سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ |۱۳ شعبان ۱۴۴۱ | Apr 7, 2020
کد خبر: 888913
۱۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۷
خون دل

حوزه/ خون دل؛ کنکاش تاریخی نامه منشور روحانیت امام خمینی(ره)، جدیدترین اثر جواد موگویی، توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، خون دل؛ کنکاش تاریخی نامه منشور روحانیت امام خمینی(ره)، جدید ترین اثر جواد موگویی(نویسنده کتاب آخرین نخست وزیر) همزمان با سالروز صدور پیام منشور روحانیت حضرت امام حمینی(ره) توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شد.

دیدگاه امام (ره) در جریانِ خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان در حوزه‏ های علمیه و تحمل تلخی فشارها و ضربات این جریانات در طول دوران مبارزه و بیان امام نسبت به مروجان اسلام آمریکایی، همچنین ژست تقدس مآبی عده ای از روحانیون در حوزه های علمیه که چنان تیشه به ریشۀ دین و انقلاب و نظام می‏زنند که گویی وظیفه‏ ای غیر از این ندارند و این امر چنان بر امام سخت و طاقت فرسا بوده که وقتی پس از نیم قرن برای نگارش منشور روحانیت دست به قلم شد با تلخی نوشت: خون دلی که از پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.

جواد موگویی که از مستند سازان و تاریخ نگاران خوب کشور به شمار می رود که این بار سراغ منشور روحانیت حضرت امام (ره) می رود.

نویسنده کتاب غبار در خرداد با توجه به دغدغه شخصی و همچنین بر اساس تحقیقات و تاریخ پژوهی های چند سال گذشته به این نکته می‌رسد که باید بیش از پیش روشنگری کرد و تاریخ ایران مخصوصا بیانات حضرت امام را مرور و تبیین کرد.

جواد موگویی در این باره میگوید: با توجه به صراحت کلام حضرت امام(ره) در نامه منشور روحانیت، متاسفانه درباره این نامه هیچ گاه بررسی و پژوهشی نشده و این جای تاسف است که با گذشت ۳۲ سال از نگارش این نامه دستگاه ها و نهاد های فرهنگی و تبلیغی هیچ بررسی و پژوهشی با این محوریت منتشر نکرده اند.

لذا در این اثر علاوه بر متن نامه منشور روحانبت، پژوهش هایی در مورد اصل منشور و همچنین شخصیت هایی که در تاریخ انقلاب دچار انحراف و خدشه به نظام جمهوری اسلامی مخصوصا روحانیت وارد کرده اند مورد برسی قرار گرفته است.

گزیده متن

چند ماهی از پایان جنگ گذشته بود که امام دست به قلم شد و نامه ای خطاب به روحانیون نوشت که به نامه منشور روحانیت معروف شد. امام در این نامه برای نخستین بار از رنج ها و ملالت های جریاناتی در حوزه های علمیه سخن می گوید که ار ابتدای شروع نهضت به مقابله با او پرداختند.

در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می نمود. بلکه علاوه بر آن، از داخل جبهه خودی، گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جر و جان را می سوخت و می درید.

گزیده ای از منشور امام خمینی(ره)

استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت و حوزه‏ها مأیوس شد، دو راه برای ضربه زدن انتخاب نمود؛ یکی راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتی حربۀ ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راههای نفوذ تقویت گردید. اولین و مهمترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‏ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون‏شأن فقیه و ورود در معرکۀ سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می‏آورد؛ یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته‏اند. گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی‏دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است، هرگز؛ ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاریتر از اغیار بوده و هست.

در شروع مبارزات اسلامی اگر می‏خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‏شنیدی که شاه شیعه است! عده‏ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‏دانستند و هیچ‏کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دستۀ متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است. وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الاّ عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‏ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‏ها بود که هر کس کج راه می‏رفت متدینتر بود. یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می‏رفت. در مدرسۀ فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‏ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‏گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‏یافت، وضع روحانیت و حوزه‏ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‏شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‏ها را حفظ نمود.

313/60

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =