نباشید.»

استاد حوزه علمیه ادامه داد: این سخنان در حالی بیان شد که شهید در محاصره نیروهای عراقی قرار داشت و شرایط بسیار سختی بر او حاکم بود.

۱۷ گلوله بر پیکر شهید

وی اظهار کرد: پس از این سخنان، نیروهای عراقی عصبانی شدند و به شهید شریف قنوتی تیراندازی کردند. بنا بر این روایت، ۱۷ تیر به ایشان اصابت کرد و شهید پس از تحمل این جراحات بر زمین افتاد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی افزود: پس از آن نیز یکی از نیروهای عراقی با سرنیزه‌ای که در اختیار داشت، آن را به سر و شقیقه شهید فرو کرد و سرنیزه را در سر او چرخاند.

وی ادامه داد: پس از شهادت شهید شریف قنوتی، به روایت نقل‌شده، با پیکر ایشان نیز رفتار بسیار خشنی شد و پیکر شهید را با عمامه‌اش به یک تیر برق در کنار خیابان آویزان کردند.

رزمندگان، پیکر شهید را از چنگ دشمن خارج کردند

استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در چند محله آن‌طرف‌تر، نیروهای بسیجی حضور داشتند و متوجه شده بودند که نیروهای خودی در محاصره عراقی‌ها قرار گرفته‌اند. خبر به آنها رسید و حمله‌ای انجام دادند که باعث عقب‌نشینی نیروهای عراقی شد.

وی افزود: پس از عقب‌نشینی نیروهای عراقی، نیروهای خودی توانستند پیکر شهید شریف قنوتی را پایین بیاورند و به عقب منتقل کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین دسمی در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره شهید شیخ شریف قنوتی گفت: این روایت‌ها بخشی از جلوه‌های مقاومت روحانیون در دوران دفاع مقدس است؛ روحانیانی که در کنار مردم و رزمندگان حضور داشتند و در سخت‌ترین شرایط، هویت و رسالت خود را حفظ کردند.

انتهای پیام /

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha