جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۳
خانواده نخستین ریشه شکل‌گیری هویت انسان است

حوزه/ لواف با تأکید بر نقش خانواده در شکل‌گیری هویت انسان، محبت، اقتدار و تکریم را سه رکن اساسی تربیت اسلامی دانست و گفت: خانواده نخستین بستر شکل‌گیری شخصیت و هویت فرد است و تقویت این هویت در نسل نوجوان، به تربیتی متعادل و مبتنی بر پیوند عاطفی، مسئولیت‌پذیری و احترام نیاز دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، مهدیه لواف، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده حوزه هویت، در پنجمین نشست مجازی شناخت ریشه هویت که به همت سازمان بسیج جامعه زنان خراسان رضوی برگزار شد، خانواده را نخستین ریشه شکل‌گیری هویت انسان دانست و با تأکید بر ضرورت تقویت خودشناسی، احساس تعلق و تعهد به ریشه‌ها، گفت: تربیت هویتی باید از شناخت خود آغاز شود و با تقویت پیوند فرد با خانواده، فرهنگ، هویت ملی و دینی ادامه یابد.

خودشناسی؛ نقطه آغاز شکل‌گیری هویت فردی

وی با اشاره به تمرین‌های ارائه‌شده در جلسات قبل، افزود: خودشناسی موضوعی گسترده و عمیق است و بسیاری از افراد با وجود تصور شناخت کافی از خود، هنگامی که به جزئیات شخصیت و ابعاد وجودی‌شان توجه می‌کنند، درمی‌یابند که درباره برخی ویژگی‌ها، توانمندی‌ها و رفتارهای خود شناخت دقیقی ندارند یا برداشت‌های نادرستی دارند.

این پژوهشگر حوزه هویت با تأکید بر ضرورت تقویت خودشناسی، از مخاطبان خواست برای رشد فردیت خود، مهارت‌های زندگی را مطالعه کنند و توانمندی‌هایشان را در این زمینه افزایش دهند.

لواف مهارت‌هایی مانند کنترل خشم، حل مسئله و مدیریت زمان را از جمله مهارت‌های کاربردی زندگی برشمرد و گفت: افرادی که می‌خواهند در حوزه خودشناسی پیشرفت کنند، باید با مهارت‌های فردی و زندگی آشنا شوند و در مسیر یادگیری و تمرین آن‌ها گام بردارند.

وی همچنین با اشاره به اهمیت آموزش این مهارت‌ها به نوجوانان، بیان کرد: برای تقویت فردیت نوجوانان باید خودشناسی را از سنین پایین با آنان کار کرد و به‌تدریج زمینه یادگیری مهارت‌های زندگی را فراهم آورد.

این استاد دانشگاه با معرفی ظرفیت‌های انتشارات به‌نشر و آستان قدس رضوی در حوزه روان‌شناسی و مهارت‌های فردی، بر استفاده از منابع علمی و کاربردی تأکید کرد و گفت: برای مطالعه در این زمینه، علاوه بر کتاب‌ها، می‌توان از مقالات منتشرشده در پایگاه‌های معتبر علمی استفاده کرد و از منابع غیرتخصصی و مطالب زرد فاصله گرفت.

لواف در ادامه، محور اصلی پنجمین نشست را احساس تعلق و تعهد به ریشه‌ها دانست و اظهار کرد: شکل‌گیری هویت انسان از دو محور اصلی تأثیر می‌پذیرد؛ محور نخست به فردیت، جست‌وجو و شناخت درونی انسان مربوط است و محور دوم، ارتباط فرد با جهان پیرامونی و ریشه‌هایی را در بر می‌گیرد که انسان در بستر آن‌ها متولد می‌شود و رشد می‌کند.

وی افزود: در بررسی فردیت، شناخت انسان از خودش در اولویت قرار دارد؛ اما هنگامی که به احساس تعلق و تعهد به ریشه‌ها می‌پردازیم، زمان، مکان، خانواده، جامعه و محیطی که فرد در آن پرورش یافته است، اهمیت پیدا می‌کند.

این پژوهشگر حوزه هویت با تأکید بر تفاوت تعلق و تعهد تصریح کرد: تعلق به‌تنهایی کافی نیست؛ انسان علاوه بر اینکه باید خود را متعلق به خانواده، جامعه و ریشه‌هایش بداند، لازم است در برابر آن‌ها احساس مسئولیت کند و وظایف خود را بپذیرد.

لواف پنج ریشه اصلی هویت را خانواده، هویت ملی و فرهنگی، هویت دینی، هویت جنسیتی و هویت انسانی معرفی کرد و گفت: هر یک از این ریشه‌ها در شکل‌گیری هویت انسان نقش دارند و شناخت آن‌ها می‌تواند به درک بهتر جایگاه فرد در جهان هستی کمک کند.

وی با بیان اینکه خانواده نزدیک‌ترین ریشه به فردیت انسان است، افزود: نخستین شناخت‌های انسان از خود و جهان پیرامون در بستر خانواده شکل می‌گیرد و خانواده در رشد فردی و شکل‌گیری شخصیت افراد تأثیر اساسی دارد.

این استاد دانشگاه، هویت ملی و فرهنگی را از دیگر ریشه‌های هویت دانست و اظهار کرد: ملیت و فرهنگ، زمینه ارتباط فرد با جامعه و محیطی را فراهم می‌کنند که در آن متولد شده و رشد کرده است. هویت دینی نیز به دین و باورهایی مربوط می‌شود که فرد در بستر خانواده و جامعه با آن‌ها آشنا می‌شود.

لواف با اشاره به هویت جنسیتی و هویت انسانی، خاطرنشان کرد: شناخت جایگاه انسان به‌عنوان زن یا مرد و در سطحی عمیق‌تر، شناخت انسان بودن و جایگاه انسان در عالم هستی، از دیگر ابعاد مهم هویت است.

وی افزود: پرداختن به این ریشه‌ها می‌تواند زمینه پاسخ‌گویی به پرسش‌های بنیادین انسان درباره منشأ وجود، هدف زندگی و مقصد نهایی را فراهم کند.

آموزش هویت به نوجوانان باید از خودشناسی آغاز شود

لواف با اشاره به تفاوت شیوه آموزش هویت به نوجوانان و بزرگسالان، اظهار کرد: در دوران نوجوانی، توجه فرد به خود و شناخت شخصیتش پررنگ است؛ ازاین‌رو برای برقراری ارتباط مؤثر با نوجوانان باید آموزش را از خودآگاهی و خودشناسی آغاز کرد و به‌تدریج آنان را با ریشه‌های هویتی‌شان پیوند داد.

وی افزود: آموزش مستقیم خودشناسی می‌تواند نوجوانان را به موضوع هویت علاقه‌مند کند؛ سپس در جریان این آموزش‌ها، می‌توان به‌صورت تدریجی احساس تعلق و تعهد به خانواده، جامعه و سایر ریشه‌های هویتی را در آنان تقویت کرد.

این پژوهشگر حوزه هویت، نقش مادران را در شکل‌دهی نگرش فرزندان مهم دانست و بیان کرد: مادر از طریق آموزش، تربیت و نوع نگاه خود به زندگی، می‌تواند فرزندش را با ریشه‌های خانوادگی پیوند دهد و در شکل‌گیری هویت او نقش‌آفرین باشد.

لواف با تأکید بر ضرورت شناخت دنیای نوجوانان گفت: برای برقراری ارتباط با این گروه سنی، باید با زبان خودشان سخن گفت، هیجان‌ها و دغدغه‌های آنان را درک کرد و از زاویه نگاهشان به مسائل نگریست.

وی با بیان اینکه آموزش هویت محدود به آموزه‌های دینی نیست، افزود: هویت مسئله‌ای فراگیر است و انسان‌ها با باورها و پیشینه‌های گوناگون نیز با پرسش‌های هویتی مواجه‌اند؛ بنابراین بهتر است آموزش این موضوع از شناخت خود آغاز شود و متناسب با مخاطب، به سایر ریشه‌ها گسترش یابد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: برای نوجوانان، شروع بحث از خانواده و تجربه‌های نزدیک زندگی می‌تواند اثربخش‌تر باشد؛ اما برای گروه‌های فرهیخته و افرادی که با مباحث دینی آشنایی بیشتری دارند، می‌توان از مباحث عمیق‌تر انسان‌شناسی آغاز کرد.

وی با اشاره به اهمیت انتخاب نقطه شروع مناسب در آموزش هویت، خاطرنشان کرد: در مواجهه با افرادی که باورهای اعتقادی یا هویت ملی آنان تضعیف شده است، باید از ریشه‌های آشناتر و ملموس‌تر آغاز کرد تا زمینه پذیرش و درک مباحث بعدی فراهم شود.

لواف با تشریح جایگاه خانواده در شکل‌گیری هویت اظهار کرد: انسان در نخستین سال‌های زندگی، جهان را از دریچه خانواده می‌شناسد و بسیاری از مفاهیم بنیادین، از جمله خوب و بد، درست و نادرست، ادب، احترام و برداشت‌های اولیه از مفاهیم دینی، در همین محیط به او منتقل می‌شود.

وی با اشاره به نقش والدین در شکل‌گیری نگرش فرزندان افزود: کودک در آغاز زندگی، بسیاری از پرسش‌های خود درباره جهان، خداوند و معنای رفتارها را با والدین در میان می‌گذارد و پاسخ‌هایی که دریافت می‌کند، در شکل‌گیری ذهنیت و شناخت او مؤثر است.

این پژوهشگر حوزه هویت با بیان اینکه بسیاری از ارزش‌های اجتماعی و دینی در بستر خانواده معنا پیدا می‌کنند، تصریح کرد: مفاهیمی مانند آزادگی، مقاومت، مسئولیت‌پذیری، حجاب و حضور در فعالیت‌های دینی، برای بسیاری از افراد از محیط خانواده آغاز می‌شود و در ادامه زندگی گسترش می‌یابد.

لواف خانواده را سکوی پرتاب انسان برای رشد و تعالی دانست و گفت: حتی افرادی که در بزرگسالی مسیر متفاوتی از خانواده خود انتخاب می‌کنند، در بسیاری از موارد، توانایی تصمیم‌گیری و تغییر مسیر را نیز در بستر تربیت و تجربه‌های اولیه خود به دست آورده‌اند.

وی با انتقاد از برخی شیوه‌های نادرست تربیتی، اظهار کرد: گاهی والدین در مواجهه با فرزندان، میان سخت‌گیری بیش از اندازه و رهاکردن کامل آنان در نوسان‌اند؛ درحالی‌که تربیت صحیح به ترکیبی متعادل از محبت، اقتدار و تکریم نیاز دارد.

این استاد دانشگاه افزود: محبت بدون حفظ جایگاه والدین و چارچوب‌های تربیتی، ممکن است به ازبین‌رفتن مرزهای لازم در خانواده منجر شود؛ همان‌گونه که اقتدار بدون محبت و احترام نیز می‌تواند فاصله میان والدین و فرزندان را افزایش دهد.

لواف با تأکید بر ضرورت توجه به اقتضائات سنی فرزندان، خاطرنشان کرد: نوجوان باید فرصت تجربه‌کردن و یادگیری خودکنترلی را داشته باشد؛ زیرا سخت‌گیری افراطی ممکن است در مراحل بعدی زندگی، به‌ویژه هنگام ورود به دانشگاه و مواجهه با محیط‌های مستقل‌تر، مشکلاتی ایجاد کند.

وی تأکید کرد: خانواده باید ضمن حفظ نظارت و چارچوب‌های تربیتی، زمینه رشد استقلال، مسئولیت‌پذیری و توانایی تصمیم‌گیری را در فرزندان فراهم کند.

تربیت اسلامی بر محبت، اقتدار و تکریم استوار است

لواف در تشریح سه رکن تربیت اسلامی گفت: محبت، اقتدار و تکریم باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا رابطه والدین و فرزندان به شکلی صحیح و سازنده شکل بگیرد.

وی اقتدار را به معنای حفظ جایگاه والدین در خانواده دانست و افزود: فرزند باید بداند که والدین مسئولیت هدایت و تربیت او را بر عهده دارند و تصمیم‌ها و چارچوب‌های تربیتی آنان از جایگاه مشخصی برخوردار است. در این مسیر، پایبندی والدین به وعده‌ها و پرهیز از تهدیدهای بی‌پشتوانه نیز اهمیت دارد.

این پژوهشگر حوزه هویت با اشاره به رکن تکریم اظهار کرد: تکریم به معنای به‌رسمیت‌شناختن کرامت و ارزش انسانی فرزند است. در این الگو، کودک و نوجوان موجودی ارزشمند تلقی می‌شود و تحقیر، توهین و برچسب‌زدن به شخصیت او جایگاهی ندارد.

لواف افزود: هنگامی که محبت، اقتدار و تکریم به‌صورت هم‌زمان در محیط خانواده رعایت شود، زمینه شکل‌گیری رابطه‌ای سالم میان والدین و فرزندان فراهم می‌شود و والدین می‌توانند در سال‌های حساس رشد، نقش تربیتی مؤثرتری ایفا کنند.

وی همچنین با اشاره به اهمیت نگاه دینی به فرزند، گفت: در آموزه‌های دینی، فرزند هدیه الهی دانسته شده است؛ به این معنا که والدین فرزند خود را با تمام ویژگی‌ها، استعدادها و تفاوت‌هایش می‌پذیرند و مسئولیت تربیت او را بر عهده می‌گیرند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت توجه به تفاوت‌های فردی فرزندان خاطرنشان کرد: والدین ویژگی‌های ظاهری، استعدادها و بسیاری از خصوصیات اولیه فرزندان خود را انتخاب نمی‌کنند؛ بنابراین باید به‌جای مقایسه مداوم آنان با دیگران، زمینه شناخت توانایی‌ها و رشد متناسب با ظرفیت‌هایشان را فراهم کنند.

لواف یکی از راهکارهای تقویت احساس تعلق نوجوانان به خانواده را آشنایی آنان با گذشته و تجربه‌های زندگی والدین دانست و اظهار کرد: فرزندان باید بدانند پدر و مادرشان در چه شرایطی بزرگ شده‌اند، چه دشواری‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند و با چه امکانات و محدودیت‌هایی زندگی کرده‌اند.

وی افزود: گاهی فرزندان بدون شناخت پیشینه زندگی والدین، رفتارهای آنان را قضاوت می‌کنند؛ درحالی‌که آگاهی از تجربه‌های گذشته می‌تواند به درک بهتر شخصیت، تصمیم‌ها و واکنش‌های پدر و مادر کمک کند.

این پژوهشگر حوزه هویت با اشاره به نمونه‌هایی از تجربه‌های زندگی افراد گفت: ممکن است فردی در ارتباط با یکی از نزدیکان خود با دشواری‌هایی مواجه باشد، اما هنگامی که از گذشته و آسیب‌های تجربه‌شده آن شخص آگاه می‌شود، بتواند رفتارهای او را بهتر درک کند و با نگاه واقع‌بینانه‌تری به رابطه خود بنگرد.

لواف با بیان اینکه شناخت پیشینه والدین به معنای نادیده‌گرفتن خطاها و آسیب‌های خانوادگی نیست، تأکید کرد: این شناخت می‌تواند زمینه درک متقابل را فراهم کند و به فرزندان کمک کند میان رفتارهای نادرست و شرایطی که در شکل‌گیری آن‌ها نقش داشته است، تمایز قائل شوند.

وی پیشنهاد کرد فرزندان درباره زندگی پدر و مادر خود بنویسند و ویژگی‌های مثبت و منفی شخصیتی، تجربه‌های خانوادگی، ارزش‌ها و مسئولیت‌های خود در قبال والدین را بررسی کنند.

این استاد دانشگاه افزود: افراد می‌توانند با نگارش متنی درباره هویت خانوادگی خود، نسبتشان با پدر و مادر، ویژگی‌هایی که از خانواده به ارث برده‌اند و کارهایی که برای قدردانی از والدین می‌توانند انجام دهند، شناخت روشن‌تری از ریشه‌های خود به دست آورند.

لواف با اشاره به اهمیت انتقال تجربه میان نسل‌ها خاطرنشان کرد: همان‌گونه که نسل امروز از تلاش و تجربه نسل‌های گذشته بهره‌مند شده است، می‌تواند با مسئولیت‌پذیری و تلاش خود، زمینه رشد و پیشرفت نسل‌های آینده را فراهم کند.

لواف با اشاره به شرایط نوجوانان و بزرگسالانی که ارتباط عاطفی آنان با خانواده آسیب دیده است، گفت: در برخی موارد، پیوند فرد با خانواده به‌دلیل تجربه‌های دشوار و آسیب‌های جدی تضعیف شده است و بازسازی این رابطه به زمان و تلاش تخصصی نیاز دارد.

وی افزود: در چنین شرایطی، نباید همواره بر اصلاح مستقیم رابطه با خانواده اصرار کرد؛ بلکه می‌توان ابتدا ریشه‌های دیگر هویت فرد را تقویت کرد و از زمینه‌هایی که به آن‌ها علاقه و احساس تعلق دارد، برای بازسازی هویت و ایجاد ارتباط‌های سازنده‌تر بهره گرفت.

این پژوهشگر حوزه هویت با تأکید بر ضرورت پرهیز از نسخه‌های یکسان برای همه افراد تصریح کرد: برای کمک به نوجوانی که از خانواده فاصله گرفته است، باید ابتدا شناخت دقیقی از شرایط او به دست آورد و سپس متناسب با ظرفیت‌ها و علایقش، مسیر تقویت احساس تعلق را دنبال کرد.

لواف در ادامه با اشاره به تفاوت شرایط خانوادگی افراد اظهار کرد: انسان‌ها در محیط‌ها و خانواده‌های متفاوتی متولد می‌شوند و امکانات، محدودیت‌ها و تجربه‌های یکسانی ندارند؛ ازاین‌رو نباید مسیر رشد افراد را تنها بر اساس شرایط ظاهری زندگی آنان ارزیابی کرد.

وی با استفاده از مثال رشد گل محمدی در خاک مناسب خود، توضیح داد: هر موجودی برای رشد به شرایط متناسب با ویژگی‌هایش نیاز دارد و مقایسه دائمی شرایط زندگی خود با دیگران، بدون توجه به تفاوت ظرفیت‌ها و موقعیت‌ها، می‌تواند مانع شناخت توانایی‌های فردی شود.

این استاد دانشگاه افزود: برخی افراد در شرایط دشوار زندگی، توانسته‌اند با تکیه بر استعدادها، تلاش و مقاومت خود مسیر پیشرفت را طی کنند؛ بنابراین نباید دشواری‌های زندگی را به‌تنهایی نشانه محرومیت از امکان رشد دانست.

لواف با اشاره به نمونه‌هایی از شخصیت‌های شناخته‌شده، از جمله شهید حاج قاسم سلیمانی و امام خمینی، خاطرنشان کرد: برای شناخت مسیر رشد افراد باید به پیشینه زندگی، محیط پرورش، فرصت‌ها و چالش‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اند، توجه کرد.

وی خانواده را یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد انسان دانست و گفت: آشنایی با ظرفیت‌های فردی و شناخت شرایط زندگی می‌تواند به افراد کمک کند به‌جای تمرکز بر مقایسه با دیگران، مسیر متناسب با توانایی‌های خود را پیدا کنند.

لواف با اشاره به داستان دیدار شمس تبریزی و مولانا، این روایت را نمونه‌ای از اهمیت پرسش‌های بنیادین در شناخت هویت دانست و اظهار کرد: پرسش درباره منشأ وجود انسان، هدف از زندگی و مقصد نهایی، از مهم‌ترین پرسش‌هایی است که می‌تواند مسیر شناخت انسان از خود و جهان هستی را تغییر دهد.

وی با اشاره به تأثیر دیدار شمس بر مولانا افزود: مواجهه با پرسش‌های عمیق درباره چرایی آمدن انسان به جهان و مقصد زندگی، می‌تواند زمینه بازنگری در شناخت‌ها و باورهای فرد را فراهم کند و او را به سوی فهمی عمیق‌تر از وجود خود سوق دهد.

این پژوهشگر حوزه هویت با تأکید بر اهمیت چنین پرسش‌هایی خاطرنشان کرد: شناخت هویت صرفاً به ویژگی‌های فردی و روابط اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه انسان برای رسیدن به شناختی جامع‌تر باید نسبت خود را با خانواده، جامعه، فرهنگ، دین و در نهایت جایگاه انسانی خود در جهان هستی بررسی کند.

لواف در پاسخ به پرسشی درباره کمرنگ‌شدن نقش خانواده در تربیت نسل جدید، اظهار کرد: اگرچه با ورود نوجوانان به محیط‌های اجتماعی گسترده‌تر، نقش دوستان، همسالان و مدرسه در زندگی آنان افزایش می‌یابد، بنیان‌های اصلی تربیت در سال‌های کودکی شکل می‌گیرد و خانواده در این مرحله نقشی اساسی دارد.

وی افزود: در سال‌های ابتدایی زندگی، به‌ویژه پیش از ورود به دوره نوجوانی، خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت، نگرش‌ها و الگوهای رفتاری فرزندان ایفا می‌کند و این تأثیر با افزایش سن، در کنار عوامل اجتماعی دیگر ادامه می‌یابد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: برای اصلاح الگوهای تربیتی و تقویت هویت فرزندان، باید از دوران کودکی آغاز کرد و متناسب با مراحل رشد، زمینه استقلال، خودکنترلی و مسئولیت‌پذیری را در آنان توسعه داد.

لواف در پاسخ به پرسشی درباره جبر جغرافیایی، با اشاره به دیدگاه امام صادق(ع) درباره جبر و اختیار، اظهار کرد: زندگی انسان نه به‌طور کامل بر اساس جبر شکل می‌گیرد و نه همه شرایط آن در اختیار فرد است؛ بلکه بخشی از موقعیت‌های زندگی خارج از انتخاب انسان قرار دارند و در مقابل، فرد در بسیاری از تصمیم‌ها و مسیرهای زندگی خود اختیار دارد.

وی افزود: انسان محل تولد و بسیاری از شرایط اولیه زندگی خود را انتخاب نمی‌کند، اما در ادامه می‌تواند درباره مسیر حرکت و تصمیم‌هایش انتخاب‌هایی داشته باشد. بااین‌حال، هر انتخابی نیز پیامدها و محدودیت‌های خاص خود را دارد.

این پژوهشگر حوزه هویت خاطرنشان کرد: شناخت تفاوت میان شرایط خارج از اختیار و حوزه انتخاب انسان، می‌تواند به درک واقع‌بینانه‌تر زندگی و مسئولیت‌های فردی کمک کند.

لواف در پاسخ به پرسشی درباره معنای اقتدار در تربیت، اظهار کرد: اقتدار به معنای حفظ جایگاه والدین و روشن‌بودن مرزهای مسئولیت در خانواده است؛ به‌گونه‌ای که فرزند ضمن برخورداری از محبت، بداند والدین مسئولیت هدایت و تربیت او را بر عهده دارند.

وی افزود: والدین باید در وعده‌ها، تشویق‌ها و تذکرهای خود ثبات داشته باشند و از شیوه‌هایی استفاده کنند که اعتماد فرزندان را تقویت کند. در کنار این اقتدار، تکریم فرزند نیز ضروری است و باید شخصیت و کرامت انسانی او در تمام مراحل تربیت حفظ شود.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: ترکیب محبت، اقتدار و تکریم می‌تواند زمینه رابطه‌ای سالم میان والدین و فرزندان را فراهم کند و به تقویت پیوند عاطفی و تربیتی خانواده بینجامد.

لواف در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت شناخت خداوند برای شناخت هویت نیز بیان کرد: می‌توان مسیر شناخت را از خودشناسی آغاز کرد و سپس به شناخت انسان و جایگاه او در جهان هستی رسید؛ مسیری که ظرفیت پیوند با خداشناسی را نیز فراهم می‌کند.

وی با تأکید بر اهمیت توجه به ریشه‌های هویتی، از مخاطبان خواست درباره مسئولیت خود در قبال پدر و مادر بیندیشند و برای تقویت پیوند خانوادگی و شناخت بهتر ریشه‌های شخصیت خود تلاش کنند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha