پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰
سواد خانواده | آخرین بار کی به فرزندتان گفتید: دوستت دارم؟؛ توصیه‌ای مهم برای والدین

حوزه / نفوذِ آسیب‌های اجتماعی به باورهای فرزندان، واقعیتی انکارناپذیر است. راهکارِ کلیدی برای مصونیتِ او در برابر این فشارها، «محبتِ عاشقانه» در کانون خانواده است؛ ابزاری که تاب‌آوری فرزند را در دنیای بیرون تضمین می‌کند و او را در مسیر درست نگه می‌دارد.

اشاره؛

به گزارش خبرگزاری حوزه، امروز خانواده‌ها در فضایی زندگی می‌کنند که مرزهای فرهنگی در هم شکسته و کودکان و نوجوانان بی‌محابا در معرض هجمهٔ آلودگی‌ها و محرک‌های فضای مجازی قرار دارند. در چنین شرایطی، «تربیت جنسی» دیگر یک موضوع گزینشی نیست، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای صیانت از سلامت نسل آینده است؛ چرا که غفلت در این عرصه تاوان سنگینی دارد و دشمن با تمام توان برای انحراف غرایز جوانان وقت گذاشته است.در همین راستا، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی پیرامون این موضوع حیاتی، نکات بسیار عمیق و راهگشایی را بیان کرده‌اند که با احترام و به نیت بهره‌مندی دغدغه‌مندانِ عرصهٔ تربیت، تقدیم مخاطبان گرامی می‌گردد.طسس4سسث

مروری بر جلسه گذشته:

تا زمانی که خودمان مهذب نشویم و به معنای واقعی کلمه ایمان نیاوریم، نمی‌توانیم ایمان فرزندانمان را تقویت کنیم؛ چراکه:

«ذات نایافته از هستی‌بخش / کی تواند که شود هستی‌بخش»

وقتی به تهذیب نفس می‌پردازیم، به چهار دستاورد مهم می‌رسیم:

۱. تقویت روح: توان روحی‌مان افزایش می‌یابد و می‌توانیم بار سنگین تربیت را بر دوش بکشیم.

۲. دعوت عملی: خودِ خودسازی و پاکی درونی، بهترین الگو و دعوت‌کننده دیگران به ایمان است.

۳. نفوذ کلام و اثرگذاری معنوی: با تهذیب نفس، انسان رنگ خدایی می‌گیرد و کلام و نَفَسش الهی می‌شود؛ در نتیجه، اثر سخنانش بر فرزندان و شاگردان دوچندان خواهد شد.

۴. تهذیب نفس، عاملِ یافتنِ مسیر و راهکار است. کسی که شناخت عمیقی از تربیت و انسان داشته باشد، درمی‌یابد که در بسیاری از موارد، حتی با وجود دانشِ فراوان، ممکن است دچار تحیر شود؛ در چنین شرایطی، طبق آنچه در آیات و روایات آمده، تنها راهِ خروج از حیرت، همین تهذیب نفس است.

چرا فرزندمان در خانه متدین است اما در جامعه تغییر می‌کند؟

جلسه دهم:

در این جلسه (جلسه دهم)، از اولین نکته پیرامون راهکارهای تقویت و افزایش ایمان فرزندان عبور می‌کنیم. از آنجا که قصد دارم مطالب را سریع‌تر پیش ببرم، به همین مقدار بسنده می‌کنم؛ اما امیدوارم این عبورِ گذرا باعث نشود که از اهمیتِ والای این موضوع غافل شویم.

دومین نکته در رفتار با فرزندان، توجه به دو اصلِ «محبت» و «کرامت» است.

اگر می‌خواهید فطرت فرزندانتان شکوفا شود و مانعِ این شکوفایی نباشید، باید حتماً این دو اصلِ سفارش‌شده در روایات را رعایت کنید؛ یعنی هم به فرزندان محبت کنید و هم تربیتِ کریمانه داشته باشید، به گونه‌ای که شخصیت و کرامت آن‌ها حفظ شود. در این باره سخن کوتاهی دارم که خواهشمندم با دقت توجه کنید.اگر بتوانید به ارجاعاتی که می‌دهم مراجعه کنید، خیالم راحت می‌شود که این دو مبحث به‌درستی جایگاه خود را پیدا کرده و تأثیر لازم را گذاشته‌اند.

در نکته اول گفتیم که باید به خود بپردازید و درونتان را پاک کنید؛ این طهارتِ درونی به پنج دلیل در تربیت فرزندان، به‌ویژه در تربیت جنسی، اثرگذار است. اکنون به سراغ نحوه رفتار با فرزندان می‌رویم؛ اینکه چگونه با آن‌ها برخورد کنید؟ تا فطرتشان شکوفا شود و شما مانع این شکوفایی نباشید.

*معجزه محبت؛ کلیدِ همانندسازیِ فرزند با والدین

دو اصل «محبت» و «کرامت» از اساسی‌ترین اصول تربیت دینی هستند. بحث را از محبت آغاز می‌کنم. اگر می‌خواهید در تربیت فرزندانتان به خود نمره بدهید، یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌ها که ضریب بسیار بالایی هم دارد، کیفیتِ رابطه عاطفی و محبت‌آمیز شما با آن‌هاست.

پدر، چقدر به فرزندانت محبت می‌کنی؟ مادر، میزان محبت تو چقدر است؟ فرزندان چقدر احساس می‌کنند که رابطه‌شان با پدر و مادر یک رابطه عاطفی است؟ یعنی این محبتی که به فرزندتان ابراز می‌کنید، تا چه اندازه واقعاً به او منتقل می‌شود؟ آیا دقت کرده‌اید که گاهی برخی از رفتارهای شما از نگاه خودتان محبت است، اما فرزندتان آن را به‌عنوان محبت دریافت نمی‌کند؟ شاید به این دلیل که او آن کار را وظیفه‌ی ذاتی شما می‌داند، نه راهی برای ابراز عشق. ما باید همواره در حال سنجشِ خود در این مسئله باشیم.

محبت به چند دلیل، رکن اساسی تربیت است؛ اگر کسی در این زمینه ضعیف عمل کند یا غفلت ورزد، باید خود را در «امتحانِ محبت» مردود بداند. اهمیت این موضوع تا حدی است که یکی از اصلی‌ترین آثار محبت را می‌توان در همانندسازی جست‌وجو کرد: محبت باعث می‌شود فرزندان بخواهند شبیه پدر و مادرشان شوند. شما می‌خواهید فرزندانتان در مسیر خودتان قدم بردارند؟ دوست دارید در مسیر قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) حرکت کنند؟ می‌خواهید به عقاید و اخلاق غیردینی پشت کنند؟ اگر این‌ها را می‌خواهید، تا می‌توانید به آن‌ها محبت کنید.

*وقتی محبت، سلاحِ نرم والدین می‌شود

این روزها وقتی با پدر و مادرها صحبت می‌کنم، تأکید می‌کنم: «باور کنید محبتِ عادی دیگر پاسخگو نیست! وقتی از هر سو دشمن به فرزندان ما حمله می‌کند، رابطه پدر و مادر با فرزند باید رابطه‌ای عاشقانه باشد.» باید برای هم «بمیرند» و این عشق و محبت به‌درستی از سوی فرزند دریافت شود. یعنی اگر من برای فرزندم فداکاری می‌کنم، او باید این را حس کند. اگر عاشقانه فرزندم را دوست دارم، او باید این عشق را در رفتار، گفتار، نوع برخورد، در جمع و در خلوت به‌طور کامل دریافت کند؛ نه اینکه این حسِ محبت، در دلم پنهان بماند و به او منتقل نشود.

اما اینکه فقط ادعا کنیم «من برای فرزندم می‌میرم» کافی نیست. ما روایتی داریم که معمولاً آن را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کنیم که حساسیتمان بیشتر متوجه دیگری می‌شود تا خودمان. امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (س) می‌فرمایند:

«اَلمَرءُ عَلی دینِ خَلیلِه»

(انسان بر دین دوست و همنشین خود است). این یعنی اگر می‌خواهی مرام و مسلک کسی را بشناسی، ببین با چه کسی نشست‌وبرخاست می‌کند.

معمولاً ما این روایت را برای فرزندمان به‌کار می‌بریم و می‌گوییم: «حواست به رفیقت باشد؛ پیامبر فرموده‌اند هرکس بر دین دوست خویش است.»

یعنی تمام حواسمان را روی این می‌گذاریم که فرزندمان مراقب باشد با چه کسی دوست می‌شود. اما می‌توان به این روایت نگاه دیگری هم داشت؟

اگر منِ والد، دوستِ صمیمیِ فرزندم شوم، اگر من آن همنشینِ گرم و نزدیک باشم، فرزندم خواه ناخواه به مسیرِ من می‌آید و راهِ مرا انتخاب می‌کند. چرا از این زاویه به قضیه نگاه نمی‌کنیم و چرا از این روایت همیشه فقط برای تذکر دادن به بچه استفاده می‌کنیم؟

چرا فرزندمان در خانه متدین است اما در جامعه تغییر می‌کند؟

نکته دوم اینکه یکی از آثار جدی محبت، «آسان‌سازیِ تبعیت» است. وقتی کسی را دوست داشته باشیم و احساس کنیم او نیاز عاطفی ما را به‌خوبی پاسخ می‌دهد، «چشم گفتن» و اطاعت از او بسیار آسان می‌شود. اگر می‌خواهید فرزندانتان مطیع باشند و راحت حرف‌شنوی داشته باشند، به آن‌ها محبت کنید. باور کنید در مسیر تربیت، بارها و بارها به موقعیت‌هایی برمی‌خورید که نمی‌توانید بسیاری از مسائل را برای فرزندتان توضیح دهید (و تنها کلیدِ راه، همان رابطه عاطفی است).

پیش‌تر هم در بحث «تهذیب نفس» اشاره کردم که فرزند باید از شما تبعیت کند و به شما «چشم» بگوید. یکی از اصلی‌ترین راهکارها برای تربیتِ مطیع، «اسیر کردن فرزندان در دام محبت خودتان» است. این اتفاق به‌ویژه اگر از دوران خردسالی رابطه عاطفی و محبت‌آمیزی شکل گرفته باشد، بسیار ساده و طبیعی رخ می‌دهد.

نکته بعدی: محبت، آرامش‌بخش است. یکی از عوامل رسیدن به آرامش، تهذیب نفس و ذکر خداست؛ راه دیگرِ دست‌یابی به آرامش، «محبت کردن» است. هرچه فرزندان از محبت سیراب‌تر شوند، آرام‌تر می‌شوند و احساس نیازشان به محبت‌های کاذبِ خارج از خانواده کاهش می‌یابد.

پدر عزیز و مادر مهربان! بترسید از اینکه فرزندتان «تشنه‌ی محبت» (ندید بدیدِ محبت) شود. دیده‌اید وقتی کسی در خانه چیزی برای خوردن نداشته باشد، در مهمانی‌ به همه چیز هجوم می‌برد و پدر و مادرش خجالت می‌کشند؛ این مسئله فقط درباره خوردن نیست؛ درباره «محبت» هم دقیقاً همین‌طور است. با کم‌کاری در ابراز محبت، فرزندانتان را «ندیدبدیدِ محبت» بار نیاورید.

باید بدانید که در صورتِ کمبود محبت در خانه، هم در روابط عاطفی بین دو جنس موافق و هم در روابط بین دو جنس مخالف، زمینه برای انحراف بسیار زیاد است.یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری این روابط، «گرسنگیِ عاطفی» فرزندان ماست. گمان نکنید اگر فرزندتان با جنس مخالف ارتباط ندارد، باید خیالتان راحت باشد؛ خیر! آن روابطِ بسیار شدیدِ عاطفی که به وابستگی‌های افراطی می‌انجامد، در ارتباط با جنس موافق نیز می‌تواند خطرناک باشد. در بسیاری از موارد وقتی ریشه‌یابی می‌کنیم، می‌بینیم عامل اصلی، کم‌محبت‌دیدن در محیط خانواده بوده است.

*محبت در خانه، استقامت در جامعه

محبت، «اعتماد» و «احساس امنیت» می‌آفریند. حواسمان باشد؛ وقتی به نیاز عاطفی فرزندمان پاسخ می‌دهیم، در واقع «احساس امنیت» را به او هدیه می‌کنیم. همین پاسخگوییِ درست، باعث می‌شود فرزند اعتماد ویژه‌ای به ما پیدا کند؛ اعتمادی که ما برای هدایت و تربیتِ او، سخت به آن نیازمندیم.

محبت در محیط خانواده، تاب‌آوریِ اجتماعی فرزندان را بالا می‌برد؛ باعث می‌شود در برابرِ «طرد شدن»، «مخالفت‌ها» یا «تفاوتِ نگاه‌ها» در محیط جامعه، آسیب‌پذیر نباشند. یکی از دغدغه‌هایی که شما والدین زیاد با من در میان می‌گذارید این است که: ما در محیط خانه خیالمان راحت است، اما وقتی فرزندمان به مدرسه می‌رود، دست‌وپایمان می‌لرزد. چرا؟ چون می‌ترسید که فرزندتان به‌خاطر نگاه‌های سنگین، تمسخر یا مخالفت‌های دیگران، از تقیدات دینی که در خانه آموخته فاصله بگیرد.

واقعیت این است که فرزندتان تابِ تحملِ طرد شدن را ندارد؛ بنابراین، هرچقدر نسبت به این آسیب‌های اجتماعی نگران‌تر هستید، باید به «محبت‌کردن در محیط خانه» بیشتر بها بدهید.

واقعیت این است که وقتی نیاز عاطفی فرزندان در محیط خانه به‌درستی پاسخ داده شود، در خارج از خانه مقاوم‌تر می‌شوند. اگر از من بپرسید که «چگونه می‌توان در محیط‌های اجتماعیِ ناهمسو با تربیت خانوادگی، استقامت ایجاد کرد؟» پاسخم این است: یکی از عوامل کلیدی، سیراب بودن فرزند از محبت است.

عشق، معجزه می‌کند! گاهی واقعاً حرص می‌خورم از اینکه می‌بینم خداوند زمینه‌ی یک رابطه عاطفی شدید را میان والدین و فرزندان قرار داده است. این محبت و الفت، در نهاد و فطرتِ فرزند و والدین نهادینه شده است؛ لازم نیست آن را از نو بسازید، فقط کافی است از آن بهره ببرید. چرا از این سرمایه خدادادی استفاده نمی‌کنیم؟ بسیاری از مشکلات تربیتی ما تنها با همین رابطه عاطفی حل می‌شود.

به جرأت می‌توان گفت که یکی از ناشکری‌های بزرگِ ما والدین، نادیده گرفتن این سرمایه‌ی عظیم است؛ سرمایه‌ای که خداوند در وجود ما قرار داده تا مسیر تربیتِ فرزندان را هموار کند. با این حال، ما گاهی خودمان این سرمایه را کنار می‌گذاریم و بعد می‌نشینیم و غصه می‌خوریم که «با فرزندمان چه کنیم؟».

*محبت؛ وظیفه‌ای که نباید به تأخیر بیفتد

پس به عنوان نکته‌ای دیگر: محبت باعث می‌شود تاب‌آوری فرزندان ما در محیط‌های غیرخودی و مخالف، افزایش یابد. اما اینکه «چگونه محبت کنیم؟» خود بحثی مفصل است. من در جلد دوم از مجموعه «من دیگرِ ما» با عنوان «خارهای گل‌ شده و گل‌های خار شده» به‌طور مفصل به این موضوع پرداخته‌ام و می‌دانم که بسیاری از شما این کتاب را خوانده‌اید و با آن آشنایی دارید.

آن دسته از عزیزانی که هنوز این کتاب را نخوانده‌اند، پیشنهاد می‌کنم حتماً به آن مراجعه کنند؛ تمامِ آن مجلد درباره‌ی محبت و راه‌های ابراز آن است. گرچه معتقدم خیلی از ما اصولِ محبت کردن را بلدیم، اما باید به این باور برسیم که ابراز محبت یک «ضرورت» و یک «وظیفه» است. اگر نسبت به این اصلِ تربیتی بی‌اعتنا باشیم، ضررهای بسیار جبران‌ناپذیری متوجه فرزندانمان خواهد شد.

چرا فرزندمان در خانه متدین است اما در جامعه تغییر می‌کند؟

*محبت؛ زبانِ مشترکِ فطرت و کلیدِ طلاییِ تربیت

ابراز محبت، هم با زبان و گفتار ممکن است و هم با رفتار. یک مثالِ ساده بزنم؛ همه‌ی ما وقتی کسی را که دوست داریم می‌بینیم، ناخودآگاه با لبخند با او مواجه می‌شویم و خوشحالی‌مان را از دیدنش ابراز می‌کنیم. اما چرا وقتی فرزندمان از مدرسه برمی‌گردد، بسیاری از ما این‌گونه نیستیم؟ چرا از آمدنِ فرزندمان خوشحال نمی‌شویم؟ گاهی برخوردها به‌گونه‌ای است که انگار می‌گوییم: «وای، دوباره این آمد!»؛ همین برخوردهای ناخودآگاه، فرزندمان را از شنیدنِ محبت محروم می‌کند.

کمی به این سؤالات تأمل‌برانگیز فکر کنید:

آخرین باری که به فرزندتان گفتید «دوستت دارم» چه زمانی بود؟ آخرین باری که او را بوسیدید، کی بود؟

این‌ها نکات ساده‌ای هستند، اما باز هم تأکید می‌کنم: تا زمانی که ضرورتِ این کار را با تمام وجود حس نکنیم، آن را انجام نخواهیم داد.

خلاصه‌ی بحثِ من این شد: محبت، یکی از عوامل اصلی و کلیدی در شکوفاییِ فطرتِ فرزندان ماست.

آن دسته از عزیزانی که هنوز این کتاب را نخوانده‌اند، حتماً به آن مراجعه کنند؛ تمامِ آن مجلد درباره‌ی محبت و راه‌های ابراز آن است. گرچه معتقدم خیلی از ما اصولِ محبت کردن را بلدیم، اما باید به این باور برسیم که ابراز محبت یک «ضرورت» و یک «وظیفه» است؛ اگر نسبت به این اصلِ تربیتی بی‌اعتنا باشیم، ضررهای بسیار خطرناکی متوجه فرزندانمان خواهد شد.

ابراز محبت، هم با زبان و گفتار ممکن است و هم با رفتار. یک مثالِ ساده بزنم؛ همه‌ی ما وقتی کسی را که دوست داریم می‌بینیم، ناخودآگاه با لبخند با او مواجه می‌شویم و خوشحالی‌مان را از دیدنش ابراز می‌کنیم. اما چرا وقتی فرزندمان از مدرسه برمی‌گردد، بسیاری از ما این‌گونه نیستیم؟ چرا از آمدنِ فرزندمان خوشحال نمی‌شویم؟ گاهی برخوردها به‌گونه‌ای است که انگار می‌گوییم: «وای، دوباره این آمد!»؛ با همین برخوردهای ساده، فرزندمان را از ابراز محبت محروم می‌کنیم.آخرین باری که به فرزندتان گفتید «دوستت دارم» چه زمانی بود؟ آخرین باری که او را بوسیدید، کی بود؟ این‌ها نکات ساده‌ای هستند، اما باز هم تأکید می‌کنم: تا زمانی که ضرورتِ این کار را با تمام وجود حس نکنیم، آن را انجام نخواهیم داد.

خلاصه‌ی بحث:

محبت، یکی از عوامل اصلی در شکوفاییِ فطرتِ فرزندان است.

اگر می‌خواهید فرزندانتان حرف‌شنوی داشته باشند، در مسیر شما قرار بگیرند، احساس نیاز به خارج از خانه پیدا نکنند و در برابر فضای بیرون تاب‌آوری داشته باشند، از «نیروی محبت» که یک نیروی خدادادی است بهره بگیرید.

آن‌وقت اگر در محیط بیرون فیلمی به فرزندتان نشان دادند، نگاه نمی‌کند؛ اگر دیگران مسخره‌اش کردند، مقاومت‌اش به این راحتی نمی‌شکند. اگر در مهمانی خانوادگی فیلم نامناسبی پخش شد یا دختران و پسران با ظاهری مغایر با تقیدات دینی و فسادانگیز حضور داشتند، به‌راحتی آن مجلس را ترک می‌کند؛ و بسیار مسائل دیگر که با همین سرمایه‌ی خدادادی قابل‌حل است.

برای شنیدن صوت این جلسه کلیک کنید

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha