به گزارش خبرگزاری حوزه، خانم خدیجه حامدی، معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) و آقای دکتر مهدی میری پژوهشگر پسادکتری دانشگاه علوم اسلامی رضوی در مقالهای مشترک به موضوع «تابآوری در تنگنا؛ درسهای نهجالبلاغه برای مدیریت جامعه در روزگار تحریم و محاصره اقتصادی» پرداختهاند. متن مقاله به شرح زیر است:
وقتی کشوری هدف محاصره یا تحریم اقتصادی قرار میگیرد، طراحان این فشار بیرونی روی یک هدف اصلی دست میگذارند: خشکاندن منابع معیشتی مردم تا جایی که رشته اعتماد میان ملت و حاکمیت پاره شود. تحریم در ظاهر با مسدود کردن درگاههای مالی و گلوگاههای تجاری آغاز میشود، اما میدان اصلی جنگ در سفره مردم، ذهن شهروندان و میزان پایبندی جامعه به ایستادگی رقم میخورد. در چنین روزگاری، اگر شیوه اداره کشور به جای ترمیم زخمهای معیشتی به سخنرانیهای کلی، فرافکنی مشکلات یا تصمیمهای شتابزده خلاصه شود، ظرفیت تحمل جامعه خیلی زود فرو میریزد. اینجاست که بازخوانی سیره و کلام امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، نه به عنوان توصیههایی دور از واقعیت، بلکه در قامت یک راهنمای عملی برای نجات جامعه از گرداب فشارهای اقتصادی رخ مینماید؛ راهنمایی که تابآوری را نه در «تحمل منفعلانه درد»، بلکه در «اصلاح شیوه اداره کشور» جستوجو میکند.
نخستین درسی که نهجالبلاغه پیش پای مدیران روزگار سخت میگذارد، فهم درست اولویتها در درآمد و تولید است. در اقتصادهای زیر فشار، دولتها معمولاً با کسری بودجه مواجه میشوند و نخستین راهحل دمدستی را افزایش عوارض، فشارهای مالیاتی و برداشت بیشتر از دسترنج مردم میدانند. اما امیرالمؤمنین در عهدنامه مالک اشتر (نامه ۵۳) این منطق غلط را یکسره واژگون میکند. ایشان صراحتاً میفرماید اهتمام زمامدار به آباد کردن سرزمین باید بیش از همتش بر جمعآوری خراج باشد؛ چراکه خراج تنها با آبادانی به دست میآید و کسی که بدون آبادانی مالیات مطالبه کند، شهرها را ویران و بندگان خدا را تباه میسازد. از نگاه آن حضرت، اگر تولیدکنندگان و کشاورزان از سنگینی هزینهها، کمآبی یا آسیب دیدن کسبوکار خود گلایه کردند، حاکم باید از درآمد خود چشم بپوشد و مالیات را بکاهد. شگفت اینجاست که حضرت تأکید میکند این تخفیف نباید بر والی سنگین بیاید، چراکه این مال در اصل «ذخیرهای» است که در دست خود مردم میماند تا چرخ کار بچرخد؛ و مهمتر آنکه سرمایه اعتماد و همدلی عمومی را زنده نگه میدارد.
خطای بزرگ دیگری که در شرایط تحریم جامعه را از پا درمیآورد، میدان دادن به واسطهگران، رانتخواران و مهار نکردن بازار است. در روزهای تلاطم، عدهای تنگنای کشور را فرصتی طلایی برای مالاندوزی خود میبینند. در همان نامه ۵۳، امام پس از آنکه زحمت تاجران و صنعتگران را پاس میدارد و آنان را مایه خیر میخواند، بیپرده به آسیبهای این حوزه اشاره میکند و مینویسد: در میان این گروه، افراد بخیل، محتکر و کسانی هستند که به دلخواه خود روی کالای مردم نرخهای گران میگذارند؛ پدیدهای که زیانش مستقیماً به توده مردم میرسد و ننگ آن بر پیشانی حاکمان میماند. حضرت به روشنی دستور میدهد: «از احتکار جلوگیری کن… و دادوستد باید آسان و بر موازین عدالت باشد». در منطق علوی، نظارت بر بازار امری تشریفاتی نیست؛ جامعهای که احساس کند در اوج تحریم خارجی، عدهای در داخل با پنهان کردن کالا و سوداگری بر گرده او سوار شدهاند، انگیزهای برای مقاومت نخواهد داشت.
اما ویرانکنندهترین ضربه به تابآوری یک ملت زمانی وارد میشود که مردم ببینند سختی تحریم فقط برای آنهاست و اطرافیان قدرت در امنیت کامل و وفور نعمت روزگار میگذرانند. امیرالمؤمنین در سیره خود نشان داد که تحریم و جنگ، بیش از هر چیز مستلزم جراحی امتیازهای ویژه است. در همان نامه ۵۳ مالک اشتر، حضرت به صراحت هشدار میدهد: «همانا حاکمان را نزدیکان و دوستانی است که خوی خودخواهی، دستاندازی به اموال دیگران و کمی انصاف در معامله دارند؛ ریشه این وضعیت را با قطع کردن اسباب آن بخشکان، و به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت تکهزمینی از اموال عمومی واگذار مکن». این روحیه سازشناپذیر را میتوان در خطبه ۱۵ نهجالبلاغه نیز دید؛ جایی که حضرت درباره اموال عمومی که در دوره پیشین به ناحق بخشیده شده بود سوگند یاد میکند که حتی اگر آن اموال کابین زنان یا بهای خرید کنیزان شده باشد، همه را به بیتالمال مسلمین بازمیگرداند. وقتی مردم سلامت دستاندرکاران را در عمل ببینند و مطمئن شوند هیچ درباری و خویشاوندی از قانون فرار نمیکند، سختی معیشت را راحتتر به جان میخرند.
تابآوری در اصلاح شیوه اداره کشور است
جامعه تابآور جامعهای نیست که به زور ساکت نگاه داشته شده باشد، بلکه جامعهای است که دردهای خود را بدون لکنت با کارگزاران در میان بگذارد. علی علیهالسلام در نامه ۵۳ خطاب به مالک میفرماید: برای نیازمندان و دردمندان وقتی را مشخص کن که شخصاً با آنان بنشینی؛ در مجلسی عمومی که در برابر خدایت فروتنی کنی و در آن مجلس، نظامیان و محافظان خود را کنار بزنی تا هر کس با تو حرف دارد، بدون ترس، لرزش و لکنت کلام حق خود را بگوید. حضرت در ادامه به سخن پیامبر خدا صلیالله علیه و آله تمسک میجوید که فرمود: «امتی به پاکی و قداست نخواهد رسید مگر اینکه حق ضعیف از قدرتمند، بدون ترس و لکنت گرفته شود». این شفافیت و دسترسی بیواسطه، مانع از آن میشود که مردم حس کنند صدایشان زیر چرخ دیوانسالاری اداری خفه شده است؛ حسی که اگر پدید آید، هیچ کشوری در بحران دوام نخواهد آورد.
در کنار تمام این ساختارها، اصل همسطحی حاکمان با مردم ضعیف، ستون فقرات نگاه اقتصادی نهجالبلاغه است. امام هنگامی که با زندگی سخت و ساده خود مورد پرسش قرار میگیرد، در خطبه ۲۰۹ (در دیدار با علاء بن زیاد) میفرماید: «خداوند بر پیشوایان دادگر واجب کرده است که خود را با مردم تهیدست برابر قرار دهند تا تنگدستی بر فقیر سنگینی نکند و او را از پای درنیاورد». این همسطحی، صرفاً یک فضیلت فردی نیست؛ بلکه یک راهبرد حکمرانی برای حفظ روحیه عمومی است. وقتی کارگزار با تجملات و سفرههای رنگین زندگی میکند، هر توصیهای به قناعت، توهین به شعور مردم تلقی خواهد شد؛ اما وقتی مردم رنج مسئولان را همسنگ رنج خویش ببینند، همدلی اجتماعی و روح فداکاری در جامعه جوانه میزند.
در جمعبندی باید گفت: تابآوری جامعه در برابر تحریم و فشارهای خردکننده خارجی، با بخشنامه و توصیههای اخلاقیِ یکطرفه ساخته نمیشود. راهکار نهجالبلاغه شفاف، عملی و شجاعانه است: برداشتن بار مالی از دوش تولیدکننده، کوتاه کردن دست باندهای قدرت از رانتهای عمومی، بستن راه محتکران و سوداگران، گشودن درِ اتاق مسئولان به روی مردم بیصدا، و زیست ساده کارگزاران. اگر این زنجیره اصلاحات در داخل به راه بیفتد، هیچ محاصرهای توان درهم شکستن اراده یک ملت را نخواهد داشت؛ چراکه سرمایه اصلی هر کشور در روزهای سخت، دلگرمی و اعتمادی است که مردم به عدالت خانه خود دارند.
انتهای پیام/










نظر شما