پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۴
شرمنده‌‌ام از این میزبانی!

حوزه/ فرزند زهرا، می‌ترسم که میهمان این میزبان نابینا شده باشید و شرط ادب میزبانی به جا نیاورده باشم!!

چونان برگی در آغوش باد، یا نفسی که در سپیده دم هر صبح برمی‌آید؛ با تمام قسمت‌هایی که نصیبم نشد، و تمام اندیشه‌هایی که با عشقِ به الهم عجل لولیک الفرج، در تمام لحظه‌های بی‌ثانیه، ثانیه شمار روایت‌های زندگیم شده‌اند و سفره‌ دل پهن کرده‌ام و به هفت سین انتظار آراسته‌ام تا شاید این سال با بقیه‌ سال‌ها متفاوت باشد.

مولای من، به آن ندیدن‌های همیشه‌ تان قسم، اگر نمی‌بینمتان، اما یقین دارم امشب حتماً بر سر سفره‌ یتیمی بی‌نوا نشسته اید و یا شاید کودکی یتیم سر بر زانوانتان گذارده و داغ یتیمی از یاد برده و به نوای دلنشین شما دل سپرده است؛

مهدی جان،

 انگار در اندیشه‌های شیعیانتان، وعده‌ آمدن را داده‌اید که سالهاست دوست داران اهل بیت(علیهم السلام) دل در گرو هفت سین مهر شما و خاندان بزرگوارتان سپرده‌اند و نام و نشان خود را در حضور قریب مولای از نظر غایب خود جستجو می کنند.

مولای غایب از نظرها، به این همه غیبت موجه تان قسم، مگر نه این است که شرط احترام میزبان، اجابت دعوت از سوی مدعو است، اما مگر نه این است که گناه و معصیت کورم کرده و حضور میزبان نابینا، نور حضور میهمان عزیز و والامقامش را نمی بیند و هزاران البته به شفاعت مادرت زهرا دلبسته‌ام.

فرزند زهرا،

 می‌ترسم میهمان این میزبان نابینا شده باشید و شرط ادب میزبانی به جا نیاورده باشم!! ، عطر حضورتان را نچشیده و برکت قدم مبارک شما را بی‌پاسخ گذاشته باشم.

مهدی جان،

ماه چهارده‌ شب هایمان شو و دلهایمان  را به خانه‌ دوست راهبری کن.

دل‌نوشت: مجتبی اشرافی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha