خبرگزاری حوزه | هزار و چهارصد سال پیش، در کوفه، مردی بر فراز منبر میگفت که سکوت در برابر ظلم، خود نوعی شرکت در ظلم است. قرنها زودتر و هزاران کیلومتر آنسوتر، در میدان جنگی در هند باستان، جنگجویی تردید داشت که آیا باید سلاح بردارد یا نه. این دو صحنه — خطبههای امام علی (ع) در نهجالبلاغه و گفتگوی کریشنا و آرجونا در بگوت گیتا — دو تلاش مستقل و جداگانه برای پاسخ به یک پرسشاند: انسان در برابر ستم چه مسئولیتی دارد؟
* نهجالبلاغه: عدالت باید گرفته شود، نه درخواست
لحن امام علی (ع) در نهجالبلاغه صریح و بدون تعارف است. در خطبه ۲۹ تأکید میکند که ناتوانان هرگز نمیتوانند خود را از ستم برهانند و حق تنها از طریق تلاش به دست میآید — نه از طریق انتظار برای بخشش ظالم.
امام (ع) ظلم را در سه دسته طبقهبندی میکند: ستمی که هرگز بخشوده نمیشود (شرک به خدا)، ستمی که بیکیفر نمیماند (ستم انسانها بر یکدیگر)، و ستمی که قابل بخشش است (ستم انسان بر خویشتن). این تقسیمبندی جایگاه ویژهای برای ظلم اجتماعی قائل است: برخلاف گناهان فردی، بخشیدهشدنش به توبه ساده وابسته نیست.
فراتر از این، امام (ع) دایره مسئولیت را گسترش میدهد. به گفته او، ستمگر، یاریدهندهاش، و کسی که به ستم رضایت میدهد، هر سه شریکاند. این گزاره سکوت را از موضعی خنثی به موضعی مسئول تبدیل میکند — تحلیلی که امروز نیز در گفتمان عدالت اجتماعی بازتاب دارد.
بخش دیگری از این آموزه در نامه ۵۳ نهجالبلاغه دیده میشود، جایی که امام (ع) خطاب به مالک اشتر، فرماندار مصر، یک چارچوب حکمرانی ترسیم میکند. او از مالک میخواهد کسانی را بجوید که معمولاً از دید صاحبان قدرت پنهان میمانند و شخصاً از حال آنها جویا شود. به گفته امام (ع)، امتی که حق ضعیفان را از زورمندان بهروشنی نستاند، هرگز به سعادت نمیرسد.
این خط فکری در وصیتنامه امام (ع) بر بستر شهادت به فرزندانش به اوج میرسد، در جملهای که اصل کل نظام اخلاقی او را خلاصه میکند: «کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً» — دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.
* بگوت گیتا: مبارزه بهمثابه وظیفه، نه انتخاب
روایت بگوت گیتا در میدان جنگ کروکشترا آغاز میشود. آرجونا، جنگجویی که قرار است در نبردی علیه خویشاوندان و استادان خود شرکت کند، لحظاتی پیش از آغاز جنگ دچار تردید میشود و از میدان کناره میگیرد. کریشنا، که نقش ارابهران او را دارد، وارد گفتگو میشود تا نشان دهد این عقبنشینی خطاست.
استدلال کریشنا مبتنی بر وظیفه است، نه انتقام. او تأکید میکند که جنگیدن برای عدالت، تکلیف آرجونا بهعنوان یک کشاتریا (طبقه جنگجو) است و ترک میدان، هم به آبروی او لطمه میزند و هم گناه محسوب میشود. اما نکته محوری تعلیم کریشنا این است: انگیزه نباید پیروزی یا شکست باشد، بلکه فقط انجام وظیفه، فارغ از نتیجه.
پایه فلسفی این استدلال، اعتقاد به فناناپذیری روح است. آنچه کشته میشود تنها بدن است؛ روح نه زاده میشود و نه میمیرد. بر این اساس، ترس از کشتن یا کشته شدن، ترسی بیبنیاد قلمداد میشود و نبرد علیه ظلم، نه نبردی جسمانی، بلکه تلاشی برای بازگرداندن نظم الهی یا «دارما» تعریف میشود.
در یکی از مشهورترین آیات گیتا (۴: ۷-۸)، کریشنا اعلام میکند که هرگاه دارما رو به افول رود و بینظمی (ادهارما) گسترش یابد، او برای حمایت از نیکوکاران، نابودی بدکاران و بازسازی دارما، نسلاندرنسل ظهور میکند. با این آیه، ظلمستیزی از یک انتخاب فردی به یک اصل کیهانی و تکرارشونده ارتقا مییابد.
* دو مسیر، یک مقصد
با وجود خاستگاههای کاملاً متفاوت — یکی از دل جهان اسلام و دیگری از هند باستان — هر دو متن در نهایت به یک نقطه میرسند: ضرورت مقابله فعال با ظلم.
بگوت گیتا این مسئله را در سطح فردی و معنوی طرح میکند؛ رهایی از تعلقات و دستیابی به تعادل درونی، پیششرط انجام درست وظیفه در برابر ظلم است. نهجالبلاغه در مقابل، بر مسئولیت اجتماعی و اقدام عملی تمرکز دارد؛ مبارزه با ظلم را نه امری معنوی صرف، بلکه ضرورتی دینی و اجتماعی برای بقای جامعه میداند.
میتوان گفت بگوت گیتا فلسفه ظلمستیزی را تبیین میکند و نهجالبلاغه برنامه عملیاتی آن را ارائه میدهد — یکی پاسخ میدهد که «چرا» باید مبارزه کرد، دیگری نشان میدهد این مبارزه در حکومت، قضاوت و سیاست چگونه باید صورت بگیرد.
احمد فاطمی
منابع
- نهجالبلاغه
- بگوت گیتا (انگلیسی)
- مقاله «دفاع از مظلوم از منظر نهجالبلاغه»










نظر شما