خبرگزاری حوزه | خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
سَأَصْرِفُ عَنْ آیٰاتِیَ اَلَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی اَلْأَرْضِ بِغَیْرِ اَلْحَقِّ وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلرُّشْدِ لاٰ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ کٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِینَ.» (اعراف، آیه ۱۴۶)
بهزودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبّر میورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف میسازم. آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمیکنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب میکنند. (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.
شرح:
گاهی انسان حق را میبیند، اما به دلیل تکبّر و غفلت، توان پذیرش و انتخاب آن را از دست میدهد. تعبیر بسیار دقیق آیه این است:
«وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را انتخاب نمیکنند.»، در حالی که «وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا؛ اگر راه گمراهی را ببینند، همان را انتخاب میکنند.»؛ بنابراین، مشکل، ناتوانی در دیدن راه نیست، بلکه مشکل، ناتوانی در انتخاب راه درست است.
از نگاه آیه، تکبّرِ ناحق و استمرار در تکذیب آیات الهی و نیز غفلت، بهتدریج انسان را به جایی میرساند که معیارهای تشخیص و انتخاب او دگرگون میشود؛ بهگونهای که حتی وقتی مسیر رشد در برابر او قرار میگیرد، از آن روی برمیگرداند؛ در واقع، میان شناخت حقیقت و تسلیمشدن در برابر حقیقت و نیز عمل بر اساس آن، فاصله وجود دارد.
نکته ظریفی که ممکن است از این آیه برداشت شود آن است که گاهی انسان - به همان دلیلی که در آیه به آن اشاره شده است - ممکن است راه رشد را ببیند، اما آن را «راهِ خود» نداند؛ یعنی مشکل تنها در تشخیص نظری نیست، بلکه در نسبتدادن حقیقت به زندگی خویش است. چه بسیار انسانهایی که درباره عدالت سخن میگویند، اما به هنگام رویارویی با منافع شخصی، عدالت را کنار میگذارند؛ از تواضع تمجید میکنند، اما حاضر نیستند در برابر حق، اشتباه خود را بپذیرند؛ و از هدایت سخن میگویند، اما هنگامی که هدایت با خواستههای نفس آنان تعارض پیدا میکند، راه دیگری را برمیگزینند. در چنین شرایطی، انسان ممکن است حقیقت را بشناسد، اما نپذیرد؛ ببیند، اما انتخاب نکند؛ و بشنود، اما در برابر آن تسلیم نشود.
از این منظر، تکبّر صرفاً یک صفت اخلاقی ناپسند در کنار سایر صفات نیست؛ بلکه میتواند به یک حجاب معرفتی و ارادی تبدیل شود. انسان متکبّر، حقیقت را تا آنجا میپذیرد که با «منِ» او تعارضی نداشته باشد؛ اما آنجا که پذیرش حقیقت مستلزم کنارگذاشتن خودخواهی، اعتراف به خطا، پذیرفتن سخن حق از دیگری یا تغییر مسیر باشد، نفس سرکش در برابر آن مقاومت میکند. به همین دلیل، قرآن نمیفرماید آنان راه رشد را نمیبینند؛ بلکه میفرماید «لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا»؛ آن را راه خود قرار نمیدهند.
از سوی دیگر، استمرار این وضعیت میتواند قدرت انتخاب انسان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. هر بار که انسان حقیقتی را میشناسد و آگاهانه از آن روی میگرداند، زمینه برای رویگردانی بعدی فراهمتر میشود؛ و هر بار که در برابر نفس و تکبّر تسلیم میشود، مقاومت در برابر حق برای او آسانتر میگردد. به تدریج، آنچه روزی برای انسان ناپسند بود، عادی میشود و آنچه روزی روشن و آشکار بود، دیگر در نگاه او جذابیت و اثرگذاری سابق را ندارد. اینجاست که انسان ممکن است نهتنها راه رشد را ترک کند، بلکه راه گمراهی را با اراده و اطمینان بیشتری انتخاب کند: «وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً».
بنابراین، آیه شریفه هشداری جدی درباره فرآیند تدریجی سقوط انسان از حقیقت است. انحراف همیشه با انکار آشکار و ناگهانی آغاز نمیشود؛ گاهی از یک تکبّر کوچک، یک غفلت کوتاه، یک توجیه، یک نپذیرفتن حقیقت یا ترجیح خواسته نفس بر فرمان الهی آغاز میشود و اگر اصلاح نشود، به تدریج به حالتی میانجامد که انسان در برابر روشنترین نشانهها نیز تسلیم نمیشود. از این رو، راه حفظ انسان در مسیر هدایت، تنها افزایش اطلاعات و آگاهی نیست؛ بلکه تزکیه نفس، فروتنی در برابر حقیقت، مراقبت از قلب و آمادگی برای پذیرش حق نیز ضروری است.
تهیه شده در سرویس علمی-فرهنگی خبرگزاری حوزه










نظر شما