حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی مسلمیفر دبیر ستاد راهبری مساجد حوزه های علمیه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با اشاره به تأکید رهبر شهیدانقلاب بر جایگاه مسجد و امام جماعت به عنوان «مأمن مردم» و «گوش شنوا و پذیرای درد دلهای آنان»،گفت: وقتی رهبر معظم انقلاب از مسجد و امام جماعت بهعنوان «مأمن مردم» و «گوش شنوا و پذیرای درد دلهای آنان» سخن میگویند، در واقع از یک کارکرد عمیق و تمدنی برای مسجد صحبت میکنیم؛ یعنی مسجد نباید صرفاً محلی باشد که مردم در ساعتی مشخص برای اقامه نماز در آن حضور پیدا کنند و سپس از آن خارج شوند، بلکه مسجد باید در متن زندگی مردم و در کنار مسائل واقعی آنها حضور داشته باشد.
به تعبیر دیگر، مسجدِ مأمن، مسجدی است که مردم محله بدانند اگر مشکلی در زندگی، خانواده، تربیت فرزند، معیشت، تحصیل، اشتغال یا حتی یک دغدغه ساده اجتماعی دارند، میتوانند به مسجد مراجعه کنند و کسی هست که آنها را بشنود، مسئلهشان را بفهمد و برای حل آن، شبکهای از ظرفیتهای محله را پای کار بیاورد.
این نگاه البته به هیچ عنوان به معنای تبدیل مسجد به یک مجموعه خدماتی صرف نیست. اساس و محور مسجد همچنان نماز است. اتفاقاً یکی از مهمترین نکاتی که در بیانات رهبر معظم انقلاب درباره نماز مورد تأکید قرار گرفته، همین «نهادینه شدن و فراگیر و همگانی شدن نماز» است. ما باید کاری کنیم که نماز از یک تکلیف فردی یا یک برنامه مناسبتی، به بخشی از فرهنگ و سبک زندگی مردم محله تبدیل شود. برای رسیدن به این نقطه، صرفاً ساختن مسجد یا افزایش تعداد نمازگزاران کافی نیست؛ باید مسجد جذاب، زنده، فعال و مسئلهشناس باشد.
نوجوان و جوان زمانی مسجد را انتخاب میکند که احساس کند مسجد فقط به دنبال حضور او در صف نماز نیست، بلکه خود او، استعدادهایش، دغدغههایش و آیندهاش را میبیند. بنابراین کیفیت نماز جماعت فقط به کیفیت قرائت و نظم صفوف محدود نمیشود؛ کیفیت ارتباط امام جماعت با مردم، فضای مسجد، نحوه برخورد خادم و هیئت امنا، برنامههای تربیتی، نقش دادن به نوجوانان و جوانان و حتی اینکه یک نوجوان در مسجد چقدر احساس هویت و اثرگذاری میکند، همه بخشی از کیفیت جماعت و مسجد است.
معتقدیم امام جماعت باید «مدیر ذاتی مسجد» و محور راهبری آن باشد؛ نه به این معنا که همه کارها را خودش انجام دهد، بلکه باید بتواند ظرفیتهای مختلف را شناسایی، سازماندهی و به یکدیگر متصل کند. مسجدی که امام جماعت آن بتواند نوجوان را به مربی، خانواده را به مشاور، خیر را به مسئله محله، متخصص را به نیاز مردم و جوان را به میدان خدمت متصل کند، در حقیقت یک مسجد زنده و اثرگذار است.
«گوش شنوا بودن» نیز نباید در حد یک تعبیر زیبا باقی بماند. باید در برنامه روزانه مسجد نمود عینی داشته باشد. ممکن است یک امام جماعت هر روز ساعتی را برای گفتوگوی مستقیم با مردم اختصاص دهد؛ ممکن است مسجد میز مشاوره خانواده، ارتباط با نوجوان، پیگیری مسائل معیشتی، اشتغال یا حقوقی داشته باشد؛ ممکن است برای مسائل محله پرونده مسئله تشکیل شود و افراد متخصص و خیرین برای حل آن به میدان بیایند. اینها یعنی مسجد درد مردم را میشنود و برای آن اقدام میکند.
امروز انتظار مردم از مسجد، صرفاً برگزاری مراسم و مناسبت نیست. مردم میخواهند مسجد در روزهای سخت کنار آنها باشد. اگر خانوادهای درگیر آسیب اجتماعی است، اگر نوجوانی در معرض آسیب قرار گرفته، اگر جوانی مسئله اشتغال دارد، اگر خانوادهای اختلاف دارد یا فردی در محله نیازمند کمک است، مسجد باید بتواند حداقل نقش «نقطه شروع حل مسئله» را ایفا کند. البته مسجد قرار نیست جای همه دستگاههای تخصصی را بگیرد؛ بلکه باید نقش قرارگاه محله را داشته باشد و ظرفیت دستگاهها، خیرین، متخصصان و مردم را برای حل مسائل به هم متصل کند.
از همین منظر، باید مسجد را از «محل مراجعه در مناسبتها» به «پایگاه دائمی زندگی مردم» تبدیل کنیم. این اتفاق با اضافه کردن برنامههای متعدد به تقویم مسجد رخ نمیدهد؛ بلکه با تغییر مأموریت و مدل مدیریت مسجد اتفاق میافتد. مسجد باید برای محله خود شناسنامه داشته باشد، مسائل محله را بشناسد، ظرفیتهای انسانی آن را شناسایی کند و برای هر مسئله، یک شبکه مردمی و تخصصی شکل دهد. آن زمان است که مسجد از یک ساختمان به یک «مرکز فرماندهی فرهنگی، اجتماعی و خدمترسانی محله» تبدیل میشود.
در همین چارچوب، ظرفیت کانونهای فرهنگی هنری مساجد نیز میتواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. کانون، وقتی در کنار امام جماعت، هیئت امنا، پایگاه بسیج، هیئت، گروههای جهادی، خیرین و سایر مجموعههای فعال مسجد قرار بگیرد، میتواند بخش مهمی از عملیات فرهنگی و اجتماعی مسجد را به دوش بگیرد. تجربه بحرانهای مختلف، از جمله جنگ اخیر، نشان داد که هرجا شبکههای مردمی از قبل شکل گرفته باشند، در زمان بحران سرعت واکنش و توان خدمترسانی بسیار بالاتر خواهد بود.
انتهای پیام










نظر شما