به گزارش خبرگزاری حوزه، هفتهنامه «افق حوزه» در این گفتوگوی تفصیلی با حجتالاسلاموالمسلمین سعید صلحمیرزایی، پژوهشگر معارف انقلاب اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری، به واکاوی تطور مفهوم جهاد تبیین در بیانات رهبر معظم انقلاب، ابعاد سهگانه آن و انطباق این منظومه با سیره و زمانهشناسی حضرت صدیقه کبری(س) پرداخته است؛ متنی که میتواند پیشزمینهای نظری و عملی برای طلاب، فضلا و فعالان جبهه جنگ نرم در مسیر کنشگری در پیچهای تاریخی معاصر باشد.
جایگاه انحصاری زهرای مرضیه(س) در ساحت قدس و منظومه معرفتی انقلاب
جایگاه منحصربهفرد وجود مقدس حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در معارف ناب اسلامی و منظومه فکری رهبر معظم انقلاب چگونه بازخوانی میشود؟
بسماللهالرحمنالرحیم. وجود مقدس حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) شخصیتی فرابشری و استثنایی است که نام و نشان والای ایشان در قرآن مجید، سنت نبوی و روایات اهلبیت عصمت(علیهمالسلام)، جایگاهی برتر از دیگر زنان و سالکان الیالله را نشان میدهد. منزلت ایشان در روایات، برتر از بسیاری از صدیقین، شهدا و انبیا دانسته شده است.

عواطف و تجلیلهای شگفتانگیز رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، که تالیتلو نبی مکرم هستند، نشاندهنده شأنی ملکوتی و منصبی الهی برای آن حضرت است. کفویت انحصاری ایشان با امیرمؤمنان، که در روایت نبوی تصریح شده است:
«لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِیّاً لَمَا کَانَ لِفَاطِمَةَ ابْنَتِکَ کُفْوٌ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ»
(اگر علی را نمیآفریدم، برای دخترت فاطمه، از آدم تا دیگران، همتایی بر روی زمین وجود نداشت.)
افضلیت مطلقه ایشان با عنوان «سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ»، مقام رفیع «محدَّثه» بودن و شفاعت کبرای محبان در قیامت، همگی گواه این حقیقتاند.
سرآغاز تحلیل بنده درباره سیره جهادی ایشان، توقیع شریف منسوب به قطب عالم امکان، حضرت بقیةاللهالاعظم(ارواحنافداه) است که شیخ طوسی در کتاب ارجمند الغیبة نقل میکند:
«وَفِی ابْنَةِ رَسُولِ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»
(دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.)
در تبیین این مسئله که چرا خاتمالاوصیا(عج)، که مأمور به اقامه عدل جهانی و تحقق غایت بعثت همه انبیاست، صدیقه طاهره(س) را الگوی خود معرفی میکند، پژوهشگران و شارحان روایات با استناد به توقیع شریف اسحاق بن یعقوب، نکتهای ژرف را استنباط کردهاند.
امام عصر(عجلاللهتعالیفرجه) در بیان علت غیبت و خودداری از بیعت میفرمایند:
«... وَأَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ [...] إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَدْ وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ، وَإِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَلَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی...»
(اما علت وقوع غیبت این است که هیچیک از پدرانم نبودند، مگر آنکه بیعت طاغوت زمانشان بر گردنشان قرار گرفت؛ اما من هنگامی قیام میکنم که بیعت هیچیک از طاغوتها بر گردنم نباشد.)
بر اساس این برداشت، حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) تنها معصومی از خاندان رسالت بودند که در تمام عمر شریفشان زیر بار بیعت با حاکمان جور نرفتند و در حالی به لقاءالله پیوستند که با طاغوت بیعت نکرده بودند. از این رو، امام مهدی(عج) نیز یگانه امامی هستند که به برکت غیبت، طوق بیعت هیچ حاکم جائری را بر گردن ننهادهاند و نخواهند نهاد؛ بدینگونه، در ستمستیزی مطلق و سازشناپذیری در برابر طواغیت، به مادر مظلومه خویش تأسی جستهاند.
این تلقی در ادبیات امام راحل عظیمالشأن(قدسسره) و امام شهید(قدسسره) نیز تجلی آشکاری داشت. رهبر معظم انقلاب بیش از چهار دهه است که با برگزاری دیدارهای چندساعته با مداحان و ستایشگران در روز میلاد خجسته حضرت زهرا(س)، ارکان این مکتب را بازخوانی میکنند.
نکته درخور توجه آن است که ایشان، همزمان با تأکید عمیق بر مبانی تقریب و وحدت اسلامی، احیاگر حقیقی شعائر فاطمیه در دوران پس از دفاع مقدس شدند. اگر در سالهای ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱، اقامه عزای فاطمیه در حسینیه امام خمینی(ره) به همت ایشان علنی نمیشد، چهبسا رسانهها و صداوسیما به تصور منافات این مراسم با راهبرد وحدت، از پرداختن به آن پرهیز میکردند؛ اما ایشان پرچم فاطمیه را برافراشتند، هیئتها و رسانهها به میدان آمدند و عاشورای فاطمی به نماد غیرت و بیداری شیعه تبدیل شد.
حضرت امام خمینی(ره) نیز در کلامی تاریخی، شرافت حضرت صدیقه(س) را در سطحی فراتر از تصور بشر ترسیم میکنند. ایشان با استناد به حدیثی از کتاب شریف الکافی یادآور میشوند که پس از رحلت رسولالله(ص)، جبرئیل امین به مدت ۷۵ روز پیوسته بر غیرپیامبر نازل میشد و حوادث آینده امت و سرنوشت ذریه طاهره ایشان را برای تسلی خاطر حضرت زهرا(س) بازگو میکرد. امیرالمؤمنین(ع) نیز کاتب این مکاشفات قدسی در قالب «مصحف فاطمه» بود.
امام راحل تأکید کردند که این ارتباط روح اعظم الهی با انسانی که پیامبر نبوده است، حتی در سابقه ائمه اطهار(ع) نیز نظیر نداشته است. ایشان سپس احتمال دادند که یکی از همان انواری که در آن ۷۵ روز مایه تسلای دل محزون زهرای مرضیه(س) شد، اخبار مربوط به شکلگیری نظام جمهوری اسلامی و برافراشتهشدن پرچم توحید به دست فرزندان ایشان در دوران معاصر بوده باشد؛ انقلابی که موجب گسترش محبت اهلبیت شد، تا جایی که حتی در کشوری مانند انگلستان، نام شریف پیامبر در شمار نامهای پرکاربرد قرار گرفت.
گستره جهاد حضرت زهرا(س) و ضرورت راهبردی تبیین
حیات مبارزاتی حضرت زهرای مرضیه(س) از نظر زمانی بسیار کوتاه، اما از حیث گستره و عمق بیبدیل است. این ابعاد عظیم جهادی چگونه تبیین میشود و چه عواملی جهاد تبیین ایشان را به نقطه عطف بقای خط اصیل ولایت تبدیل کرد؟
اگرچه ممکن است انعکاس تاریخی حیات حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در منابع اولیه محدود باشد، تا آنجا که عمده سخنان و روایات برجامانده از ایشان در یک جلد «معجم احادیث» میگنجد، واقعیت آن است که از سن ۹ سالگی، تمام دوران پرحادثه عمر شریفشان در کنار پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، با عرصههای گوناگون مجاهدت همراه بود.
ایشان حتی در پشتیبانی از جهاد نظامی نیز بر اساس روایات تاریخی، نقشی مستقیم داشتند؛ چنانکه پس از جنگ احد، شخصاً برای پانسمان و مداوای جراحات سنگین پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) اقدام کردند و در جریان جنگ احزاب، در اوج محاصره سخت مدینه، برای رزمندگان اسلام نان میپختند.
با این حال، شاخصترین و ماندگارترین عرصه مبارزاتی ایشان، «جهاد تبیین» بود. اگر این روشنگری فاطمی نبود، بیتردید امروز اسلام به موزههای تاریخ ادیان سپرده میشد؛ دینی که پیامبرش ۲۳ سال برای آن مجاهدت کرد، اما در فاصله چند دهه در معرض انحراف قرار گرفت و ممکن بود اثری اصیل از کتاب و سنت آن باقی نماند.
از این رو، جهاد تبیین حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) را باید حرکتی تمدنی و راهبردی دانست که اصل شجره طیبه اسلام را از خطر تحریف، مسخ و نابودی نجات بخشید.
سیر تطور مفهوم «جهاد تبیین» در بیانات رهبر انقلاب و نسبت آن با حوادث معاصر
سیر تطور مفهوم «جهاد تبیین» در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب چگونه شکل گرفت و با وقایع و تحولات سالهای اخیر چه نسبتی پیدا کرد؟
اگرچه اصطلاح «جهاد تبیین» در دهه ۱۳۹۰ و حدود سال ۱۳۹۵ در بیانات رهبر معظم انقلاب به کار رفت، نقطه عطف و جهش مفهومی آن در پنجم مهرماه ۱۴۰۰، در مراسم اربعین دانشجویی، رقم خورد.
در این دیدار، معظمله با بازخوانی رسالت تاریخی حضرت زینب(س)، «جهاد تبیین» را از سطحی دانشگاهی یا حوزوی به «فریضهای قطعی و همگانی» ارتقا دادند و تأکید کردند که هر فرد باید همچون چراغی، پیرامون خود را روشن کند. پیش از آن، مخاطبان اصلی تبیین غالباً نخبگان و صاحبان منبر و قلم بودند؛ اما از این مقطع، دعوت به تبیین هویتی عمومی یافت.
ایشان در این باره فرمودند:
«این چهل روزی که از عاشورا تا اربعین اتفاق افتاده، یکی از مقاطع بسیار مهم تاریخ اسلام است... اگر روز عاشورا اوج مجاهدت همراه با فداکاری ـ فداکردن جان، فداکردن عزیزان، فرزندان و یاران ـ است، این چهل روز، اوج مجاهدت همراه با تبیین، همراه با افشاگری، همراه با توضیح [است]. اگر این چهل روز نمیبود، اگر حرکت عظیم زینب کبری(سلاماللهعلیها) و جناب امکلثوم و حضرت سجاد(علیهالسلام) نمیبود، شاید آن فقره "لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلَالَةِ" اتفاق نمیافتاد... من از این جمله استفاده کنم برای بیان این مطلب که شما جوانان عزیز و دانشجویان عزیز... به مسئله "تبیین" اهمیت بدهید. خیلی از حقایق هست که باید تبیین بشود... هر کدام از شما بهعنوان یک وظیفه، مثل یک چراغی، مثل یک نوری پیرامون خودتان را روشن کنید... میتوانید افکار درست را، افکار صحیح را منتشر کنید، پاسخ به اشکالات را، پاسخ به ابهامآفرینیها را در این فضا با استفاده از این امکان منتشر کنید و میتوانید در این زمینه به معنای واقعی کلمه جهاد کنید.»
بر پایه شواهد و تحلیلهای امنیتی، قرائن متعددی وجود داشت که نشان میداد اتاقهای فکر دشمن برای پاییز ۱۴۰۱ تدارک فتنهای گسترده دیدهاند؛ چنانکه مسئولان امنیتی و نظامی نیز بعدها تصریح کردند که منتظر رخدادهایی در پاییز بودند. این جریان، البته، کمی زودتر و از اواخر شهریورماه، در قالب «جنگ ترکیبی» آغاز شد.
رهبر انقلاب با رصد این آرایش، از پنجم مهرماه ۱۴۰۰ مجموعهای از تمهیدات عمومی و اقدامات زمینهساز را آغاز کردند:
-
۲۱ آذر ۱۴۰۰؛ دیدار پرستاران: ایشان موضوع حیاتی «روایت اول» را مطرح کردند و فرمودند:
«زینب کبری(سلاماللهعلیها) جهاد تبیین را، جهاد روایت را راه انداخت؛ نگذاشت و فرصت نداد که روایت دشمن از حادثه غلبه پیدا کند؛ کاری کرد که روایت او بر افکار عمومی غلبه پیدا کند... این همان حرفی است که بنده همیشه میگویم: شما روایت کنید حقایق جامعه خودتان و کشور خودتان و انقلابتان را. شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛ شما اگر انقلاب را روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛ شما اگر حادثه دفاع مقدس را روایت نکنید، دشمن روایت میکند، هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید، آن هم ۱۸۰ درجه خلاف واقع؛ جای ظالم و مظلوم را عوض میکند... وظیفه جوانهای ما است.»
-
۳ بهمن ۱۴۰۰؛ دیدار با مداحان: ایشان فصلی مبسوط درباره هیئت بهعنوان کانون تبیین گشودند و فرمودند:
«هیئت، کانون جهاد است... جهاد فیسبیلالله، جهاد در راه احیای مکتب اهلبیت، مکتب امام حسین(علیهالسلام)، مکتب شهادت. خب ائمه(علیهمالسلام) چه جور جهادی میکردند؟ ائمه جهاد نظامی که نمیکردند؛ جز معدودی... بقیه ائمه که با شمشیر نجنگیدند؛ جهادشان چه بود؟ "جهاد تبیین"؛ همین که بنده مکرر تکرار میکنم؛ تبیین یا جهاد تبیین، تبیین کنید، روشنگری کنید. هیئت، محل جهاد تبیین است.»
-
۱۹ بهمن ۱۴۰۰؛ دیدار همافران نیروی هوایی: ایشان بر ضرورت اتخاذ رویکردی تهاجمی در برابر تهاجم ترکیبی دشمن تأکید کردند و فرمودند:
«دشمنان ما... امروز دست زده به یک تهاجم ترکیبی؛ یعنی جنبه اقتصادی در آن هست، جنبه سیاسی در آن هست، جنبه امنیتی در آن هست، جنبه رسانهای در آن هست، جنبه دیپلماسی در آن هست... ما هم در مقابل بایستی حرکتمان حرکت ترکیبی باشد... البته دفاع باید بکنیم؛ اما همیشه در موضع دفاعی نمیتوانیم بمانیم؛ این را باید توجه داشت... دشمن تهاجم میکند، ما هم باید تهاجم داشته باشیم؛ در زمینههای مختلف؛ هم در زمینههای رسانهای، هم در زمینههای اقتصادی، هم در زمینههای امنیتی.»
-
۱۹ اسفند ۱۴۰۰؛ دیدار مجلس خبرگان رهبری: ایشان بر تحکیم و تقویت زیرساختهای فکری جامعه در برابر شبهات بنیادین تأکید کردند.
خاطرم هست کتاب «جهاد تبیین» را در آبان ۱۴۰۰ آماده کرده بودیم و پیش از بهمنماه رونمایی شد. در ابتدا، رسانهها آن را جدی نمیگرفتند؛ اما پس از بهمنماه، استقبال گستردهای صورت گرفت. بنده از بهمن ۱۴۰۰ تا تابستان ۱۴۰۱، شاید چهار تا پنج هزار کیلومتر در کشور سفر کردم و برای دانشجویان، طلاب و هیئتها دورههای تبیینی برگزار کردیم.
این آمادگی و تولید محتوا درباره غرب، پهلوی، دستاوردهای انقلاب و مسائل حوزه زنان باعث شد در فتنه ترکیبی سال ۱۴۰۱، کمترین آسیب را ببینیم.
رهبر انقلاب در ۲۲ دی ۱۴۰۱، در دیدار مداحان، درباره همین ماجرا فرمودند:
«در این قضایای اخیر، نقشه دشمن نقشه جامعی بود، [اما] محاسبه دشمن محاسبه غلطی بود... بنده بهعنوان یک آدمی که این مسائل را نگاه میکنم و زیر نظر دارم و میفهمم، در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم! خوب مهندسی کرده بود؛ همه چیز را در جای خود، به اندازه خود، آماده کرده بود. چرا موفق نشد؟ چون یک پایه دیگر، یعنی محاسبهاش، غلط بود... خیال میکرد ملت ایران بهخاطر مشکلات اقتصادی با نقشه براندازی و تجزیهطلبی دشمن همراهی خواهد کرد؛ خیال میکرد با فحش و بددهنی میتواند مسئولین کشور را منفعل کند... اشتباه کردند؛ اراده قوی جمهوری اسلامی از همه این عوامل قدرت آنها قویتر بود...»
در همان جریانها بود که چهرههایی مانند «امید دانا» نیز، که پیشتر با تکیه بر باستانگرایی و ملیگرایی یارگیری میکردند، نقاب از چهره برداشتند و ماهیت خود را آشکار ساختند.
تعریف جهاد و چرایی تقدم رتبی «جهاد تبیین»
تعریف دقیق رهبر انقلاب از جهاد چیست و چرا در میان همه عرصهها، «جهاد تبیین» را مهمترین و زیربناییترین عرصه میدانند؟
جهاد یعنی «کار بسیار سخت، مستمر و هوشمندانه در مقابله با نقشه و جبهه دشمن». اگر نقشه دشمن نظامی باشد، جهاد ما نظامی و قتالی است؛ اگر اقتصادی باشد، جهاد اقتصادی است و اگر رسانهای باشد، جهاد رسانهای خواهد بود.
حتی رهبر انقلاب در دیدار سوم بهمن ۱۴۰۰ فرمودند که دشمن گاهی با فشار مالی بر اقشار مستضعف میخواهد آنان را در برابر نظام قرار دهد. بنابراین، اگر برای خنثیکردن این نقشه، خدمات اجتماعی ارائه کنید، این اقدام «جهاد خدمات اجتماعی» خواهد بود. ایشان فرمودند:
«آن روزی که دشمن سعی میکند جامعه را در فشار اقتصادی قرار بدهد برای اینکه مردم را در مقابل اسلام، در مقابل نظام اسلامی قرار بدهد، آن روز اگر شما خدمت اقتصادی و اجتماعی به مردم بکنید، جهاد کردهاید در مقابل دشمن؛ لکن از همه اینها مهمتر عرصه تبیین و روشنگری است. اگر روشنگری بود، همه این عرصههای گوناگون در وقت خود و جای خود وضعشان روشن خواهد شد و مردان خودشان را پیدا خواهند کرد.»
اهمیت بیبدیل جهاد تبیین دقیقاً در همین نکته است: این جهاد، مجاهدان سایر عرصهها را تربیت میکند و به میدان میآورد.
روزی در محضر خانواده یکی از شهدای والامقام بودیم؛ شهید نخبه، محمدحسین قلعهنوعی، که مهندسی ژنتیک را رها کرد و وارد حوزه پهپاد و صنایع دانشبنیان شد و جان خود را فدای استقلال کشور کرد. مادر صبور این شهید میگفت در دوران بارداری، با چه دقتی لقمه حلال را رعایت میکرده و برای این فرزند، ۱۲۰ ختم قرآن خانوادگی نذر کرده بوده است. با اینکه فرزندش تکپسر خانواده بود، میگفت جان فرزندم در برابر اسلام و حضرت علیاصغر(ع) ارزشی ندارد.
این شهید والامقام از مراکز برجسته بینالمللی دعوتنامه داشت و به چند زبان مسلط بود. چه عاملی چنین جوانی را میسازد؟ تبیینی که در ذهن و روح او شکل گرفته است. چه چیزی باعث میشود یک کاسب و بازاری، بهجای سوداگری و احتکار طلا و ارز، به تولید و جهاد اقتصادی روی بیاورد؟ تبیینی که در فکر او اتفاق افتاده است.
ابعاد سهگانه جهاد تبیین و تطبیق آن با سیره حضرت زهرا(س)
انواع سهگانه «جهاد تبیین» در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب کداماند و این مؤلفهها چگونه در سیره معرفتی و مبارزاتی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) بازتاب یافتهاند؟
در بیانات رهبر انقلاب، جهاد تبیین سه گونه دارد:
۱. جهاد تبیین درمانی یا دفاعی
این نوع جهاد به پاسخگویی به شبهات، رفع ابهامات و زدودن تحریفهایی مربوط است که دشمن در افکار عمومی منتشر میکند.
در سیره حضرت زهرا(س)، هنگامی که دستگاه خلافت برای مصادره فدک به جعل حدیث متوسل شد و ادعا کرد پیامبر فرموده است: «نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ مَا تَرَکْنَاهُ صَدَقَةٌ»؛ یعنی «ما پیامبران ارث مالی بر جای نمیگذاریم»، حضرت در خطبه بلیغ فدکیه مستقیماً به مصاف این شبهه رفتند و با استناد به آیات صریح قرآن، آن را به چالش کشیدند:
«أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَأُغْلَبُ عَلَی إِرْثِی؟ یَا ابْنَ أَبِی قُحَافَةَ! أَفِی کِتَابِ اللَّهِ تَرِثُ أَبَاکَ وَلَا أَرِثُ أَبِی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئًا فَرِیًّا، أَفَعَلَی عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتَابَ اللَّهِ وَنَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ، إِذْ یَقُولُ: "وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ"، وَقَالَ فِیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ زَکَرِیَّا إِذْ قَالَ: "فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ"، وَقَالَ: "وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ"، وَقَالَ: "یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ"...»
(ای مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم از من گرفته شود؟ ای پسر ابوقحافه! آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ سخن ناروا و بدعتی بزرگ آوردهای! آیا آگاهانه کتاب خدا را پشت سر انداختهاید؛ آنجا که میفرماید: «سلیمان از داوود ارث برد» و در داستان زکریا میفرماید: «پروردگارا! از نزد خود فرزندی به من ببخش که از من و از آلیعقوب ارث ببرد»؟)
مسئله حضرت هرگز مال دنیا نبود؛ عواید فدک صرف امور مربوط به فقیران مدینه میشد. هدف ایشان دفاع از حق و ابطال انحراف بود. همچنین، در پاسخ به این شبهه که چرا امیرالمؤمنین(ع) برای احقاق حق خود شمشیر نکشید، فرمودند:
«مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ إِذْ تُؤْتَی وَلَا تَأْتِی»
(امام مانند کعبه است؛ باید به سوی او بیایند، نه آنکه او در پی مردم روان شود.)
نمونه دیگر جهاد دفاعی و درمانی، پاسخگویی بیدریغ حضرت به پرسشهای مردم بود. در روایتی آمده است که زنی نزد ایشان آمد و درباره احکام نماز مادرش پرسید. آن زن تا ده نوبت سؤال کرد و حضرت پاسخ دادند. زن از این بابت خجالتزده شد و گفت که ایشان را به زحمت انداخته است. حضرت در پاسخی تربیتی فرمودند:
«اگر شخصی را اجیر کنند تا باری را به پشتبام ببرد و در برابر آن صد هزار دینار پاداش بگیرد، آیا احساس سنگینی میکند؟ من در برابر هر پاسخی که به تو میدهم، بیش از فاصله میان زمین و عرش پاداش دریافت میکنم. از پدرم شنیدم که علمای شیعه محشور میشوند و به اندازه تلاششان در هدایت بندگان، خلعتهایی از نور بر آنان پوشانده میشود.»
۲. جهاد تبیین تهاجمی یا هجومی
رهبر معظم انقلاب در ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ فرمودند که نباید صرفاً منفعلانه منتظر شبههافکنی دشمن بمانیم؛ بلکه باید به مبانی فکری و دروغهای دشمن حمله کنیم. ایشان بر این نکته تأکید کردهاند که «بهترین دفاع، حمله است». مصداق امروزی این رویکرد، افشای پروندههای دشمن، رسواسازی عناصر مزدور و قرار دادن جریان رسانهای باطل در موضع دفاعی است.
در سیره حضرت زهرا(س)، اساس دستگاه خلافت بر این ادعا استوار بود که حاکمان، جانشینان پیامبرند. اگر مخالفت صریح و تهاجمی حضرت وجود نداشت، این ادعا بدون خدشه تثبیت میشد.
حضرت مستقیماً مشروعیت آنان را هدف گرفتند؛ تا پایان عمر با آنان بیعت نکردند، از بیعت امیرالمؤمنین(ع) جلوگیری کردند و با وصیت به تدفین شبانه و پنهانماندن مزار مطهرشان، بحران مشروعیتی ماندگار برای جریان غاصب رقم زدند. این بحران تا آنجا پیش رفت که حتی تصمیم به نبش قبور بقیع گرفتند تا بر پیکر ایشان نماز بخوانند و این خلأ مشروعیت را جبران کنند.
حضرت در بستر بیماری نیز هنگام عیادت خلفا، روی برگرداندند و فرمودند که از آنان ناراضیاند و در نماز خود نفرینشان میکنند. ایشان تقیه نکردند؛ همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) در سالهای ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ فرمودند: «امروز تقیه حرام است، ولو بلغ ما بلغ.»
۳. جهاد تبیین پیشگیرانه، تعمیقی و مصونیتساز
رهبر انقلاب در ۱۹ اسفند ۱۴۰۰ فرمودند که مؤثرترین ابزار تبیین، «تعمیق معارف» است؛ یعنی اگر جوان را با معارف اسلام و انقلاب مقاومسازی کنید، با هر شبههای فرو نمیریزد.
در سیره حضرت زهرا(س)، خطبه فدکیه با مباحث عمیق توحیدی، فلسفه آفرینش، غایت نبوت و اسرار احکام آغاز میشود؛ از حکمت نماز و زکات تا وجوب اطاعت از اهلبیت برای برقراری نظم اجتماعی.
در روایتی ارزشمند از امام صادق(علیهالسلام) آمده است:
«إِنَّ بَنِی أُمَیَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِ وَلَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوهُ»
(بنیامیه آموزش ایمان را برای مردم آزاد گذاشتند، اما اجازه ندادند شرک آموزش داده شود تا اگر مردم را به سوی آن سوق دادند، شرک را نشناسند.)
بنیامیه اجازه میدادند مردم نماز و احکام را بیاموزند، اما نمیگذاشتند حقیقت شرک را بشناسند؛ زیرا اگر مردم شرک در اطاعت و فرمانبرداری از طاغوت در برابر حکم خدا را درک میکردند، حاکمیت غاصبان فرو میریخت.
حضرت صدیقه طاهره(س) توحید را از صورت یک بحث انتزاعی خارج کردند و نشان دادند که تسلیمشدن در برابر طاغوت، در عرصه توحید عملی، به شرک در اطاعت میانجامد.
پیامدهای انحراف از تبیین فاطمی
پیامدهای انحراف از این تبیین فاطمی در جامعه پس از رحلت پیامبر چه بود؟
با کنار رفتن این هدایت الهی، جامعه دچار ارتجاعی عمیق شد؛ تا جایی که امیرالمؤمنین(ع) در آغاز خلافت ظاهری خود، در خطبه ۱۶ نهجالبلاغه، فرمودند:
«أَلَا وَإِنَّ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ»
(آگاه باشید که گرفتاری شما به همان وضعیتی بازگشته است که در روز برانگیختهشدن پیامبر خدا وجود داشت.)
رهبر انقلاب در اثر ارزشمند «دو امام مجاهد» اشاره کردهاند که انقلاب پیامبر اکرم(ص) بر سه محور بنیادین استوار بود:
۱. حاکمیت توحید و نفی طاغوت: شکستن بتهای انسانی؛ توحید صرفاً یک اعتقاد نظری نبود، بلکه به معنای نفی بندگی حاکمان خودکامهای بود که اراده خود را بر حکم خدا مقدم میداشتند.
۲. برقراری مساوات و عدالت و نفی نظام طبقاتی: فاصلههای اشرافی از میان رفت و همگان در برابر بیتالمال یکسان بودند.
۳. تکریم انسان و نفی تفاخر قومی و نژادی: اصالت قبیله و تعصبهای قومی کنار رفت و تقوا ملاک برتری قرار گرفت.
با این حال، در طول ۲۵ سال، این ارکان دچار قهقرا شد؛ بتپرستی انسانی و اطاعت بیچونوچرا از حاکم جائر بازگشت، نظام طبقاتی با تغییر شیوه تقسیم بیتالمال احیا شد و تفاخر عرب بر عجم دوباره ریشه دواند.
ایشان در بخشی از کتاب «دو امام مجاهد» میفرمایند:
«مردم فراموش کرده بودند که اسلام یعنی تسلیم بیقیدوشرط در مقابل خدا؛ فراموش کرده بودند که اسلام یعنی وحدت طبقات با یکدیگر و عدالت در تمام حقوق... [در مقابل]، یادشان مانده بود که اسلام نماز دارد، میدیدند نماز هست، میگفتند پس اسلام هست! یادشان بود که پیغمبر مردم را به حج میبرد، میدیدند حج هم هست، دلشان خوش بود که اسلام هست! و این ابتلائی است که در طول تاریخ مسلمانها غالباً با آن مواجه بودند؛ دل خوش کرده بودند به شعارهای ظاهری و بیمحتوا...»
کار به جایی رسید که در کتاب النص والاجتهاد مرحوم شرفالدین، دهها بدعت در احکام ثبت شده است. در واقعه حَرّه نیز، هنگامی که منجنیقهای یزید کعبه را هدف قرار دادند، چنین استدلالی مطرح شد:
«إِنَّ الْحُرْمَةَ وَالطَّاعَةَ اجْتَمَعَتَا فَغَلَبَتِ الطَّاعَةُ الْحُرْمَةَ!»
(حرمت کعبه و اطاعت از خلیفه با یکدیگر تعارض پیدا کردند و اطاعت از خلیفه بر حرمت کعبه غلبه یافت!)
حتی شمسالدین ذهبی در میزان الاعتدال روایت میکند که شمر بن ذیالجوشن پس از جنایت عاشورا نماز میخواند و دعا میکرد: «خدایا، مرا بیامرز!» ابواسحاق به او گفت: چگونه خدا تو را بیامرزد، در حالی که فرزند رسول خدا را کشتهای؟ شمر با استدلالی تحریفشده درباره اطاعت از حاکم پاسخ داد:
«وَیْحَکَ! فَکَیْفَ نَصْنَعُ؟ إِنَّ أُمَرَاءَنَا هَؤُلَاءِ أَمَرُونَا بِأَمْرٍ فَلَمْ نُخَالِفْهُمْ، وَلَوْ خَالَفْنَاهُمْ کُنَّا شَرًّا مِنْ هَذِهِ الْحُمُرِ السُّقَاةِ»
(وای بر تو! پس چه میکردیم؟ فرمانروایان ما به ما دستوری دادند و ما با آنان مخالفت نکردیم؛ زیرا اگر مخالفت میکردیم، از این الاغهای آبکش نیز پستتر بودیم!)
جامعهای که تبیین فاطمی را رها کند، ممکن است اطاعت از ستمگر را فریضه دینی و قتل اولیای خدا را انجام وظیفه تلقی کند. حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نیز «شهید جهاد تبیین» شدند تا پرده از خلافت ظاهری بردارند و نشان دهند آنچه حاکم است، دین خدا نیست؛ بلکه سلطنتی نامشروع و غاصبانه است.
درسهای کاربردی از سیره جهاد تبیینی حضرت زهرا(س) برای عصر حاضر
سیره جهاد تبیینی حضرت زهرا(س) چه درسهای عملی برای دوران ما دارد؟
از این حرکت تاریخساز، چهار درس بنیادین میتوان استخراج کرد:
۱. پرهیز از ناامیدی در اوج غربت
در زمانی که انصار عهد خود را شکستند، در خانه مهاجران یکی پس از دیگری بسته شد و دست امیرالمؤمنین(ع) در بند مصلحت ماند، مصائب هولناکی بر وجود مطهر صدیقه طاهره(س) فرود آمد و ایشان در اوج غربت قرار گرفتند.
هنگامی که امسلمه برای عیادت آمد و پرسید: «ای دختر رسول خدا، شب را چگونه به صبح رساندی و روزگارت چگونه میگذرد؟»، حضرت فرمودند:
«أَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَدٍ وَکَرَبٍ؛ فُقِدَ النَّبِیُّ، وَظُلِمَ الْوَصِیُّ، هُتِکَ وَاللَّهِ حِجَابُهُ...»
(صبح کردم در میان اندوهی درونسوز و غمی طاقتفرسا؛ پیامبر از دست رفت، وصی او مظلوم واقع شد و به خدا سوگند، حریم و حرمت الهیاش دریده شد.)
از منظر محاسبات صرفاً مادی، فدک بازنگشت و مسیر خلافت ظاهری در آن مقطع تغییر نکرد؛ اما حضرت هرگز متوقف نشدند و تن به یأس ندادند.
امروز نیز هدف غایی جنگ روانی و تحریمهای جبهه استکبار، تزریق ناامیدی و القای بنبست برای انقلاب اسلامی است؛ در حالی که قرآن کریم هشدار میدهد:
«إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» (یوسف: ۸۷).
مؤمنی که به افق تمدنی متصل است، حتی در تاریکترین و سختترین شرایط نیز مأیوس نمیشود.
۲. شکستن مارپیچ سکوت
یکی از شگردهای دشمن در جنگ شناختی، تحمیل «مارپیچ سکوت» است؛ به این معنا که با ترور شخصیتی و هجمههای سنگین رسانهای، نخبگان و خواص جامعه را به محافظهکاری و سکوت میکشاند.
چقدر دردآور است که در حساسترین پیچهای تاریخ اسلام و در اوج هجمه دشمن به جبهه مقاومت، برخی از اهل علم و مدعیان دینداری سکوت پیشه میکنند و درس و بحث روزمره خود را فارغ از این مصائب ادامه میدهند!
حضرت زهرا(س) دقیقاً در چنین فضایی، یکتنه به میدان آمدند و مارپیچ خفقان و سکوت مدینه را شکستند. بنابراین، امروز نیز نباید اجازه داد میدان جهاد تبیین به بهانه عافیتطلبی یا ترس از سرزنش ملامتگران خالی بماند.
۳. ولایتمداری مطلق
صدیقه کبری(س) تمام آبرو، اعتبار، نفوذ و سرانجام جان شریف خویش را برای تثبیت ولایت الهی فدا کردند. سکوت چندماهه امیرالمؤمنین(ع) و پایداری ایشان در خودداری از تأیید مشروعیت خلافت غاصبانه، که سندی جاودانه در تاریخ شد، در سایه جهاد بیوقفه حضرت زهرا(س) رقم خورد.
۴. عقلانیت و صبر انقلابی
صبر انقلابی گاه پاداشی کمتر از خشم انقلابی ندارد. در ماجرایی که نقل شده است، حضرت زهرا(س) با گلایه به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
«اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِینِ...»
(ای پسر ابوطالب! آیا مانند جنینی در رحم کز کردهای و مانند متهمان در گوشه خانه نشستهای؟)
امیرالمؤمنین(ع) با آرامش و طمأنینهای پیامبرگونه، همسر داغدار خویش را دلداری دادند و با تبیین فلسفه سکوت تاریخی خود، از رازی بزرگ پرده برداشتند:
«لَا وَیْلَ عَلَیْکِ، بَلِ الْوَیْلُ لِشَانِئِکِ! نَهْنِهِی عَنْ وَجْدِکِ یَا ابْنَةَ الصَّفْوَةِ وَبَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ؛ فَمَا وَنَیْتُ عَنْ دِینِی، وَلَا أَخْطَأْتُ مَقْدُورِی؛ فَإِنْ کُنْتِ تُرِیدِینَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُکِ مَضْمُونٌ وَکَفِیلُکِ مَأْمُونٌ، وَمَا أُعِدَّ لَکِ أَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْکِ؛ فَاحْتَسِبِی اللَّهَ.»
(اندوه بر تو مباد؛ بلکه وای بر دشمن و بدخواه تو! خشم و اندوهت را فروبنشان، ای دختر برگزیده خدا و یادگار نبوت! به خدا سوگند، من هرگز در دینم سستی نورزیدهام و از وظیفه و مقدر خود فراتر نرفتهام. اگر مقصود تو روزی و معاش است، بدان که روزیات تضمینشده و پشتیبانت امین است؛ آنچه خدا در آخرت برایت آماده کرده، بسیار برتر از چیزی است که از تو دریغ داشتهاند. پس این امر را برای خدا تحمل کن.)
هنگامی که حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) این حقیقت الهی و مأموریت حفظ دین را از زبان وصی رسول خدا شنیدند، تسلیم قضای الهی شدند و فرمودند: «حَسْبِیَ اللَّهُ»؛ یعنی «خدا مرا بسنده است»؛ سپس لب از سخن فروبستند.
امروز نیز در کوران سختیهای اقتصادی و فشارهای تورمی، فعالان فرهنگی و طلاب بابصیرت نباید با غفلت از مسائل کلان، همنوا با بوقهای تبلیغاتی معاندان، پازل دشمن را تکمیل کنند؛ بلکه انتقاد باید سازنده، منصفانه و همراه با حفظ وحدت ملی باشد.
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای(حفظهالله)، در پیام راهبردی خود به مناسبت حماسه بدرقه «آقای شهید ایران» و تبیین مسائل مهم کشور، در ۲۶ تیر ۱۴۰۵، فرمودند:
«لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس در همه سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصهها برای تحقق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزت و استقلال ایران عزیز، خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر آمریکایی است. همانگونه که پیش از این مکرراً و مؤکداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه، تنازع، اختلافات سیاسی و برجستهکردن تفاوتهای اجتماعی، وظیفه همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب، امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حساستر است.
بر این اساس، ملت عزیز با تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه ـ که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت مشهود است ـ همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعال در میدان خواهد بود. ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی، انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولان داشته باشند. به نظر بنده، در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام، همچون اشخاص خودشان، سرمایهای ارزشمند به شمار میآید و فینفسه امری مطلوب قلمداد میشود، این عزیزان ـ که بعضی از ایشان از زمره پیشروان بصیرت هستند ـ باید مراقب باشند تا این رویکرد، اولاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیت از برکات و عنایات میگردد؛ و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نشود؛ که با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد. دشمن نباید هیچ علامت ضعفی، و از جمله این ضعف را، از ما دریافت کند؛ که هرگاه ما این مراقبتها را بهطور کامل مراعات کنیم، او ناچار رو به هزیمت خواهد گذاشت.»
این همان سیره علوی است؛ چنانکه امیرالمؤمنین(ع) بیش از هفتاد بار خلیفه دوم را از مهلکه نجات دادند و در جنگ با ساسانیان به او فرمودند که خود به جبهه نرود؛ زیرا او محور و رشته تسبیح جامعه است.
همچنین، امام صادق(ع) در دوران گرانی گندم در مدینه دستور دادند ذخیره گندم منزلشان را به بازار بیاورند و به قیمت روز بفروشند تا از سوءاستفاده از بحران اقتصادی علیه هیئت حاکمه و اصل جامعه اسلامی جلوگیری شود. دعای پرشور امام سجاد(ع) برای مرزداران، در دعای ۲۷ صحیفه سجادیه، آن هم در دوران حکومت بنیامیه، نمونه دیگری از این رویکرد است.
پیوند تاریخی جهاد فاطمی با عصر غیبت
نتیجه تاریخی این جهاد تبیین در بلندمدت چه بود و چگونه به عصر غیبت متصل شد؟
اگرچه جامعه پس از رحلت پیامبر دچار ریزشی بزرگ شد و در برخی نقلها آمده است: «ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِیِّ إِلَّا ثَلَاثَةً»، تبیین فاطمی اجازه نداد شعله ولایت خاموش شود. اگر آن ایستادگی نبود، تشیع در نطفه نابود میشد.
این حرکت نسلبهنسل ادامه یافت تا در عصر امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) و با ورود به دوره غیبت صغری، شیعه به اوج قدرت تشکیلاتی رسید.
رهبر انقلاب در کتاب «همرزمان حسین(ع)»، در تحلیل ماجرای ابوالادیان و شبکه وکالت، میفرمایند:
«اوج فعالیت تشکیلاتی شیعه از امام رضا(علیهالسلام) به بعد است؛ یعنی امام جواد و امام هادی و امام عسکری... علت اینکه این سه امام در جوانی شهید شدند و از مدینه به عراق آورده شدند، همین بود که تشکیلات شیعه به اوج قدرت خودش رسیده بود. قضیه ابوالادیان را در منبرها زیاد میگویند... ابوالادیان از کجا پول میآورد؟ مدائن؛ زیر گوش بغداد و مرکز خلافت بنیعباس... شیعیان مبالغ زیادی به امام میرساندند تا امام به آحاد این تشکیلات عظیم کمک کند...»
این شبکه عظیم که از بخارا و سمرقند تا سند، سیستان و شمال آفریقا گسترده بود و زمینه ورود به عصر غیبت را فراهم کرد، میوه همان نهالی است که حضرت صدیقه طاهره(سلاماللهعلیها) با خون خویش آبیاری کردند.
کلام پایانی
برخی میگویند علت بقای دین، فداکاری اباعبدالله الحسین(ع) است. در این منظومه، نقش حضرت زهرا(س) چگونه ارزیابی میشود؟
همانگونه که مرحوم علامه عسکری در کتاب «نقش ائمه در احیای دین» یادآور شدهاند، همه ائمه هدی(علیهمالسلام) در واقع مجاهدان و «شهیدان جهاد تبیین و راه حفظ دین اصیل» هستند.
قیام عاشورا نیز تجلی تمامعیار جهاد تبیین بود؛ از خطبههای مکه و منا تا نطقهای روشنگرانه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در کوفه و شام که طومار حاکمیت اموی را درهم پیچید.
اگر هر امامی را از مقطع تاریخی خود حذف کنیم، تداوم شریعت دچار خدشه میشود. حرکت عاشورا و کل منظومه امامت، استمرار همان جهادی است که سنگبنای مستحکم آن به دست حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) گذاشته شد.
پینوشتها:
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۴۵۸.
[۱] شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ص ۱۰۷.
[۲] شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۷۹؛ همو، الخصال، ص ۴۱۴.
[۳] شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، ص ۲۸۶.
[۴] فیض کاشانی، محسن، نوادر الأخبار، ج ۱، ص ۲۴۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۲.
[۵] خمینی، روحالله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج ۲۰، ص ۴.
[۶] ر.ک: واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۲۴۹؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۳، ص ۱۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۴۰۰.
[۷] فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ج ۹، ص ۲۱۰.
[۸] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۵۳.
[۹] عسکری، حسن بن علی (منسوب به)، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری (ع)، ص ۳۴۰
[۱۰] فیض کاشانی، محسن، الوافی، ۴، ص ۲۵۵.
[۱۱] تاریخ الیعقوبی ج:۲ ص:۲۵۱ـ۲۵۲ مقتل الحسین بن علی.
[۱۲] یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، ج ۲، ص ۲۵۲.
[۱۳] مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۵۶، مناقب آل ابی طالب، ج ۲: ۲۰۵.
[۱۴] . مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۹، ص ۲۲۰.
[۱۵] سید رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۶؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، ج ۳، ص ۲۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۳۱، ص ۱۳۸.
[۱۶] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج ۱۷، ص ۴۳۶ (کتاب التجارة، أبواب آداب التجارة، باب ۳۲).
(متن حدیث: «بَابُ اسْتِحْبَابِ مُوَاسَاةِ النَّاسِ عِنْدَ شِدَّةِ ضَرُورَتِهِمْ بِأَنْ یَبِیعَ قُوتَ السَّنَةِ ثُمَّ یَشْتَرِیَ کُلَّ یَوْمٍ وَ یَخْلِطَ الْحِنْطَةَ بِالشَّعِیرِ إِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ...»)
[۱۷] کشّی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، ص ۱۱؛ بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۲۷۴.
[۱۸] خامنهای، سید علی، همرزمان حسین (ع)، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۳۴۸.










نظر شما