خبرگزاری حوزه | مقدمه: در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا».
همانا گوش، چشم و دل انسان، هر یک مورد سؤال قرار میگیرند.
گوش یکی از اعضایی است که قرآن کریم مسئولیت انسان در قبال آن را یادآور شده است؛ ازاینرو، شناخت مباحث مربوط به این عضو و گناهانی که به آن ارتباط دارند، اهمیت دارد.
یکی از موضوعات مرتبط با گوش، مسئله موسیقی و غناست. در قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، مباحثی درباره این موضوع مطرح شده است. در ادامه، روایات مربوط به حرمت غنا و برخی مسائل مرتبط با آن در چند دسته بررسی میشوند.
روایات حرمت غنا
در روایات اهلبیت علیهمالسلام، به مسئله غنا و موسیقی توجه ویژهای شده و آثار، پیامدها و دیگر مباحث مربوط به آن بیان شده است. این روایات را میتوان در چند دسته بررسی کرد.
دسته اول: بطلان غنا
دستهای از روایات بر قرار گرفتن غنا در زمره باطل دلالت دارند. از جمله، در کتاب شریف کافی آمده است:
«عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد عن علی بن الریان عن یونس قال: سألت الخراسانی علیه السلام و قلت إن العباسی ذکر أنک ترخص فی الغناء فقال کذب الزندیق ما هکذا قلت له سألنی عن الغناء فقلت له إن رجلا أتی أبا جعفر ع فسأله عن الغناء فقال یا فلان إذا میز الله بین الحق و الباطل فأنی یکون الغناء فقال مع الباطل فقال قد حکمت».
یونس میگوید: از امام رضا علیهالسلام درباره غنا پرسیدم و گفتم: عباسی گمان کرده است که شما غنا را جایز میدانید. امام فرمودند: آن زندیق دروغ میگوید؛ من چنین سخنی به او نگفتم. آن مرد عباسی از من درباره حکم غنا پرسید و من به او گفتم: مردی نزد جدم، امام باقر علیهالسلام، آمد و درباره غنا سؤال کرد. حضرت به او فرمودند: «اگر خداوند میان حق و باطل جدایی بیندازد، به نظر تو غنا در کدامیک قرار میگیرد؟» آن مرد پاسخ داد: «در کنار باطل.» امام باقر علیهالسلام فرمودند: «درست حکم کردی.»
در روایتی دیگر آمده است:
«و عنه (جعفر بن محمد) علیه السلام، أنه سئل عن الغناء فقال للسائل ویحک إذا فرق الله بین الحق و الباطل أین تری الغناء یکون قال مع الباطل و الله جعلت فداک فقال ففی هذا ما یکفیک».
شخصی از امام صادق علیهالسلام درباره غنا پرسید. حضرت فرمودند: وای بر تو! هنگامی که خداوند میان حق و باطل جدایی بیندازد، غنا را در کدامیک میبینی؟ آن شخص پاسخ داد: «در کنار باطل، فدایت شوم.» امام فرمودند: «همین سخنی که گفتی، برای تو کافی است.»
دسته دوم: غنا، عامل نفاق، فقر و گرفتاری
برخی روایات، غنا را از عوامل گرفتار شدن در فقر، نفاق و بلا معرفی کردهاند. از جمله، در کتاب دعائم الاسلام آمده است:
«عن جعفر بن محمد علیه السلام انه قال: بیتُ الغناء بیتٌ لا تُؤمَنُ فیه الفجیعهُ و لا تُجابُ فیه الدَّعوهُ و لا یَدخلُه الملک».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: خانهای که در آن غنا و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبتها و بلاهای دردناک در امان نیست؛ دعا در آن خانه مستجاب نمیشود و فرشتگان به آن وارد نمیشوند.
در روایتی دیگر آمده است:
«عن أبی بکر الحضرمی عن أحدهما ع قال: الغناء عش النفاق ...».
ابوبکر حضرمی از امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام نقل میکند که فرمودند: «غنا آشیانه نفاق است...»
در روایت دیگری، غنا عامل فقر و نفاق معرفی شده است:
«عن الحسن بن هارون قال سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول الغناء یورث النفاق و یعقب الفقر».
حسن بن هارون میگوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمودند: «غنا نفاق را به ارث میگذارد و به فقر میانجامد.»
در روایتی مشابه از امام باقر علیهالسلام آمده است:
«و عنه (جعفر بن محمد) علیه السّلام: ... الغناءُ یُورِثُ الفقر و النفاق».
غنا و آوازهخوانی موجب فقر و تنگدستی میشود.
در روایتی دیگر آمده است:
«عن ابی عبدالله (علیه السّلام) قال: اِستماعُ اللَّهو و الغناء یُنبِتُ النفاقَ کما یُنبت الماءُ الزَّرع».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: گوش دادن به امور بیهوده و غنا، نفاق را میرویاند؛ همانگونه که آب، کشتزار را میرویاند.
در روایت دیگری آمده است:
«عن أبی جعفر محمد بن علی علیه السلام أنه قال: الغناءُ یُنبِتُ النفاق فی القلب کما یُنبت النخلُ الطلع».
امام باقر علیهالسلام فرمودند: غنا، نفاق و دورویی را در دل میرویاند؛ همانگونه که درخت نخل، خوشه خرما را میرویاند.
در کتاب خصال شیخ صدوق نیز آمده است:
«قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اَربعٌ یُفسِدنَ القلبَ و یُنبتنَ النفاقَ فی القلب کما یُنبِتُ الماءَ الشجرَ؛ اِستماعُ اللَّهو و …».
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: چهار چیز، قلب را تباه میکند و نفاق را در آن میرویاند؛ همانگونه که آب، درخت را میرویاند. یکی از آنها گوش دادن به امور لغو و بیهوده است.
دسته سوم: نهی از نشستن در مجلس غنا و گوش دادن به آن
دستهای دیگر از روایات، از حضور در مجلس غنا و گوش دادن به آن نهی کردهاند. در روایتی آمده است:
«علی بن جعفر فی کتابه عن أخیه موسی بن جعفر علیه السلام قال: سألته عن الرجل یتعمد الغناء یجلس إلیه قال لا».
علی بن جعفر در کتاب خود نقل میکند که از برادرم، امام کاظم علیهالسلام، پرسیدم: آیا میتوان عمداً در مجلسی نشست و به غنا گوش داد؟ حضرت فرمودند: «خیر.»
در روایتی دیگر آمده است:
«و عن الحسن قال: کنت أطیل القعود فی المخرج لأسمع غناء بعض الجیران قال فدخلت علی أبی عبد الله علیه السلام، فقال لی یا حسن إن السمع و البصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤلا- السمع و ما وعی و البصر و ما رأی و الفؤاد و ما عقد علیه».
از حسن نقل شده است که گفت: نشستن در محل رفع حاجت را طولانی میکردم تا صدای غنای برخی از همسایگان را بشنوم. سپس نزد امام صادق علیهالسلام رفتم. حضرت به من فرمودند: «ای حسن! گوش، چشم و دل، همگی مورد سؤال قرار میگیرند؛ از گوش درباره آنچه شنیده، از چشم درباره آنچه دیده و از دل درباره آنچه بر آن اعتقاد پیدا کرده است.»
در روایت دیگری آمده است:
«علی بن إبراهیم عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن زیاد قال: کنت عند أبی عبد الله ع فقال له رجل بأبی أنت و أمی إننی أدخل کنیفا لی و لی جیران عندهم جوار یتغنین و یضربن بالعود فربما أطلت الجلوس استماعا منی لهن فقال لا تفعل فقال الرجل و الله ما آتیهن إنما هو سماع أسمعه بأذنی فقال لله أنت أ ما سمعت الله عز و جل یقول- إن السمع و البصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤلا فقال بلی و الله لکأنی لم أسمع بهذه الآیة من کتاب الله من أعجمی و لا عربی لا جرم أننی لا أعود إن شاء الله و أنی أستغفر الله فقال له قم فاغتسل و سل ما بدا لک فإنک کنت مقیما علی أمر عظیم ما کان أسوأ حالک لو مت علی ذلک احمد الله و سله التوبة من کل ما یکره فإنه لا یکره إلا کل قبیح و القبیح دعه لأهله فإن لکل أهلا».
مسعدة بن زیاد میگوید: نزد امام صادق علیهالسلام بودم که مردی به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم فدایتان! من برای رفع حاجت وارد محل مخصوصی میشوم. در همسایگی من افرادی هستند که کنیزانی آوازهخوان دارند و آنان آواز میخوانند و عود مینوازند. گاهی نشستن خود را طولانی میکنم تا به آواز آنان گوش دهم. این کار چه حکمی دارد؟
حضرت فرمودند: «این کار را نکن.»
مرد عرض کرد: به خدا قسم، من نزد آنان نمیروم؛ تنها صدایی است که با گوش خود میشنوم.
حضرت فرمودند: «آیا سخن خداوند عزوجل را نشنیدهای که میفرماید: گوش، چشم و دل، همگی مورد سؤال قرار میگیرند؟»
مرد گفت: به خدا سوگند، گویی این آیه را نه از زبان عرب و نه از زبان عجم، از کتاب خدا نشنیده بودم. از این پس، انشاءالله، این کار را تکرار نمیکنم و از گذشته خود استغفار میکنم.
حضرت به او فرمودند: «برخیز و غسل کن و هرچه میخواهی از خدا بخواه؛ زیرا تو به کاری بزرگ مشغول بودهای. اگر در آن حال میمردی، چه حال بدی داشتی! خدا را سپاس بگو و از او بخواه که تو را از هر آنچه ناپسند میدارد، با توبه رهایی بخشد؛ زیرا خداوند جز کار زشت را ناپسند نمیدارد. کارهای زشت را به اهل آن واگذار؛ چراکه هر چیزی اهل خود را دارد.»
در روایتی، گوش دادن به صدای تار موسیقی از گناهان کبیره شمرده شده است:
«عن الرضا (علیه السّلام): اِستماع الاَوتار مِنَ الکبائر».
امام رضا علیهالسلام فرمودند: گوش دادن به صدای تارهای موسیقی از گناهان کبیره است.
دسته چهارم: غنا، بدترین صداها
در دستهای دیگر از روایات، از غنا بهعنوان بدترین صداها یاد شده است. در کتاب المقنع شیخ صدوق آمده است:
«و الصادق- علیه السلام- یقول: شر الأصوات الغناء».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «بدترین صداها، غناست.»
در روایتی دیگر در کتاب دعائم الاسلام آمده است:
«و عنه (جعفر بن محمد) علیه السلام ... الغناء أخبث ما خلق الله عز و جل و الغناء أشر ما خلق الله».
در این روایت، غنا «پلیدترین چیزی که خداوند عزوجل آفریده است» و «بدترین مخلوقات» معرفی شده است.
در روایتی دیگر، ابلیس نخستین کسی معرفی شده است که به غنا و آوازهخوانی پرداخت:
«عن جابر بن عبد الله عن النبی صلی الله علیه و آله قال: کان اِبلیسُ اَوّلَ مَن تَغَنّی».
از جابر بن عبدالله نقل شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «ابلیس نخستین کسی بود که به غنا و آوازهخوانی پرداخت.»
دسته پنجم: حرمت تعلیم و تعلم غنا
دستهای دیگر از روایات، به حرمت آموزش و فراگیری غنا پرداختهاند. در کتاب شریف کافی آمده است:
«محمد بن یحیی عن بعض أصحابه عن محمد بن إسماعیل عن إبراهیم بن أبی البلاد قال: أوصی إسحاق بن عمر عند وفاته بجوار له مغنیات أن نبیعهن و نحمل ثمنهن إلی أبی الحسن ع قال إبراهیم فبعت الجواری بثلاثمائة ألف درهم و حملت الثمن إلیه فقلت له إن مولی لک یقال له- إسحاق بن عمر قد أوصی عند موته ببیع جوار له مغنیات و حمل الثمن إلیک و قد بعتهن و هذا الثمن ثلاثمائة ألف درهم فقال لا حاجة لی فیه إن هذا سحت و تعلیمهن کفر و الاستماع منهن نفاق و ثمنهن سحت».
اسحاق بن عمر کنیزانی آوازهخوان داشت و هنگام مرگ وصیت کرد که آنان را بفروشند و پولشان را به امام کاظم علیهالسلام برسانند. ابراهیم میگوید: کنیزان را به سیصد هزار درهم فروختم و پول را نزد امام بردم. عرض کردم: یکی از موالی شما به نام اسحاق بن عمر هنگام وفات وصیت کرده بود کنیزان آوازهخوانش را بفروشند و بهای آنها را به شما برسانند. من نیز آنها را فروختهام و این مبلغ، بهای آنهاست.
حضرت فرمودند: «به این پول نیازی ندارم؛ این مال حرام است. آموزش دادن به آنان کفر، گوش دادن به آوازشان نفاق و بهای آنها حرام است.»
در روایتی دیگر آمده است:
«عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد و علی بن إبراهیم عن أبیه جمیعا عن ابن فضال عن سعید بن محمد الطاهری عن أبیه عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سأله رجل عن بیع الجواری المغنیات فقال شراؤهن و بیعهن حرام و تعلیمهن کفر و استماعهن نفاق».
مردی از امام صادق علیهالسلام درباره خریدوفروش کنیزان آوازهخوان پرسید. حضرت فرمودند: «خریدوفروش آنان حرام، آموزش دادن به آنان کفر و گوش دادن به آوازشان موجب نفاق است.»
دسته ششم: حرمت کسب درآمد از غنا
روایات دیگری درآمد حاصل از غنا را حرام دانستهاند. در کتاب کمالالدین آمده است:
«حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی عن إسحاق بن یعقوب قال: سألت محمد بن عثمان العمری رضی الله عنه أن یوصل لی کتابا قد سألت فیه عن مسائل أشکلت علی فوردت فی التوقیع بخط مولانا صاحب الزمان علیه السلام ... و أما ما وصلتنا به فلا قبول عندنا إلا لما طاب و طهر و ثمن المغنیة حرام».
اسحاق بن یعقوب نقل میکند که در توقیعاتی که از ناحیه حضرت صاحبالزمان علیهالسلام بهواسطه محمد بن عثمان عمری صادر شده، آمده است: «اما آنچه برای ما فرستادهای، پذیرفتنی نیست؛ زیرا ما جز چیزی را که پاک و پاکیزه باشد نمیپذیریم و بهای کنیز آوازهخوان حرام است.»
در کتاب قربالاسناد آمده است:
«محمد بن الحسین، عن إبراهیم بن أبی البلاد قال:: قلت لأبی الحسن الأول علیه السلام: جعلت فداک، إن رجلا من موالیک عنده جوار مغنیات قیمتهن أربعة عشر ألف دینار، و قد جعل لک ثلثها. فقال: «لا حاجة لی فیها، إن ثمن الکلب و المغنیة سحت».
ابراهیم بن ابیبلاد نقل میکند که به امام کاظم علیهالسلام عرض کردم: فدایتان شوم! یکی از موالی شما کنیزانی آوازهخوان دارد که ارزش آنها چهارده هزار دینار است و یکسوم این مبلغ را برای شما قرار داده است. حضرت فرمودند: «به آن نیازی ندارم؛ بهای سگ و کنیز آوازهخوان حرام است.»
در روایتی دیگر آمده است:
«عن نصر بن قابوس قال سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: اَلمُغَنّیهُ ملعونهٌ، ملعونٌ مَن أکَل کَسبِها».
نصر بن قابوس میگوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمودند: «زن آوازهخوان ملعون است و کسی که از درآمد او بخورد نیز ملعون است.»
در روایت دیگری در کتاب خصال شیخ صدوق آمده است:
«عن نصر بن قابوس قال سمعت أبا عبد الله یقول ... اَلمُغَنّیهُ ملعونهٌ و مَن آواها و أکَلَ کسبها ملعونٌ».
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «زن آوازهخوان ملعون است و کسی که او را پناه دهد یا از درآمدش بخورد نیز ملعون است.»
در کتاب شریف کافی نیز آمده است:
«محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن معمر بن خلاد عن أبی الحسن الرضا ص قال: خرجت و أنا أرید داود بن عیسی بن علی و کان ینزل بئر میمون و علی ثوبان غلیظان فرأیت امرأة عجوزا و معها جاریتان فقلت یا عجوز أ تباع هاتان الجاریتان فقالت نعم و لکن لا یشتریهما مثلک قلت و لم قالت لأن إحداهما مغنیة و الأخری زامرة ...».
امام رضا علیهالسلام فرمودند: برای دیدار داوود بن عیسی بن علی از خانه خارج شدم. در بئر میمون، پیرزنی را دیدم که دو کنیز همراهش بودند. به او گفتم: «ای پیرزن، آیا این دو کنیز را میفروشی؟» گفت: «بله، اما کسی مانند شما آنها را نمیخرد.» پرسیدم: «چرا؟» پاسخ داد: «زیرا یکی از آنها آوازهخوان و دیگری نوازنده است.»
در روایتی دیگر آمده است:
«قال الامام الصّادق (علیه السّلام): لا یَحِلُّ بیعُ الغِناء و لا شِراءُه و استماعُه نفاقٌ و تعلیمهُ کُفر».
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «خریدوفروش غنا حلال نیست؛ گوش دادن به آن نفاق و آموزش دادن آن کفر است.»
دسته هفتم: نهی از غنا در قرائت قرآن
دستهای دیگر از روایات، از خواندن قرآن با لحن غنا نهی کردهاند. در کتاب شریف کافی آمده است:
«علی بن محمد عن إبراهیم الأحمر عن عبد الله بن حماد عن عبد الله بن سنان عن أبی عبد الله علیه السلام، قال قال رسول الله ص اقرءوا القرآن بألحان العرب و أصواتها و إیاکم و لحون أهل الفسق و أهل الکبائر فإنه سیجیء من بعدی أقوام یرجعون القرآن ترجیع الغناء و النوح و الرهبانیة لا یجوز تراقیهم قلوبهم مقلوبة و قلوب من یعجبه شأنهم».
امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل میکنند که فرمودند: «قرآن را با لحنها و صداهای عرب بخوانید و از لحنهای اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید؛ زیرا پس از من اقوامی خواهند آمد که قرآن را مانند غنا، نوحهگری و رهبانیت با آهنگ و ترجیع میخوانند. این قرائت از گلوهای آنان فراتر نمیرود؛ دلهایشان وارونه است و دلهای کسانی نیز که از کار آنان خوششان میآید، وارونه خواهد بود.»
در روایتی دیگر آمده است:
«فقال صلی الله علیه و آله: إن من أشراط القیامة إضاعة الصلوات ... عندها تظهر القینات و المعازف ... فعندها یکون أقوام یتعلمون القرآن لغیر الله- و یتخذونه مزامیر، و یکون أقوام یتفقهون لغیر الله - و تکثر أولاد الزنا، و یتغنون بالقرآن ... و یستحسنون الکوبة و المعازف- و ینکرون الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر - ... فأولئک یدعون فی ملکوت السماوات الأرجاس و الأنجاس ...».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «از نشانههای قیامت، ضایع کردن نمازهاست... در آن زمان، کنیزان آوازهخوان و آلات لهو آشکار میشوند... گروهی قرآن را برای غیر خدا میآموزند و آن را همچون ساز و نی به کار میگیرند؛ گروهی نیز برای غیر خدا در دین تفقه میکنند، زنازادگان فراوان میشوند و قرآن را با غنا میخوانند... طبل و آلات موسیقی را نیکو میشمارند و امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند... این افراد در ملکوت آسمانها با عنوان پلیدان و ناپاکان خوانده میشوند.»
دسته هشتم: غنا، لهوی غفلتآور از یاد خدا
برخی روایات، غنا را از جمله لهویاتی دانستهاند که انسان را از یاد خداوند غافل میکند. در کتاب خصال شیخ صدوق آمده است:
«قال: حدثنا تمیم بن بهلول، قال حدثنا ابو معاویه عن الاعمش عن جعفر بن محمد علیه السلام قال: ... و الکبائر محرمة و هی ... المحاربة لأولیاء الله و الملاهی التی تصد عن ذکر الله تبارک و تعالی مکروهة کالغناء و ضرب الأوتار و الإصرار علی صغائر الذنوب».
اعمش از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که فرمودند: «گناهان کبیره حراماند و از جمله آنها جنگ با اولیای خداست... همچنین لهویاتی که انسان را از یاد خداوند تبارکوتعالی بازمیدارند، مانند غنا، نواختن تار و اصرار بر گناهان صغیره، نکوهیدهاند.»
دسته نهم: نهی از استفاده از آلات موسیقی
روایات دیگری از استفاده از آلات موسیقی نهی کردهاند. در یکی از روایات، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بعثت خود را با نابودی ساز و نی مرتبط دانستهاند. در کتاب بحارالانوار آمده است:
«قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اَنَّ اللهَ بَعثَنی رحمهً للعالَمین و لِاَمحقَ المعازفَ و المزامیرَ و امورَ الجاهلیه».
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «خداوند مرا بهعنوان رحمتی برای جهانیان مبعوث کرد تا سازها، نیها و امور جاهلیت را از میان ببرم.»
در روایتی دیگر، روی آوردن به موسیقی در هنگام برخورداری از نعمت، کفران نعمت دانسته شده است. در کتاب شریف کافی آمده است:
«عن ابی عبد الله (علیه السّلام): مَنْ اَنْعم الله علیه بِنعمهٍ فَجاءَ عند تلک النّعمه بِمِزمارٍ فقد کَفَرَها».
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «کسی که خداوند به او نعمتی عطا کند و در کنار آن نعمت به ساز و نی روی آورد، آن نعمت را کفران کرده است.»
در کتاب مستدرک الوسائل نیز آمده است:
«و فی روایه بن العباس ... قاله صلی الله علیه و آله: ... و تظهر الکوبة و القینات و المعازف و المیل إلی أصحاب الطّنابیر و الدّفوف و المزامیر و سائر آلات اللّهو ألا و من أعان أحدا منهم بشیء من الدینار و الدرهم و الالبسة و الأطعمة و غیرها فکأنّما زنی مع أمّه سبعین مرّة فی جوف الکعبة فعندها یلیهم أشرار أمّتی و تنهتک المحارم و تکتسب المآثم».
ابن عباس از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که حضرت فرمودند: «... تنبک، کنیزان آوازهخوان، آلات لهو و موسیقی و گرایش به نوازندگان طنبور، دف، نی و دیگر آلات لهو آشکار و رایج میشود. آگاه باشید، هرکس یکی از آنان را با دینار، درهم، پوشاک، خوراک یا چیزهای دیگر یاری کند، گویی هفتاد بار در درون کعبه با مادر خود زنا کرده است. در آن هنگام، اشرار امت من زمام امور را به دست میگیرند، حرمتها شکسته میشود و گناهان رواج مییابد.»
در روایتی دیگر نقل شده است:
«وَ نَقَلَ: أَنَّهُ سَمِعَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام، رَجُلًا یُطْرِبُ بِالطُّنْبُورِ فَمَنَعَهُ وَ کَسَرَ طُنْبُورَهُ ثُمَّ اسْتَتَابَهُ فَتَابَ ثُمَّ قَالَ أَ تَعْرِفُ مَا یَقُولُ الطُّنْبُورُ حِینَ یُضْرَبُ قَالَ وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ ص أَعْلَمُ فَقَالَ إِنَّهُ یَقُولُ سَتَنْدَمُ سَتَنْدَمُ أَیَا صَاحِبِی سَتَدْخُلُ جَهَنَّمَ أَیَا ضَارِبِی».
نقل شده است که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام مردی را دیدند که با طنبور موسیقی مینواخت. حضرت او را از این کار بازداشتند و طنبورش را شکستند؛ سپس او را به توبه فراخواندند و آن مرد توبه کرد.
آنگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به او فرمودند: «آیا میدانی طنبور هنگام نواخته شدن چه میگوید؟» مرد پاسخ داد: «وصی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله داناتر است.» حضرت فرمودند: «میگوید: ای صاحب من، پشیمان خواهی شد، پشیمان خواهی شد؛ ای نوازنده من، وارد جهنم خواهی شد.»
نتیجهگیری
مجموعه روایات نقلشده در این متن، به موضوع غنا و موسیقی از منظر آموزههای اهلبیت علیهمالسلام میپردازد. مبنای آغازین بحث، آیه شریفه «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» است؛ آیهای که مسئولیت انسان در قبال گوش، چشم و دل را یادآور میشود.
روایات مطرحشده در چند محور دستهبندی شدهاند: قرار گرفتن غنا در زمره باطل؛ پیامدهایی همچون نفاق، فقر و محرومیت خانه از ورود فرشتگان و استجابت دعا؛ نهی از حضور در مجلس غنا و گوش دادن به آن؛ معرفی غنا بهعنوان یکی از بدترین صداها؛ حرمت آموزش غنا و کسب درآمد از آن؛ نهی از خواندن قرآن با لحن غنا؛ ارتباط غنا با لهویات غفلتآور از یاد خدا؛ و نهی از استفاده و حمایت از آلات موسیقی.
در این مجموعه، غنا صرفاً در قالب یک مسئله فقهی مطرح نشده، بلکه روایات به پیامدهای آن برای قلب و رفتار انسان نیز پرداختهاند. روایت مربوط به مسعدة بن زیاد و تذکر امام صادق علیهالسلام درباره مسئولیت گوش، نمونهای از تأکید روایی بر پرهیز از استماع غناست. در کنار این هشدارها، توبه و بازگشت از رفتار ناپسند نیز در متن روایت مورد توجه قرار گرفته است.
بر این اساس، مراقبت از گوش و دل، توجه به آنچه شنیده میشود و پرهیز از مواردی که در روایات از آنها نهی شده است، محورهای اصلی این مجموعه روایی را تشکیل میدهند.










نظر شما