جعفر مروارید در گفت وگو با خبرگزاری حوزه، در پاسخ به این سوال که اگر قرار است اثر در فرهنگ مقصد بازسازی شود، تکلیف هویت فرهنگی مبدأ چه خواهد شد؟ گفت: اگر سوال بعدی شما این باشد که آیا ترجمه فرهنگی به معنای یکسانسازی آثار و حذف تفاوتهای فرهنگی است؟ پاسخ بنده منفی است.
وی افزود: ترجمه فرهنگی موفق، نه بر حذف تفاوتها استوار است و نه بر انتقال مکانیکی آنها. هدف، فراهمکردن امکان گفتوگو میان تفاوتهاست. ما میتوانیم معماری ایرانی، هنرهای تجسمی ایرانی، نقوش سنتی، ادبیات فارسی، شعر، موسیقی و روایتهای فرهنگی خود را بهعنوان منابعی برای تولید آثار کودک به کار بگیریم. اما باید آنها را با شناخت مخاطب و با توجه به ظرفیتهای هنری رسانه موردنظر عرضه کنیم.
رایزن فرهنگی ایران در تونس بیان کرد: برای مثال، استفاده از یک نقش ایرانی در تصویرگری کتاب کودک زمانی ارزشمندتر میشود که این نقش، علاوه بر معرفی میراث فرهنگی، در ساختار بصری اثر نیز کارکرد داشته باشد. به همین ترتیب، استفاده از یک مضمون اخلاقی یا دینی زمانی موفقتر خواهد بود که در داستان و شخصیتپردازی حضور معنادار پیدا کند، نه آنکه صرفاً بهصورت یک پیام تحمیلی به متن افزوده شود.
وی بیان کرد: در جامعهای مانند تونس، که دارای میراث تاریخی، ادبی و هنری غنی و تجربههای فرهنگی خاص خود است، میتوان از ترجمه بهعنوان زمینهای برای گفتوگوی دو سنت فرهنگی بهره برد.این گفتوگو میتواند به معنای معرفی میراث ایرانی به مخاطب تونسی و در عین حال، شناخت حساسیتها، سلیقهها و ظرفیتهای فرهنگی تونس باشد.
مروارید بیان کرد: در چنین فرایندی، مخاطب مقصد صرفاً دریافتکننده منفعل نیست؛ او در شکلگیری تجربه نهایی اثر نقش دارد. این نکته برای دیپلماسی فرهنگی نیز اهمیت دارد. هدف دیپلماسی فرهنگی فقط معرفی محصولات یک کشور نیست؛ بلکه ایجاد امکان شناخت متقابل و ارتباط پایدار میان مردم است. ادبیات کودک میتواند یکی از ابزارهای این ارتباط باشد، زیرا در دورهای از زندگی مخاطب وارد میشود که تخیل، عاطفه، زبان و الگوهای اولیه فهم جهان در حال شکلگیریاند.
زیست کتاب در جامعه
وی با ذکر این مطلب که هیچ کتابی در خلأ زندگی نمیکند، یادآورشد: کتاب در خانواده، مدرسه، کتابخانه، کتابفروشی، کافهکتاب، رسانه و شبکههای اجتماعی خوانده و تفسیر میشود. این فضاها بر چگونگی مواجهه مخاطب با اثر تأثیر میگذارند.ازاینرو، باید میان تولید کتاب و شکلگیری تجربه فرهنگیِ کتاب تفاوت بگذاریم.
رایزن فرهنگی ایران در تونس بیان کرد: گاهی یک کتاب از نظر ترجمه و چاپ کیفیت بالایی دارد، اما به دلیل نبود شبکه توزیع مناسب، ضعف معرفی، فقدان فعالیتهای ترویجی یا ناآشنایی مخاطب با موضوع آن، به گروه کوچکی از خوانندگان محدود میماند. در مقابل، ممکن است کتابی با برنامهریزی فرهنگی مناسب، جلسات قصهخوانی، معرفی در رسانهها، ارتباط با مدارس و فعالیتهای هنری مرتبط، فرصت بیشتری برای دیدهشدن و اثرگذاری پیدا کند.
وی با ذکر این مطلب که در این بخش نقش کتابفروشی متحول می شود. کتابفروشی سنتی، عمدتاً محل عرضه و فروش کتاب است؛ اما کتابفروشی فرهنگی میتواند به فضایی برای مطالعه، گفتوگو، یادگیری و مشارکت اجتماعی تبدیل شود.در چنین فضایی، نشست معرفی کتاب، کارگاه تصویرگری، قصهخوانی برای کودکان، گفتوگو با نویسنده و مترجم، برنامههای هنری و فعالیتهای مرتبط با خانواده میتوانند در کنار عرضه کتاب قرار بگیرند.
وی یادآورشد: کافهکتابها، کتابخانههای فعال، فضاهای فرهنگی چندمنظوره و شبکههای اجتماعی نیز میتوانند حلقههای مکمل این ارتباط باشند.منظور از این پیشنهاد آن نیست که هر کتابفروشی باید همه امکانات فرهنگی را در اختیار داشته باشد. مسئله، شکلگیری شبکهای از همکاری میان ناشر، کتابفروش، مدرسه، کتابخانه، خانواده، رسانه و فعالان هنری است
وی اظهارکرد: برای مثال، ناشری که کتابی را از فارسی به عربی ترجمه میکند، میتواند از همان ابتدا برنامهای برای معرفی آن طراحی کند: نخست، معرفی اثر در شبکههای اجتماعی؛ سپس، برگزاری یک جلسه قصهخوانی؛ پس از آن، کارگاهی برای کودکان و خانوادهها؛ و در ادامه، تولید محتوای صوتی یا تصویری کوتاه درباره شخصیتهای داستان. این برنامهها باید متناسب با امکانات مالی و ظرفیت مخاطبان تنظیم شوند. گاهی یک فعالیت ساده و باکیفیت، از مجموعهای پرهزینه اما فاقد ارتباط واقعی با کودک اثرگذارتر است.
مروارید اظهارکرد: مترجم، ناشر و طراح فرهنگی باید به این پرسش نیز پاسخ دهند که مخاطب چگونه با کتاب آشنا میشود، چه تجربهای هنگام مواجهه با آن خواهد داشت و چگونه میتواند ارتباط خود را با اثر ادامه دهد. از این منظر، نشر موفق یک فرایند اجتماعی است، نه صرفاً یک فعالیت چاپی و تجاری.البته باید توجه داشت که توضیح و ترویج اثر نباید به تحمیل تفسیر واحد بر کودک منجر شود. یکی از ویژگیهای مهم ادبیات کودک، امکان تخیل، پرسشگری و تفسیر است. بنابراین، برنامههای ترویجی باید به کودک فرصت دهند تا برداشت خود را بیان کند، درباره شخصیتها سؤال بپرسد و حتی با برخی تصمیمهای آنها مخالفت کند.
از زنجیره تولید تا زنجیره ارزش فرهنگی
وی گفت: اکنون میتوانیم سه محور بحث را به یکدیگر پیوند دهیم. در محور نخست، گفتیم که ترجمه نیازمند شناخت قصد مؤلف و بازسازی فرهنگی معناست. در محور دوم، نشان دادیم که صورت هنری، تصویر، موسیقی و رسانههای دیگر میتوانند در تحقق این معنا نقش داشته باشند. در محور سوم، توضیح دادیم که کتاب برای اثرگذاری پایدار به زمینه اجتماعی، شبکه ترویج و ارتباط با مخاطب نیاز دارد.
وی افزود: بنابراین، پیشنهاد من این است که در برنامهریزی ترجمه و نشر ادبیات کودک، بهجای نگاهکردن به کتاب بهعنوان یک محصول منفرد، زنجیره ارزش فرهنگی آن را در نظر بگیریم. این زنجیره از ایدهپردازی آغاز میشود؛ یعنی از شناخت مخاطب و انتخاب اثری که ظرفیت ارتباط فرهنگی دارد.
مروارید بیان کرد: مرحله بعد، تحلیل و ترجمه محتواست؛ مرحلهای که در آن، قصد مؤلف، هویت اثر و ویژگیهای فرهنگی زبان مقصد بررسی میشود. سپس به طراحی صورت میرسیم: انتخاب سبک زبانی، تصویرگری، صفحهآرایی، موسیقی و دیگر امکانات متناسب با ماهیت اثر. در مرحله بعد، میتوان به تولید محصولات مکمل و طراحی تجربههای فرهنگی مرتبط با کتاب پرداخت؛ البته نه بهصورت اجباری برای همه آثار، بلکه بر اساس ظرفیت و ضرورت هر پروژه،
وی گفت: پس از آن، نوبت به معرفی و ترویج اثر میرسد: ارتباط با کتابفروشیها، کتابخانهها، مدارس، خانوادهها، رسانهها و شبکههای اجتماعی؛ و در نهایت، باید اثرگذاری را ارزیابی کنیم.این ارزیابی فقط با شمارگان چاپ یا تعداد نسخههای فروختهشده کامل نمیشود. باید پرسید: آیا کودک توانسته است با اثر ارتباط برقرار کند؟ آیا داستان را فهمیده است؟ آیا شخصیتها در ذهن او ماندگار شدهاند؟ آیا کتاب زمینهای برای گفتوگو، پرسشگری، تخیل یا آشنایی با فرهنگ دیگر فراهم کرده است؟
وی یادآورشد: البته سنجش این نتایج به روشهای متناسب با سن مخاطب نیاز دارد و نباید ادعا کنیم که هر کتابی الزاماً به تغییر پایدار نگرش یا رفتار کودک منجر میشود. اما میتوان برای فهم بهتر میزان ارتباط و کیفیت تجربه مخاطب، از گفتوگو با کودکان، خانوادهها، معلمان، کتابفروشان و متخصصان بهره گرفت. از نظر اقتصادی نیز چنین نگاهی اهمیت دارد. اگر از ابتدا به زنجیره ارزش فکر کنیم، میتوانیم همکاریهای مشترک میان ناشران، مترجمان، تصویرگران، مؤسسات آموزشی و فعالان صنایع خلاق را بهتر طراحی کنیم و از ظرفیتهای موجود استفاده بیشتری ببریم.
برای توسعه همکاری های فرهنگی دو کشور چه باید کرد؟
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تونس بیان کرد: با توجه به این مبانی، چند پیشنهاد اجرایی برای همکاری در حوزه ترجمه و نشر ادبیات کودک میان ایران و تونس بیان می کنم. اولین راهکار ایجاد یک کارگروه مشترک از مترجمان فارسی و عربی، ناشران، متخصصان ادبیات کودک، تصویرگران و کارشناسان فرهنگی است. وظیفه این کارگروه میتواند شناسایی آثار مناسب، بررسی کیفیت ترجمه و تدوین معیارهایی برای ارزیابی فرهنگی و زیباییشناختی کتابها باشد.
وی افزود: پیشنهاد دوم، اجرای طرحهای آزمایشی ترجمه فرهنگی است. بهجای آنکه از ابتدا تعداد زیادی کتاب ترجمه شود، میتوان چند اثر منتخب را در ژانرهای مختلف، مانند داستان تصویری، شعر کودک و داستان اخلاقی، انتخاب کرد و برای هرکدام فرایند مشخصی از تحلیل متن، ترجمه، تصویرگری و ارزیابی مخاطب طراحی کرد.
وی با ذکر این مطلب که حمایت از تولید کتابهای دوزبانه فارسی ـ عربی سومین پیشنهاد در این زمینه است گفت: آثاری که در کنار آشنایی با ادبیات و فرهنگ دو کشور، امکان یادگیری زبانی و شناخت متقابل را نیز فراهم کنند.
البته طراحی این آثار باید متناسب با گروه سنی و هدف آموزشی آنها باشد.
مروارید یادآورشد: پیشنهاد چهارم، برگزاری برنامههای مشترک قصهخوانی و کارگاههای تصویرگری در مدارس، کتابخانهها، نمایشگاههای کتاب و فضاهای فرهنگی است. این برنامهها میتوانند بهصورت کمهزینه و با همکاری نهادهای موجود آغاز شوند.
وی گفت: پیشنهاد پنجم، توجه به ظرفیتهای صنایع خلاق است؛ بهگونهای که در آثار منتخب، امکان تولید کتاب صوتی، نمایش عروسکی، محتوای تصویری یا برنامههای هنری مکمل نیز بررسی شود. و پیشنهاد ششم، ایجاد شبکهای برای معرفی متقابل نویسندگان، مترجمان و ناشران ایرانی و تونسی است. این شبکه میتواند به تبادل تجربه، شناسایی آثار مناسب برای ترجمه و شکلگیری پروژههای مشترک کمک کند.
وی افزود: در تمام این پیشنهادها، اصل راهنما باید کیفیت فرهنگی و هنری اثر و تناسب آن با نیاز مخاطب کودک باشد؛ نه صرفاً تعداد کتابهای ترجمهشده یا گستردگی محصولات تولیدی.
جمعبندی در خصوص نقش ترجمه کتاب
وی یاداورد: هنگامی که کتابی را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه میکنیم، چه چیزی را انتقال میدهیم؟ اگر ترجمه را صرفاً انتقال واژهها بدانیم، بخش مهمی از آنچه در ادبیات کودک اهمیت دارد، از نگاه ما پنهان میماند. اما اگر ترجمه را فرایند بازآفرینی فرهنگی بدانیم، آنگاه باید به سه مسئولیت همزمان توجه کنیم.
وی افزود: نخست، مسئولیت در برابر مؤلف و اثر؛ یعنی شناخت قصد، حفظ هویت و پرهیز از تحریف. دوم، مسئولیت در برابر مخاطب؛ یعنی توجه به زبان، تجربه زیسته، سن، تخیل و حق او برای برخورداری از تجربه زیباییشناختی. و سوم، مسئولیت در برابر زمینه اجتماعی دریافت اثر؛ یعنی فراهمکردن امکان دسترسی، گفتوگو، تفسیر و مشارکت فرهنگی.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی بیان کرد: در این چارچوب، وفاداری و خلاقیت در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند. خلاقیت مسئولانه میتواند وسیله تحقق وفاداری باشد. صورت هنری جایگزین محتوا نیست؛ بلکه میتواند امکان دریافت عمیقتر آن را فراهم کند. و نشر نیز با چاپ کتاب پایان نمییابد؛ بلکه در شبکهای از تجربههای فرهنگی ادامه پیدا میکند.
وی افزود: از این منظر، کتاب کودک تنها یک محصول فرهنگی نیست؛ میتواند نقطه آغاز رابطهای میان دو زبان، دو سنت ادبی و دو جهان تجربه باشد. هنگامی که یک کودک تونسی با داستانی ایرانی ارتباط برقرار میکند، یا یک کودک ایرانی با داستانی از تونس آشنا میشود، ما فقط یک متن را از مرزهای زبانی عبور ندادهایم؛ بلکه امکان گفتوگو میان دو تجربه انسانی را فراهم کردهایم. و شاید ارزش نهایی ترجمه ادبیات کودک در همین نکته باشد: اینکه بتوانیم تفاوتهای فرهنگی را حفظ کنیم، بدون آنکه ارتباط میان انسانها را دشوار سازیم؛ بتوانیم یک میراث فرهنگی را معرفی کنیم، بدون آنکه مخاطب را از جهان خود دور کنیم؛ و بتوانیم معنا را منتقل کنیم، بهگونهای که نهفقط فهمیده شود، بلکه در تخیل و تجربه مخاطب نیز جایگاهی پیدا کند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پایان بیان کرد: ترجمه موفق ادبیات کودک، انتقال یک کتاب از فرهنگی به فرهنگ دیگر نیست؛ بازآفرینی جهانی از معنا، زیبایی و تجربه است که کودکِ فرهنگ مقصد بتواند در آن زندگی کند.










نظر شما