به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، آیتالله محمدمهدی شبزندهدار، دبیر شورای عالی حوزههای علمیه و عضو فقهای شورای نگهبان، در جلسه شرح احادیث اخلاقی در مسجد مدرس امام شهید آیتالله العظمی خامنهای (ره)، با تشریح دلالت سوگندهای یازدهگانه سوره شمس بر ضرورت تزکیه نفس، به تبیین رابطه متقابل علم و تهذیب پرداخت و شناخت خدا، شناخت قابلیتهای انسان، شناخت خواستههای الهی و شناخت عوامل خروج از دین را چهار معرفت اساسی در مسیر رشد و رستگاری برشمرد.
وی همچنین با تأکید بر مسئولیت حوزههای علمیه در یاری اهداف انسانساز اهل بیت (ع)، اصلاح خویشتن را نخستین گام در این مسیر خواند و تصریح کرد که عالمِ متورع، مهذّب و برخوردار از معرفت است که میتواند دست دیگران را بگیرد و در هدایت جامعه اثرگذار باشد.
تسلیت ایام شهادت حضرت زهرا (س) و یادکرد از رهبر شهید
آیتالله شبزندهدار در آغاز این جلسه، با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: «در آستانه ایام شهادت غمبار صدیقه طاهره، فاطمه زهرا، صلوات الله و سلامه علیها، هستیم. این مصیبت عظما را خدمت حضرت بقیّة الله الأعظم، أرواحنا فداه، فاطمه معصومه علیها السلام و همه شیعیان و موالیان آن بزرگوار، حوزههای علمیه، رهبر معظم، مراجع معظم تقلید و شما گرامیان تسلیت عرض میکنم.»
وی با یادآوری نامگذاری سال درگذشت حضرت ابوطالب (ع) و حضرت خدیجه کبری (س) از سوی پیامبر اکرم (ص) به «عام الحزن»، اظهار کرد: در احوالات پیامبر معظم، صلوات الله و سلامه علیه، آمده است که در آن سالی که عموی بزرگوارشان، ابوطالب، و پس از سه روز، همسر مکرمهشان، خدیجه کبری، از دنیا رفتند، آن بزرگوار آن سال را عام الحزن نامیدند.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه ادامه داد: حقیقتاً این ایام، بعد از شهادت جانگداز رهبر عظیمالشأن و قائد عظیمالشأن، آیتالله العظمی آقای حاج سید علی خامنهای، رضوان الله علیه، و همراهان ایشان از خانواده ایشان و سایر شهدای معظم، از فرماندهان عظیمالشأن، دانشمندان مکرم، مردم وفادار به اسلام و این کشور و جانبدار از رهبری انقلاب و رهبری این نظام الهی و همچنین کودکان بیگناه میناب، برای شیعیان، موالیان اهل بیت و اهالی این کشور، بلکه همه مسلمانان و همه مستضعفان جهان که به این انقلاب و رسیدن آن به اهداف و آرمانهایش دل بستهاند، ایام الحزن است.
آرزوی رهبر شهید برای استقرار کتابخانه شخصی خود در این مکان
آیتالله شبزندهدار در ادامه، با اشاره به پیشینه تأسیس محل برگزاری جلسه گفت: این ساختمان و مدرس مبارک با نیت خالص رهبر شهید، رضوان الله علیه، تأسیس و بنیاد گذاشته شد. خود آن بزرگوار خواستار این بودند که تشریف بیاورند و اینجا را افتتاح بفرمایند و امید داشتند کتابخانه مبارکه ایشان که کتابخانه غنیای بود، در اینجا مستقر شود و مورد استفاده فضلا، طلاب محترم و دانشجویان قرار بگیرد.
وی اظهار کرد: «دست اعدای اسلام نگذاشت این آرزو و این امید تحقق یابد؛ اما دعای ایشان، عنایت ایشان، ان شاء الله همراه خواهد بود و برکات این سنت حسنه، پیوسته در نامه مبارک آن بزرگوار ثبت خواهد شد و ایشان انشاءالله از این بنیاد مبارک متنعم خواهند بود.»
وی پیش از ورود به مباحث اصلی جلسه، با بیان اینکه در صورت اجازه فرصت در سه زمینه مطالبی را مطرح خواهد کرد، از حاضران خواست ثواب یک صلوات و یک سوره مبارکه حمد را به آن شهید بزرگوار تقدیم کنند.
تأکید بیمانند قرآن بر پیوند رستگاری و تزکیه
آیتالله شبزندهدار نخستین بخش سخنان خود را مقدمهای بنیادی برای مباحث بعد دانست و گفت: از قرآن شریف، به طور حتمی و جزمی، این پیام رسای مهم و غیرقابل اغماض استفاده میشود که سعادتمندی انسان در گرو تزکیه نفس است.
وی با اشاره به سوگندهای آغاز سوره شمس توضیح داد: در هیچ مسئلهای در قرآن شریف دیده نمیشود که خدای متعال اینگونه، با تأکید و قسمهای یازدهگانه، بر مطلبی پای فشرده باشد.
این استاد حوزه علمیه در تشریح این سوگندها با قرائت آیات مربوطه عنوان کرد: «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا»؛ این دو سوگند است؛ قسم به خورشید و پرتو آن. «وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا»؛ و ماه، هنگامی که به پیروی خورشید ظهور پیدا میکند.
وی با اشاره به وجود دو احتمال تفسیری در فراز اخیر افزود: اکنون مقام تفسیر نیست؛ اما این فراز یا بر تمام دورانی که ماه در یک ماه گردش دارد تطبیق میشود، یا خصوص هلال و بدر ماه مقصود است که بحثهای تفسیری خود را دارد. علی ای حال، این نیز قَسم سوم است.
آیتالله شبزندهدار ادامه داد: «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا»؛ و روز، هنگامی که زمین و همه اشیا را جلوه میدهد و در اثر روشناییای که ایجاد میکند، آنها را از پرده استتار و نادیده شدن به مرحله ظهور و بروز و دیده شدن میرساند. «وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا»؛ و شب که بر خورشید و نور و پرتو آن پردهای میافکند و آن را مستور میکند؛ این نیز خود فلسفه و حکمتی دارد.
وی در توضیح فراز «وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا» گفت: سوگند به آسمان و آن قدرتی که آن را برافراشته است؛ در اینجا دو قسم وجود دارد. بر خلاف آنچه مشهور میگویند که «ما» برای ذویالعقول استفاده نمیشود و برای غیر ذویالعقول است، اینجا چنین نیست؛ «وَمَا بَنَاهَا»، یعنی کسی که این آسمان رفیع را برافراشته است.
وی افزود: «وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا»؛ و زمین و آن قدرت قادری که این زمین را گسترده نموده است؛ اینجا نیز دو قسم است. «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا»؛ و سوگند به نفس انسانی و آن کسی که این نفس را سازمان بخشیده است.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه با جمعبندی این بخش اظهار کرد: مجموع این سوگندها یازده قسم است؛ هشت قسم به آفریدههای حق تعالی و سه قسم به ذات اقدس خود او. پاسخ این قسمها چیست؟ «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا».
وی در تبیین این آیه گفت: کسی که نفس را تطهیر کند، از کجیها و نارواییها پالایش دهد، آن را مصفا سازد، هم از نارواییها تخلیه کند و هم به فضائل و خوبیها تحلیه کند، چنین نفسی، قسم به این یازده امر که سه مورد آن ذات اقدس خود خدای متعال است، به فلاح و رستگاری میرسد.
آیتالله شبزندهدار در مقابل، به آیه «وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» اشاره کرد و افزود: اگر کسی خدای ناکرده این نفس را به نارواییها، پلیدیها، قبایح، معاصی، نافرمانی از حق تعالی و ناشکری آلوده کند، قدر نعمتهای خدا را نداند و سرمایههای الهی را که برای استفاده در راه تعالی، ترقی و رسیدن به اوج سعادت و فلاح در اختیار او قرار گرفته است تضییع کند و از آنها بهره نگیرد، «خاب»؛ یعنی زیان دیده، خسران دیده و خود را در خیبت و مضرت وارد کرده است.
استعداد تعالی انسان، بدون تزکیه شکوفا نمیشود
وی با تأکید بر اهتمام قرآن به مسئله تزکیه خاطرنشان کرد: قرآن شریف بارها فلسفه فرستادن سفرا، انبیای الهی و هادیان الهی را با تعبیر «یُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» بیان کرده است. این مطلب قرآنی به انسان میگوید راه فلاح، سعادتمندی، تعالی و اوج گرفتن به مرتبهای که از عقول انسانها بالاتر است، از این مسیر میگذرد: «حَتَّی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إِلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ».
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه انسان از چنین قابلیتی برخوردار است، آیه امانت را قرائت کرد: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ، فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ، إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا».
وی در توضیح یکی از تفسیرهای معتمد این آیه گفت: به انسان قابلیتی داده شده است که نه آسمانها، نه زمین و نه کوههای برافراشتهی باعظمت، قابلیت دریافت آن را نداشتند. همین انسانی که از نظر جسمی در برابر آنها بسیار کوچک دیده میشود، از سوی خدای متعال چنان استعداد و قابلیتی برای پرواز، بالا رفتن و تعالی یافته است.
آیتالله شبزندهدار با بیان اینکه خداوند برای به فعلیت رسیدن و شکوفایی این استعداد دو راه قرار داده و راه دیگری وجود ندارد، تصریح کرد: نخست، مزکّا شدن و تزکیه نفس است و این تزکیه، کار خود انسان است؛ «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا». فاعل «زَکَّاهَا» خود آن «مَنْ» است؛ خود انسان باید گام بردارد و به طور جد در راه اصلاح، تهذیب، پالایش و تحلیه نفس حرکت کند.
وی تأکید کرد: «همینگونه با بیتفاوتی و زندگی معمولی و برنامه نداشتنِ برای اصلاح نفس، انسان به جایی نمیرسد. این مسئله برنامه میخواهد، ریاضت میخواهد، کار میخواهد. اصلاح نفس خود به خود حاصل نمیشود.»
برخورداری از فضائل موهبتی، نیازمند شکر و مراقبت است
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه در عین حال یادآور شد: همانگونه که در برخی روایات مبارک آمده است، خدای متعال به بعضی افراد عنایتهای موهبتی داده است. این عنایتها گاهی منشأهایی دارد؛ گاهی خداوند در جزای کارهای خیر پدران و مادران، فرزندان آنان را به گونهای قرار میدهد که از برخی صلاحیتها و فضائل، مانند حلم، بردباری و صبر برخوردار میشوند.
وی ادامه داد: گاهی خدای متعال این ویژگیها را خود به خود به کسی میدهد؛ شخص، اهتمامورزنده به تعالی و ترقی خویش است و چشمانش به دونها و امور غیر مهم دوخته نشده است. از کسانی نیست که خدای متعال درباره آنان میفرماید: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا»؛ بلکه در محاسبات ذهنی خود که زیربنای تصمیمات و فعالیتهای اوست، گزارههای درست قرار میدهد، قیاس تشکیل میدهد و استنتاج میکند.
آیتالله شبزندهدار در همین زمینه به روایتی از امام صادق (ع) استناد کرد و گفت: حضرت امام صادق، أرواحنا فداه و سلام الله علیه، حسب نقل فرمودند که اگر میبینید این مایههای سعادت و سرمایههای تعالی و ترقی در شما وجود دارد، شکر خدا را به جا آورید و مراقبت کنید که از بین نرود؛ و اگر ندارید، در راه اکتساب و به دست آوردن آنها مجاهده کنید.
هشدار درباره حجابهای نورانی؛ از علم توحید تا فعالیتهای انقلابی
وی تزکیه را شرط ضروری و لازم برای رهایی انسان از مراتب پایین و حرکت به سوی تعالی دانست و اظهار کرد: انسان باید از این سفلی و اسفل السافلین بالا بیاید تا به جایی برسد که «تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ»؛ حجب نور، نه ظلمتها. حجابهای نورانیای وجود دارد که میان ما و حق تعالی مانع راه میشود.
این استاد حوزه علمیه با نقل سخنی از امام خمینی (ره) گفت: حضرت امام، قدّس الله نفسه، میفرمودند گاهی علم توحید هم مانع است. اگر علم برای خدا خوانده نشود، بلکه برای فخر باشد و هدف انسان این باشد که در میان مردم محترم شود، به او احترام بگذارند و او را «آقای آیتالله فلان» یا «آقای دکتر فلان» خطاب کنند، همین علم مانع رسیدن به مراتب بالا میشود.
آیتالله شبزندهدار خطاب به طلاب اظهار کرد: شما عزیزانی که به حوزه علمیه آمدهاید و خواستهاید در محیطی باشید که مربوط به حضرت بقیّة الله الأعظم، أرواحنا فداه، است، لابد هدف نخستین و عامل برانگیزاننده شما، همان فطرت پاکتان برای تعالی، ترقی، خدایی شدن و آسمانی شدن بوده است.
وی هشدار داد: «نکند در اثنای راه، این هدف ابتدایی و اصیل شما به فراموشی سپرده شود. دیگر آدم به درس و مباحثه و کارهای زندگی و حتی کارهای انقلابی و مجاهدتها، به همینها فکر کند. این میشود همان امور نورانی که مانع است. خیلی مواظبت میخواهد.»
وی با استناد به کلام امیرالمؤمنین (ع) افزود: از وجود مبارک امیرالمؤمنین، أرواحنا فداه و سلام الله علیه، شخصیت دوم عالم امکان پس از رسول خدا (ص)، نقل شده است: «وَإِنَّمَا هِیَ نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَی»؛ من این نفس را ریاضت میدهم و پاسداری میکنم. وقتی آن حضرت چنین میکند، پس ما چه؟ باید بسیار حواسمان را جمع کنیم و توجه داشته باشیم. پس امر نخست، تزکیه است.
علم و تزکیه، در خدمت متقابل یکدیگرند
آیتالله شبزندهدار در تبیین رکن دوم تعالی انسان، بر ضرورت کسب علم و افزایش معرفت به حق تعالی، صفات جمال و کمال او، اولیای الهی، مسیر رسیدن به قلههای تعالی، احکام و خواستههای خداوند تأکید کرد و گفت: علومی وجود دارد که برای بشر لابُدّ منه است و هیچ مَخلَصی از آنها وجود ندارد.
وی با اشاره به روایت نقلشده از امام صادق و امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) بیان کرد: از این دو امام بزرگوار نقل شده است: «وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ فِی أَرْبَعٍ». برنامه زندگی ما باید در کنار تدبیر برای تزکیه نفس، متوجه این چهار علم باشد.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه رابطه تزکیه با این چهار علم و حتی دیگر علوم را «خدمات متقابل» توصیف کرد و توضیح داد: کسی که میخواهد در راه تزکیه گام بردارد، به اطلاعات نیاز دارد. علم اخلاق برای همین است؛ اینکه چگونه خود را تزکیه کنم و راه آن چیست، خود نیازمند علم است. از سوی دیگر، اگر کسی که به دنبال علم میرود مزکّا شده باشد، خدای متعال آن نفس را محل افاضه علوم قرار میدهد.
وی با استناد به آیه «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» گفت: بنا بر یک تفسیر معتمد، مطهرها، یعنی کسانی که طهارت ضمیر، روح و جان پیدا کردهاند، مطالب بلند قرآن را دریافت میکنند؛ آن مطالب بسیار بلند قرآن در دسترس همهکس نیست.
آیتالله شبزندهدار افزود: یک تفسیر آیه نیز این است که کسانی که طهارت حدثی ندارند، نمیتوانند قرآن را مس کنند؛ اما تفسیر دیگر این است که آیه نمیخواهد این معنا را بفرماید، یا جامع هر دو معنا را اراده کرده است.
شرط بهرهمندی کامل از هدایت پیامبر (ص)
وی در ادامه تبیین پیوند طهارت با دریافت معارف الهی، به آیه «إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ» استناد کرد و گفت: بنا بر اینکه «إِنَّمَا» بر حصر دلالت کند، «کما علیه جملةٌ من الأدباء والأصولیّین»، خدای متعال به پیامبر (ص) میفرماید فقط کسانی را انذار میکنی و کسانی از هدایتهای تو بهرهمند میشوند که این دو صفت را داشته باشند.
این استاد حوزه علمیه در تشریح صفت نخست بیان کرد: اتباع ذکر داشته باشند؛ یعنی تصمیم جدی داشته باشند و در مقام عمل و پیاده شدن کارهایشان مقید باشند و اهتمام بورزند که قرآن چه میگوید.
وی درباره صفت دوم، «وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ»، توضیح داد: این افراد قلب خود را آنگونه تربیت و آباد کردهاند که خشیت حق تعالی در دلهایشان قرار گرفته است. یک معنای «بِالْغَیْبِ» این است که با وجود آنکه حق تعالی با حواس ظاهری دیده و احساس نمیشود، اینها «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» هستند.
آیتالله شبزندهدار ادامه داد: آنان مانند کسانی نیستند که بسیار دونفهماند و خیال میکنند فقط اموری تحقق و واقعیت دارد که با این حواس دیده شود؛ بلکه دارای عمق فکر و اندیشهاند. با آنکه او در غیب الغیوب است، به او معرفت دارند، با او مأنوساند، مناجات و خلوت میکنند و او را دوست دارند.
وی معنای دیگر این فراز را ناظر به خلوت انسان دانست و گفت: «یا بِالْغَیْبِ یعنی در پنهانیهای خودشان هم، هیچکس نیست، اما خدا را حاضر میبینند، ناظر میبینند.»
عضو فقهای شورای نگهبان سپس با طرح این پرسش که آیا پیامبر تنها مُنذِر چنین افرادی است، افزود: تعبیر «وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» را نیز داریم. بزرگان تفسیر، مانند علامه طباطبایی، رضوان الله علیه، گفتهاند مقصود آیه «إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ» این است که بهرهمندی کامل و بالا، فقط از آنِ این افراد است، نه دیگران.
وی با تأکید بر نقش پیوند قلب با حق تعالی در فهم معارف و حقایق اسلام، حتی فقه اصغر، خاطرهای از استاد خود نقل کرد و گفت: شیخنا الاستاد، رضوان الله علیه، میفرمودند حتی برای فهم مطالب عقلی ـ نه فقط فهم یک روایت یا آیه ـ فرش حجره را عقب میزدم، گونههایم را روی خاک در درگاه حق تعالی میگذاشتم و تضرع میکردم که این مطلب را درست بفهمم.
آیتالله شبزندهدار تأکید کرد: «عزیزان، همه انسانها بدون استثنا، تنها راه برای رسیدن به فلاح و سعادت برای ابدیت، جز تزکیه نفس و بالا بردن این چهار علمی که الان به طور خلاصه عرض میکنم، ندارند.»
معرفت نخست؛ خداشناسی و استحکام بنیانهای اعتقادی
وی در تشریح نخستین معرفتِ مورد اشاره در روایت گفت: «أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ»؛ خدایت را بشناسی و به نحو شایسته به حق تعالی معرفت پیدا کنی. این، زیربنای بسیاری از امور است.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه در همین زمینه از آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری (ره) یاد نموده و اظهار کرد: زمانی به تناسبی نام مرحوم آیتالله آقای حاج شیخ مرتضی حائری، رضوان الله علیه، را خدمت رهبری شهید، رضوان الله علیه، بردم. ایشان از سویدای قلب فرمودند: «کان من عباد الله الصالحین». رهبری شهید مدتی در درس خارج بیع ایشان تلمذ کرده بودند؛ «کان من عباد الله الصالحین».
وی ادامه داد: وقتی به آن بزرگوار عرض میشد که درس اخلاق بفرمایید، میفرمودند عقایدتان را محکم کنید. هنگامی که عقاید محکم شد، خداشناسی انسان قوت گرفت و معرفت به معاد، سؤال و زندگی ابدی آخرت در او نهادینه شد، شرک، ریا، تنبلی و مانند اینها از انسان رخت میبندد.
معرفت دوم؛ شناخت آنچه خداوند در وجود انسان نهاده است
آیتالله شبزندهدار دومین معرفت را «أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ» عنوان کرد و گفت: بدانید خدا چه قابلیتهایی در وجود شما گذاشته است؛ خیلی میتوانید اوج بگیرید.
وی با اشاره به ابعاد جسمانی آفرینش انسان افزود: خود خداوند فرموده است: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ». همچنین میفرماید: «فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَی مِنْ فُطُورٍ». آسمان و زمین و همه و همه و همه را به دقت مطالعه کن، ببین فطوری میبینی؟ بالاترین حکمتها و بالاترین ظرافتها به کار گرفته شده است.
وی اظهار کرد: «یک مورچه را ببینید، هرچه این لازم دارد، خدا به او داده، تا برسد به یک انسان؛ أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ.»
معرفت سوم و چهارم؛ شناخت تکلیف و عوامل خروج از دین
این استاد حوزه علمیه در تبیین سومین معرفت گفت: «أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ»؛ ببین خدا از تو چه میخواهد. این فقهی که ما میخوانیم، برای آن است که بفهمیم «ما أراد الله منّا»؛ خداوند در زمینههای مختلف از ما چه خواسته است.
وی چهارمین معرفت را «أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِکَ» دانست و توضیح داد: باید ببینی چه چیزی تو را از دین خارج و بیرون میکند. بسیاری از امور هست که اگر حواسمان نباشد، «یُخرجنا من دیننا»؛ رفیق بد، کتب ضلال و دیدن بعضی عکسها و فیلمها «یُخرجک من دینک». برخی هواها و هوسها نیز «یُخرجک من دینک»؛ اینها را بشناسید.
آیتالله شبزندهدار با تأکید دوباره بر تزکیه نفس و علم، به ویژه این چهار معرفت، خاطرنشان کرد: علوم دیگر نیز فضلاند و فضیلت دارند؛ دانایی خوب است، اما برخی علوم در حد ارکان موفقیت و عروج انسان هستند و آنها همین چهار علمی است که این دو امام همام بیان فرمودهاند.
رسالت حوزه، یاری اهل بیت (ع) در انسانسازی است
وی با تبیین نسبت این مباحث با رسالت حوزههای علمیه گفت: همه ما طلبهها، شما فضلا و علما، برای آدم شدن، آدم مزکّا شدن، خدمت به اسلام، هدایت مردم و لبیک گفتن به فرمایش امیرالمؤمنین (ع) به حوزههای علمیه آمدهایم؛ آنجا که حسب آن نامه فرمودند: «أَعِینُونِی»؛ من را کمک کنید.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه با طرح این پرسش که مقصود از یاری امیرالمؤمنین (ع) چیست، بیان کرد: آیا مقصود کمک در کارهای شخصی است؟ آیا حضرت، عالم را برای کارهای شخصی فرا میخواند؟ مگر چقدر کار شخصی دارد؟ مقصود، «اعینونی فی مقاصدی، فی أهدافی» است؛ در مقاصد و اهدافم مرا یاری کنید.
وی ادامه داد: هدف آنان انسانسازی است؛ اینکه انسانها خداشناس شوند، در راه تعالی و معنویت گام بردارند، عالم و خدا را بشناسند و راه را از چاه تشخیص بدهند. حوزههای علمیه، شما فضلا و طلاب محترم، سربازان و افسران رشید این راه هستید.
آیتالله شبزندهدار همچنین با استناد به فرمودهای از امام باقر (ع) گفت: امام باقر سلام الله علیه، حسب نقل فرمودند: «أَعِینُونَا»؛ ما ائمه را کمک کنید. اگر انسان اندکی توجه کند، درمییابد که این کلام چقدر لطافت دارد.
وی برای تبیین اثر این خطاب افزود: اگر نامهای از رهبر شهید و امروز از رهبر عزیز به منزل شما میآمد که آقای حسن آقای مثلاً کذا، من را در این امر کمک کنید، چه حالتی به شما دست میداد؟ رهبر من، عزیز من و مقتدای من از من دعوت کرده است؛ آن هم با این عبارت.
وی توضیح داد: یک وقت ادبیات این است که «برو فلان کار را انجام بده» و یک وقت میفرماید «من را کمک کن». این «من را کمک کن»، احساسات انسانی را که دلداده یک مقام است برمیانگیزد که از من کمک خواسته است.
عضو فقهای شورای نگهبان ادامه داد: امیرالمؤمنین (ع) فرمودهاند «اعینونی» و امام باقر (ع) فرمودهاند «أَعِینُونَا»؛ ما ائمه را کمک کنید، صدیقه طاهره (س) را کمک کنید، پیامبر (ص) را کمک کنید و امروز بقیّة الله الأعظم (عج) را کمک کنیم.
وی نخستین گام در این یاری را اصلاح خود انسان دانست و تأکید کرد: همانگونه که آن بزرگواران فرمودهاند، انسان باید از خودش شروع کند. پس از آنکه مصفا و عالم شد و به یک عالم متورعِ مزکّای مصفا تبدیل شد، آن وقت میتواند دست دیگران را نیز بگیرد.
عالم مهذّب چگونه در جامعه اثر میگذارد؟
آیتالله شبزندهدار با اشاره به جایگاه عالمان خودساخته در هدایت جامعه گفت: حضرت امام، قدّس الله نفسه الزکیّة، میفرمودند اگر در هر استانی یکی مانند شهید مدنی داشتم، کفایت میکرد. کمیت خیلی مهم نیست؛ یک عالم مجاهد، خداترس، عقیدهمند به مبدأ و معاد، رهاشده از رذائل و متحلی به فضائل، چنین تأثیری میگذارد.
وی در بیان خاطرهای از شهید مدنی اظهار کرد: ما یکی، دو سال پیش از انقلاب، تابستانها برای ادامه تحصیل به همدان میرفتیم. سال نخست که رفتیم، آن بزرگوار، یعنی شهید مدنی، تنها بودند و خانوادهشان در نجف بودند. مشکل ریوی داشتند و پزشکان گفته بودند هوای همدان مناسب است؛ از این رو به همدان آمده بودند. سال بعد، خانوادهشان نیز آمدند.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه افزود: آنجا مشاهده میکردیم که نه تنها جوانان و مردم همدان، بلکه از استانهای همجوار نیز خدمت ایشان میرسیدند. این جاذبه، جاذبه الهی و معنوی و اثر مصفا شدن و مصفا بودن ایشان بود.
آیتالله شبزندهدار در پایان، بر ضرورت تصمیم جدی طلاب برای ارتقای فردی و ایفای مسئولیت دینی تأکید کرد و گفت: «ما باید تصمیم بگیریم، تکتک ما آمدهایم این حوزه علمیه، هم انشاءالله خودمان ارتقا پیدا کنیم، هم بشویم سرباز شایستهای برای اسلام عزیز؛ که سرباز شایسته شدن احتیاج دارد به صفای نفس و علم، آن هم به حسب ازمنه مختلفه باید اطلاعات ما، علوم ما، قهراً به تناسب وظایف ما و زمانهای ما تناسب پیدا کند.»











نظر شما