سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۷
تربیت کودک از عرصه‌های تقابل تمدنی اسلام و غرب است

حوزه/ حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با تأکید بر اینکه تربیت کودک از عرصه‌های تقابل تمدنی اسلام و غرب است، گفت: تحقق تربیت تراز تمدن نوین اسلامی نیازمند بازنگری در الگوهای تربیتی و توجه به نقش خانواده، مدرسه، رسانه، معماری، سبک تغذیه و سایر ابعاد زندگی در شکل‌گیری هویت و شخصیت کودکان است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان، عضو هیئت علمی گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه معارف اسلامی، شامگاه دوشنبه ۲۷ مهرماه در سی‌وپنجمین نشست مجازی هم‌اندیشی و هم‌افزایی فعالان هیئت و کودک با عنوان کودک، مقاومت و تمدن‌سازی که به همت شبکه فعالان هیئت کودک مهدا و جامعه ایمانی مشعر برگزار شد، به تبیین نقش کودک، خانواده و جامعه در مسیر قیام تمدن‌ساز پرداخت و اظهار داشت: نگرش تمدنی به تربیت کودک از موضوعات مهم و در عین حال مغفول در مسیر تحقق جامعه تراز تمدن نوین اسلامی است.

وی با اشاره به گستردگی موضوع تربیت تمدنی کودک، گفت: برای تحقق تربیت تراز گفتمان انقلاب اسلامی، باید از نگاه محدود به آموزش و رفتارهای فردی عبور کرد و تربیت را در پیوند با ساختارها، نظام‌های فرهنگی و همه عرصه‌های زندگی مورد توجه قرار داد.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی نخستین ضرورت نگرش تمدنی به تربیت کودک را وجود تقابل میان دو عقلانیت تمدنی دانست و گفت: در عرصه تربیت با دو نگاه و نظام فکری مواجه هستیم؛ یکی مبتنی بر مبانی تمدن غرب و دیگری برخاسته از تمدن اسلامی.

وی توضیح داد: این تقابل به عرصه سیاست و نظامی‌گری محدود نیست، بلکه تمام ساحت‌های حیات بشری را در بر می‌گیرد و تربیت کودک یکی از مهم‌ترین عرصه‌های آن است.

وی با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی اظهار داشت: در این نگاه، انقلاب اسلامی دوگانه تمدنی کمونیسم و لیبرالیسم غربی را به دوگانه تمدنی اسلام و غرب تبدیل کرد؛ بر همین اساس، اگر تربیت کودک را در چارچوب یک مسئله تمدنی بررسی کنیم، نمی‌توانیم از مبانی فکری، الگوهای فرهنگی و سبک زندگی حاکم بر جامعه غافل بمانیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با بیان اینکه مبانی فکری تمدن غرب در مظاهر مختلف زندگی بازتاب پیدا می‌کند، افزود: انسان‌محوری، سوژه‌گرایی و سکولاریسم از جمله مبانی‌ای هستند که در الگوهای زندگی و تولیدات تمدنی غرب نمود می‌یابند؛ این مبانی تنها در نظریه‌ها باقی نمی‌مانند، بلکه در سبک تغذیه، پوشش، معماری، شهرسازی و شیوه تعامل افراد نیز تأثیر می‌گذارند.

وی ادامه داد: نمی‌توان مدعی تربیت تراز تمدن نوین اسلامی بود، اما نسبت به سبک تغذیه، معماری خانه، نظام آموزشی و الگوهای فرهنگی جامعه بی‌تفاوت ماند.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی خاطر نشان کرد: تربیت صرفاً با سخنرانی، برگزاری همایش، تولید کتاب و فعالیت مدرسه‌ای تحقق پیدا نمی‌کند؛ بلکه محیط زندگی و ساختارهای اجتماعی نیز در شکل‌گیری ذهنیت و شخصیت کودک نقش دارند.

این استاد دانشگاه با اشاره به تأثیر الگوهای تغذیه بر شکل‌گیری گرایش‌های رفتاری کودکان بیان کرد: هنگامی که لذت‌محوری به معیار اصلی انتخاب غذا تبدیل شود، این نگرش می‌تواند به دیگر عرصه‌های زندگی نیز تسری پیدا کند؛تنوع گسترده محصولات غذایی و تأکید بر تجربه لذت‌های متفاوت، از جمله موضوعاتی است که باید از منظر پیام‌های فرهنگی و تربیتی مورد بررسی قرار گیرد.

وی افزود: اگر کودک از ابتدا به این نگرش عادت کند که معیار انتخاب‌هایش صرفاً میزان لذت شخصی است، ممکن است در مواجهه با مسئولیت‌ها و محدودیت‌های زندگی نیز تحمل کمتری داشته باشد؛ ازاین‌رو، نمی‌توان درباره تربیت دینی و ترویج ارزش‌هایی مانند عفاف و حجاب سخن گفت، اما نسبت به الگوهای رفتاری و سبک زندگی‌ای که از طریق محیط اجتماعی و رسانه‌ها به کودک منتقل می‌شود، بی‌تفاوت بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان تأکید کرد: گاهی برای ترویج فرهنگ حیا، عفاف و حجاب، نشست، همایش، کتاب و مقاله تولید می‌کنیم؛ اما در مقابل، الگوهای فرهنگی رقیب از طریق مدیریت محیط و شکل‌دهی به تجربه‌های روزمره، بر ذهن کودک اثر می‌گذارند. بنابراین، تربیت تمدنی باید همه عوامل اثرگذار بر سبک زندگی کودک را در نظر بگیرد.

وی معماری را از دیگر عرصه‌های اثرگذار بر تربیت دانست و گفت: طراحی محیط و مهندسی فضاهای زندگی می‌تواند بر روحیه، روابط خانوادگی و رفتار افراد تأثیر بگذارد؛ در سنت معماری ایرانی ـ اسلامی، توجه به حریم‌های خانوادگی و نیازهای اعضای خانواده جایگاه مهمی داشت و طراحی خانه متناسب با فرهنگ و شیوه زندگی خانواده انجام می‌شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به تغییر الگوهای معماری در ایران افزود: در گذشته، آشپزخانه‌های خانه‌های ایرانی غالباً از فضای پذیرایی جدا بودند؛ اما با گسترش الگوهای جدید معماری، طراحی آشپزخانه‌های باز و بدون دیوار رواج بیشتری پیدا کرد. این تغییرات را می‌توان از منظر تأثیر معماری بر حریم خصوصی، روابط خانوادگی و انتقال پیام‌های فرهنگی بررسی کرد.

وی تصریح کرد: مقصود از نگاه تمدنی آن است که معماری را صرفاً مسئله‌ای فنی یا زیبایی‌شناختی ندانیم، بلکه آثار تربیتی آن را نیز بررسی کنیم؛همان‌گونه که نظام آموزشی، رسانه و سبک تغذیه می‌توانند در تربیت کودک مؤثر باشند، معماری و شهرسازی نیز باید از این منظر مورد توجه قرار گیرند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان خاطرنشان کرد: در نگرش تمدنی، تربیت بر همه ساختارهای زندگی سایه می‌اندازد و نظام آموزشی، شهرسازی، معماری و حتی فرهنگ آشپزی می‌توانند حامل پیام‌های تربیتی باشند؛ بنابراین، تربیت کودک نباید به محیط مدرسه یا فعالیت‌های رسمی تربیتی محدود شود.

این استاد دانشگاه در ادامه، تفاوت نظام ارزیابی شادکامی در دو نگرش تمدنی را تشریح کرد و گفت: در نگرش لذت‌محور، شادکامی عمدتاً با میزان برخورداری از لذت‌های مادی سنجیده می‌شود؛ اما در نظام تربیتی اسلام، خیرگرایی و مصلحت‌محوری جایگاه مهمی دارد.

تربیت کودک از عرصه‌های تقابل تمدنی اسلام و غرب است


وی توضیح داد: در نظام تربیتی اسلام، انسان باید بتواند موقعیت خود را در زندگی بپذیرد و در عین حال برای تأمین خیر دیگران نقش‌آفرینی کند؛ در این نگرش، شادکامی صرفاً به شرایط ظاهری و امکانات مادی محدود نمی‌شود، بلکه معنا، مسئولیت‌پذیری، عاقبت‌اندیشی و توجه به حیات اخروی نیز در آن نقش دارند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان افزود: در نظام خیرگرا، انسان تنها به شرایط امروز خود نگاه نمی‌کند، بلکه افق آینده و عاقبت اعمالش را نیز در نظر می‌گیرد. به همین دلیل، برخی دشواری‌ها می‌توانند در پرتو معنایی که برای انسان دارند، به تجربه‌هایی ارزشمند تبدیل شوند؛ مانند رنج‌هایی که مادر در مسیر رشد فرزند خود تحمل می‌کند یا سختی‌هایی که زائران در پیاده‌روی اربعین با اشتیاق می‌پذیرند.

وی با تأکید بر اهمیت لذت‌های معنوی در تربیت اسلامی اظهار داشت: لذت در این نگرش به لذت‌های مادی محدود نیست. گذشت، انفاق و خدمت به دیگران می‌تواند رضایتی عمیق‌تر و ماندگارتر از بهره‌مندی‌های مادی ایجاد کند؛ بنابراین، یکی از وظایف تربیت دینی، آشناکردن کودک با ارزش‌هایی است که او را از لذت‌محوری صرف به سمت خیرخواهی، مسئولیت‌پذیری و توجه به دیگران هدایت می‌کند.

این استاد دانشگاه با انتقاد از اختلاط الگوهای تربیتی در جامعه افزود: ممکن است فردی در رفتارهای ظاهری خود به آموزه‌های دینی پایبند باشد، اما در شیوه تربیت فرزند و سبک زندگی از الگوهای غربی پیروی کند؛ این وضعیت نشان می‌دهد که مرزهای هویتی تربیت اسلامی و غربی در برخی عرصه‌ها به‌درستی تبیین نشده است و ضرورت دارد مبانی تربیت دینی به‌صورت دقیق‌تر مورد واکاوی قرار گیرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان دومین ضرورت نگرش تمدنی به تربیت کودک را گذار از تربیت مسامحه‌کارانه به تربیت مسئولانه دانست و اظهار داشت: در یک تقسیم‌بندی کلی، می‌توان از چهار الگوی تربیتی مسئولانه، مستبدانه، سهل‌گیرانه و مسامحه‌کارانه سخن گفت؛هدف در تربیت تمدنی آن است که خانواده‌ها از بی‌توجهی و رهاکردن کودک عبور کنند و به تربیت مسئولانه روی آورند.

وی شناخت ویژگی‌ها، نیازها و ظرفیت‌های ذهنی کودک و مراقبت و نظارت متناسب با شرایط او را از مؤلفه‌های تربیت مسئولانه برشمرد و افزود: مسئولیت‌پذیری والدین در تربیت، تنها به تأمین نیازهای مادی و رعایت عدالت در توزیع امکانات میان فرزندان محدود نمی‌شود، بلکه کیفیت ارتباط عاطفی، کلامی و رفتاری با کودکان نیز اهمیت فراوانی دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به مفهوم عدالت مراوده‌ای گفت: در خانواده، عدالت معمولاً با توزیع منصفانه امکانات میان فرزندان سنجیده می‌شود؛ برای مثال، والدین تلاش می‌کنند در خرید لباس، تهیه غذا و تأمین نیازهای فرزندان تبعیضی قائل نشوند. بااین‌حال، عدالت در روابط و تعاملات روزمره نیز اهمیت دارد و نباید از آن غفلت کرد.

وی ادامه داد: عدالت مراوده‌ای به معنای رعایت انصاف در نوع خطاب‌کردن، توجه عاطفی، نگاه، گفت‌وگو و ارتباط با فرزندان است. گاهی تفاوت در نحوه سلام‌کردن یا برخورد والدین با فرزندان، زمینه احساس تبعیض را در ذهن کودک ایجاد می‌کند؛ درحالی‌که والدین ممکن است از آثار رفتار خود آگاه نباشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با بیان اینکه برخی تجربه‌های دوران کودکی تا سال‌ها در ذهن افراد باقی می‌ماند، اظهار داشت: تبعیض، سرزنش و مقایسه فرزندان از جمله رفتارهایی است که می‌تواند آثار ماندگاری بر شخصیت آنان بر جای بگذارد؛ والدین باید از مقایسه کودکان با یکدیگر پرهیز کنند و در روابط روزمره، عدالت عاطفی و ارتباطی را مورد توجه قرار دهند.

وی تأکید کرد: تربیت مسئولانه مستلزم آن است که والدین در کنار شناخت نیازهای کودک، در رفتارهای خود نیز بازنگری کنند؛ کودک فقط از توصیه‌های مستقیم والدین تأثیر نمی‌پذیرد، بلکه رفتار، لحن گفت‌وگو و شیوه مواجهه آنان با مسائل را نیز الگو قرار می‌دهد.

تربیت کودک از عرصه‌های تقابل تمدنی اسلام و غرب است


این استاد دانشگاه در تشریح دیگر الگوهای تربیتی افزود: در تربیت مستبدانه، تحکم و خشونت جایگزین شناخت و گفت‌وگو می‌شود و والدین انتظار دارند فرزند بدون توجه به شرایط و نیازهای خود، صرفاً از دستورات آنان پیروی کند؛ در تربیت سهل‌گیرانه نیز نظارت و پیگیری کافی وجود ندارد و در تربیت مسامحه‌کارانه، کودک عملاً بدون هدایت و مراقبت لازم رها می‌شود.

وی با تأکید بر ضرورت توجه پژوهشگران به عدالت مراوده‌ای در تربیت دینی اظهار داشت: بررسی جایگاه عدالت مراوده‌ای در سیره ائمه اطهار(ع) و نقش آن در تربیت دینی کودکان می‌تواند موضوع مناسبی برای پژوهش‌های علمی، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های تخصصی باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان سومین ضرورت نگرش تمدنی به تربیت کودک را شناخت و رصد ضعف‌ها و آسیب‌های تربیتی جامعه دانست و گفت: تربیت نسل تمدن‌ساز بدون شناخت دقیق مسائل و آسیب‌های موجود امکان‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو، خانواده، نهادهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی باید در قبال وضعیت تربیتی کودکان احساس مسئولیت کنند.

وی با اشاره به وابستگی بیش از اندازه برخی کودکان به والدین در تصمیم‌گیری‌ها اظهار داشت: یکی از مسائلی که باید در تربیت امروز مورد توجه قرار گیرد، کاهش استقلال و قدرت تصمیم‌گیری برخی کودکان است؛ به‌گونه‌ای که در انجام بسیاری از امور، به حمایت و تأیید مداوم والدین وابسته می‌مانند.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به تجربه نوجوانان در تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه دوران دفاع مقدس، افزود: بررسی زندگی نوجوانانی که در شرایط دشوار مسئولیت‌های بزرگی بر عهده گرفتند، می‌تواند در شناخت ظرفیت‌های کودکان و نوجوانان و توجه به ضرورت تقویت مسئولیت‌پذیری آنان مؤثر باشد.

وی با اشاره به نمونه‌هایی همچون شهید حسین فهمیده، کتاب آن بیست‌وسه نفر و خاطرات معصومه آباد در کتاب من زنده‌ام، بر اهمیت مطالعه تجربه‌های تاریخی نوجوانان و زنان در شرایط بحرانی تأکید کرد و گفت: این نمونه‌ها نشان می‌دهد که کودکان و نوجوانان نیز می‌توانند در شرایط مناسب، ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای تصمیم‌گیری، ایستادگی و پذیرش مسئولیت از خود نشان دهند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با تأکید بر ضرورت بررسی علمی مسائل شخصیتی کودکان ادامه داد: نیاز افراطی به جلب توجه، بدگمانی، خودمحوری و مسئولیت‌گریزی از جمله رفتارهایی است که باید با رویکردی علمی و متناسب با شرایط هر کودک بررسی شود؛ البته تشخیص اختلال‌های روان‌شناختی نیازمند ارزیابی تخصصی است و نباید هر رفتار نامطلوبی را به‌تنهایی نشانه یک اختلال دانست.

وی تصریح کرد: نگاه تمدنی به تربیت، امکان می‌دهد که مسئله کودک را فراتر از یک واحد درسی دانشگاهی، کارگاه آموزشی یا فعالیت مهدکودک ببینیم و ارتباط آن را با معماری، سبک تغذیه، نظام آموزشی، رسانه و دیگر ساختارهای اجتماعی بررسی کنیم.

این استاد دانشگاه با جمع‌بندی سه ضرورت مورد بحث خود گفت: وجود دو عقلانیت تمدنی در عرصه تربیت، ضرورت عبور از تربیت مسامحه‌کارانه به تربیت مسئولانه و لزوم رصد ضعف‌ها و آسیب‌های تربیتی، سه دلیل اساسی برای توجه جدی به نگرش تمدنی در تربیت کودک است.

کلان‌نگری؛ نخستین شاخصه تربیت تمدنی

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی در ادامه، به تشریح شاخصه‌های نگرش تمدنی به تربیت کودک پرداخت و اظهار داشت: اگر تربیت نسل تمدن‌ساز را از مأموریت‌های جامعه اسلامی بدانیم، باید روشن کنیم که این نوع تربیت چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان آن را در زندگی فردی و اجتماعی محقق کرد.

وی نخستین شاخصه این نگرش را کلان‌نگری دانست و گفت: کلان‌نگری در مقابل جزئی‌نگری قرار دارد و به معنای توجه به همه ابعاد و گستره تربیت است. در این نگاه، تربیت کودک به چند سال نخست زندگی یا یک محیط خاص محدود نمی‌شود، بلکه باید از مراحل پیش از تولد و دوران بارداری مورد توجه قرار گیرد و در مراحل مختلف رشد ادامه پیدا کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان افزود: کلان‌نگری در تربیت کودک، شمولیت زمانی و نسلی دارد؛ یعنی تربیت را نمی‌توان به یک دوره کوتاه محدود کرد. همچنین باید همه نیازهای کودک را شناخت و در برنامه‌ریزی تربیتی در نظر گرفت.

وی با تأکید بر ضرورت توجه به بازی در تربیت دینی کودکان بیان کرد: کودک از طریق فعالیت‌هایی که به آنها علاقه دارد، بهتر یاد می‌گیرد و بازی یکی از ابزارهای مهم انتقال پیام و شکل‌گیری شخصیت اوست. ازاین‌رو، بازی نباید در برنامه‌های تربیتی امری حاشیه‌ای تلقی شود.

این استاد دانشگاه با انتقاد از کم‌توجهی به طراحی بازی‌های متناسب با فرهنگ اسلامی اظهار داشت: بازی‌های شناختی، فکری، مهارتی، بدنی و نمایشی ظرفیت‌های متنوعی برای انتقال مفاهیم تربیتی دارند. بااین‌حال، در این عرصه به طراحی و تولید بازی‌های متناسب با نیازهای کودکان و ارزش‌های فرهنگی جامعه توجه کافی نشده است.

وی افزود: گسترش بازی‌های فکری و محصولات فرهنگی تولیدشده در دیگر کشورها نشان می‌دهد که این عرصه نیازمند برنامه‌ریزی جدی است. حوزه‌های علمیه و نهادهای فعال در تربیت دینی می‌توانند با شناخت دقیق نیازهای کودک، در تولید بازی‌ها و ابزارهای آموزشی اثربخش نقش‌آفرینی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به دیگر ابعاد کلان‌نگری گفت: این رویکرد مستلزم آن است که همه کودکان به‌عنوان مخاطبان تربیت و تبلیغ دینی مورد توجه قرار گیرند؛برای انتقال مؤثر مفاهیم به کودکان، ابتدا باید مفهوم متناسب با درک آنان تبیین شود، سپس برای آنان قابل فهم و معقول باشد و در نهایت، زمینه پذیرش آن فراهم شود.

وی ادامه داد: انتقال مفاهیمی مانند غیبت امام زمان(عج)، مفاهیم اعتقادی و مسائل اجتماعی و تمدنی به کودکان، نیازمند شناخت دقیق دنیای ذهنی آنان است؛برای نمونه، اگر کودک مفهوم غیبت را صرفاً به معنای پنهان‌شدن برداشت کند، باید با زبان و ابزار مناسب، درک دقیق‌تری از این مفهوم برای او ایجاد کرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش رسانه و هنر در شکل‌دهی به ذهنیت کودکان اظهار داشت: انتقال مفاهیم دینی به نسل کودک نیازمند مراکز تخصصی، شناخت مخاطب و تولید محتوای متناسب با سن و درک اوست؛ اگر کودکان در فرایند تبلیغ دینی نادیده گرفته شوند، بخش مهمی از فرایند شکل‌گیری باورها و نگرش‌های آنان بدون برنامه‌ریزی مؤثر تربیتی پیش خواهد رفت.

وی با تأکید بر ضرورت تعیین اهداف متعالی در تربیت افزود: هدف تربیت نباید صرفاً پرورش فردی برای دستیابی به یک شغل یا موقعیت اجتماعی باشد؛ بلکه باید زمینه رشد انسانی مسئولیت‌پذیر، برخوردار از ارزش‌های اخلاقی و آماده نقش‌آفرینی در مسیر تحقق آرمان‌های اسلامی فراهم شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان تصریح کرد: در نگاه کلان‌نگر، کودک امانتی در دست خانواده است و تربیت او باید با افقی فراتر از موفقیت‌های فردی و مادی دنبال شود؛ چنین نگاهی می‌تواند زمینه تربیت نسلی را فراهم کند که در مسیر تحقق ارزش‌های اسلامی و زمینه‌سازی ظهور نقش‌آفرین باشد.

وی دومین شاخصه نگرش تمدنی به تربیت کودک را جامع‌نگری دانست و گفت: جامع‌نگری در مقابل بخشی‌نگری قرار دارد و به این معناست که تربیت را باید با توجه به همه ابعاد و اضلاع آن بررسی کرد، نه اینکه یک رفتار یا مؤلفه را به‌عنوان تمام حقیقت تربیت در نظر بگیریم.

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به مفهوم حیا در تربیت دینی اظهار داشت: یکی از نمونه‌های بخشی‌نگری آن است که حیا صرفاً در پوشش و حجاب خلاصه شود؛ درحالی‌که حیا صفتی اخلاقی است که می‌تواند بر مجموعه ارزش‌ها، رفتارها و روابط انسان تأثیر بگذارد.

وی افزود: حیا در تربیت اسلامی با مؤلفه‌هایی همچون کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری، محبت و توجه به حضور خداوند ارتباط دارد؛ بنابراین، تربیت دینی باید زمینه شکل‌گیری این صفت اخلاقی را فراهم کند و آثار آن را در رفتارهای فردی و اجتماعی مورد توجه قرار دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به نقش کرامت در رفتارهای روزمره کودکان گفت: کودکی که کرامت انسانی را درک کرده باشد، می‌تواند در موقعیت‌های مختلف رفتاری متناسب با شأن خود نشان دهد؛ برای نمونه، هنگام دریافت خوراکی در مدرسه، بدون ایجاد بی‌نظمی و آسیب به دیگران رفتار کند و حقوق اطرافیان را در نظر بگیرد.

وی یکی دیگر از ابعاد حیا را مسئولیت‌پذیری و پرهیز از فرافکنی دانست و اظهار داشت: فردی که مسئولیت رفتار خود را می‌پذیرد، در مواجهه با اشتباهات، دیگران را به‌سرعت مقصر نمی‌داند و برای اصلاح رفتار خود تلاش می‌کند. این ویژگی باید از دوران کودکی و از طریق رفتار والدین به فرزندان منتقل شود.

این استاد دانشگاه افزود: هنگامی که والدین اشتباهات خود را به دیگران نسبت می‌دهند، اما در برابر اشتباه مشابه کودک را سرزنش می‌کنند، عملاً الگویی دوگانه ارائه می‌دهند؛ کودک از چنین رفتارهایی می‌آموزد که در مواجهه با خطا می‌تواند مسئولیت را از خود دور کند.

وی ادامه داد: پذیرش مسئولیت در زندگی خانوادگی، اجتماعی و مدیریتی اهمیت دارد. اگر مدیر یا فردی در جایگاه مسئولیت، همواره دیگران را مقصر بداند، زمینه اصلاح مشکلات فراهم نمی‌شود؛ تربیت مسئولانه باید از خانواده آغاز شود و به دیگر عرصه‌های زندگی اجتماعی گسترش یابد.

تربیت کودک از عرصه‌های تقابل تمدنی اسلام و غرب است


حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به آموزه‌های دینی در زمینه مسئولیت‌پذیری اظهار داشت: قرآن کریم در بیان سرپیچی ابلیس، بهانه‌جویی و نسبت‌دادن گمراهی به خداوند را مطرح می‌کند؛ این موضوع می‌تواند از منظر تربیتی، اهمیت پذیرش مسئولیت و پرهیز از فرافکنی را یادآور شود.

وی همچنین با اشاره به داستان آسیه، همسر فرعون، افزود: قرآن کریم از او به‌عنوان الگویی برای مؤمنان یاد می‌کند؛ زیرا با وجود زندگی در محیطی آکنده از ظلم و شرک، ایمان خود را حفظ کرد این نمونه نشان می‌دهد که شرایط محیطی هرچند اثرگذار است، اما نباید بهانه‌ای برای کنارگذاشتن مسئولیت فردی و ارزش‌های اخلاقی باشد.

این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت معرفی صحیح الگوهای دینی به کودکان گفت: پیامبران، ائمه اطهار(ع) و اولیای الهی باید به‌عنوان انسان‌های برتر و الگوهای قابل پیروی معرفی شوند، نه شخصیت‌هایی که از دایره تجربه انسانی خارج‌اند؛ اگر کودک تصور کند که الگوهای دینی اساساً با انسان‌های عادی قابل مقایسه نیستند، ممکن است امکان الگوگیری عملی از زندگی آنان را دور از دسترس بداند.

وی با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) تصریح کرد: معرفی ابعاد انسانی، رفتارهای روزمره، تواضع، مسئولیت‌پذیری و شیوه تعامل آنان با دیگران، می‌تواند ظرفیت الگویی این شخصیت‌ها را برای کودکان روشن‌تر کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان گفت: تربیت در نگاه تمدنی، موضوعی چندبعدی است و باید در ابعاد اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی بررسی شود؛ جامع‌نگری اقتضا می‌کند که هیچ‌یک از این ابعاد به‌تنهایی جایگزین تمام حقیقت تربیت نشود.

نظام‌مندی؛ ضرورت دیدن پیوند عوامل تربیتی

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی سومین شاخصه نگرش تمدنی را نظام‌مند دیدن تربیت دانست و اظهار داشت: تربیت پدیده‌ای جدا از سایر ابعاد زندگی نیست، بلکه شبکه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته در شکل‌گیری شخصیت کودک نقش دارند؛ ازاین‌رو، باید آثار متقابل تربیت با سلامت اخلاقی، روابط اجتماعی، سبک زندگی و نظام ارزشی افراد مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به نقش سلامت اخلاقی در زندگی انسان افزود: سلامت در نگاه اسلامی نباید صرفاً به سلامت جسمانی محدود شود، بلکه سلامت اخلاقی و تربیتی نیز اهمیت دارد. برخی ویژگی‌های اخلاقی می‌توانند بر روابط اجتماعی، رضایت از زندگی و حتی وضعیت جسمانی انسان اثر بگذارند؛ بنابراین، مسائل تربیتی باید در ارتباط با دیگر ابعاد حیات انسان بررسی شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به جایگاه قناعت در آموزه‌های دینی بیان کرد: قناعت یکی از مؤلفه‌های تربیتی است که می‌تواند بر نگرش فرد به زندگی، رضایت از شرایط و نحوه استفاده از امکانات تأثیر بگذارد؛ انسان ممکن است از امکانات مادی فراوانی برخوردار باشد، اما به دلیل احساس کمبود دائمی، همچنان ناراضی بماند.

وی ادامه داد: فقر ذهنی به معنای احساس سیری‌ناپذیری و ناتوانی در رضایت از داشته‌هاست. ممکن است فردی از خانه، وسیله نقلیه، شغل و درآمد مناسب برخوردار باشد، اما همچنان خود را محروم بداند؛ در مقابل، فردی با امکانات محدودتر از رضایت و نشاط بیشتری برخوردار باشد.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: نگاه نظام‌مند به تربیت کمک می‌کند ریشه برخی رفتارها و آسیب‌ها را در پیوند میان عوامل اخلاقی، ذهنی و اجتماعی بررسی کنیم؛ اگر در تربیت کودک تنها به اصلاح رفتار ظاهری توجه شود و زمینه‌های شکل‌گیری آن نادیده گرفته شود، احتمال دارد مشکل در شکل دیگری بروز پیدا کند.

وی تأکید کرد: در نگاه تمدنی، باید میان تربیت اخلاقی، سبک زندگی، نظام ارزشی و کیفیت روابط اجتماعی پیوند برقرار کرد؛ به همین دلیل، برنامه‌های تربیتی نباید به توصیه‌های مقطعی محدود شوند، بلکه باید در چارچوبی منسجم و هماهنگ طراحی و اجرا شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان چهارمین شاخصه نگرش تمدنی را آینده‌نگری دانست و گفت: تربیت تمدنی نباید به نتایج کوتاه‌مدت محدود شود، بلکه باید با توجه به آینده فرد، جامعه و نسل‌های بعدی برنامه‌ریزی شود.

وی افزود: در نگاه اسلامی، تربیت با سعادت دنیوی و اخروی انسان پیوند دارد و ازاین‌رو، عاقبت‌اندیشی باید در تصمیم‌ها و شیوه‌های تربیتی جایگاه داشته باشد؛خانواده‌ها و نهادهای تربیتی باید پیامدهای بلندمدت رفتارهای خود را در شکل‌گیری شخصیت و نگرش کودکان در نظر بگیرند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت پرهیز از نگاه مقطعی اظهار داشت: تربیت کودک یک سرمایه‌گذاری بلندمدت است و آثار آن تنها در دوران کودکی نمایان نمی‌شود، بلکه می‌تواند در انتخاب‌ها، مسئولیت‌پذیری، روابط اجتماعی و شیوه مواجهه فرد با مسائل زندگی در سال‌های آینده نیز اثرگذار باشد.

وی تصریح کرد: آینده‌نگری در تربیت به معنای توجه هم‌زمان به نیازهای امروز کودک و پیامدهای فردای رفتارهای تربیتی است؛ چنین نگاهی کمک می‌کند تصمیم‌های خانواده و نهادهای آموزشی بر اساس اهداف روشن و ارزش‌های پایدار اتخاذ شوند.

پیوند ارزش‌های تربیتی با واقعیت‌های جامعه

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی پنجمین شاخصه نگرش تمدنی را پیوند میان ارزش‌های تربیتی و واقعیت‌های جامعه دانست و اظهار داشت: تربیت نباید صرفاً در سطح مباحث نظری، توصیه‌های ذهنی و آموزش‌های کتابخانه‌ای باقی بماند، بلکه باید در زندگی واقعی قابلیت اجرا و مشاهده داشته باشد.

وی با اشاره به ضرورت توجه به الگوهای عینی تربیت افزود: برای تربیت مؤثر، باید واقعیت‌های جامعه، کاستی‌های موجود و شرایط زندگی خانواده‌ها را شناخت و متناسب با آنها راهکار ارائه کرد؛ نگاه تمدنی، نگاهی صرفاً ذهنی نیست، بلکه باید به راهکارهای عملی و قابل اجرا منتهی شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص) در نهج‌البلاغه اظهار داشت: امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در توصیف پیامبر اکرم(ص)، به رفتارهای عینی ایشان در زندگی روزمره، از جمله شیوه نشستن، غذاخوردن و تعامل با مردم اشاره می‌کند؛ این نوع معرفی، پیامبر را به الگویی قابل پیروی در زندگی اجتماعی تبدیل می‌کند و ظرفیت تربیتی سیره ایشان را برای مخاطب روشن می‌سازد.

وی افزود: اگر شخصیت‌های دینی صرفاً با ویژگی‌هایی معرفی شوند که مخاطب امکان الگوگیری عملی از آنها را درک نکند، زمینه بهره‌مندی تربیتی از سیره آنان کاهش می‌یابد؛ازاین‌رو، باید رفتارهای قابل الگوبرداری پیامبر اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و دیگر شخصیت‌های دینی را به‌گونه‌ای تبیین کرد که در زندگی واقعی قابل استفاده باشند.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش مدرسه در نهادینه‌کردن احترام به والدین گفت: در برخی کشورهای مسلمان آسیای شرقی، از جمله اندونزی و مالزی، احترام به پدر و مادر در رفتارهای روزمره و محیط‌های آموزشی مورد توجه قرار گرفته است؛ چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد که ارزش‌های تربیتی هنگامی ماندگارتر می‌شوند که در رفتارهای اجتماعی و برنامه‌های آموزشی نیز نمود پیدا کنند.

وی با تأکید بر اینکه تکریم والدین باید بر پایه شناخت و اختیار شکل بگیرد، افزود: احترام به پدر و مادر، حفظ کرامت خانواده و تقویت جایگاه پدری و مادری باید در فرهنگ عمومی و محصولات رسانه‌ای نیز بازتاب داشته باشد؛ اگر در آثار نمایشی، والدین به‌طور مکرر تحقیر شوند یا جایگاه آنان به تمسخر گرفته شود، میان ارزش‌های اعلام‌شده تربیتی و پیام‌های منتقل‌شده از رسانه تعارض ایجاد خواهد شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به ظرفیت سینما و تلویزیون در تربیت نسل کودک و نوجوان اظهار داشت: تولیدات فرهنگی و رسانه‌ای می‌توانند در انتقال پیام‌های تربیتی نقش مؤثری داشته باشند؛ ازاین‌رو، لازم است محتوای آثار نمایشی، شخصیت‌پردازی‌ها، دیالوگ‌ها و شیوه بازنمایی روابط خانوادگی از منظر آثار تربیتی نیز ارزیابی شوند.

وی خاطرنشان کرد: هنگامی که از تربیت تراز تمدن نوین اسلامی سخن می‌گوییم، باید میان ارزش‌های مورد تأکید در آموزش رسمی و آنچه کودک در محیط اجتماعی و رسانه‌ای تجربه می‌کند، هماهنگی وجود داشته باشد؛تحقق این هدف نیازمند همکاری خانواده، مدرسه، رسانه، نهادهای فرهنگی و دیگر ساختارهای اجتماعی است.

وی تأکید کرد: تحقق تربیت نسل تمدن‌ساز نیازمند نگاهی است که در آن، تربیت به یک دوره سنی، یک نهاد یا یک رفتار خاص محدود نشود؛ بلکه همه نیازهای کودک، ابعاد شخصیتی، شرایط اجتماعی، عوامل فرهنگی و پیامدهای بلندمدت تربیت در نظر گرفته شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عرفان با اشاره به نقش خانواده، نظام آموزشی، رسانه و محیط زندگی در شکل‌گیری شخصیت کودکان اظهار داشت: برای تحقق تربیت تراز تمدن نوین اسلامی، باید همه این عوامل به‌صورت هماهنگ و با توجه به ارزش‌های تربیتی مورد توجه قرار گیرند و از نگاه‌های جزیره‌ای و مقطعی پرهیز شود.
انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha