به گزارش خبرگزاری حوزه، عبادت، ستون دین و معراج مؤمن است، اما گاهی به دلیل غفلت و روزمرگی، روح خود را از دست میدهد و به حرکتی تکراری تبدیل میشود. در این میان، اطمینان از صحت اعمال و دستیابی به حضور قلب واقعی، دغدغه اصلی هر پوینده راه حقیقت است. در ادامه، حجتالاسلام محمدی شاهرودی به این پرسش کلیدی پاسخ میدهند که چگونه هم از انطباق اعمال با شرع مطمئن شویم و هم با زنده کردن معنا و گفتگوی مستقیم با پروردگار، عبادت را از روزمرگی نجات دهیم.
از کجا بفهمیم کاری که انجام میدهیم مطابق شرع است و واقعاً همان چیزی است که خدا از ما خواسته؟ممکن است کاری انجام دهیم که خدا آن را نخواسته باشد. پاسخ این است:
اگر خود انسان در دین کارشناس باشد و بتواند حکم خدا را از منابع دینی استنباط کند، بر اساس تشخیص و اطمینان خود عمل میکند. عمل او نزد خدا پذیرفته است، حتی اگر در تشخیص حکم اشتباه کرده باشد.
اما اگر انسان کارشناس دین و مجتهد نباشد ــ و بیشتر بینندگان عزیز هم در این جایگاه نیستند ــ باید به مجتهد مراجعه کند و از او تقلید کند. در این صورت، مجتهد یا حکم را درست استنباط کرده یا در استنباط خود به خطا رفته است؛ اما مقلد در هر دو حالت، به وظیفه شرعی خود عمل کرده و عملش نزد خدا پذیرفته است. خود مجتهد نیز اگر در استنباط به واقع رسیده باشد، دو پاداش دارد: پاداش اجتهاد و پاداش رسیدن به حکم واقعی.
اگر مجتهد در استنباط خود اشتباه کرده باشد، یک پاداش برای اجتهادش دارد و بهدلیل نرسیدن به حکم واقعی، معذور است. مقلد نیز در هر صورت، به وظیفه خود عمل کرده و «مُعذَّر» است.
البته این بحث درباره این است که انسان بداند آیا کاری که انجام میدهد از نظر شرعی درست است یا نه. اما اینکه عمل او مورد قبول خداوند هم قرار گرفته باشد، بحث دیگری است. قاعدتاً اگر مانعی برای پذیرش عمل وجود نداشته باشد، خداوند آن را میپذیرد. برای نمونه، در برخی روایات آمده است که شرابخواری میتواند مانع پذیرش نماز و روزه تا چهل روز شود. بنابراین، اصل بر پذیرش عمل است، مگر آنکه دلیلی بر وجود مانعی داشته باشیم.
نکته سوم این است که آیا روزمرگی در عبادت اشکال دارد؟
پاسخ این است که نماز و عبادت صحیح است و ثواب خود را دارد؛ اما میتوان کاری کرد که عبادت از حالت روزمرگی خارج شود. برای نمونه، میتوان توجه بیشتری به معانی عبادت داشت و درباره اسرار و حکمتهای آن مطالعه کرد: رکوع چه معنایی دارد و چه رازهایی در آن نهفته است؟
در این زمینه، آثار فراوانی وجود دارد؛ از جمله کتاب آداب الصلاة امام خمینی، آداب الصلاة شهید ثانی و المحجة البیضاء فیض کاشانی. وقتی انسان به این کتابها مراجعه میکند، رکوع برایش فقط خمشدن و گفتن ذکر نیست؛ بلکه در آن معانی و اسراری میبیند و شناختش گسترش پیدا میکند. چنین مطالعهای میتواند عبادت را از حالت یکنواختی بیرون بیاورد.
راه دیگر این است که انسان از قالبهای کلیشهای فاصله بگیرد و گاهی در دعاها و اذکار خود تنوع ایجاد کند؛ البته در چارچوب آنچه شرع اجازه داده است. وقتی عبادت صرفاً به عادتی تکراری تبدیل شود، ممکن است انسان ذکرها را مانند ضبطصوت بر زبان بیاورد. اما اگر از خود بپرسد «اکنون چه نیازی دارم؟ چه دعایی بخوانم؟» و با توجه بیشتری عبادت کند، فرصت بیشتری برای حضور قلب و دورشدن از روزمرگی پیدا میکند.
مطلب بعدی اینکه، بهویژه در مورد نماز که شاید مهمترین امر عبادت باشد، اگر انسان هنگام خواندن نماز اینگونه توجه داشته باشد که دارد این جملات را مستقیماً با خدا در میان میگذارد، حال و هوای دیگری پیدا میکند.
مثلاً وقتی میگوید «مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ»، در ذهنش این باشد که دارد به خدا عرض میکند: «پروردگارا، تو مالک روز جزایی»؛ یا وقتی میگوید «إِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»، اینگونه توجه داشته باشد که دارد با خدا صحبت میکند و میگوید: «خدای من، مرا به راه راست هدایت کن.»
اگر انسان در نماز اینچنین خدا را مخاطب قرار دهد و با او گفتگو کند یا گزارش بدهد ـ چه او را حاضر بداند و چه غایب ــ کیفیت نماز بسیار عالی خواهد شد و همیشه حضور قلب خواهد داشت.










نظر شما