یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
عدالت و مسئولیت‌پذیری، معیار مشروعیت سیاسی در اندیشه فردوسی است

حوزه / قائمی با اشاره به مبانی اندیشه سیاسی فردوسی در شاهنامه، عدالت‌خواهی و مسئولیت‌پذیری حاکمان را از عوامل اساسی حفظ مشروعیت سیاسی دانست و گفت: قدرت به‌تنهایی برای تداوم جایگاه فرمانروایی کافی نیست و ستمگری می‌تواند به آشفتگی و آسیب‌های اجتماعی منجر شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، فرزاد قائمی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در سلسله‌نشست‌های تخصصی خون‌خواهی امام شهید با موضوع فلسفه انتقام در شاهنامه و کارکردهای سیاسی و اجتماعی آن برای ایران امروز، با تشریح جایگاه شاهنامه در شکل‌گیری هویت ایرانی، کین‌خواهی را در این اثر فراتر از انتقام شخصی دانست و بر پیوند آن با عدالت، مشروعیت سیاسی و ترمیم آسیب‌های اجتماعی تأکید کرد.

این نشست با همکاری دانشگاه فردوسی مشهد و پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در محل این پژوهشگاه برگزار شد.

شاهنامه؛ میراث هویت‌ساز ایرانیان

قائمی با اشاره به توجه ویژه رهبر شهید به شاهنامه فردوسی، اظهار داشت: شاهنامه از مهم‌ترین متون سیاسی و فرهنگی تاریخ زبان فارسی است که در طول حدود هزار سال گذشته در حفظ زبان فارسی و تداوم هویت ایرانی نقش داشته است.

وی با اشاره به فراز و فرودهای جایگاه شاهنامه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، افزود: در سال‌های نخست انقلاب، نگرش‌های منفی نسبت به شاهنامه وجود داشت و حتی نام فردوسی از دانشگاه فردوسی مشهد حذف شد و این دانشگاه تا سال ۱۳۶۳ با عنوان دانشگاه مشهد شناخته می‌شد؛ اما توجه رهبر شهید به این اثر در تغییر نگرش‌ها نسبت به فردوسی و میراث حماسی ایران مؤثر بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به بازدید رهبر شهید از توس در ۱۹ تیر ۱۳۷۵ تصریح کرد: این بازدید در تغییر فضای فرهنگی و توجه جامعه به شاهنامه اهمیت داشت و قرار بود سی‌امین سالگرد آن با محوریت نقش شاهنامه در انسجام ملی گرامی داشته شود که این برنامه به دلیل رخدادهای پیش‌آمده برگزار نشد.

قائمی با بیان اینکه شاهنامه فراتر از یک اثر ادبی، در شکل‌گیری هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان نقش داشته است، گفت: فردوسی در دوره‌ای که ساختار سیاسی منطقه بر پایه حکومت‌های متعدد و خلافت عباسی استوار بود، بارها از ایران نام برد و تصویری از هویت مشترک ایرانی ارائه کرد.

وی افزود: واکنش حکومت‌های مختلف به شاهنامه نشان می‌دهد که این اثر همواره از اهمیت سیاسی و فرهنگی برخوردار بوده است؛ از دوره مغول به بعد نیز حضور شاهنامه در دربارها و میان نخبگان فرهنگی پررنگ‌تر شد و روایت‌های آن از طریق سنت نقالی به میان مردم راه یافت.

قائمی با اشاره به برداشت‌های سیاسی از شاهنامه در دوره‌های مختلف ابراز کرد: در دوره پهلوی، از این اثر در مواردی تفسیری با تأکید بر هویت ایران پیش از اسلام ارائه شد و همین رویکرد در شکل‌گیری برخی نگرش‌های منفی نسبت به شاهنامه در میان جریان‌های سیاسی پس از انقلاب نیز تأثیر گذاشت.

وی با تأکید بر اینکه شاهنامه را نباید صرفاً اثری در ستایش پادشاهی دانست، افزود: در این منظومه، جایگاه سیاسی و اجتماعی افراد به‌تنهایی معیار خوبی و بدی نیست، بلکه کردار و رفتار آنان اهمیت دارد؛ رستم نیز در برخی روایت‌ها در برابر کاووس، پادشاه خودرأی و زورگو، می‌ایستد و تصمیم‌های او را به چالش می‌کشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، بازخوانی ابیات شاهنامه درباره پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) و بررسی نسبت اندیشه فردوسی با فرهنگ اسلامی و تشیع را از موضوعات مهم پژوهشی دانست و بر ضرورت بررسی دقیق متن و نسخه‌های مختلف این اثر تأکید کرد.

ادبیات حماسی شیعی؛ میراث کمترشناخته‌شده

قائمی با اشاره به شکل‌گیری جریان ولایت‌نامه‌سرایی از قرن هشتم هجری، بیان کرد: در این دوره، آثاری با الهام از زبان و قالب حماسی شاهنامه و با موضوع فضائل و کرامات اهل‌بیت(ع) پدید آمدند که در گسترش ادبیات حماسی شیعی نقش داشتند.

وی خاوران‌نامه و منظومه‌های حمله حیدری را از نمونه‌های این جریان ادبی برشمرد و گفت: بخش مهمی از آثار حماسی شیعی هنوز به‌صورت شایسته تصحیح، منتشر و معرفی نشده‌اند و این مسئله ضرورت حمایت از پژوهش‌های تخصصی در این حوزه را نشان می‌دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به جایگاه بازل مشهدی در سنت حماسه‌سرایی فارسی، یادآور شد: آثار این شاعر و دیگر سرایندگان منظومه‌های حماسی شیعی، ظرفیت گسترده‌ای برای پژوهش دارند؛ اما بخش قابل‌توجهی از این میراث همچنان از دسترس عمومی و پژوهشی دور مانده است.

قائمی با ورود به تحلیل درون‌متنی شاهنامه، فرّه و کین‌خواهی را دو مفهوم کلیدی برای فهم اندیشه سیاسی این اثر معرفی کرد و یادآور شد: فرّه در فرهنگ ایران باستان با شکوه، فروغ و حمایت الهی پیوند دارد و در شاهنامه، حفظ آن با دادگری و انجام درست مسئولیت‌ها ارتباط پیدا می‌کند.

وی با اشاره به داستان جمشید افزود: جمشید در آغاز پادشاهی منشأ پیشرفت و تحول است، اما هنگامی که دچار غرور می‌شود و دستاوردها را به خود نسبت می‌دهد، فرّه از او گسسته می‌شود و زمینه سقوطش فراهم می‌آید.

قائمی تأکید کرد: در منطق شاهنامه، قدرت سیاسی به‌تنهایی برای حفظ مشروعیت کافی نیست و رفتار حاکم و پایبندی او به عدالت در تداوم جایگاهش اهمیت دارد؛ در این چارچوب، ستمگری فرمانروا تنها پیامدی فردی ندارد، بلکه می‌تواند جامعه را نیز گرفتار آسیب و آشفتگی کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به داستان‌های سیامک و ایرج خاطرنشان کرد: در شاهنامه، خون‌خواهی از همان روایت‌های آغازین با مقابله با جنایت و بازگرداندن نظم پیوند دارد؛ پس از کشته‌شدن سیامک، هوشنگ برای خون‌خواهی او به مقابله با عاملان جنایت می‌رود و در داستان ایرج نیز منوچهر مأموریت می‌یابد عاملان قتل او را مجازات کند.

وی ادامه داد: این روایت‌ها نشان می‌دهد که کین‌خواهی در شاهنامه صرفاً واکنشی فردی و احساسی نیست، بلکه در پیوند با مسئولیت سیاسی و ترمیم آسیب واردشده به جامعه معنا پیدا می‌کند.

قائمی با اشاره به داستان رستم و اسفندیار، بیان کرد: پیامدهای کردار شخصیت‌ها در شاهنامه تابع جایگاه و قدرت آنها نیست و حتی پهلوانی مانند رستم نیز از عواقب اقدامات خود مصون نمی‌ماند؛ این مسئله اهمیت معیارهای اخلاقی و مسئولیت‌پذیری را در جهان‌بینی فردوسی نشان می‌دهد.

قائمی با معرفی داستان کیخسرو و خون‌خواهی سیاوش به‌عنوان یکی از محوری‌ترین روایت‌های شاهنامه، تصریح کرد: در این داستان، کین‌خواهی در سه مرحله وحدت سیاسی، بازسازی کشور و مجازات عاملان جنایت پیش می‌رود.

وی مرحله نخست را پایان‌دادن به اختلافات داخلی دانست و گفت: هنگامی که کیخسرو به قدرت می‌رسد، ایران از چنددستگی سیاسی آسیب دیده است. او ابتدا گروه‌های مختلف را گرد هم می‌آورد و زمینه اتحاد آنان را فراهم می‌کند تا انسجام داخلی برای مقابله با دشمن و بازسازی کشور شکل بگیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، بازسازی کشور و رسیدگی به مشکلات مردم را مرحله دوم این فرایند معرفی کرد و یادآور شد: کیخسرو پس از ایجاد وحدت، برای برطرف‌کردن مظاهر ستم و فقر و بازگرداندن سامان به جامعه اقدام می‌کند؛ بنابراین، در الگوی کین‌خواهی شاهنامه، رسیدگی به وضعیت مردم و جبران آسیب‌های گذشته نیز اهمیت دارد.

قائمی مرحله سوم را مجازات عاملان جنایت دانست و عنوان کرد: کیخسرو پس از ایجاد انسجام سیاسی و بازسازی کشور، برای خون‌خواهی سیاوش و مجازات افراسیاب و گرسیوز اقدام می‌کند، این مسیر با مجموعه‌ای از نبردها و رخدادهای حماسی همراه است و در نهایت به مجازات عاملان اصلی جنایت می‌انجامد.

وی تأکید کرد: این الگو نشان می‌دهد که کین‌خواهی در شاهنامه به معنای انتقام‌گیری صرف نیست، بلکه فرایندی برای بازگرداندن نظم، ترمیم مشروعیت سیاسی و احیای عدالت در جامعه به شمار می‌رود.

قائمی با اشاره به پایان پادشاهی کیخسرو، اظهار کرد: پس از پایان مأموریت او، سروش در روایت شاهنامه بر وی ظاهر می‌شود و پایان دوران شهریاری‌اش را اعلام می‌کند. کیخسرو نیز قدرت را به لهراسب واگذار می‌کند و از پادشاهی کناره می‌گیرد.

وی یادآور شد: این پایان نمادین نشان می‌دهد که در خوانش سیاسی شاهنامه، فرمانروایی با انجام مسئولیت و تحقق مأموریت ارتباط دارد و ماندن در قدرت به‌خودی‌خود هدف نهایی نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر ضرورت تقویت مطالعات شاهنامه در فضای علمی و فرهنگی کشور، خاطرنشان کرد: بخش مهمی از میراث حماسی ایران و ادبیات حماسی شیعی همچنان به پژوهش، تصحیح و انتشار نیاز دارد و اقدامات پراکنده برای معرفی این آثار کافی نیست.

قائمی با اشاره به فعالیت مراکز پژوهشی خارج از ایران در زمینه گردآوری نسخه‌های خطی و مطالعات شاهنامه، تأکید کرد: لازم است نهادهای فرهنگی و دانشگاهی با حمایت مستمر از پژوهش‌های تخصصی، زمینه دسترسی عمومی به منابع و تولید محتوای علمی و رسانه‌ای درباره این اثر را فراهم کنند.

وی تولید فیلم، محصولات تصویری، محتوای آموزشی و فعالیت هدفمند در شبکه‌های اجتماعی را از راه‌های معرفی دقیق‌تر شاهنامه به نسل جدید دانست و خاطرنشان کرد: مقابله با برداشت‌های نادرست از این اثر، نیازمند پژوهش مستند و ارائه روایت‌های دقیق و قابل‌فهم برای مخاطبان است.

قائمی تصریح کرد: شاهنامه ظرفیت مهمی برای بررسی مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران امروز دارد و بازخوانی اندیشه فردوسی، به‌ویژه پیوند میان فرّه، عدالت و کین‌خواهی، می‌تواند به شناخت عمیق‌تر میراث فکری و حماسی ایران کمک کند.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha