یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۴
یقین دارم مؤسس انجمن خود امام زمان است!

حوزه/ فرقه حجتیه با بهره‌گیری از باورهای مهدوی، شیوه‌ای خاص برای جلب اعتماد مخاطبان خود در پیش گرفته است؛ رویکردی که بررسی آن، پرسش‌هایی جدی درباره اهداف و عملکرد این جریان مطرح می‌کند.

خبرگزاری حوزه | گاهی انحراف از مسیر حق، نه با انکار باورهای دینی، بلکه از دل همان باورها و با تفسیری متفاوت آغاز می‌شود.

مرید پروری و تقدس بخشی به گردانندگان یک جریان، از حربه‌های کارساز فرقه‌هاست. بالابردن شخصیت مراد و تعریف و تمجید از وی یکی از روش‌هایی‌ست که اکثرا جواب می‌دهد و موجب جذب و جلب هر چه بیشتر مخاطبان، مخصوصا نوجوانان و بانوان می‌شود؛ زیرا پر واضح است که ایشان احساسات لطیف‌تر داشته و مجذوب چنین اشخاصی می‌شوند.

یکی از فِرَقی که از این شیوه به خوبی استفاده می‌کند انجمن حجتیه است.

منتسب کردن خویش به امام زمان علیه السلام راحت‌ترین و زود بازده‌ترین راهی است که می‌توانند بدین وسیله افراد زیادی را دور خودشان جمع کنند؛ و البته ایشان را از فکر کردن به مبارزه تاریخی حق و باطل منصرف سازند! (پرداختن به این مسئله که انجمن به چه شکل ذهن مخاطبانش را از مسائل اصلی منحرف می‌سازد مجالی دیگر می‌طلبد.)

بیان برخی شواهد در این زمینه می‌تواند مخاطب هوشیار را بیش از پیش نسبت به خطر نفاق این فرقه حساس کرده و او را از افتادن به دام دزدان عقاید مصون بدارد. ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام و نظارت بر انجمن حجتیه و راهبری آنها توسط حضرتش، مسئله‌ای است که اولین بار توسط موسس این جریان، شیخ محمود حلبی مطرح شد. وی در سخنرانی‌اش در جمع برخی از اعضای انجمن حجتیه در سال ۱۳۴۹ گفت:

«مطمئنم که الان حضرت در هر جای روی زمین هستند... لله که قسم شرعی است چشمش به شماست. چشمش به تهران است به این جمعیت است.... بدون مجاز می‌گویم، تعارف نمیکنم شکست نفسی نمیکنم، موسس انجمن خود امام زمان است. این را یقین بدانید. باور کنید قطعا، یقینا موسسش خودش است، خودش است.... یقین دارم. نپرسید منشأ یقینت چیست؟ به منشأ یقین من کار نداشته باشید.» (حقایقی پیرامون انجمن حجتیه، نشر شهید کاظمی، ص۲۱)

این تفکر به اعضای دیگر انجمن حجتیه سریان پیدا کرد و چنین القائاتی نسبت به مخاطبین انجمن حجتیه به وجود آمد. خاطره یکی از اعضای جداشده انجمن حجتیه از زبان افسر اطلاعاتی در کتاب «من اطلاعاتی بودم»، فضای حاکم را واضح‌تر نشان می‌دهد:

«انجمن ابتدای کار یکپارچه حول محور شیخ حلبی بود. اعضا می‌گفتند انجمن یعنی حلبیسم، ارادت همه به آن شیخ در حد پرستش بود. مثلاً یکی از اعضا بعدها برای ما تعریف کرد با اینکه خودم ۴۵ کیلو بودم به عشق انجمن و شیخ، کپسول گاز ۱۲ کیلویی را روی دوشم می‌گذاشتم تا درب منزل او می‌بردم؛ و فکر می‌کردم آقای سجادی هر روز امام زمان را می‌بیند؛ اگر هر روز نه، یک روز در میان نه، هفته‌ای یکبار یا حداقل ماهی یکبار می‌بیند. بعد که با این طایفه همراه شده بود و دیده بود چه خباثتی دارند کنار کشیده بود.» (من اطلاعاتی بودم، انتشارات شهید کاظمی، ص۴۵)

سخن گفتن از امام زمان نقل مجالس‌شان است. دانش آموزان را به سالن فوتسال می‌برند؛ در پایان می‌گویند امام زمان برد! از او تشکر کنید. کیک و شیرینی می‌گیرند؛ می‌گویند از امام زمان تشکر کنید. وقتی این موارد متعدد می‌شود و مخاطب نوجوان (که تمرکز اصلی‌شان کار با نوجوانان است) می‌بیند که اینها فقط از امام زمان می‌گویند و اینقدر به ما خدمت می‌کنند، تصور می‌کند حتما سر و سرّی با حضرت (معمولا امام زمان علیه السلام را حضرت صدا می‌زنند) دارند. آن زمان که در دام انجمنی‌ها بودیم و این فضا را می‌دیدیم، با خودمان می‌گفتیم نکند این استاد ما هم با امام زمان در ارتباط است؛ رفته رفته به این فکر افتادیم نکند او خود امام زمان است و آمده برایمان تدریس کند!

دانش آموزی که تا کنون چنین مطالبی را نشنیده است و یکباره حجم زیادی از این موارد را می‌بیند و در کنار آن داستان‌های تشرف خدمت امام زمان را از زبان انجمنی‌ها می‌شنود، دچار چنین خیالاتی می‌شود. تأسف‌آورتر این است که خروجی کلاس‌ها و جلسات انجمن حجتیه بعد از سال‌های سال آموزش، در بسیاری از موارد، افرادی بی‌توجه به مسائل دینی و اجتماعی، ضد انقلاب و یا لائیک می‌شوند که از این دست نمونه‌ها فراوان است. به تعبیر دقیق یک عزیزی، انجمنی‌ها مصداق این ضرب المثل هستند که: «نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به مگس دهد»!

محمدحسین پیرپور

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha