حجتالاسلام سعید دسمی، استاد حوزه علمیه و کارشناس تربیتی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، درباره الزام متربیان به انجام برخی اعمال، اظهار داشت: الزام کردن متربی یا ملزم کردن نفس، فینفسه اشکالی ندارد و مجبور شدن فرد برای انجام یک کار نیز به خودی خود دارای اشکال نیست؛ اما در این زمینه ملاحظاتی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و در برخی موارد، الزام ممکن است مطلوب نباشد یا حتی به نتیجه معکوس منجر شود.
وی با بیان اینکه در فرایند الزام تربیتی باید سه مرحله «قبل، حین و بعد» مورد توجه قرار گیرد، افزود: زمانی که میخواهیم فردی را نسبت به انجام عملی ملزم کنیم، پیش از آن باید به نوعی برای او انگیزهسازی کنیم و چرایی این الزام را توضیح دهیم. به تعبیری، فرد باید بداند چرا قرار است این عمل را انجام دهد و فلسفه و ضرورت آن برای او تبیین شود.
تبیین چرایی الزام پیش از اجرای آن
حجتالاسلام دسمی ادامه داد: در مرحله حین انجام عمل نیز باید به نحوی، چگونگی و فلسفه الزام برای متربی تبیین و باور او نسبت به آن تقویت و تثبیت شود. نکته مهم این است که عملی که فرد به انجام آن ملزم شده، نباید از روی نفرت و اکراه انجام شود.
وی تصریح کرد: ممکن است انجام یک عمل برای فرد سخت باشد و متربی احساس کند که با یک کار دشوار مواجه است، اما اینکه این عمل را از روی نفرت انجام دهد، مسئله را به ضد خودش تبدیل میکند و نتیجه تربیتی مورد انتظار حاصل نخواهد شد.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: پس از پایان آن عمل نیز باید آثار و پیامدهای الزام برای متربی ملموس شود؛ یعنی فرد متوجه شود که انجام این کار چه فواید مادی یا معنوی برای او داشته است. این آثار میتواند از طریق نتایجی که خود فرد در زندگیاش مشاهده میکند یا حتی از طریق برخی تشویقها، هدایا و امتیازاتی که دریافت میکند، برای او قابل لمس باشد.
الزام باید با شرایط مخاطب تناسب داشته باشد
وی یکی دیگر از نکات مهم در الزام تربیتی را تناسب موضوع الزام با مخاطب دانست و گفت: موضوعی که میخواهیم فرد را نسبت به انجام آن ملزم کنیم، باید با شرایط مخاطب تناسب داشته باشد.
حجتالاسلام دسمی افزود: گاهی موضوعی را برای الزام انتخاب میکنیم، در حالی که با شرایط فرد تناسب ندارد؛ برای مثال، ممکن است از یک پسر یا دختر نوجوان بخواهیم کاری را انجام دهد که متناسب با شرایط سنی و روحی او نیست.
وی ادامه داد: اینکه به یک نوجوان بگوییم ظرفها را بشوید، خانه را تمیز کند، در کتابخانه مسجد فعالیت داشته باشد، یک عمل عبادی مشخص را انجام دهد یا کتاب خاصی را مطالعه کند، در صورتی میتواند در قالب الزام تربیتی قرار گیرد که موضوع الزام با شرایط و ویژگیهای همان مخاطب تناسب داشته باشد.
این کارشناس تربیتی خاطرنشان کرد: نمیتوان موضوعی را که مخصوص کودک است، برای نوجوان به عنوان الزام مطرح کرد یا موضوعی را که متناسب با یک جوان است، بدون توجه به شرایط سنی و تربیتی، برای نوجوان تبدیل به الزام کرد. بنابراین، تناسب موضوع الزام با مخاطب یکی از ابعاد مهم این مسئله است.
تکلیف نباید فراتر از توان متربی باشد
وی در ادامه به مسئله «تکلیف مالایطاق» اشاره کرد و گفت: این مسئله با بحث تناسب موضوع الزام با مخاطب متفاوت است. گاهی موضوعی که برای الزام انتخاب کردهایم با فرد تناسب دارد، اما بیش از حد توان او به وی فشار وارد میکنیم.
حجتالاسلام دسمی افزود: فشار بیش از حد توان میتواند انسان را کلافه کند و در نهایت همان الزام را به ضد خودش تبدیل کند. بنابراین، یک کار کم و با دوام، بهتر از کار زیاد و بیدوام است.
وی تأکید کرد: نباید بیش از توان فرد به او تکلیف کنیم؛ زیرا این مسئله میتواند آسیبهای تربیتی به دنبال داشته باشد. ملاک تشخیص تکلیف مالایطاق نیز صرفاً خود ما نیستیم که از نگاه خودمان بگوییم این تکلیف خارج از توان فرد نیست.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: انسان باید نسبت به شرایط مخاطب، آگاهی، علم و معرفت داشته باشد و بسنجد که این تکلیف از نظر شرعی، عرفی و عقلی برای این مخاطب در حد توان او هست یا خیر. بنابراین، شناخت دقیق شرایط مخاطب در تعیین میزان الزام ضروری است.
هدف از الزام باید برای مربی مشخص باشد
وی با اشاره به نکته دیگری در زمینه الزام تربیتی، اظهار داشت: باید مشخص کنیم که در این الزام به دنبال رسیدن به یک هدف مشخص هستیم یا اینکه خود الزام و نفس این سیر برای ما اهمیت دارد.
حجتالاسلام دسمی توضیح داد: اگر هدف ما رسیدن به یک نتیجه مشخص است و در میانه راه مشاهده کردیم که به آن هدف رسیدهایم، دیگر ضرورتی ندارد الزام را ادامه دهیم.
وی افزود: برای مثال، ممکن است هدف ما اصلاح یک رفتار در فرد باشد. اگر آن رفتار اصلاح شد، دیگر نباید بگوییم چون از ابتدا گفته بودیم که فرد باید به مدت مشخصی، در ساعت یا روز معینی، آن عمل را انجام دهد، حتی پس از حل شدن مسئله نیز باید همان الزام ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، انسان میتواند الزام را بردارد.
تفاوت هدف مقطعی با ایجاد یک رویه تربیتی
این کارشناس تربیتی خاطرنشان کرد: البته گاهی هدف ما صرفاً اصلاح یک رفتار یا رسیدن به یک نتیجه مقطعی نیست؛ بلکه اساساً میخواهیم فرد با یک مسئله، نوعی سختی و ریاضت را تجربه کند و یک رویه در او شکل بگیرد.
وی ادامه داد: اگر هدف، ایجاد چنین رویهای باشد و رسیدن به یک نقطه خاص و مقطعی مدنظر نباشد، طبیعتاً خود این سیر برای ما اهمیت پیدا میکند و الزام میتواند تا رسیدن به آن هدف تربیتی ادامه پیدا کند.
الزام تربیتی باید با لذت همراه شود
حجتالاسلام دسمی در پایان بر ضرورت همراه کردن الزام با لذتبخشی تأکید کرد و گفت: باید کاری کنیم که الزام، به نوعی همراه با لذت باشد و فرد از انجام آن کار احساس لذت کند؛ حتی اگر آن عمل با سختی و دشواری همراه باشد.
وی افزود: برای نمونه، کودکانی که به باشگاه ورزشی میروند، تمرینهای سختی انجام میدهند و ممکن است در جریان تمرین خسته شوند، اما در عین حال از انجام این فعالیت لذت میبرند. همچنین بازیهای جسمی و تحرکی کودکان نیز ممکن است همراه با خستگی و سختی باشد، اما کودک از انجام آن لذت میبرد.
این استاد حوزه علمیه تصریح کرد: در الزامات تربیتی نیز میتوان چنین مدلی را ایجاد کرد؛ یعنی در کنار سختی و الزام، زمینهای فراهم شود که فرد از انجام آن عمل احساس رضایت و لذت کند. این شیوه میتواند آثار خوب و ارزشمندی در فرایند تربیت مخاطب داشته باشد.
انتهای پیام/










نظر شما